تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 | 17:30 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

 
    الف ››  بيان معني و مفهوم شعر و نثر:
1 ـ به نام آن خدايي كه نام او راحت روح است و پيغام او مفتاح فتوح است.
جواب): به نام آن خدايي سخن آغاز مي كنم كه ياد و نام او مايه ي آرامش روح است و پيروي از قرآن و عمل به دستورهاي آن، برطرف كننده ي مشكلات و موجب رستگاري است.
2 ـ چشم ما را ضياي خود دِه و ما را آن دِه كه آن بِه و مگذار ما را به كِه و مِه
 جواب): به چشم دل ما، بصيرت و روشنايي ببخش و در زندگي هر آنچه را كه خير و صلاح ما در آن است، نصيب ما كن و ما را جز به خودت، به كس ديگر وا مگذار.
3ـ اي قادري كه خدايي را سزايي.   
جواب): جواب): اي توانايي كه سزاوار و شايسته ي خدايي هستي.
4 ـ دل ما را هواي خود دِه   جواب): به دل هاي ما عشق و محبت خود را عطا بفرما
5ـ چه زنم چو ناي هردم زنواي شوق او دم                كه لسان غيب خوش تر بنوازد اين نوا را
« همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي             به پيام آشنايي بنوازد آشنا را »
جواب) معني بيت اول: ديگر بيش از اين، مانند ني از شوق او ناله سر نمي دهم زيرا اين شوق را حافظ بهتر بازگو كرده است.
معني بيت دوم با توجه به فضاي كلي شعر شهريار: « تمام شب ها را با اين آرزو به سر مي برم كه شايد نسيم سحرگاهي عشق و احساس قلبي مرا به حضرت علي (ع) برساند.»
6ـ چو تويي قضاي گردان، به دعاي مستمندان           كه زجـان مــا بگـردان ره آفـت قضـــا را
جواب): اي علي! اي كه به احترام تو، خداوند، پيشامدهاي ناگوار را تغيير مي دهد؛ تو را قسم مي دهم كه از خداوند بخواهي حوادث بد را از ما بيچارگان و مستمندان دور كند.
7ـ مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ           به شرار قهر سـوزد همـه جـان مـا ســوا را
جواب): اي علي! اميدواريم كه با شفاعت خود، همچون بارش ابر، شعله هاي برافروخته شده در دوزخ را فرو نشاني كه اگر شفاعت تو نباشد، دوزخ همه را در شعله هاي خشم و انتقام خواهد سوزاند.
8 ـ چو رهّام گشت از كشاني ستوه            بپيچيد زو روي و شد سوي كوه
جواب) چون رهام از شكست دادن اشكبوس نا اميد شد و نتوانست در برابر او ايستادگي كند، از او روي برگرداند و به طرف كوهستان گريخت.
9 ـ كشاني بدو گفت بي بارگي               به كشتن دهي سر به يك بارگي
جواب) اشكبوي به رستم گفت: بدون اسب، در اولين رويارويي با من، خودت را به كشتن خواهي داد.
10 ـ كمان را به زه كرد زود اشكبوس           تني لرز لرزان و رخ سندروس
جواب): اشكبوس در حالي كه از ترس، بدنش مي لرزيد و چهره اش زرد شده بود، بند كمان را بست و آن را براي تيراندازي آماده كرد.
11 ـ چو بوسيد پيكان سر انگشت اوي               گذر كرد بر مهره ي پشت اوي
جواب): همين كه تير تا آخرين حد كشيده شد و نوك آن به سرانگشت رستم رسيد، از مهره ي پشت اشكبوس خارج شد.
12 ـ به سوي هژبر ژيان كرد روي                   به پيشش برآمد شه جنگجوي
عمرو به طرف حضرت علي (ع) ، آن شير پرشور ميدان نبرد رفت. حضرت علي نيز به سوي او حركت كرد و در مقابلش قرار گرفت.
13 ـ چنان ديد بر روي دشمن زخشم              كه شد ساخته كارش از زهر چشم
جواب): حضرت علي (ع) آن گونه به عمرو نگاه كرد كه عمرو از آن نگاه خشم آلود هلاك شد
14 ـ پريد از رخ كفر در هند رنگ           تپيدند بتخانه ها در فرنگ
جواب) در آن لحظه كه شمشير حضرت علي (ع) فرود مي آمد، كفر و بت پرستي در جهان به وحشت افتاد.
15 ـ چو غلتيد در خاك آن ژنده فيل           بزد بوسه بر دست او جبرئيل
جواب): هنگامي كه آن عمرو بزرگ و تنومند كشته شد، جبرئيل فرشته ي وحي، حضرت علي (ع) را تحسين كرد.
16ـ هركس اول ترفيع رتبه يافت به عنوان وليمه كباب غاز صحيحي بدهد.
جواب): هر كس اول درجه ي حقوقي اش بالا برود، دعوتي درست كند و در آن كباب غاز مفصّلي بدهد.
17ـ محتاج به تذكار نيست كه در خوراك هم سر سوزني قصور را جايز نمي شمردند.
جواب): لازم به يادآوري نيست كه در كار خوردن غذا ذرّه اي كوتاهي نمي كردند.
18ـ توطئه ي ما دارد مي ماسد. 
 جواب): نقشه ي ما دارد به نتيجه مي رسد.
19ـ به قدر يك وجب خورد رفته بود.
  جواب): به اندازه ي يك وجب ساييده شده و از بين رفته بود.
20ـ ما بقي را نقداً خط بكش و بگذار سماق بمكند.
جواب): بقيه را فعلاً ناديده بگير و بگذار در حسرت دعوت شدن بمانند و انتظار بكشند.
21ـ مهمان ها سخت در محظور گير كرده بودند..... و در مقابل تظاهرات شخص شخيصي چون آقاي استادي دو دل مانده بودند.
جواب): مهمانان به شدت تو رو رودربايستي قرار گرفتند... و در برابر اظهار نظرهاي شخص محترمي مثل آقاي استادي مردّد و بلاتكليف بودند.
22ـ گيله مرد گوشش به اين حرفها بدهكار نبود.
  جواب): گيله مرد به حرف هاي محمد ولي توجهي نمي كرد.
23 ـ باران هنگامه كرده بود.     جواب): باران غوغا كرده بود.
24 ـ آن لاورتون را خودم به درک می فرستادم:  
  جواب): آن رهبر شما را خودم می کشتم.(لاور=رهبر)
25 ـ وکيل باشی مثل جرز خيس خورده وارفت.
جواب)  وکيل باشی مانند ديوار آب خورده، فرو ريخت (از پا درآمد)
26ـ خود تو منو تلکه کردی.    جواب ): خود تو با مکر و فريب از من پول گرفتی.
27‌ـ فكري است. چه طور يك تنه با آن همه دشمن لعين جر بكند.
جواب): در انديشه بود كه چگونه به تنهايي با اين دشمن لعنت شده بجنگد.
28 ـ اسبش را پی مي کنند:  جواب): « ش»: سياوش؛  اسبش را رم مي دهند.
29 ـ سر و پکالش خينی می شود.       جواب):  سر وصورتش خونی می شود (پکال: صورت)
30ـ ماری که از ديشب روی قلبش (زري همسر يوسف) چنبره زده بود سر بلند کرد به نيش زدن.
جواب): غم و اندوه و بُغضي كه ديشب در قلب زري حلقه زده بود، اكنون بيرون جهيد و جلوي گلويش را گرفت.
31 ـ لگري مبهوت و متحير شد اما سرانجام از جا در رفت.
جواب) لگري بهت زده و متحير شد اما سرانجام به شدّت عصباني شد.
32 ـ لگري دندان قروچه اي كرد. و به تُم گفت: عفريت! چه كسي به ياري تو خواهد آمد؟
         جواب) لگري خشم خود را ابراز كرد و گفت اي شيطان چه كسي به كمك تو خواهد آمد؟
33ـ من برآنم كه با دستان تو و من  / با دشمن روياروي توانيم شد
جواب): من بر اين عقيده و باور هستم كه با اتحاد مي توانيم با دشمن بجنگيم و پيروز شويم.
34ـ بر دهانش زنجير بستند / دستهايش را به سنگ مردگان آويختند
جواب): صهيونيست ها آزادي فلسطيني ها را گرفتند و فرياد اعتراضشان را خفه كردند و دست هايش را در سنگ مخصوص شكنجه ي مرگ بار بستند.
35 ـ براستي كه شب رفتني است / نه اتاق توقيف ماندني است / و نه حلقه هاي زنجير
جواب): به يقين دوران ظلم و خفقان نابود مي شود نه بازداشتگاه مي ماند و نه زنجير اسارت
36 ـ ماه نيسانش دشت ها را با شکو فه ها و گل عروس می شکوفاند
جواب) ماه دوم بهار دشت های فلسطين را با شکوفه های رنگارنگ و گل های سفيد شکوفا می کند.
37ـ با عشق خود چه کنيم در حالی که چشم ها و دهانمان پر از خاک و شبنم يخ زده است؟
جواب): با عشق خود به سرزمين فلسطين چه کنيم در حالی که اشک حسرت در چشمانمان ماند و دهانمان پر از خاک است.        
38ـ شب بي كران در مقابل اين مخلوق كوچك، قدعلم مي كرد.
جواب): شب تاريك و بلند در برابر اين دختر(كوزت) كوچك ايستاده و قدرت نمايي مي كرد.
39ـ شاخه هاي عظيم به وضعي موحش، سيخ ايستاده بودند.
جواب) شاخه هاي بزرگ به گونه اي هراس انگيز راست ايستاده بودند.
40ـ همان دم كه مخلوقي نظر ما را به خويشتن منحصر كند، ما را از خدا بر مي گرداند.
جواب): در لحظه اي كه يك پديده توجه ما را به خودش جلب مي كند، در حقيقت همان لحظه ما را از ياد خدا غافل مي سازد.
41ـ هر مخلوقي نشاني از خداست و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد. 
جواب) هر موجودي كه خداوند خلق كرده است نشانه اي از وجود خداوند است ولي هيچ مخلوقي به
تنهاي خداوند را آشكارا نشان نمي دهد . هيچ مخلوقي به تنهايي آيينه ي خداوند نيست.
42ـ ناتانائيل اي كاش « عظمت » در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري .
جواب ) ناتانائيل، اي كاش بلند نظر و حقيقت بين باشي  
43ـ درآن نفس كه بميرم،در آرزوي تو باشم/ بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم
جواب): اي خداي مهربان! در لحظه ي مرگ به هيچ چيز و هيچ كس، جز به نزديك تر شدن به تو، نمي انديشم.
44 ـ به وقت صبح قيامت كه سر زخاك برآرم              به گفتگوي تو خيزم به جستجوي تو باشم
جواب): پروردگارا! من به ياد تو مي ميرم و در لحظه ي رستاخيز نيز تنها، ياد تو و آرزوي وصل و تقرب به تو را در سر دارم.
45ـ ده روز مهر گردون افسانه است و افسون              نيكي به جاي ياران فرصت شمار يارا
جواب): دل بستن به اين دنياي فاني و ناپايدار، خطاست؛ زيرا مايه ي فريب و گمراهي است. آن چه به اين زندگي كوتاه ارزش و زيبايي مي بخشد، نيكي نسبت به هم نوع است.
46ـ خوبان پارسي گو، بخشندگان عمراند                   ساقي بده بشارت رندان پارسا را
جواب): شاعران و گويندگان پرهيزكار و نيك كردار فارسي زبان، با كلام و پيام خود به ديگران زندگي مي بخشند. اي ساقي! به عاشقان خدا مژده بده كه شاد و مسرور باشند زيرا تنها همين عشق به پروردگار است نجات بخش آن ها خواهد شد.
47ـ حافظ به خود نپوشيد اين خرقه ي مي آلود           اي شيخ پاك دامن، معذور دار ما را
جواب): حافظ، جامه ي پرهيز و يك رنگي را به اختيار خود بر تن نكرد. اي شيخ رياكار ! ما را به حال خود بگذار تا در سايه ي لطف خدا و عشق به او بمانيم.
48ـ چـه بايـد نـازش و نالش بر اقبالي و ادباري         كه تا برهم زني ديده، نه اين بيني نه آن بيني
جواب): در هنگام خوش بختي و شادكامي نبايد به زندگي خود مغرور بود و به آن باليد. در هنگام سختي و بدبختي نيز نبايد ناله و شكايت داشت زيرا در مدتي كوتاه، هر دو به پايان مي رسد.
49ـ عطا از خلق چون جويي،گر او را مال ده گويي     به سوي عيب چون پويي،گر او را غيب دان بيني
جواب): اگر خدا را روزي رسان مي داني، پس هرگز از خلق خدا نخواه كه نياز تو را برطرف و حاجت تو را برآورده كند. اگر خدا را غيب دان مي داني، هيچ گاه گناه نكن.
50 ـ دلا ! تا كي در اين زندان فريب اين و آن بيني        يكي زين چاه ظلماني برون شو تا جهان بيني
جواب): اي انسان تا كي مي خواهي در بند دل بستگي هاي مادي كه چون زندان و چاه تاريك تو را گرفتار كرده اند بماني. از سارت ماديات و دل بستگي هاي بي ارزش رها شو تا جهان زيباي معنويات را ببيني و لذّت آن را تجربه كني.
51 ـ زيزدان دان نه از ارکان، که کوته ديدگی باشد       که خطی کز  خِرَد خيزد، تو آن را از بنان بينی
جواب): آفرينش هستی را از خداوند بدان نه از عناصر چهارگانه ( آب، باد، خاک و آتش) و نه از اعضای بدن. مثل آن که آفرينش نقش و نوشته ی زيبايی را از انگشت بدانی و قدرت عقل و خرد را ناديده بگيری.
52ـ در زمانِ مصطفی (ص) کافری را غلامی مسلمان ، صاحبِ گوهر.
جواب): در زمان پيامبر(ص) كافري يك غلام مسلماني داشت كه اصيل و نژاده بود.
53 ـ نبيند مرا زنده با بند، كس       كه روشن روانم براين است  و بس
جواب): هرگز تا زنده ام، كسي مرا دست بسته و اسير نخواهد ديد زيرا دل روشن وآگاه من بر اين باور است كه ارزش انسان به آزادگي اوست.
54 ـ به ديدارت آرايش جان کنم          زمن هر چه خواهی تو فرمان کنم
جواب) من با ملاقات تو جان خودم را صفا و آرايش می بخشم و با رضايت خاطر می پذيرم هر آنچه را که تو فرمان مي دهي، انجام مي دهم.
55 ـ دانش و آزادگی و دين و مروت           اين همه را بنده ی درم نتوان کرد.
جواب):  هرگز خصلت های خوب را نمی توان با پول خريداری کرد و شايسته نيست که انسان دانش و آزادگی و جوانمردی را در خدمت مال و ثروت قرار دهد.
56 ـ  کهتری که مهتری يابد              هم به آن چشم کهتری منگر
جواب):  به شخص کوچکی که به سروری و قدرت رسيده باشد با چشم حقارت نگاه نکن
57 ـ در كاشي كاري ها همه چيز به نقش ترجمه شده است.
جواب): در كاشي كاري ها، همه ي احساسات و انديشه ها به صورت طرح و نقش، نشان داده شده است.
58 ـ نقش هاي كاشي ها ي بنا گويي كالبد بنا، مينايي است كه روح ايران را در آن حبس كرده اند.»
جواب) بناهاي مذهبيِ كاشي كاري شده ي اصفهان، همچون شيشه ي شفاف و ظريفي است كه روح هنرپسند و فرهنگ مردم ايران را تماماً در خود جاي داده است. به بيان ديگر، هنر و فرهنگ و ذوق ايرانيان، يك جا در بناهاي مذهبي اصفهان تجلّي كرده است.
59 ـ نماند از معاصي منكري كه نكرد و مُسكري كه نخورد.
جواب): هر عمل ناپسندي را مرتكب مي شد و شرابخوار شد.
60 ـ‌ آيا تره اي براي اين حرفها خرد خواهد شد.
    جواب): آيا كسي براي اين حرف ها ارزشي قائل است؟
61ـ حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر، وي را به لهو ولعب كشيدند.
جواب): حسودان پست و لئيم و دشمنان بد ذات، او را (خسرو) به بازي و سرگرمي كشاندند.
62ـ در ميان آشنايان انگشت نما بود.        جواب): در ميان آشانايان مشهور بود.
63ـ يك روز خسرو بر خلاف عادت مالوف، يك كيف حلبي... به مدرسه آورد.
جواب) يك روز خسرو برخلاف عادت هميشگي، يك كيف حلبي به مدرسه آورد.
64ـ خطيب بر مركب چموشِ سخن سوار شده و سالها تمرين كرده تا مركبِ چموش را به مركبِ خموش تبديل كند.
جواب): سخنران در سخن گفتن، تسلّط و مهارت دارد البته مدت هاي فراواني مطالعه و تمرين نموده تا توانسته است در گفتن سخنان پر مغز تسلط پيدا كند.
65ـ بر بساطي كه بساطي نيست.    جواب): اوضاع، بسيار نامساعد و نامناسب است.
66 ـ  روز در آغوشِ آسمان بدرود حيات مي گويد. جواب): روز سپري مي شود و شب فرا مي رسد.
67 ـ ساز او باران، سرودش باد / جامه اش شولاي عرياني است
جواب): اكنون در اين باغ خزان زده، تنها صداي ساز باران و سرود باد شنيده مي شود. درختان ديگر لباس برگ سبز بر تن ندارند و اين عرياني، خود لباسي زيبا بر تن درخت است.
68 ـ خشک آمد کشتگاه من در جوارکشت همسايه
جواب) سرزمين من در همسايگی کشور روسيه ی آباد و  پيشرفته, مانند کشتگاهی خشک و از فقر و استبداد در حال نابودی است.
69 ـ در درون کومه ی تاريک من که ذره ای با آن نشاطی نيست و جدار دنده ها ی نی به ديوار اتاقم دارد از خشکيش می ترکد چون دل ياران که در هجران ياران.
جواب): جامعه ي روزگار من، مانند كلبه ام، تاريك و خفقان گرفته است. ذره اي شادي در آن نيست و مانند ني هاي ديوار اتاقم كه از شدت خشكي در حال تركيدن است، كشورم در حال ويراني و نابودي است.
70ـ هميشه منتظرت هستم/ بی آن که در رکود نشستن باشم/ هميشه منتظرت هستم /چونان که من/ هميشه در راهم/ هميشه در حرکت هستم / هميشه در مقابله
معني): هميشه منتظرت هستم، بدون آنکه لحظه ای ساکن شوم، بايستم و توقف کنم، پيوسته با شور و اشتياق در انتظارت هستم و حرکت می کنم و همواره با راه رسيدن به تو به مقابله مي پردازم.
71ـ براي تو با چشم همه ي محرومان مي گريم / با چشماني، يتيمِ نديدنت
جواب): براي تو به اندازه ي همه ي ستمديدگان و با چشماني كه از ديدار تو محروم بوده اند، گريه مي كنم.
72ـ دري كه به باغ بينش ما گشوده اي  / هزاربار خيبري تر است
جواب) اي علي! دري را كه به روي انديشه ي ما گشوده اي و آگاهي و معرفتي كه به ما بخشيده اي، هزاران بار از درِ خيبر، بزرگ تر و عظيم تر است.
73ـ از تو در شگفت هم نمي توانم بود / كه ديدن بزرگي ات را، چشم كوچك من بسنده نيست
جواب): اي علي! عظمت شخصيت تو فراتر از ادراك ماست، پس حتي در برابر تو شگفت زده هم نمي توان شد؛ پس چشم كوچك من چگونه مي تواند بزرگي و عظمت تو را ببيند!
74ـ مــوي سپيـد را فلكـــم رايگــان نــداد        اين رشتــه را به نقـد جـوانـي خـريـده ام
جواب): روزگار، اي موي سفيد را رايگان به من نداد. من جواني ام را به خاطر آن داده ام.
75ـ اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز              آزاده من كه از همه عالم بريده ام
جواب): اي سرو! به آزاد بودن مناز؛ زيرا تو با ريشه هايت به خاك وابسته اي؛ آزاده ي واقعي منم زيرا به هيچ چيز و هيچ كس وابستگي ندارم.
76ـ اشکم ولی به پای عزيزان چکيده ام           خارم ولی به سايه ی گل آراميده ام
جواب): من همچون اشکی هستم که خود را نثارعزيزانم می کنم وآن خار بی ارزشی هستم که درپناه وحمايت گل(يار، معشوق) به آرامش رسيده ام.                                                          
77ـ درين سرای بی کسی کسی به در نمی زند          به دشت پرملال ماپرنده پرنمی زند
جواب): دراين خانه ی تنهايی (ايران استبداد زده) کسی سراغی از کس ديگرنمی گيرد و ستم و خفقان آن چنان شديد است که همگان خاموش و بی حرکتند، انگار که هيچ کس حضور ندارد
78ـ. يکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند               کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
جواب): در اين ظلمت اختناق (دوران حکومت سياه ستم شاهی ) کسی به فکر آزادی و رهايی نيست
79ـ نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار             دريغ كه از شبي چنين سپيده سر نمي زند
جواب): مأيوس و نااميد گشته ام؛ كسي براي عدالت و آزادي و رهايي ملت  از خفقان و بيداد حكومت شاه قيام نمي كند.
80 ـ جامعِ بين مراتب دين و دانش بود.          جواب): هم ديندار بود و هم دانشمند.
81 ـ شيخ خطبه را در نهايت سكون ادا مي كرد. 
 جواب): شيخ خطبه را با وقار و به شكلي زيبا ايراد مي كرد.
82 ـ سه روز در ضيافت او به سر برديم.       جواب) سه روز مهمان او بوديم.  
 83 ـ رعاياي كرمان به عرض آمده بودند.         
     جواب): مردم كرمان براي شكايت آمده بودند.
84 ـ امين السلطان خيلي شكايت از تغيّرات شاه داشت.
 جواب): امين السلطان از برخوردهاي تند شاه بسيار گله مند بود.
85 ـ امروز آش پزان است. به رسم معموله ي همه ساله، اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمين حاضر بودند.
جواب): امروز مراسم آشپزي است طبق رسم معمول هر ساله، بزرگان و همراهان شاه حضور داشتند.
86 ـ محبوس چرا شدم، نمي دانم             دانم كه نه دزدم و نه عيارم
جواب): زنداني شده ام. مي دانم كه دزدي و راهزني نكرده ام.
87 ـ محبوسم و طالع است منحوسم                  غم خوارم و اختر است خون خوارم
جواب): زنداني هستم و بخت با من يار نيست. اندوهگينم و ستاره ي بختم با من دشمن است.
88 ـ امروز به غم فزون ترم از دي                        و امسال به نقد كم تر از پارم
امروز نسبت به ديروز، غم و غصه ام بيشتر و امسال نسبت به سال گذشته، از سرمايه ام كاسته شده است.( روز به روز غم هايم بيشتر و سال به سال سرمايه و دارايي ام كمتر مي شود.)
89 ـ ياران گزيده داشتم روزي      جواب) پيش از زنداني شدن، ياران خوب و عزيزي داشتم
90ـ به نظر آن هايي كه به روزمرّگي خو كرده اند و با خود ماندگارند، مرگ، فاجعه اي هولناك و شوم و زوال است.     جواب): مرگ در ديدگاه كساني كه روزهاي عمر خود را يك نواخت و عادي سپري مي كنند و به دلبستگي هاي حقير عادت كرده اند، يك مصيبت وحشتناك و زشت و نابودي تلقي مي شود.
91ـ از قضا آيينه ي چيني شكست              خوب شد اسباب خودبيني شكست
جواب): برحسب اتفاق آيينه ي چيني افتاد و شكست؛ چه خوب شد كه وسيله ي غرور شكست.
92ـ آن چه ما كرديم با خود هيچ نابينا نكرد          در ميان خانه گم كرديم صاحب خانه را
جواب): كاري كه ما با خود كرديم هيچ ناداني مرتكب نشده است زيرا مادر داخل خانه ي وجود خود خدا را كه صاحب خانه است گم كرده ايم و ناآگاهانه به دنبال او مي گرديم .
93ـ شمعيم و خوانده ايم خط سرنوشت خويش      ما را براي سوز و گداز آفريده اند
جواب): : ما هم چون شمع هستيم و از سرنوشت و عاقبت خود آگاهيم هدف از آفرينش ما سوز و گداز است . مفهوم : هدف از خلقت انسان = رنج و سختي كشيدن
94ـ بلبل از گل بگذرد چون در چمن بيند مرا        بت پرستي كي كند گر برهمن بيند مرا
جواب): بلبل با ديدن من عشق گل را از ياد مي برد همانطور كه برهمنِ بت پرست با ديدن من و زيبايي هايم بي قرار مي گردد و مذهبش را از ياد مي برد .
مفهوم : شاعر خود را از تمام زيبا رويان برتر مي داند.
95ـ همان دستمالی که پو لک نشان شد             و  پوشيد اسرار چشمِ ترت را
معنی: همان دستمالی که هنگام گريستن جلوی چشمانت می گرفتی تا بدين وسيله کسی ازگريه ی تو با خبر نگردد.       مفهوم : بيانگرِ « گريستن پنهانی شهيد »
96ـ کجا می روی؟ ای مسافر، درنگی                   ببر با خودت پاره ی ديگرت را      
معنی:  ای مسافر دنيای آخرت، با اين عجله به کجا می روی؟ لحظه ای توقّف کن و مرا که هم چون پاره ای از پيکر تو هستم با خودت ببر .
97 ـ در تنگنـاي سينـه ي حسـرت كشيـده ام       گهـواره ي بصيــرت مــردان نهفتــ‌ه اسـت
جواب): سينه ي من، گهواره ي بصيرت مردان است = سينه ي من سرشار از بصيرت است.
98ـ پنداشتي كه ريشه ي پيوند من گسست / درسينه ام هزاران خراسان نهفته است
جواب): گمان كرديد كه ارتباط و پيوند من با وطن ادبي ام ايران گسسته خواهد شد در حالي كه من با ايران و ادبيات و فرهنگ آن پيوندي ديرينه دارم و عاشق فرهنگ و ادب ايران زمينم.


 ب ـ  معني لغت:

ــ  معني واژه هاي مشخص را بنويسيد
1ـ كه زكوي او غباري به من آر توتيا را   
  جواب): اكسيد طبيعي و ناخالص روي كه براي چشم داروي شفا بخش است.
2ـ چو رهّام گشت از كشاني ستوه          
   جواب ): درمانده و ملول
3ـ زهم رد نمودند هفتاد حرب                
   جواب): آلت حرب و نزاع مانند شمشير، خنجر، نيزه و ......
4ـ پس از مدتي انديشه و استشاره چاره  را ديدم  
  جواب): رأي زدن ، مشورت كردن
5ـ درزي ازل به قامت زيباي ايشان دوخته است.      جواب): خياط       
6ـ با كليه ي متفرّعات به انضمام مايحتوي    
    جواب): توابع، وابسته ها  == آن چه درون چيزي است
7 ـ ايوان، طارمي چوبي داشت  
    جواب): نرده ي چوبي يا آهني كه اطراف محوطه يا باغي نصب كنند
8ـ وسط ميدان هيمه گذاشته اند.       جواب): هيزم
9ـ عفريت! چه كسي به ياري تو مي آيد؟    
    جواب): اهريمن، شيطان
10ـ ماه ايارش ، آواز ماست       
  جواب): از ماه هاي رومي كه برابر خرداد ماه است
11ـ جانوران و اشباح در جنگل وجو دارند.   
جواب): كالبدها، سايه ها، سياهي كه از دور ديده مي شود
12ـ هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد        جواب): آشكار
14ـ كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز      جواب):  باد موافق
15 ـ كيست كه تو را نمي هِلد كه بيرون آيي؟   
  جواب):  اجازه نمي دهد ، نمي گذارد
16ـ حسّ شرافتمندي و مناعت در سراسر شاهنامه ي فردوسي ديده مي شود.
      جواب): بلند نظري
17ـ تملّق گفتن، خدعه و تزوير در آداب برخي افراد ديده مي شود.  
    جواب): چاپلوسي  == نيرنگ و فريب  ==  رياكاري
18ـ غرفه ها و گوشواره ها و زاويه ها و مقرنس ها و رواق ها ي بنا هاي اصفهان، يادآور تصويري هستند كه از بهشت در ذهن ها بوده است.    
  جواب): غرفه: بالا خانه ـ گوشواره: ستون هاي دو طرف درِ ورودي بنا ـ زاويه: اتاقي كه به خلوت سالكان و سكونت فقرا اختصاص دارد ـ مقرنس: گچ بري برجسته اي كه بر سقف ايوان و درگاه به صورت آويخته مي سازند ـ رواق: پيشگاهِ خانه
19 ـ خسرو ارتجالاً انشايي مي ساخت
 جواب): بدون انديشه سخن گفتن يا شعر سرودن ، بي درنگ
20ـ  قاصد روزان ابري، داروگ ، كي مي رسد باران 
    جواب): قورباقه ي درختي
21 ـ به كجا چنين شتابان؟ / گَوَن از نسيم پرسيد 
جواب): گياهي است از تيره ي سبزي آساها
22 ـ صولت حيدري را دست مايه ي شادي كودكانه شان كردي   
 جواب):  هيبت و شكوه
23 ـ من جلوه ي شباب نديدم به عمر خويش         جواب): جواني
24 ـ خادم سِماط و مأمور تنظيم برنامه ي غذا       جواب): سفره
25ـ امين السلطان خيلي شكايت از تغيّرات شاه داشت    
  جواب): برآشفتن ، خشمگين شدن
26ـ به زاغه ي گوسفندها رفته بود          جواب): آغل
27 ـ اوراد و اذكاري است كه پدر بزرگ در صبح و شان مي خواند.
  جواب):  وردها ، دعا ها
28ـ امروز به غم فزون ترم از دي           جواب): روز گذشته ، ديروز
29- گویی که کالبد بنا مینایی است که روح ایران را در آن حبس کرده اند . جواب : آبگینه ، شیشه 
30- اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمین حاضر بودند . جواب : بزرگان ، بزرگ تران
31- چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباری . جواب : خوشبختی 
32- عجز و لابه ی مامور التهاب گیله مرد را خاموش کرد .  جواب : تضرع ، التماس ، اظهار نیاز
33- عنودان بد گُهر او را به لهو و لعب کشیدند . جواب : ستیزه کار
34- خداوندگارش فرمود تاس ها برگیر که به حمّام رویم . جواب : کاسه ی مسی که با خود به حمام می بردند .
35- امسال به نقد کمتر از پارم . جواب : سال گذشته 
36- شاخه های عظیم به وضعی موحش سیخ ایستاده بودند . جواب : وحشت آور ، ترسناک
 
   ج ) درك مطلب :
 
بيت هاي شعر و عبارات زير را بخوانيد و به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد.
 
1ـ نويسنده در عبارت زير چه صفتي به پاهاي علي داده است؟
 
 ‹‹ ماهي هاي قرمز به دور پاهاي علي طواف مي كنند. ماهي ها، پاهاي علي را بوسه باران مي كنند.››
 
جواب): ارزشمند
 
2ـ جمله ي ‹‹ سرزمين ما زمرد است›› فلسطين را چگونه سرزميني نشان مي دهد؟ 
 
جواب): سرسبز و خرم
 
3ـ با توجه به بيت زير:
 
‹‹ يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي كند           كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند
 
الف ـ كدام تركيب در مفهوم دوران حكومت ستم شاهي به كار رفته است؟
 
ب ـ منظور از ‹‹ سحر›› چيست؟
 
جواب): الف ـ كوچه سار شب             ب ـ آزادي و رهايي
 
4ـ در بيت: ‹‹ محبوسم و طالع است منحوسم         غم خوارم و اختر است خون خوارم ››
 
 شاعر چه چيز را دشمن خود مي داند؟    جواب): سر نوشت، ستاره بخت
 
5 ـ با توجه به بيت زير عشق براي تسلط بر انسان چه عملي را انجام مي دهد؟
 
      ‹‹ عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را               دزد دانا مي كشد اول چراغ خانه را››
 
جواب): عقل و هوش او را از بين مي برد يا بر عقل و هوش او مسلط مي شود.
 
6ـ شاعردربيت زير، نتيجه ي سركشي در مقابل خداوند را چه مي داند؟
 
‹‹ سر كش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد       دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا››
 
جواب): سوخته شدن در آتش غيرت خداوند
 
7ـ در ‹‹ خشك آمد كشتگاه من / در جوار كشت همسايه ››  كشتگاه نماد چيست؟ 
 
جواب): سرزمين، كشور
 
8ـ در بيت زير واژه ي ‹‹ بينداخت›› در چه معنايي به كار رفته است؟
 
      ‹‹ به نام خداي جهان آفرين            بينداخت شمشير را شاه دين ››    جواب): بزد
 
9ـ با توجه به بند زير شاعر چه عاملي را براي مقابله با دشمن ضروري مي داند؟
 
     ‹‹ من برآنم كه با دستان تو و من /  با دشمن روياروي توانيم شد ››
 
جواب): اتحاد يا متحد شدن همه نيروها 
 
10ـ با توجه به بيت :
 
‹‹ هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن          اگر خلاف كنم سعديا به سوي توباشم››
 
الف ـ ‹‹ تو ››  در مصراع دوم چه كسي است؟
 
ب ـ چه چيز تحمل سختي ها را براي سعدي آسان مي گرداند؟
 
جواب): الف ـ سعدي                 ب ـ لطف و محبت يار ( خدا)
 
11ـ در بيت: ‹‹ در سخن مخفي شدم مانند بو در برگ گل      هركه خواهد ديدنم گو در سخن بيند مرا
 
راه شناخت شاعر چيست؟     جواب): مطالعه اشعار و سخنان شاعر
 
12ـ عبارت ‹‹ اگر ممكن بود چهار دندان مرا بكشند و دندان شاه خوب شود ! حاضر بودم !›› كدام ويژگي درباريان را نشان مي دهد؟      جواب): تملق و چاپلوسي
 
13ـ با توجه به بيت زير شاعر برتري خود را نسبت به سرو در چه مي داند؟
 
     ‹‹ اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز         آزاده من كه از همه عالم بريده ام››
 
جواب): بريدن از دنيا يا نداشتن هيچگونه دلبستگي
 
14ـ در جمله ي زير واعظ براي مؤثر واقع شدن سخن خود چه كاري انجام مي داد؟
 
     ‹‹ شيخ خطبه را در نهايت سكون و وقار ادا مي كرد و سخن خود را با اشاراتي از فنون مختلف تفسير و حديث و غيره چاشني مي داد.››
 
جواب): استفاده از فنون علم تفسير و حديث و غيره
 
15ـ با توجه به بيت هاي شعر زير :
 
كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز             باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را
 
اي صاحب كرامت، شكرانه سلامت                روزي تفقدي كن درويش بينوا را
 
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است        با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
الف ـ در بيت اول شاعر خود را چگونه توصيف مي كند؟
 
ب ـ پيام بيت دوم چيست؟ج ـ شاعر شيوه ارتباط با دوستان و دشمنان را چگونه بيان مي كند؟
 
جواب): الف ـ كشتي شكسته اي كه در فراق يار به سر مي برد.    
 
            ب ـ درويش نوازي              ج ـ مروت با دوستان و مدارا با دشمنان
 
16ـ با توجه به بيت هاي شعر زير :دليران ميدان گشوده نظر              كه بر كين اول كه بندد كمر
 
كه ناگاه عمرو آن سپهر نبرد          برانگيخت ابرش برافشاند گرد
 
حبيب خداي جهان آفرين             نگه كرد بر روي مردان دين
 
همه برده سر در گريبان فرو           نشد هيچ كس را هوس رزم او
 
به جز بازوي دين و شير خدا           كه شد طالب رزم آن اژدها
 
الف ـ ‹‹ كمر بندد ›› در بيت اول كنايه از چيست؟
 
ب ـ مقصود از ‹‹ حبيب خداي ›› چه شخصيتي است؟
 
ج ـ امام علي (ع) با چه القابي نام برده شده است؟
 
د ـ ‹‹ سر در گريبان فرو بردن›› در بيت چهارم يعني چه؟
 
هـ ـ مرجع ضمير « او» در مصرع دوم بيت چهارم كيست؟
 
و ـ چرا شاعر، حريف حضرت علي(ع) را اژدها ناميده است؟
 
زـ قالب اين شعر چيست؟
 
جواب):  الف ـ آماده شود   ب ـ پيامبر اكرم (ص)      ج ـ بازوي دين، شير خدا    دـ سر را پايين بردن، سر افكنده بودن، شرمنده شدن      هـ ـ عمرو عبدود      و ـ چون شجاع و غول پيكر بود    زـ مثنوي
 
 د) خودآزمايي  :
 
1- در عبارت ‹‹ در دل هاي ما جز تخم محبت خود مكار و بر كشته هاي ما جز باران رحمت خود مبار››
 
كدام واژه به مفهوم ‹‹ اعمال›› به كار رفته است؟        جواب): كشته
 
در جمله ‹‹ سلام او در وقت صباح، مؤمنان را صبوح است›› منظور از صبوح چيست؟
 
جواب): سرمستي و نشاط
 
2 ـ بيت زير:
 
« به جز از علی كه گويد  به پسر که قاتل من       چو اسير توست اكنون با اسير كن مدارا»
 
  به چه موضوعی اشاره دارد؟
 
جواب ) تلميح است به ماجرای ضربت خوردن حضرت علی از جانب ابن ملجم و سفارش آن حضرت به فرزندان گرامی اش که با قاتل به لطف و مدارا رفتار کنند.
 
3ـ کدام ويژگی های حماسی را در درس « رستم و اشكبوس» می يابيد؟  
 
جواب): عناصر ملی ـ پهلوانی ـ  داستانی
 
4ـ دو كلمه ممال مانند اسليمي بنويسيد.
 
جواب): مزيح ( مزاح)، جهيز (جهاز)، ركيب ( ركاب)، سليح (سلاح)
 
5 ـ به چه دليل شعر « حمله ي حيدري» حماسه ي مصنوعي است؟
 
      جواب): به علت نداشتن ريشه ي ملي وميهني .
 
6ـ چراعلي مي كوشد دراين مسابقه نفرسوم شود؟
 
   جواب):  زيرا جايزه ي نفرسوم مسابقه يك جفت كفش است وعلي درصدد تهيه ي كفش براي خواهرش(زهرا) مي باشد.
 
7ـ عبارت هاي زير را معني كنيد.
 
جلو كسي در آمدن ـ سماق مكيدن ـ شكم را صابون زدن ـ  چند مرده حلاج بودن ـ دامن گير شدن ـآب از سرگذشتن ـ   برباد رفته          
 
جواب):
 
جلوي كسي در آمدن: كنايه از شايستگي و قابليت خود را به ديگري نشان دادن، عرض اندام كردن.
 
سماق مكيدن: انتظار بيهوده كشيدن، انتظار بي حاصل
 
شكم را صابون زدن: مدتها گرسنه مانده و وعده غذايي مفصّل به خود دادن
 
چند مرده حلاج بودن: كنايه از اين است كه تا چه حد توانايي و قابليت داري
 
دامن گير شدن: گرفتار شدن
 
آب از سرگذشتن:  نهايت خرابي و آشفتگي وضع   
 
  برباد رفته: نابود شده    
 
 8 ـ چه عاملی مانع از آن شد که گيله مرد، محمد ولی را از پای درآورد؟
 
جواب):  التماس محمدولی و اين که پنج فرزند دارد که او را به ياد بچه ی خودش می انداخت. اين ها باعث شد که التماس مامور، مانند آبی که روی آتش بريزند، التهاب گيله مرد را خاموش سازد.             
 
9ـ نويسنده غم زری را در سوگ يوسف به چه چيز تشبيه کرده است؟
 
   جواب): ماری که از ديشب روی قلبش چنبره زده و خوابيده بود و سر بلند کرد به نيش زدن
 
10ـ عبارت ‹‹ شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايد›› يعني چه؟
 
 جواب): پراكنده درو كنيد تا كساني كه بعداً مي آيند ( نيازمندان) چيزي نصيبشان بشود.
 
11ـ عموتم ضعف ارباب را چگونه به رخش کشيد؟
 
جواب): با گفتن اين عبارت: ارباب می دانم که شما می توانيد کارهای وحشتناکی انجام دهيد اما هنگامی که جسم را کشتيد ديگر کاری از دستتان بر نمی آيد وپس از آن ابديت در کار است.
 
12ـ زيتون نماد چيست و نشانه ي كدام كشور است؟
 
جواب) زيتون نماد صلح و بركت است و نشانه ي كشور فلسطين.
 
13ـ مقصود از نرون مرد اما رم نمرده است و با چشم هايش می جنگد چيست ؟
 
جواب):  ستمگر می ميرد اما مظلوم می ماند و آگاهانه می جنگد.
 
14ـ نويسنده، طينت بدِ زنِ تنارديه را چگونه توصيف مي كند ؟
 
 جواب):‌ زن تنارديه در نظرش مجسّم شده بود ؛ همان زن نفرت انگيز با دهاني همچون دهان كفتار و چشماني برافروخته از غضب .
 
15ـ كوزت براي غلبه بر ترس خود، چه تدبيري انديشيد؟
 
      جواب) دسته ي سطل خالي را تكان مي داد تا صداي آن، برايش مثل رفيق راه باشد و سكوت هراس انگيز جنگل را بشكند. در بازگشت از چشمه نيز، چند بار با صداي بلند، از يك تا ده مي شمرد.
 
16ـ آيه ي « لا تدركه الأ بصار و هو يدرك الأ بصار »  با كدام قسمت درس مائده هاي زميني ارتباط دارد؟        جواب): هرمخلوقي نشاني از خداست و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد .
 
17ـ ا ز عرش به فرش آمدن "کنايه از چيست ؟
 
جواب): پست و خوار شدن ، از عزّت به ذلّت رسيدن
 
18ـ در بيت زير منظور از چاه ظلماني چيست؟
 
‹‹ دلا ! تا كي در اين زندان، فريب اين و آن بيني؟        يكي زين چاه ظلماني برون شو، تاجهان بيني››
 
جواب): دنيا، جهان مادي
 
19ـ در بيت زير:
 
 ‹‹ ز يزدان دان، نه از اركان، كه كوته ديدگي باشد       كه خطي كز خرد خيزد، تو آن را از بنان بيني››   منظور از ‹‹ اركان ››چيست؟        جواب): اعضاي بدن يا عناصر چهارگانه
 
20ـ در خلال مبارزات اسلامی مردم کشور ما که به سرنگونی حکومت پهلوی انجاميد چه خصلت های پسنديده ای در مردم تجلّی يافت؟
 
جواب) همدلی و تعاون، ايثار و گذشت، شهادت طلبی، مبارزه طلبی و خردورزی
 
21ـ عبارت ‹‹ خورشيد به تدريج پايين مي رود و سايه هاي ستون ها و هيكل هاي پاسبانان، روي خاك اين زمين و ايوان سلطنتي دراز تر مي شود.›› چه زماني از شبانه روز را نشان مي دهد؟
 
جواب): غروب
 
22ـ در عبارت‹‹ در قعر ضمير  سازندگان بنا مي بايست به نحود ناآگاه آسمان به زمين پيوند بخورد››
 
‹‹ آسمان و زمين›› نماد چه چيزهايي هستند؟
 
جواب): آسمان ( عالم معنوي، جهان غير مادي ) زمين ( عالم مادي، ماديات) 
 
23ـ منظور از قسمت مشخص شده در عبارت زير چيست؟
 
‹‹ بيد مجنون، معشوقه اي كه زلف هاي خود را بر او افشانده است››
 
 جواب): برگ يا شاخ و برگ درخت
 
24ـ در عبارت ‹‹ سخنراني موجي›› چه ايهامي وجود دارد؟
 
جواب): 1- سخنراني فردي كه در سيستم مغزش اختلال است.  2- سخنراني از طريق موج راديو
 
25ـ مقصود از اصطلاحات زير را بنويسيد:
 
كميتش لنگ بود ـ مثل شاخ شمشاد ـ سپر انداختن و باب دندان
 
جواب): كميتش لنگ بود: مشكل داشت
 
 مثل شاخ شمشاد: سربلند
 
 سپر انداختن: تسليم شدن
 
 باب دندان: دلخواه
 
26ـ در شعر ‹‹ باغ من›› شاعر ابر را چگونه توصيف مي كند؟
 
جواب): ابر را با پوستين سرد نمناك توصيف كرده است.
 
27ـ ‹‹ نسيم›› در شعر ‹‹ سفر به خير›› نماد چه كساني مي باشند؟
 
جواب): نماد انسان هاي آزاد و رها
 
28ـ مصراع ‹‹ بافته بس شعله ي زر تار پودش باد›› توصيف چه چيزي است؟
 
جواب): برگ زرد درختان
 
29ـ با توجه به شعر«انتظار »،چه شباهتی ميان جنگ بدر و قيام مهدی وجوددارد ؟
 تعداد مبارزان هر دو جنگ که 313 نفر ذکر شده و هر دو برای حفظ دين قيام کردند .
 
30ـ كلمه ي ‹‹ خدا›› در ‹‹ آه اي خداي نيمه شب هاي كوفه ي تنگ›› به چه معناست؟
 
جواب): حاكم
 
31ـ « در انتظار غبار بی سوار نشستن» کنايه از چيست؟
 
جواب):  انتظار بيهوده و بی حاصل
 
32ـ ابن بطوطه به چه رسمي در نماز جماعت شوشتر اشاره كرده است؟
 
جواب): فرستادن نامه براي امام جماعت بعد از نماز و پاسخ دادن او به نامه ها
 
33ـ در جمله ي ‹‹ مردم اين جزيره از اشراف فارس هستند›› واژه فارس به چه معني است؟
 
جواب): ايران
 
34ـ علت تغيير رفتار طه حسين چه بود؟
 
 جواب) تمسخر افراد خانواده وترس او از اين که کاری خلاف عادت را انجام دهد.(مانند غذا خوردن با دو دست)
 
35ـ مقصود از بيت: « خورده قسم اختران به پاداشم          بسته كمر آسمان به پيكارم» چيست؟
 
   جواب): سرنوشت بدي داشتن، بدبخت بودن
 
36ـ در مصراع « برو طواف دلي كن كه كعبه ي مخفي است» چه آرايه هايي ديده ميشود؟
 
 مراعات نظير (طواف ـ كعبه ) تشبيه ـ ايهام ( مخفي : 1ـ تخلص شاعر  2ـ پنهان شدن) در طواف كردن هم ايهام وجود دارد : 1ـ دور زدن 2 ـ ارادت ورزيدن
 
37ـ منظور از قسمت مشخص شده در شعر زير چيست؟
 
      ‹‹ همان دستمالي كه پولك نشان شد            و پوشيد اسرار چشم ترت را ››
 
جواب): اشك آلود شدن
 
38ـ در بيت: ‹‹ و پيدا نكردم در آن كنج غربت          به جز آخرين صفحه ي دفترت را››
 
   كدام واژه معادل با ‹‹ سنگر›› به كار رفته است؟      جواب): كنج غربت
 
  هـ ) دانش هاي ادبي:
 
1ـ شعر معاصر پس از نيما به سه شيوه ادامه يافت، آن سه شيوه را فقط نام ببريد.
 
جواب) :  الف ـ آزاد نيمايي       ب ـ  شعر سپيد          ج ـ موج نو
 
2ـ نام نويسندگان آثار زير را بنويسيد. 
 
 الف ـ صفير سيمرغ               ب ـ رساله ي دل و جان
 
جواب) : الف ـ محمد علي اسلامي ندوشن                      ب ـ خواجه عبدالله انصاري
 
3ـ چرا محمود درويش را شاعر مقاومت فلسطين ناميده اند؟
 
جواب) :  براي اينكه جز براي فلسطين شعر نگفته است.
 
4ـ مسايلي همچون: دعوت به مبارزه، ستايش آزادي و .... در حوزه ي كدام نوع ادبيات قرار مي گيرد؟
 
جواب) :  ادبيات پايداري
 
5 ـ  دو آرايه هاي ادبي در مثال هاي زير بيابيد.
 
الف) ـ دي مي شد و گفتم صنما عهد به جاي آر          گفتا غلطي خواجه در اين عهد وفا نيست
 
ب ) ـ از خلاف آمد عادت بطلب كام كه مــن           كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم
 
جواب) :  الف ـ ايهام در واژه ي عهد در مصراع دوم بيت اول       
 
               ب ـ متناقض نما (پارادوكس) بين كلمات « جمعيت و پريشان » در مصراع دوم بيت دوم
 
6ـ بيت: ‹‹ بيستون بر سر راه است، مباد از شيرين        خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد››
 
اشاره به چه داستاني دارد؟ و به اين آرايه ي ادبي چه مي گويند؟
 
جواب) : داستان شيرين و فرهاد ( دو دل داده ي افسانه اي در ادبيات ايران) و به اين آرايه تلميح گويند.
 
7ـ منظومه ي ‹‹ حمله ي حيدري›› به شيوه ي چه كتابي سروده شده است؟
 
جواب) : شاهنامه ي فردوسي
 
8ـ روي آوردن به ادبيات داستاني معاصر از چه دوره اي آغاز شد؟ دو نمونه از اين كتاب ها را نام ببريد.
 
جواب) : اوايل دوره ي مشروطه؛ سياحت نامه ابراهيم بيگ از زين العابدين مراغه اي و مسالك المحسنين از عبدالرحيم طالبوف
 
9ـ نخستين كسي كه افكار و اصطلاحات عرفاني را با مضامين عاشقانه در هم آميخته است، كيست؟
 
جواب) : سنايي
 
10ـ اخوان ثالث در شعر خود به انعكاس چه مسايلي مي پردازد؟ يكي از آثارش را نام ببريد.
 
جواب) :حوادث زندگي مردم ايران. از آثار او: ارغنون، زمستان، آخرشاهنامه، از اين روستا، در حياط كوچك و پاييز در زندان
 
11ـ دو جريان ادبي دري خارج از ايران در عصر حاضر كدام ها هستند؟
 
جواب) : 1) فارسي رايج در افغانستان     2) تاجيكي(فارسي رايج در ماوراءالنهر)
 
12ـ فرق شعر موج نو  با نثـر  در چيست؟      
 
جواب) :  در تخيل شعري
 
13ـ در مصراع دوم بيت زير يك آرايه پيدا كنيد:
 
   از خلاف آمد عادت بطلب كام كه من          كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم
 
جواب) : متناقض نما در واژه هاي جمعيت و پريشان
 
14ـ با توجه به ارتباط معنايي دو مصراع، آرايه ي بيت را مشخص كنيد.
 
    آدمي پير چو شد حرص جوان مي گردد             خواب در وقت سحرگاه گران مي گردد
 
جواب) : اسلوب معادله
 
15ـ ‹‹ حبسيه›› به چه نوع شعري گفته مي شود و از موضوعات كدام نوع ادبي است؟
 
جواب) : اشعاري كه در زندان سروده مي شود و در بر دارنده ي اعتراض شاعر به مخالفان و تلاش براي اثبات بي گناهي خود.  و از موضوعات ادبيات غنايي است.
 
16ـ نخستين مجموعه ي داستان سيمين دانشور چه نام دارد؟
 
جواب) : آتش خاموش
 
17ـ كدام نوع ادبيات، چهره ي انساني عامي دارد و در هيچ قالب ملي خاص نمي گنجد؟
 
جواب) :  ادبيات پايداري
 
18ـ زيب النّسا در سرودن شعر، از كدام شاعر پيروي مي كرد؟
 
جواب) : از عرفي شيرازي
 
19ـ صاحبان اين آثار را نام ببريد. 
 
 الف ـ در بهشت شداد         ب ـ آزادي و تربيت
 
جواب) :  الف ـ جلال رفيع            ب ـ دكتر محمود صناعي
 
20ـ دو ويژگي شعر نو نيمايي را از نظر قالب بنويسيد.
 
جواب) :  كوتاه و بلند شدن مصراع ها  ـ  جا به جايي قافيه
 
21ـ زبان فارسي از چه دوره اي زبان اداري و درباري هند و پاكستان بود؟
 
جواب) :  غزنوي
 
22ـ در كدام يك از دو بيت زير، اسلوب معادله ديده مي شود؟ به چه دليل؟
 
الف ـ عيب پاكان زود بر مردم هويدا مي شود       موي اندر شير خالص زود پيدا مي شود
 
ب ـ پنداشتي كه ريشه ي پيوند من گسست         در سينه ام هزار خراسان نهفته اسـت
 
جواب) :  در بيت الف. زيرا با جابجايي دو مصراع، معني و مفهوم بيت و نيز نظم آن به هم نمي خورد.
 
23ـ مقدمه ي قصيده چه نام دارد؟ مضامين آن چيست؟
 
جواب) : تغزل يا تشبيب نام دارد و از مضامين آن عشق يا توصيف طبيعت را مي توان نام برد.
 
24ـ واژه ي مشخص شده در بيت زير چه آرايه اي دارد؟
 
    اميد هست كه روي ملال در نكشد              از اين سخن كه گلستان نه جاي دلتنگي است
 
جواب) :  ايهام
 
25ـ صاحبان اين آثار را نام ببريد. 
 
 الف ـ الهي نامه           ب ـ هفت كشور
 
         جواب) الف ـ خواجه عبدالله انصاري             ب ـ محمدعلي جمال زاده
 
26ـ جمله ي « پس چه خاكي به سر بريزم» داراي دو معني نزديك و دور است كه معني دور آن مورد نظر است، به اين كاربرد چه مي گويند؟   
 
جواب) كنايه
 
 و ) ـ شعر حفظي :
 
بيت هاي شعر زير را كامل كنيد.
 
1 ـ ما به .....بوده ايم، يار ......بوده ايم/باز همان جا رويم جمله،كه آن شهر ماست
 
جواب) فلك  ــ ملك   
 
2 ـ آمد موج الست، كشتي قالب ببست              .................................. 
 
جواب): باز چو كشتي شكست نوبت وصل و لقاست
 
3ـ  .................................              ماه چنان بخت يافت، او كه كمينه گداست
 
جواب): از مه او مه شكافت، ديدن او برنتافت
 
4 ـ خود زفلك برتريم، .....................              ..................؟ منزل ما كبرياست
 
جواب): وزملك افزون تريم      ـ   زين دو چرا نگذريم؟
 
5 ـ آنان كه محيطِ فضل و آداب شدند                   .....................
 
جواب): در جمعِ كمال شمعِ اصحاب شدند            
 
6 ـ برخيز و مخور .....................              .................. به شادماني گذران
 
جواب): غمِ جهان گذران       ـ    بنشين و دمي
 
7ـ ................................              آهو بچه كرد و روبه آرام گرفت
 
جواب): آن قصر كه جمشيد در او جام گرفت
 
8 ـ  پشت درياها ........ است   /  كه در آن پنجره ها رو به ........... باز است.
 
جواب): شهري  ــ تجلي
 
9ـ  مردم شهر به يك ...... چنان مي نگرند      كه به يك ........ ، به يك خواب لطيف
 
جواب): چينه   ــ  شعله 
 
10ـ شاعران وارث ............. و .......... و روشني اند.
 
جواب): آب ـ خرد 
 
11ـ خاك موسيقي ..............تو را مي شنود              و صداي پر مرغان ............ مي آيد در باد
 
جواب): احساس  ــ اساطير          
 
12 ـ ..........................                 نــور خــود در ديــده ي بينــا نهـــاد
 
جواب): تا تماشاي وصال خود كند       
 
13ـ يك كرشمه كرد با خـود، آن چنانـك             ....................
 
جواب): فتنه اي در پير و در برنا نهاد
 
14 ـ ......... شوري در نهاد ما نهاد                     .......... در بوته ي سودا نهاد
 
جواب): عشق    ـ   جان ما


                              با تشکر از وبلاگ :pursaeidy.blogfa.com



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 | 13:34 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
یکی از دوستان در پیامی خواسته بودند که در مورد سجع و جناس بیشتر توضیح داده شود کهحقیر نیز سعی خواهم نمود در این پست به ساده ترین روش این آرایه ها را توضیح بدهمامیدوارم مورد استفاده ی دوستان عزیز قرار بگیرد . لطفا اگر خواستید که جواب سؤالاتتون روشخصی بپرسید و پاسخ را نیاز داشتید حتما یا ایمیل و یا آدرس وبلاگ و یا شماره ی تماس بگذارید تا در اسرع وقت پاسخ بدهم . هر چند که در پست های قبلی نیز در قسمت آرایه های ادبی توضیح داده بودم ولی اینبار با زبانی ساده تر بدان خواهم پرداخت .

سجع :
 
* یکسانی دو واژه در واج یا واج های پایانی ، وزن یا هر دوی آن ها را سجع می گویند .
 
* آرایه ی سجع بایدحداقل دو جمله باشد.زیرا سجع ها بایددر پایان دوجمله بیایند تاآرایه ی سجع
 
خلق شود.
 
مثال : برای یکسانی واج آخر ←  هر چه در دل فرو آید ، در دیده نکو نماید .
 
توضیح : واژگان « فرو آید » و « نماید » در واج های آخر مشترک اند . ( اید )
 
نکته :
 
1. سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود و به نثری که در آن آرایه ی سجع به کار رفته باشد «
 
نثر مسجع » یا « آهنگین » می گویند .
 
2. آرایه ی سجع زمانی به وجود می آید که کلمات سجع در پایان دو جمله به کار روند و آهنگ دو
 
جمله را به هم نزدیک سازند .
 
مانند :  مرا در جزیره ی کیش به حجره ی خویش فرا خواند .
 
توضیح ←  در جمله ی فوق به دلیل اینکه هر دو واژه« کیش و خویش » در یک جمله بکار رفته
 
اند سجع شمرده نمی شود. و کلمات هم آهنگ به حساب می آیند .
 
3. سجع در نثر حکم قافیه در شعر را دارد .
 
4. اگر در پایان جملات کلمات تکراری وجود داشته باشد ( مانند ردیف در شعر ) سجع پیش از آن
 
می آید .
 
مانند : الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ  است بی دیدار تو درد و داغ است .
 
چراغ و داغ ←  سجع هستند .   و   است / است ←  تکراری هستند و تقریبا همان ردیف در شعر
 
محسوب می شوند .
 
5. اگر سجع ها در یک جمله در کنار هم به کار روند « تضمین المزدوج » نامیده می شود .
 
مثال : به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش  /  که این سخن ، سحر از هاتفم به گوش
 
آمد .
 
6. گاهی در جملات مسجع ممکن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شود .
 
مثال : منّت خدای را عزّو جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت .
 
توضیح : فعل « است » به قرینه ی لفظی حذف شده است .
 
انواع سجع :
 
1. اگر کلمات سجع فقط در واج یا واج های پایانی یکسان باشند ← سجع مطرف
 
مثال : محبت را غایت نیست از بهر آن که محبوب را نهایت نیست .
 
توضیح : کلمه ه ی « غایت » دارای دو هجا و کلمه ی « نهایت » دارای سه هجا( بخش ) می
 
باشد. پس دو کلمه هم وزن نیستند بلکه فقط در حرف آخر مشترک اند.
 
2. اگر کلمات سجع فقط در وزن یکسان باشند←  سجع  متوازن
 
مثال : مُلک بی دین باطل است و دین بی مُلک ضایع .
 
توضیح : هر دو کلمه « باطل  و ضایع » دارای دو هجای بلند هستند لذا هم وزن اند .
 
3. اگر کلمات سجع هم در واج آخر و هم در وزن یکسان باشند ←  سجع متوازی
 
 مثال : همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود را به جمال
 
 توضیح : واژگان « کمال « و جمال هم در واج آخر و هم در وزن یکسان اند .
 
نکات مهم :
 
1. ارزش موسیقایی سجع متوازی از همه بیش تر و سجع متوازن از همه کم تر است .
 
2. سجع بیش تر در نثر به کار می رود . امّا در شعر نیز نمونه هایی یافت می شود که باعث
 
آهنگین تر شدن آن می شود .
 
مثال : بازآ و بر چشمم نشین ، ای دلستان نازنین   /  کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود .
 
3. سجع در شعر بر خلاف نثر همواره در پایان جمله نمی آید بلکه هر جا وزن به شاعر اجازه دهد
 
از سجع استفاده می کند .
 
4. امروزه سجع را در شعر قافیه ی میانی یا درونی می نامند و سجعی که به تکلّف خلق می
 
شود ارزش هنری ندارد .
 
حال با توجه به توضیحات داده شده به سؤالات زیر پاسخ بدهید .
 
1. انواع سجع را در هر یک از عبارت های زیر بیابید .
 
الف ) « که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت . »
 
ب ) « الحمدالله شهر تبریز است و حسن و جمال خیز
 
پ ) « گاه از دیدن خطّ مکتوب منعتش و گاه از ندیدن روی مطلوب مشتعل . »
 
2. در بیت زیر « سجع » را بیابید و نوع آن را بنویسید .
« من مانده ام مهجور از او ، دل خسته و رنجور از او / گویی که نیشی دور از او ، در اسخوانم می رود .»
 
3.  در عبارت و شعر زیر ، سجع ها را مشخص کنید و نوع آن ها را بنویسید .
 
الف ) « به نام آن خدای که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح . »
 
ب ) « دلبر که جان فرسود از او ، کام دلم نگشود از او . »
 
4. در هر یک از عبارات زیر چه نوع سجعی به کار رفته است ؟
 
الف ) « ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود .
 
ب ) « هر که با بزرگان ستیزد، خون خود ریزد . »
 
پ ) « درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته . »
 
ت ) «  ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگری را دادی به طرح . »
 
ث ) « هنر چشمه ی زاینده است و دولت پاینده . »
 
ج ) « ای صاحب کرامت ، شکرانه ی سلامت  /  روزی تفقّدی کن درویش بی نوا را »
 
چ ) « طالب علم عزیر است و طالب مال ذلیل . »
 
5. آیا در جمله ی « مال و منال او زیاد است . » بین مال و منال سجع وجود دارد یا نه ؟ چرا ؟
 
*****************************
 
جناس:
 
یک‌سانی و هم‌سانی دو یا چند واژه در واج‌های سازنده را « جناس » گویند.
 
1. جناس تام : آن است که کلمات  جناس فقط از لحاظ معنی اختلاف دارند و در شکل و صورت
 
ظاهری کاملا برابرند .( یکسانی دو واژه در تعداد و ترکیب واج ها ) ارزش موسیقایی جناس تام در
 
سخن بسیار است .
 
2. جناس ناقص : آن است که کلمات جناس علاوه بر معنی در یک صامت یا مصوّت هم متفاوت
 
هستند .
 
انواع جناس ناقص :
 
نکته :: گفتیم اگر کلمات جناس در ظاهر کاملا شبیه هم باشند تام هستند در غیر این صورت
 
جناس ناقص به شسمار می آیند .
 
1. جناس ناقص حرکتی :  یکسانی دو یا چند واژه در صامت ها و اختلاف آن ها در مصوّت های
 
کوتاه  را می گویند .
 
نکته : تکرار صامت ها ، موسیقی درونی مصراع ها را پدید می آورد .
 
مثال : شکر کند چرخ فلک از مَلِک و مُلک و مَلَک / کز کرم و بخشش او ، روشن و بخشنده شدم .
 
توضیح : واژگان « مَلِک / مُک / مَلَک » در صامت ها مشترک اند فقط در مصوت های کوتاه اختلاف
 
دارند .
 
واژه ی « مُلک » با واژگان « مَلَک » و « مَلِک » طبق تعریف  کتاب جناس ندارد هر چند در متن
 
کتاب درسی جناس ناقص فرض شده اند .
 
نکته :
 
الف: جناس ناقص در افزایش موسیقی لفظی بیت یا مصراع مؤثر است .
 
ب : قدما این گونه جناس را « جناس ناقص » می نامیدند . 
 
2. جناس ناقص اختلافی ( حرفی ) : اختلاف دو کلمه در حرف اول ، وسط یا آخر است . کلماتی
 
که علاوه بر معنی در یک صامت متفاوت اند .
 
مثال : هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید  /  ما نیز یکی باشیم از جمله ی قربان ها
 
توضیح : واژگان « کیش » و « ریش » جناس ناقص اختلافی حروفی دارند چون صامت « ک »  و
 
« ر » در دو واژه مختلف است .
 
نکته :
 
1. جناس ناقص حروفی نیز در آفرینش موسیقی لفظی مؤثر است .
 
2. جناس میان دو واژه را جناس ناقص می خوانیم که اختلاف آن ها بیش تر از یک حرف نباشد.
 
برای مثال « یار » و « یاران » جناس نیستند .
 
3. این گونه جناس را قدما ، مضارع ، لاحق ، مرف می نامیدند .
 
نکته : 
 
1. منظور از حرف همان صامت ها و مصوت های بلند است .
 
2. حرفی را که در اول و آخر نباشد وسط می گوئیم .
 
جناس ناقص افزایشی :
 
جناس ناقص افزایشی ؛ اختلاف در دو واژه است در معنی و تعداد حروف. که علاوه بر معنی در
 
تعداد حروف نیز متفاوت اند یعنی یکی از کلمات جناس یک حرف در اول یا وسط یا آخر نسبت به
 
دیگر کلمه ی جناس اضافه دارد .
 
مثال برای جناس ناقص افزایشی در حرف اول :
 
دلا رنج حسودان مرنج و واثق باش  /  که بد به خاطر امیدوار ما نرسد .
 
توضیح : واژه ی « مرنج » یک حرف صامت نسبت به « رنج » بیش تر دارد ← جناس نلقص
 
افزایشی در حرف اول
 
این نوع جناس را قدما « جناس زاید یا مذَیَّل » می گفتند .
 
مثال : برای جناس ناقص افزایشی در حرف وسط :
 
دستم نداد قوّت رفتن به پیش دوست   /   چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم .
 
توضیح : واژه ی « دوست » در تقابل با واژه ی « دست » یک حرف در وسط بیش تر دارد .
 
جناس ناقص افزایشی در حرف وسط
 
توجه : ضمیر پیوسته ی « م » در « دستم » یک واژه ی مستقل و در نقش مضاف الیه است لذا
 
جزء اصل کلمه نیست .
 
مثال : برای جناس ناقص افزایشی در حرف آخر :
 
« اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار   /   طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد .»
 
توضیح : واژه ی « شفقت » در مصراع دوم در تقابل با واژه ی « شفق » در مصراع اول یک حرف
 
در آخر بیش تر دارد .← جناس ناقص افزایشی
 
* جمع بندی کلی در موردانواع جناس :جناس در تقسیم بندی اولیه به دو نوع تقسیم می شود :
 
1.جناس تام 
 
2. جناس ناقص
 
* جناس ناقص در سه حالت می تواند در کلام به کار برود :
 
1 . اختلاف در مصوّت کوتاه ( حرکتی )
 
2. اختلاف در نوع حروف ( اختلافی )
 
3. اختلاف در تعداد حروف ( افزایشی )
 
* ارزش جناس ناقص به موسیقی لفظی است که در کلام می آفریند.
 
حال با توجه به  توضیحات مربوط به « جناس » به سؤالات زیر پاسخ دهید :
 
1. « جناس تامّ » به کار رفته در بیت زیر را ، مشخص کرده و دلیل خود را بنویسید .
 
« نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا   /  تو که قلب دوستان را به مقاربت شکستی »
 
2.در بیت زیر بین کدام کلمات ، « جناس » به کار رفته است ؟ « نوع » هر جناس را بنویسید .
 
« کفر است در طریقت ما کینه داشتن   /   آیین ماست سینه چو آیینه داشتن  »
 
3. میان کدام واژه  در بیت زیر ،«جناس »به کار رفته است ؟«نوع »هر یک راجناس را بنویسید.
 
« گو شمع نیارید در این جمع که امشب   /   در مجلس ما ، ماه رخ دوست تمام است »
 
4. در بیت زیر بین کدام کلمات جناس به کار رفته است ؟ نوع هر یک را مشخص کنید .
 
« ساقی به نور باده بر افروز جام ما    /    مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما »
 
5. آیا واژه ی « می کند » و « می کند » در بیت زیر ، جناس تام است ؟ چرا ؟
 
« بشنو این نی چون شکایت می کند   /   وز جدایی ها حکایت می کند . »
 
6. در بیت زیر بین کدام کلمات جناس وجود دارد ؟ نوع آن رامشخص کرده ودلیل خودرابنویسید .
 
« وانکه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت   /    هم تواند کرمش داد من مسکین داد . »
 
7. کدام دو کلمه ، نمی توانند به عنوان جناس به کار بروند ؟
 
الف ) شرار ، سواد    ب ) جوی ، جود    ج ) روان ، روان     د ) رسید ، رشید 
 
8. کدام کلمه ها در بیت « عنان مپیچ که گر می زنی به شمشیرم /  سپر کنم سر و دستت ندارم
 
از فتراک .» جناس دارند ؟
 
الف ) سر ، سپر    ب ) سر ، دست      ج ) شمشیر ، سپر       د ) عنان ، فتراک
 
9. در بیت زیر ، جناس هاو نوع آن ها را مشخص کنید .
 
«  کار دلم به جان رسد ، کارد به اسخوان رسد  /   ناله کنم بگویدم دم مزن ئو بیان مکن »
 
 
حال دوستان عزیز با توجه به توضیحات داده شده در این پست « تفاوت های سجع با جناس » را بنویسید . می توانید در قسمت نظرات همین پست پاسخ بدهید . 
 
 
        برایتان از ایزد منان بهترین ها را آرزومندم .
 
      خادم اهل قلم و اندیشه : بهزاد چهارتنگی
 
 
 
 


تاريخ : جمعه نهم خرداد 1393 | 15:5 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

معنی نظم و نثر:

الف ) ابیات و عبارتهاي زیر را به نثر روان برگردانید . 
1 چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباري/ که تا بر هم زنی دیده ، نه این بینی ، نه آن بینی 
2 در کمرکش دوازده حلقوم و کتل و گردنه ي یک دوجین شکم و روده مراحل مضغ و بلع و هضم و تحلیل را پیمود .
 3.چو نازش به اسب گران مایه دید    /    کمان را به زه کرد و اندر کشید 
4. خورده قسم اختران به پاداشم   /    بسته کمر آسمان به پیکارم 
5. به رسم معموله ي همه ساله ، اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمین حاضر بودند .
6. با یاد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق     /    هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام 
7. بشوي اوراق اگر همدرس مایی    /   که علم عشق در دفتر نباشد 
8. آدم را کفري می کند . 
9.به دیدارت آرایش جان کنم . 
10. لاجرم سپر بینداخت . 
11. نالان استرحام می کرد . 

ب ) خودآزمایی :

 1. و پیدا نکردم در آن کنج غربت به جز آخرین صفحه ي دفترت را » منظور از کنج غربت چیست؟

2.« در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را » منظور از صاحب خانه کیست ؟

3.« . مردم اين جزيره از اشراف فارس هستند » واژه ی فارس به چه معنا است ؟

4. در انتظار غبار بي سوار نشستن » کنایه از چیست؟

5. چگونه شمشيري زهرآگين / پيشاني بلند تو – اين كتاب خداوند را – از هم مي گشايد »چرا شاعر در عبارت پیشانی بلند امام علی (ع ) را کتاب خداوند می داند ؟

6. تربيت انساني و سنّت ملّي ما »  چرا نويسنده ي درس مثنوی معنوی را از کتاب های مقدس غربیان برتر می داند ؟

7. در داستان « گیله مرد » محمد ولی و مامور دوم به ترتیب نماد چه انسان هایی در عصر خود هستند ؟
8 مفهوم كنايي عبارت هاي زير را بنويسيد .
الف ) جلوی کسی در آمدن :

ب ) چند مرده حلاج بودن :

درک مطلب :

1. در بیت «هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن  /  اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم .»منظور شاعر از « تو » در مصرع اول و دوم چیست ؟

2.با توجه به بیت « عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد / عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی. » در چه صورتی انسان با ابدال ،هم سنگ می شود ؟
3.در عبارت « انشای ارتجالی خسرو را عرض می کردم دنباله اش این بود . منظور از انشای ارتجالی چیست ؟
4.در عبارت « خشک آمد کشتگاه من / در کنار کشت همسایه »منظور شاعر از « همسایه » چیست ؟
5.در بیت « یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند / کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند .» شاعر از چه چیزی آزرده است ؟
6.در بیت « زندان خدایگان که و من که  /  ناگه چه قضا نمود دیدارم »شاعر دلیل گرفتار بودن خود را چه می داند ؟
7 مفهوم مصراع دوم بیت زیر چیست ؟
« تهمتن چنين داد پاسخ كه نام/چه پرسي كزين پس نبيني تو كام »
8.در عبارت « یک دست از بهترین لباس های نو دوز خود را با کلّیّه ی متفرّعات به انضمام مایحتوی بیرون انداخته ام .« منظور از ما یحتوی » چیست ؟

معنی لغات و ترکیبات :

د ) لغات مشخص شده ي زیر را معنی کنید . ( 2 نمره )
1.مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ 
2.زمانه مرا پتک ترگ تو کرد . 
3.کشتی شکستگانیم اي باد شرطه برخیز .
4تاس ها بر گیر تا به حمام رویم .

5.حس شرافتمندي ، مناعت ، اعتماد به نفس به بهترین وجه دیده می شود . 
6.تصور نشود که آن ها را با جزمیت بازگو کرده ام . 
7.حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر وي را گمراه کردند . 
8.جامه اش شولاي عریانی است . 

ه ) دانش هاي ادبی :

 در هر کدام از ابیات زیر کدام آرایه از آرایه هاي ادبی که در سال دوم خوانده اید وجود دارد ؟ 
1 - دخل بی جا ندهد غیر خجالت اثري/تیر کج باعث رسوایی تیر انداز است
2 - دولت فقر خدایا به من ارزانی دار/کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
3- ویژگی های شعر « موج نو » را بنویسید .
4-نام نویسندگان آثار زیر را بنویسید . 
کویر :                                                              زمستان :
در کوچه باغ هاي نشابور :                                     الایام :
5-اولین مجموعه ي داستان هاي کوتاه ایرانی چه نام دارد ؟ 
6-داستان خسرو در کدام اثر عبدالحسین وجدانی به چاپ رسیده است ؟ 

و ) حفظ شعر:

1.چون در آن غوغا عراقی را بدید ..............................................
2. قایق از تور تهی / .............................................................



تاريخ : جمعه نهم خرداد 1393 | 12:51 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نمونه سوال زبان فارسی3 

به نام خدا    

سوال امتحان داخلي درس :  زبان فارسي ( 3)  پايه : سّوم   رشته : علوم انساني         نوبت : اوّل  زمان : (75دقيقه )

نام ونام خا نوادگي:                           تاريخ امتحان:                       نام دبير :                            

 

زبان شناسي : (4نمره)

 

1)

الگوي هم نشيني «بلندِ كوه» را بنويسيد. اين گروه اسمي بيشتر در كدام حوزه ي زبان به كار مي رود؟ 

(5/.)

2)

چرا با وجود داشتن واجگاه مشترك دو واج « ب» و«پ» مي توانيم واژه ي« بپرد» را به كار مي بريم؟

(5/.)

3)

بر اساس كدام قاعده ي زباني نمي توان جمله ي مقابل را به كار برد؟   « تو، تو را از ديد ديگران پنهان نمودي»

(5/.)

4)

اگر از دوستمان بپرسيم « ساعت چند است» بگويد «شير خريدم» كدام قاعده ي زباني رعايت نشده است؟

(25/.)

5)

الگوي هجايي واژه ي« مار» را بنويسيد.

(5/.)

6)

صورت تصريفي واژه ي« مُرد» را در گزينه هاي زير مشخّص كنيد.

الف) مُرده     ب) مُرده ها     ج)  مُرده اي(يك مرده)

(5/.)

7)

دادن اطّلا عات املا يي ، تلفّظي ودستوري مربوط به كدام سطح مطالعه ي واژگان مي شود؟

(25/.)

8)

چرا بخش واژگان بيش از هر بخش ديگر، از انواع تغيير و تحوّل علمي ،صنعتي ومانند اين ها تاثير مي پذ يرد؟

(5/.)

9)

درفرهنگ لغات يا واژگان صورت پايه در مدخل...... وصورت تصريفي در مدخل........ مي آ يد. 

(5/.)

 

 

 

 

املا وبيا مو زيم: (3نمره)

 

1)

كدام گروه از واژه هاي هم آوا با بقيّه فرق دارد؟ توضيح دهيد.( روا- روا ) – (خويش- خيش) –(روان-روان)

(5/.)

2)

چرا واژه ي سبزي براي جمع بسته شدن با«ات» نياز به ميانجي دارد؟

(25/.)

3)

املاي كلمات نا درست را اصلاح كنيد.

برحه وزمان- مهبط جبرئيل-توع ورغبت-اصطناع وانتخاب-بهبود وانتعاش-صباع ووحوش

(75/.)

4)

اختلاف معنايي واژه هاي زير را بنويسيد. استجاره- استيجار

(5/.)

5)

از ميان واژه هاي زير يك واژه با بقيّه فرق دارد آن را بيابيد ودليل را ذكر كنيد.

پلّكان- درختان- كوهان

(5/.)

6)

چرا يك فارسي زبان بايد قواعد زباني وخطّي را بشناسد؟

(5/.)

 

 

 

 

نگارش: (5نمره)

 

1)

اصطلاح« كات» در فيلم نامه چيست؟

(5/.)

2)

نمايش نامه از نظر نوع بيان به چند دسته تقسيم مي شود؟

(5/.)

3)

معني كنايه اي عبارت مشخّص شده را بنويسيد. « بين دعوا اكبر خيلي قدرت نمايي مي كرد.»

(25/.)

4)

با استفاده از صنعت اغراق جمله ي زير را ادبي كنيد.«دوستي دارم كه بسيار پر حرف است.»

(5/.)

5)

به نوشته اي كه نمايش از روي آن اجرا مي شود نمايش نامه يا ......... ميگويند.

(25/.)

6)

كدام عنصر ادبي(آرايه ها) در جملات زير ديده مي شود؟

  الف) خورشيد با سر شاخه هاي بيد سلام واحوال پرسي كرد

ب)فضا تلخ وسنگين بود ج)غنچه ي دل نگران پرپر شدن است اگر باغبان محبّت نباشد

(75/.)

7)

مقالات وگزارش ها در چه صورتي مي توانند جزء نوشته هاي ادبي محسوب شوند؟

(5/.)

8)

نويسنده با استفاده از كدام عامل هنري ساز(ادبي ساز) نوشته ي زير را ادبي كرده است؟

« هيچ جاي دنيا تر وخشك را مثل ايران با هم نمي سوزاند.پس از پنج سال در به دري وخون جگري هنوز چشمم دربالاي كشتي به خاك پاك ايران نيفتاده بود .....

(5/.)

 

9)

درنوشته هاي ادبي نويسنده غير از نقش پيام رساني چه نقش هاي ديگري به عهده دارد؟

(5/.)

10)

حركت نمايشي وتكنيكي در نمايش نامه ، هر كدام مربوط به چه كساني است؟

(5/.)

11)

قسمتي از فيلم كه زمان در آن تداوم دارد........ناميده مي شود.

(25/.)

 

 

 

 

دستور: (8نمره)

 

1)

با توجه به عبارت زير به سوالات داده شده پاسخ دهيد.

«بهار آمده است تا ما را به ميهماني طبيعت ببرد .  وبه زندگي نشاط ببخشد.                                                 

الف)جمله ي مشخّص شده چند تگواژ دارد؟ (25/.) ب)زمان آخرين فعل عبارت بالا را بنويسيد.(25/.)                           ج)تگواژ «را» و«بهار» جزء كدام نوع تگواژ قرار مي گيرند؟(5/.)د) نوع حرف«تا»در عبارت بالا چيست؟          ه) كلّ عبارت از چند واژه تشكيل شده است؟(25/.) خ)فعل «آمده است» از نظر ساختمان چه نوع فعلي است؟          

 

2)

با يك دليل بنويسيد كه چرا جمله يزير به شيوه ي بلاغي است؟ « چه زيباست طبيعت »

(25/.)

3)

په جاي فعل هاي امري مثل:« بخوانيد، بخوريد و....براي احترام از چه فعلي مي توان استفاده كرد؟

(25/.)

4)

براي نهاد زير يك فعل مناسب بياوريد وعلّت مفرد وجمع بودن آن را توضيح دهيد.

(5/.)

5)

اشياء اگر نهاد جمله واقع شوند وجمع باشند در چه صو رتي فعل آنها هميشه جمع ميآيد؟ با مثال تو ضيح دهيد.

(5/.)

6)

نمودار جمله ي« ما ايرانيان فرهنگ خود را بسيار غني مي دانيم» رارسم كنيد ونام اجزاي سازنده ي آن را بنويسيد.

25/1  

7)

فعل « رميده است» را با توجه به شخص گذرا كنيد.

(25/.)

8)

در گروه اسمي « تختِ خواب» و« گلِِِ سرخ» دو كسره چه تفاوتي با هم دارندِ ؟

(5/.)

9)

 

جمله ي زير را گذرا به مفعو ل كنيد. « سعيد رفت.»

 

(5/.)   

 

10)

واژه ي «عمو» را يك بار به عنوان «شاخص» ويك بار به عنوان « هسته ي گروه اسمي » به كار ببريد.

(5/.)

 

11)

چرا حذ ف نهاد در جمله ي زير امكان پذ ير نيست؟ « من بيچاره تمام سعي خود را كردم.» 

 

(25/.)

 

 

12)

 

 

در عبارت داده شده قسمت مشخّص شده كدام نقش تبعي را مي پذ يرد ؟ 

    « سياوش وفرود ، پد روپسر عزيز شاهنامه، در مرگ غريبانه سرنوشتي مشترك دارند.»

 

 

(25/.)

 

 

13)

 

با پسوند « گانه» يك واژه ي مناسب بنويسيد.  

 

(25/.)

 

14)

 

در گروه اسمي« چهار دستگاه اتومبيل سفيد» وابسته ي وابسته و نوع آن را با رسم نمو دار پيكاني مشخّص كنيد

 

(5/.)

 

15)

 

نوع متمّم را در جمله ي زير مشخّص كنيد. « علاقه ي او را به مطالعه مي ستايم .» 

 

(25/.)

 

16)

براي صفت « زرنگ» در گروه اسمي « دانش آموز زرنگ» يك قيد بياوريد.

 

(25/.)

 



تاريخ : سه شنبه ششم خرداد 1393 | 17:8 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
سؤالات زبان فارسی 3 تخصصی:

  درس چهارده(نظام معنایی زبان)

1-درستی یا نادرستی عبارات زیر را مشخص کنید

الف:معنا شناسی کوششی است برای پی بردن به این موضوع كه اهل زبان چگونه منظور یکدیگر را درک می کنند.                               

ب:چون زبان یک دستگاه است ارزش دقیق معنایی عناصر آن به تنهایی میسر است.     

پ: معنای مستقیم هر واژه یعنی معنای روشن وواضح آن واحد.                          

ت: معمولاٌ کلمات به تنهایی حامل معنا یا پیام کاملاٌ روشنی نیستند                   

ث:معنای واژه ها ابدی است اما خود آنها ابدی نیستند.        

2-کدام گزینه با توجه به رابطه ی مشخص شده در کنار آن درست است؟

الف:تار عنکبوت (تضمن)   ب:سیر وسبزی (ترادف)   ج:تار وتیره(تضاد)  د:تند و آرام (تناسب)

3-در کدام مورد از گزینه های زیر نمی توانیم از سر جمع معنای واژه های آن معنای کل جمله را دریافت كرد؟

 الف:شیر حیوانی وحشی است.            

 ب:ماست وپنیر را از شیر می گیرند.

 ج:دهانش بوی شیر می دهد.                    

  د:شیر آب را ببندید.

4-کدام واژه از عبارت زیر در گذر زمان تغییر معنا یافته است؟

 تیم ملی ایران ،درمسابقه با تيم اسرائیل شرکت نکرد.  

5-از گروه اسمی " سازمان احراز هویت تحصیلی" واژه ی ساهت را  ساخته اند، ازچه شیوه ای برای ساختن واژه استفاده شده است؟

6-عبارات نوشته شده در ستون« الف »به کداميك از موارد  ستون« ب »مربوط می شود؟(یک مورد در گروه«ب» اضافه است.)

        الف :واژه

   ب:وضعیت معنایی

      1- شادی

2- ساده

      3- آزفنداک

-  از فهرست وازگان حذف شده است.

- با معنای گذشته به حیات خود ادامه داده است.

- تحول معنایی یافته است.

- معنای قدیم را حفظ ومعنای جدید نیز یافته است.

بیاموزیم:

 7-در عبارت زیرکدامیک ازتلفظ ها ی داخل کمانک تلفظ معیار است.

(تَلاوت –تِلاوت)آیات قرآن موجب (نَشاط –نِشاط )روح می شود.

8-گزینه ی درست را مشخص کنید .

   الف:نَمودار           ب:شَجاعت            ج:بِِقاع                 د:جُرگه

درس 15(ساختمان واژه 2)

1-اجزای سازنده ی کدام واژه از موارد زیر طبق الگوی مقابل است؟  "اسم+گین= صفت"

الف:رنگین              ب: شرمگین                 ج:آهنگین               د:همه ی موارد

2-واژه ای مثال بزنید که مطابق با الگوی زیر ساخته شده است.

اسم+-َ ک = اسم

3- هریک از واژه های زیررا به اجزای سازنده ی آنها تجزیه کنیدو سپسنوع اجزا ی سازنده ی واژه هارا بنویسید.

گوينده:                                                           یاغی گری:

4-واژه ی زیر را بر اساس ترتیب اجزای سازنده تا مرحله ی تکوا ژ تجزیه کنید.

دل بستگی :

5-با بن مضارع« شنیدن»واژه ای بسازید که بیش از یک وند داشته باشد.

6-با توجه به الگوی زیر دو واژه بسازید که یکی اسم ودیگری صفت باشد.

"اسم+ وند"

 اسم:

صفت:

بیاموزیم:

1-تلفظ درست واژه های زیر را بنویسید.

الف)کاوش

 ب )پر مخاطب

2-کدام تلفظ از تلفظ های داخل کمانک درست است؟

( مُفاد – مَفاد )   نامه به اطلاع همگان رسید.

درس 16(باز گردانی وباز نویسی و باز آفرینی)

1-کدام مورد از عبارات زیر به باز گردانی مربوط می شود؟

 الف: رویدادها باسازی شده وتجسم می یابد.

 ب:کاربردهای دستور تاریخی با توجه به دستور امروزی معادل سازی می شود.

2-کدام گزینه در باز گردانی جایز است؟    

الف:استفاده از تعبیرهای زیبای متن                ب: شرح و تحليل

ج: توصیف چهره ها وحالات                               د:تلخیص وتفسیر

3-جمله های زیر را کامل کنید.

الف:پایه واساس باز آفرینی .........است و اثر بازآفریده ، اثری است ........، تازه وبدیع. 

 ب: در باز آفرینی ، اثر جدید دقیقاً همان اثر.............نیست. 

4-با استفاده واژه های  زیر یک  عبارت مناسب بسازید. 

   / تخيل / پايه / است /  اساس / و / باز آفريني /

5-با توجه به داستان آرش كمان گير، متن بازآفريده از بهرام بيضايي چه تفاوتهايي با داستان اصلي دارد؟

6-عبارت زير را باز گرداني كنيد. 

الف)نه هر كه به قامت مهتر ، به قيمت بهتر.

(درس 17)

1-هر کدام از ویژگی های ستون« الف »به کدام مورد از مواردستون« ب»ارتباط دارد؟

             الف :جمله

   ب:ویژگی تاریخی

      1-پدر بخندید وارکان دولت بپسندید.

      2-در آبگیری سه ماهی بود. 

      3-غمی بود رستم بیازید چنگ

تقدیم مسند و فعل

عدم مطابقت نهاد وفعل

کوتاهی جملات

تأخیر مسند

 2-قاعده ی فک اضافه (تقدیم مضاف الیه )در کدام گزینه از گزینه های زیر دیده می شود؟

الف:تورا چنان که تویی هر نظر کجا بیند                 ب:ورا نام تهمینه سهراب کرد

ج:کا فری را غلامی بود صاحب فراست                   د:اگر شب رسی روز را باز گرد

3-علت تقدیم وتأخیر در عبارت زیر چیست؟

 بیامد بدیشان موسی با آیتهای ما ، روشن   

4- جابه جایی ضمیر در کدام عبارات از موارد زیر دیده می شود؟

الف) پادشاهی اوراست زیبنده

 ب ) تورا چنان که تویی هر نظر کجا بیند

 پ ) سر کش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

 ت ) همی آب شرمم به چهر آورد

5-نقش واژه ی مشخص شده ی زیر را بنویسید.

گرگ را بر کند سر آن سرفراز

6-معنی واژه ی « ما » در جمله ی زیر چیست؟

تو مگو ما را بدان شه بار نیست

بیاموزیم:

1-در کدام گزینه فرآیند واجی کاهش صورت نمی گیرد؟

الف:انشاء          ب:بر افتاد              ج:چهارراه           د:باز آمد

2-در همه ی گزینه ها فرآیند واجی مشترک وجود دارد به جز گزینه ی ..... 

الف:پست چی         ب:دستمال                ج:مشت زنی             د:باستانی

(درس 18)  (طنز پردازی)

1-کدام گزینه درباره ی طنز نادرست است؟

الف:بیانی غیر متعارف است.                    

ب:نوعی نقد محسوب می شود.

ج:خواننده را به زشتی ها و پلشتی ها رهنمون می سازد.    

ج:حوادث واشخاص رادگرگون می گرداند.

2-عبارت زیر را کامل کنید. 

خنده ی حاصل ازطنز،خنده ی....نیست؛خنده ای است....و....که شخص راسرزنش می کند.

3-نوع بیان عبارت زیر را بنویسید. 

«ظریفی مرغ بریان در سفره ی بخیلی دید که سه روز پی درپی بود و آن را نمی خورد.گفت :عمر این مرغ بعد از مرگ دراز تر از عمر اوست پیش از مرگ.»

4-موضوع طنز زیر چیست؟

 آن یکی پرسید اشترراکه هی             از کجا می آیی ای فرخنده پی

 گفت: از حمام  گرم  کوی تو             گفت: خود پیداست از زانوی تو

5-اساس طنز چیست؟

6-هر کدام از عبارات زیر به کدام شیوه از شیوه های ساخت طنز مربوط می شود؟

الف:نویسنده به جای پرداختن به اصل مطلب با حاشیه پردازی مطلب اصلی را به عمد به فراموشی می سپارد .

ب:طنز پرداز با تقلید از آثار ادبی یکی از موضوعات عصر ما رانقدو داوری می کند.

 7-نقیضه پردازی یعنی: 

الف:بیان موضوعات اجتماعی در طنز                    

ب:تقلیداز آثار ادبی

ج:بزرگ نمایی در توصیف حالات وچهره ها              

د:جابه جا کردن حوادث

8-کدام یک از ضرب المثل های زیر در سرزنش خیال پردازی است؟

الف) یکی نان نداشت بخورد پیاز می خورد اشتهایش باز شود.

ب ) کله اش بوی قرمه سبزی می دهد.

 پ ) شتر در خواب بیند پنبه دانه

بیاموزیم:

1-در همه ی گزینه هافرآیند افزایش وجود دارد به جز گزینه ی... 

الف : سینی            ب: پای تخته             ج : هفتگی            د : سبزیجات

2-درکدامیک ازواژه های زیربرای افزودن نقش نمای اضافه فرآیندواجی افزایش صورت می گیرد؟

 مهمانخانه   / چهارراه   /      دانشگاه   /  دوستی

درس 19(دستور تاریخی 2)

1-در گزینه های زیر زمان کدام فعل از فعلهای مشخص شده با بقیه متفاوت است؟ 

الف:شبلی در ایشان همی نگریست.          ب:  یکی مشکلت می بپرسم بگوی .

ج:نکو سیرت وپارسا بودمی.                       د:وی پاره ای حلوا بدو دادی.

2-زمان فعلهای مشخص شده ی عبارات زیر را بنویسید.

 الف: باز دیگر باره بانگ دیگر بکردی.

 ب:دگرها شنیدستی این هم شنو.

 پ:ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم.

ت : رها کن تا تورا می بینم از دور

3- فعل امر مستمر در شعر و نثر کهن چگونه ساخته می شد؟

4- از فعل امر در گذشته با کدام تکواژ فعل منفی می ساخته اند؟

5- شکل امروزی فعل های دعایی زیر را بنویسید. .

الف: جانان منی که پیش رویت میرام.

ب : درهای علم وحکمت برایشان گشاده گرداناد.

6-کدام گزینه از موارد زیر شکل ساخت فعل دعایی در شعر و نثر کهن است؟ 

الف:ب + بن مضارع + شناسه                 ب:می + بن مضارع + شناسه

ج:بن مضارع + ا + شناسه                       د:بن مضارع + شناسه 

7-زمان ونوع هر کدام از فعلهای ستون« الف » به کدام مورد از مواردستون« ب»ارتباط دارد؟

             الف :فعل

   ب:زمان/ نوع فعل

      1-بر شما کسی گماراد.

      2-من این کار ندانم. 

      3-پاره ای دیگر بستدي.

مضارع التزامی

دعایی

مضارع اخباری

ماضی استمراری

بیاموزیم:

8-جای خالی را با کلمه ی مناسب پر کنید:

فرآیند واجی ............. یعنی:یکسان شدن دو واج به دلیل هم نشینی.  

درس20 ( املا ):

1- در هر رديف از موارد زير گزينه ي نا درست را مشخص كنيد.

الف: تهليل محتوا    ب:ستبر و سترگ        ج:ثمرت وبهره       د:شبستان ازل

الف: هيئت كريه      ب: محا سن و فضايل  ج:استغنا و تمأنينه  د: دست خايان و ا نگشت گزان

الف: اصرار و رموز    ب:عزّت و هيبت          ج:خواليگران دربار   د: مرهم جراحت

2-گزينه ي درست را مشخص كنيد . 

الف: تجزيه و تهليل         ب: مرهم جراحت       ج:ظنّ سلاح             د: شبستان ازل

الف:شعوذه و طامات       ب: محرم اصرار          ج:فترت و آفرينش   د: مناسب عالي

3-در گروه هاي املايي زير گروه ها ي نا درست را مشخص كنيد و آنها را اصلاح كنيد . 

آرش ستور بان / مرد صا ئب نظر / تهذير و تحديد / خلاصه و زبده / خوان قدّ اره كش /      مهاسن و فضايل / وادي استغنا

درس 21 (مرجع شناسي):

1-هر كدام از توضيحات زير در باره ي كدام دايرة المعارف است؟

الف: در سال 1362 به دعوت آيت ا ... خامنه اي كار تدوين آن از حرف « ب» آغاز شد.

 ب: شامل اعلام و اماكن تاريخي و جغرافيا ي جهان اسلام است.

 پ: به سر پرستي دكتر غلا محسين مصاحب در سه مجلد به چاپ رسيد.

2- كدام گزينه از موارد زير جزء زندگي نامه ها ي خاص علوم انساني محسوب نمي شود؟ 

الف : مجمع الفصحا        ب:ريحانه الادب        ج:نامه ي دانشوران      د:فرهنگ سخنوران

3- گزينه ي درست را انتخاب كنيد.

"فهرست مقالات فارسي از ايرج افشار ":

الف:نوعي دايرة المعارف  است.                        ب:از مهم ترين منابع فرعي است.

ج: جزء نسخه هاي خطي محسوب مي شود.      د: از منابع اصلي تحقيق است.

4- اطلس ها در كار تحقيق و پژوهش چه كمكي به پژوهشگر مي كنند؟

5- كدام گزينه در باره ي « نمايه » درست است؟

الف: شامل فهرست الفبايي كتاب هاي منتشر شده تا سال - 1345- است.

ب:نرم افزاري است كه با نظارت كتاب خانه هاي عمومي توليد شده است.

ج:بزرگ ترين بانك مطالب نشريات كشور را در اختيار دارد.

د:موارد ب  و ج

6- كدام كتابخانه ها فهرست نسخه هاي خطي را در اختيار پژوهشگران مي گذارند؟

7- گزينه ي نادرست را انتخاب كنيد.         

 "رسانه هاي ديداري و شنيداري ":

الف: به سرعت و دقت  پژوهش كمك مي كنند.      

ب: با پيشرفت فن آوري به كمك محققان آمده اند.

ج: در سال ها ي اخير بر روند تحقيقات تأ ثير گذاشته اند .        

د: در زمره ي منابع فرعي تحقيق به حساب مي آيند.

8- درروزگار ماچگونه مي توان با همه ي مراكز اطلاعات مهم درسراسرجهان ارتباط برقراركرد؟

بياموزيم

9- كدام گروه از جفت واجهاي زير به دليل نزديكي به هم در يكد يگر ادغام مي شوند؟

الف : / ت / ، / د /        ب : / ن / ، / ب /      ج: / ك / ، / گ /           د: همه ي موارد

10- واج هاي / ب/ و / پ/اگر دركنار هم قرار گيرند،درتلفظ آنها چه فرآيندي صورت مي گيرد؟

درس 22(دستور تاريخي 3)

1-كدا م يك از افعال زير در گذ شته به صورت گذرا به كار مي رفتند؟

الف:افزودن            ب:ماندن                ج:افروختن                   د:بوييدن

2- فعل « تفتن » را به شيوه ي دستور تاريخي گذرا سازيد.

3- درگروه ها ي اسمي مشخص شده ي عبارات زيركدام ويژگي دستور تاريخي،ديده مي شود؟

الف) يكي خنجر آبگون بر كشيد.

ب ) از لشكر ما مردي پنج گرفتار آمدند.

4- معناي امروزي واژه هاي مشخص شده ي جملات زير را بنويسيد. 

 الف: اطبا ا ز معا لجت او عاجز آ مدند.

  ب: دُديگر آن كه دل دوستان نيازاري.

5- صفت هاي « مه »  و « بيش » در گذشته به چه صورت به صفت برترين تبديل مي شدند؟ 

6- مرجع ضمير« او » در عبارت مقابل چيست؟« سخن كه از او  بوي دروغ آيد ، ناگفته بهتر.»

بياموزيم:

7-كدام يك از جملات زير آهنگ خيزان دارد؟

الف: شما هم اين موضوع را مي دانيد.        ب:  آيا شما هم اين  موضوع را مي دانيد ؟

8- آهنگ جملاتي كه با قيدهاي پرسشي  سؤ الي مي شوند افتان است يا خيزان؟

درس 23(نقش هاي زبان)

1-هر کدام ازجمله های ستون«الف »به کدام يك از نقش هاي زبان درستون« ب»ارتباط دارد؟

             الف :جمله

   ب: نقش هاي زبان

      1- اي كاش براي كارهايم برنامه ريزي داشتم

      2-خورشيد به خنده شكفت.

      3- تغذيه ي مناسب در رشد بهتر مؤ ثر است.

  محمل انديشه

  حديث نفس

  آفرينش ادبي

  ايجاد هم حسي

2-كدام يك ازنقش هاي زبان درچارچوب سنت ها يي عمل مي كندكه به زبان مربوط نمي شود؟

3- توضيح دهيد كه عبارت زير سخن منظوم است يا شعر منظوم؟

هر كه شود حلقه ي در زود برد حقه ي زر   /   خاصه كه در باز كني محرم دروازه شود

4-هر يك از توضيحا ت  زير به كدام نقش از نقش هاي زبان اشاره دارد؟

الف: سخن گفتن در باره ي خود به تنهايي

 ب: قاطعانه نظر دادن در باره ي يك حكم

ج: افزودن ساخت هاي معنايي تازه بر ساخت هاي زبان

5- همه ي گزينه هاي زير درباره ي شعر منظوم درست است به جزگزينه ي...

الف:ايجاد ساختهايي مانند وزن وقافيه  

 ب: ايجاد ساخت هاي معنايي تازه مثل استعاره

  ج: بهره يافتن از فنون ادبي مانند معاني وبيان  

  د: استفاده از اصول وقواعدي كه به نظام زبان تعلق دارد                        

بياموزيم:

6-در كدام گزينه از موارد زير تغيير جاي تكيه تغييري در معنا ايجاد نمي كند؟

الف: روزي            ب : آسمان              ج: تنها              د: بهاره

7- در ماضي استمراري و مضارع اخباري تكيه روي كدام قسمت از واژه قرار مي گيرد؟

8-جملات زير را كامل كنيد.

 الف:در جملات تكيه فقط روي يك كلمه كه ............نويسنده است ، قرار مي گيرد. 

 ب:تكيه،يكي از واحد هاي زبر زنجيري است كه در اثر آ ن  .......باشدت بيشتري ادا مي شود. 

درس 24(اسناد و نوشته هاي حقوقي)

1- همه ي گزينه هاي زير جزء اسناد تجاري هستند به جزگزينه ي....

الف:رهن                   ب: سفته                   ج: برات                د: چك

2- همه ي اسناد تجاري:            الف: رسمي اند                    ب: عادي اند

3-كدام يك ازاسناد زيردرصورت ثبت و تأييددردفاتر اسنادجزءاسنادرسمي حقوقي بشمارمي رود؟

الف: اجاره               ب: وصيت               ج: استخدام                د: همه ي موارد

4- هر يك از توضيحات زير  به كدام نوع از انواع اسناد عادي مربوط مي شود؟

  الف: معمولاٌ براي تصرف مكاني در مدتي معلوم انجام مي پذيرد.

  ب: براي واگذار كردن انجام امور حقوقي خود به ديگري نوشته مي شود.

  پ :  به ثبت خلاصه ي مذاكرات يك گروه ، شورا و .......... گفته مي شود.

5- جمله ي زير را كامل كنيد. 

امضا يا ....................... به سند اعتبار مي بخشد.

بياموزيم:

6- كدام واحد زبر زنجيري در جمله ي زير باعث تغيير معنا مي شود؟ 

" پدرم  هر روزنامه اي را مي خواند"

7-كدام واحد هاي زبر زنجيري الزا ماُ با يكديگر ظاهر مي شوند؟

 ا لف : تكيه و درنگ                         ب : آهنگ و درنگ 

8- واحد هاي زبر زنجيري :          

  الف : در زنجيره ي خط آشكار مي شود.

    ب :   در زنجيره ي خط آشكار نمي شود.

   درس 25 ( املا  )

1- در هر رديف از موارد زير گزينه ي نا درست را مشخص كنيد.

 الف : توابع و لوا هق     ب : مفا صا ي عوارض   ج : متابعت و پيروي       د: تأ مّل و تعمّق

 الف : قواعد و ضوا بط    ب : اخذ غرا مت        ج : اقا ليم غربت               د: هيّز ا نتفا ع

 الف : ذمّت و تعهد           ب : ظنّ سلاح          ج : ا بلق زما نه              د : مضا مين بديع

2-گزينه ي درست را مشخص كنيد . 

الف : دوران نقا حت    ب : حول و وحشت       ج : فلك شعوذه گر        د : اعتلاف احزاب

درس 26 ( دستور تاريخي4 )

1- نقش دستوري هر يك از اجزاي مشخص شده در عبارات زيررا بنويسيد.

  الف : به نزديك من صلح بهتر كه جنگ

  ب : احكام شريعت مارا مي آموخت.

  پ :  نماز شام را ، باز آ مد.

2- نقش نماي « را » در كدام گزينه با بقيه متفاوت است؟

الف: تن بي سرت را كه خواهد گريست؟          ب: گرگ را بر كند سر آن سرفراز

ج : مرا زور و فيروزي از داور  ا ست.                د: اورا دلارام نام است.

3- نقش نماي« را » در عبارت زير نشانه ي چيست؟ 

" ما به فلك مي رويم عزم تماشا كه راست ."

۴-در عبارات زير كدام قسمت از جمله حذف شده است ؛ نوع حذف را بنويسيد.

 الف : هرگز از دور زمان نناليده بودم و روي از گردش آسمان در هم نكشيده.

 پ   :   پير فرتوت را از ميان كار بيرون آوردند و زمام كار بدو سپرد.

5- ويژگي دستوري نقش نما ها را در هريك از عبارات زير توضيح دهيد. 

   الف : زدش بر زمين بر به كردار شير

    ب : بي هنران مر هنر مند را نتوانند كه بينند

    پ : پادشاهي اوراست زيبنده

بياموزيم:

6-با فعل « زد » دو جمله بسازيد كه هر بار معناي فعل در آنها تغيير كند.

7- كدام يك از افعال زير در معاني متفاوت كاربرد ندارد؟

الف : گرفت             ب : خنديد              ج:  كشيد           د : پخت

درس 27  ( ويرايش  )

۱- دليل نادرستي هر يك از جملات زير را بنويسيد.

الف : رود خانه به سرعت مي رود ومسير دائمي اش را طي خواهد كرد.

 ب : دروازه بان  توپ را براي مدافع كناري واگذار كرد.

2- كدام جمله از عبارات زير به ويرايش فني نياز دارد؟  چرا ؟

  الف : ابتدا از او مي پرسم حالت بهتر است خواهد گفت آري.

   ب :اين كودك از كم خوني بر خوردار است.

3- با توجه به جمله ي زير به سؤ الات مطرح شده پاسخ دهيد .

" پرسنل اين شركت، نامه هاي خود را به وسيله ي پست مي فرستند. "

الف: واژه هايي راكه نادرست به كار رفته اند، اصلاح كنيد. 

ب : نوع ويرايش جمله را بنويسيد.

۴- كدام گزينه در عبارات زير با توجه به خطاي نگارشي در مقابل آن درست است؟

الف : چنان كه گفته آمد اهل عرفان را طريقتي ديگر است.  (كاربرد جملات ديرياب )

 ب : افرادي من حيث لا يشعر ، اسقاط وظيفه مي كنند. (گرته برداري)

  ج : اين طرح از دو مشكل اساسي رنج مي برد. (نو آوري كاذب )

 د : خيلي وقتها ، دستورالعمل هاي خشك به درد نمي خورد. (تعبيرهاي نا مناسب )

5-جمله ي زير را كامل كنيد. 

«سره نويسي نوعي ............... زباني و .............به واقعيت و پيشينه و سنت زباني است.»

6-معادل فارسي هر يك از كلمات زير را بنويسيد.

الف : كاناپه :

ب : سوبسيد : 

بياموزيم:

7- گزينه ي نادرست را مشخص كنيد .

الف : تاكسي          ب: فلاش              ج : فَكس               د : پاس

      «خدایا چنان کن سرانجام کار               تو خوشنود باشی و ما رستگار »



تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد 1393 | 1:5 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نمونه سؤال ادبیات فارسی 2 . خردادماه:

  الف : بیان معنی و مفهوم شعر و نثر  6 نمره

  1. تک و تنها می‌آید سیِ میدان                        
  2. چشم در راه بهاری نیست . 
  3. به عنوان ولیمه کباب غاز بدهد .                         
  4. وسط میدان هیمه گذاشته‌اند . 
  5. این تاس‌ها را لحظه‌ای بگیر تا دوگانه‌ای بگزارم .  
  6. مخذول و نالان استرحام می‌کرد .
  7. دانش و آزادگی و دین و مروّت                                این همه را بنده‌ی درم نتوان کرد .
  8. برو ای گدای مسکین در خانه‌ی علی زن                    که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را . 
  9. سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد            دلبر که در کف او موم است سنگ خارا 
  10. طومار ندامت است طبع من                              حرفی‌ست هر آتشی ز طومارم . 
  11. هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن               اگر خلاف کنم سعدی به سوی تو باشم .

       ب) معنی لغت( 2 نمره )  

  1. جامه اش شولای (.................)عریانی‌ست .                           
  2. در میان مَسیل‌های(.................) مهیب راه می‌پیماییم .
  3. بدین زور و زر دنیا چو بی‌عقلان مشو غِرّه (.................)         
  4. عنودان (.................)بدگُهر و حسودان تنگ‌نظر او را آلوده کردند .
  5. تملّق از صفات مذموم (.................)اخلاقی است .                  
  6. بی‌زلّت(.................) و بی گناه محبوسم .
  7. ماه آذارش(.................) پشته‌ها را با شقایق می‌آراید .              
  8. فلک باخت از سهم (.................)آن جنگ رنگ .

 ت) درک مطلب (4 نمره ) 

1- شهریار، در شعر «همای رحمت» کدام بیت را عیناً از شعر حافظ نقل کرده است؟ 

         الف- به امید آنکه شاید برسد به خاک پایت          چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را 
        ب-  چه زنم چو نای هر دم، ز نوای شوق او           دم که لسان غیب، خوش تر بنوازد این نوا را 
         پ-  ز نوای مرغ یاحق بشنو که در دل شب          غم دل به دوست گفتن چه خوش است شهریارا 
         ت- همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی      به پیام آشنایی بنوازد آشنا را  

2-  در بیت «بیفشرد چون کوه پا بر زمین / بخایید دندان به دندان کین» دندان به دندان خاییدن چه مفهومی دارد؟

 3- باتوجه به بیت: زقلب سپه اندر آشفت توس /  بزد اسب کاید اندربر اشکبوس. چه کسی می خواست نزد اشکبوس بیاید ؟  

4-   دربیت: هر نیمه شب آسمان ستوه آید /  از گریه ی سخت و ناله ی زارم   دلیل به ستوه آمدن آسمان چیست ؟ 

   5- باغ بی برگی که می گوید که زیبا نیست ؟ داستان از میوه های سر به گردون سای اینک خفته در تابوت پست خاک می گوید .

   چرا باغ بی برگی زیباست ؟   

7-  باتوجه به شعر:«چگونه می توان به شمشیری دریایی راشکافت .....در اُحُد /که گل بوسه ی زخم ها، تنت را دشتِ شقایق کرده بود/ مگر از کدام باده ی مهر، مست بودی /که با تازیانه ی هشتاد زخم، برخود حدزدی؟

         الف- منظوراز"دریا"چیست؟

        ب- چرا تن حضرت علی(ع) به دشت شقایق تشبیه شده است؟      

 8- در شعر زیر «‌داروگ »‌چیست و مردم مازندران چه اعتقادی درباره‌ی آن دارند ؟

            قاصد روزان ابری ،‌ داروگ ، کی می‌رسد باران ؟

 9-  منظور از « مسافر » و «‌پاره‌ی دیگر» در بیت زیر چه کسانی است ؟5/0

          کجا می روی ای مسافر ؟ ‌درنگی           ببر با خودت پاره‌ی دیگرت را

   ث) دانش های ادبی (3نمره )        

1. در بیت زیر کدام کلمه ایهام دارد ؟ 25/0 

امید هست که روی ملال در نکشد / از این سخن که گلستان نه جای دلتنگی است     

1.روی آوردن به ادبیّات داستانی معاصر از اوایل دوره مشروطه با کتاب هایی نظیر...... و.....آغاز شد .25/

الف -  سه تفنگدار- ژیل بلاس                                  ب- تهران مخوف- شهرناز

پ-   سیاحتنامه ابراهیم بیک - مسالک المحسنین          ت- مجمع دیوانگان- روزگارسیاه

  1. قصیده شعری است که مصراع اول و مصراع های زوج آن هم قافیه و تعداد ابیاتش معمولا بیش از .......... بیت است .25/0
  2. درست ونادرست رامشخص نمایید:5/0

الف- شعر معاصر پس از نیما دردو شیوه ادامه یافت.      درست                 نادرست

ب- زیب النّسا اززنان شاعرهنداست.                         درست                 نادرست   

  1. مجموعه اشعار محمدحسن رهی معیِّری با چه نامی چاپ شد؟25/0
  2. کدام  شاعر، شعر « حبسیّه » سروده است ؟ 25/0    الف- فرّخی یزدی    ب- هوشنگ ابتهاج
  3. در بیت « دولت فقر خدایا به من ارزانی دار /  کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است » ترکیب « دولت فقر» چه آرایه ای به وجودآورده است؟  25/0          
  4. 8.      چه عاملی دردوقرن اخیر باعث افول زبان وادبیات فارسی درسرزمین های هند ، چین وبین النهرین شد؟5/0
  5. آثار ذکر شده مربوط به کدام نویسندگان است؟

الف- آواها و ایماها(.........................)       ب-  چشم هایش(..........................)

علی اسلامی ندوشن           آندره ژید               بزرگ علوی

     پ ) خود آزمایی( 3 نمره ) 

1- مفهوم واژه‌های مشخّص شده‌ در عبارت زیر چیست ؟5/0

شیخ مذکور هم از حیث صورت و هم از جهت سیرت ممتاز بود

2- سنایی غزنوی در بیت زیر  به دو صفت خداوند اشاره کرده است . آن دو را بنویسید. 5/0

« عطا از خلق چون جویی ، گر او را مال‌ده گویی    به سوی عیب چون پویی ، گر او را غیب‌دان بینی

3- شاعر در بیت زیر کدام احساس خود را بیان می‌کند ؟ 25/0

پنداشتی که ریشه‌ی پیوند من گسست              در سینه‌ام هزار خراسان نهفته است .

4- در عبارت زیر مقصود از « زیبای کوچکش » چیست ؟ 25/0

از تمام بندرگاه‌هایش راندند     زیبای کوچکش را ربودند   و گفتند تو آواره‌ای                                 

5- «شعرسپیدمن روسیاه ماند/که درفضای توبه بی وزنی افتاد»اشاره به کدام ویژگی های شعرشاعردارد؟25/0

6- « گون » و « نسیم » در شعر سفر به خیر نماد چه کسانی هستند ؟5/0

7- باتوجه به بیت: که گر عرشی به فرش آیی و گرماهی به چاه افتی    و گر بحری تهی گردی ، و گر باغی خزان بینی 

8- « از عرش به فرش آمدن » کنایه از چیست؟5/0

9- «حسن خلق » و « اغتنام فرصت» هریک پیام کدام بیت است؟5/0

1- الف) آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است         با دوستان مروّت ، با دشمنان مدارا

2-  ب) ده روز مهر گردون افسانه است و افسون          نیکی به جای یاران ، فرصت شمار یارا

10- این بیت زیب النّسا «در سخن مخفی شدم مانند بو در برگ گل /  هر که خواهد دیدنم گو در سخن بیند مرا» با کدام گزینه ارتباط معنایی ندارد؟25/0

   الف) لاف از سخن چو درّ توان زد                             آن خشت بود که پر توان زد

    ب) رنگین سخنان در سخن خویش نهان اند              از نکهت خود نیست به هر حال ، جدا گل

 حفظ شعر ( 2 نمره  )                                                                                                   

1- بیت  های زیررا کامل نمایید:  (1نمره)

الف : - قایق از ........... تهی و دل از آرزوی .....................                       

ب:  و در آن تابش .............. ماهیگیران            می‌فشانند .............. از سر گیسوهاشان

 2- مصراع های مربوط به هم رامشخص نمایید(1نمره) 

  1. عشق، شوری در نهاد ما نهاد (..................)             الف- منّتی بر عاشق شیدا نهاد                      
  2. از خُمستان جرعه‌ای بر خاک ریخت(............. )             ب- لحظه لحظه جای دیگر پا نهاد
  3. دم به دم در هر لباسی رخ نمود(..................)            پ- جنبشی در آدم و حوا نهاد
  4. حُسن را بر دیده ی خود جلوه داد(................)             ت- جان ما در بوته ی سودا نهاد

 



تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد 1393 | 0:49 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نمونه سؤالات درس به درس ادبیات فارسی 2:

درس اول:

به نام آن خـداي كـه نـام او راحــت روح است / و پيغـام او مفتـاح فـتـوح است

و سلام او در وقت صباح، مؤمنان را صبوح است/ و ذكرِ او مرهم دلِ مجروح است

و مهر او بلانشينان را كشتي نوح است .

1- كدام عبارت متناسب ابيات زير است ؟

همان مردماني كـه بر كردگـار / بيارند ايمان و دارالقرار

كه دل‌هاي آن‌ها به ياد خدا / همي‌گيرد آرام و يابد صفا

همانا بدانيد ياد خداست / كه آرام دل‌ها و رمز شفاست   13 رعد / 28

2- كدام عبارت با آيه‌ پنجم سوره قدر (97) تناسب دارد ؟سَلامٌ هِيَ حتّي مَطْلَع‌ِ الْفَجْرِ

3- كدام عبارت از سخن علي (ع) در دعاي كميل الهام گرفته است ؟

يا مَنِ اسْمُهُ دَواءٌ وَ ذِكْرُهُ شِفاءٌ

4- منظور خواجه عبدالله انصاري از واژه‌هاي زير چيست ؟

پيغام                 صبوح              ذكر           بلانشينان

5- آرايه‌هاي «تشبيه» و «تلميح»را در عبارت پايان توضيح دهيد .

6- واژه‌هاي هم خانواده را بيابيد و آن‌ها را بنويسيد .

7- شباهت متن با شعر را توضيح دهيد .

8- متن از جهت قالب چه شباهتي با سروده قا آني، شاعر قرن سيزدهم ،‌دارد ؟

بنفشه رُسته از زمين به طرف جويبارها / و يا گسسته حـور عين ز زلف خويش تارها

ز سنگ اگر نديده‌اي چه سان جهد شرارها/ به برگ‌هاي لاله بين،‌ميان لاله‌زارها

كه چون شراره مي‌جهد ز سنگ‌ِ كوهسارها

( آرايه‌هاي ادبي – دكتر روح‌الله هادي – تهران :‌ شركت چاپ و نشر كتاب‌هاي درسي ايران- چاپ 1386 ص 41)

چو تويي قضاي‌ْ گردان ، به دعـاي مستمندان / كه زجان ما بگردان ، رهِ آفـت قضا را

چه زنم چو ناي هر دم ، ز نواي شــوق او دم ؟ / كه لسانِ غيب خوش‌تـر بنوازد ايــن نوا را

« همه شــب در اين اميدم  كه نسيــم صبحگاهي / به پيام آشنــايي بنوازد آشنا را »

ز نواي مرغِ ياحق بشنو كه در دلِ شــب / غمِ دل به دوست گفتن چه خوش است شهريـارا

1- كدام بخش از بيت اول ، در بردارنده‌ي معناي «سوگند » است ؟

2- در كدام بيت‌ها ، ميان مصراع قافيه وجود دارد ؟

3- واژه‌هاي «دم» و «آشنا» در معاني متفاوت به كار رفته است ، آن معاني را بنويسيد.

4- «شهريار» از كلام كدام شاعر استفاده نموده است ؟نام اين آرايه چيست ؟

6- شاعر هر شب منتظر چيست ؟

7- شاعر معتقد است كه غم دل را چه زمان بهتر مي‌توان به دوست گفت ؟
8- چرا نوعي جغد را «مرغ حق» گويند ؟

درس دوم:

پياده مرا زان فرستاد تـوس / كـه تا اسـب بستانـم از اشكبـوس

كُشاني پياده شود ، همچو من / بدو روي خندان شــوند انجمن

پياده به از چون تو پانصد سوار / بدين روز و اين گردش كارزار

كشاني بدو گفت : با تو سليح / نبينم‌همي جـز فسـوس و مزيح

بدو گفت رستم كه تير و كمان / ببين تا هم اكنون سرآري زمان

چو نازش به اسب گران‌مايه ديد/كمان را به زه كرد و اندر كشيد

يكـي تيـر زد بر برِ اسب اوي / كه اسب اندر آمد ز بالا به روي

بخنديد رستم به آواز گفت / كه بنشين به پيش گران‌مايـه جفت

1- رستم علّت پياده آمدن خود را چه مي‌داند ؟

2- در كدام بيت كنايه به كار رفته است ؟ آن را بيابيد و معنا كنيد .

3- در كدام بيت رستم اشكبوس را تحقير مي‌كند ؟

4- دو كلمه‌ي ممال در ابيات فوق وجود دارد. شكل اصلي آن دو را بنويسيد و معنا كنيد .

5- رستم در كدام بيت قدرت خود را به رخ اشكبوس مي‌كشد .

6-چرا رستم اسب اشكبوس را هدف تير خود قرار مي‌دهد ؟

7- در كدام بيت طنز ديده مي‌شود .

8- معناي «زه» را در بيت ششم و بيت زير بنويسيد .

«قضا گفت گير و قدر گفت ده/ فلك گفت احسنت و مه گفت زه »

درس سوم:

به سـوي هـژبـرژيـان كـرد رو / به پيشـش برآمـد شه جنگ‌جو

دويـدند از كيـن دل سـوي هـم / در صلـح بستند بر رويِ هـم

فلك باخت از سهمِ آن جنگ رنگ / بوَد سهمگين جنگ شير و پلنـگ

نخست آن سيه‌روز و برگشته بخت / برافروخت بــازو چو شاخ درخت

سپـر بــر سـر آورد شيـر الـه / عَـلَـم كــرد شمشيـر آن اژدهـا

بيفشـرد چـون كـوه پـا بـر زميـن / بخـاييد دندان به دندان كين

چو ننمــود رخ شـاهد آرزو / بـه هم حملــه كـردند باز از دو سو

1- «هژبر» و «اژدها» استعاره از كيست ؟

2- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد .

الف ) شه جنگ‌جو

ب‌) دندان به دندان خاييدن

3- اركان تشبيه را در مصراع‌هاي زير مشخّص كنيد :

ج ) برافروخت بازو چو شاخ درخت

د ) بيفشـرد چـون كـوه پـا بـر زمين

4- آرايه‌هاي خواسته شده را در ابيات فوق بيابيد و در مقابل آن بنويسيد .

واج‌آرايي                         تضاد                              تشخيص

5- در كدام بيت شاعر به استواري و قدرت عمرو اشاره كرده است ؟

6- «فعل» مصراع اوّل بيت سوم را بنويسيد .

7- يك نمونه از كاربرد «واو همراهي» را در شعر بيابيد .

8-قافيه كدام بيت نادرست است ؟

درس چهارم:

درس چهارم را بخوانيد و به پرسش‌هاي زير پاسخ دهيد .

1- انگيزه‌ي اصلي شركت كردن علي در مسابقه چيست ؟

2- چرا معلم ورزش راضي مي‌شود علي در مسابقه‌ي دو شركت كند ؟

3- مسئول مسابقه چه نكته‌ي اخلاقي را به بچّه‌ها ياد‌آوري مي‌كند ؟

4- در حين مسابقه چه عاملي سبب شد علي بر خستگي خود غلبه كند ؟

5-در مسابقه ، كدام نكته‌ي غير اخلاقي ديده مي‌شود ؟

6- به كسي كه فيلم‌نامه را به ياري بازيگران به اجرا در مي‌آورد ، چه مي‌گويند ؟

7- نويسنده‌ي فيلم‌نامه‌ي بچه‌هاي آسمان كيست؟

8- عبارت زير را به «فارسي معيار نوشتاري» تبديل كنيد .

«عجب بچّه‌ي سمجي يه‌ها!‌ وقتي مي‌گم نمي‌شه ، نمي‌شه ديگه .»

«آورده‌اند كه»

الف ) جمله‌هاي مناسب را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد .

1- فرار كردند                        2- فوراً سر برداشت

3- با سر و صدا بلند شد           4- بامداد امير بودم و شبانگاه اسير

ب )معادل امروزي واژ‌ه‌هاي زير را بنويسيد

نماز پيشين      نماز ديگر         نماز شام     نماز خفتن       دوگانه

ج) واژه‌ي «مردم» دو بار با تلفّظ مختلف در متن آمده است، آن‌ها را بيابيد و حركت‌گذاري كنيد.

د )واژه‌هاي مناسب معاني زير را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد .

1-شهري بزرگ در خراسان قديم و اكنون نام شهر كوچكي در شمال افغانستان است.

2-نوعي خوراك از گوشت كه آن را در تاوه يا ديگ بريان مي‌كنند .

3- دومين پادشاه صفّاري مقتول به سال 289 هـ . ق      4- ميدان‌هاي جنگ

درس پنجم:

1- نويسنده آثار و رمان‌هاي زير را بنويسيد .

الف ) نويسنده‌ي مشهور ايراني كه از خانواده‌اي روحاني بود .

آثار او شامل چهار دسته‌ي سفرنامه‌ها (مثل خسي در ميقات) ، داستان‌ها ( مانند مدير مدرسه ) ،‌مقالات ( مانند غرب‌زدگي ) و ترجمه‌ها ( مثل قمارباز ) است .

ب ) رمان‌نويس و نمايش‌نامه‌نويس مشهور فرانسوي قرن نوزدهم .حجم آثار او بالغ بر سي‌صد كتاب است كه از جمله‌ي آن‌ها مي‌توان سه تفنگ‌دار ، كنت مونت كريستو و لانه‌ي سياه را نام برد .

ج ) امير ارسلان ، قهرمان يكي از مشهورترين داستان‌هاي عاميانه فارسي كه بسيار مورد توجّه مردم بوده است .نويسنده اين داستان، نقّال ناصرالدّين شاه است .

د ) تهران مخوف ، نخستين رمان اجتماعي است كه در آن وضع حقارت آميز زنان ايراني به تصوير كشيده مي‌شود .

هـ ) در نجف متولّد شد . رمان‌هاي «روزگار سياه» ، «انتقام » ،و «انسان و اسرار شب» را با نثري احساساتي و آكنده از لغات عربي درباره‌ي تيره‌روزي زنان نوشت .

و )نويسنده‌ي مشهور معاصر ، از آثار او مي‌توان به رمان‌هاي «سووشون» و «جزيره‌ي سرگرداني» اشاره كرد .

ز ) داستان‌نويس معاصر؛ از آثار او مي‌توان به كتاب‌هاي «كليدر» ، «جاي خالي سلوج» و «لايه‌هاي بياباني» اشاره كرد .

ح) يكي از پيش‌قدمان و مروّجان تعليم و تربيت جديد است

وي چند دوره نماينده‌ي شوراي ملي بود .«شهرناز» را او نوشته است .

ط ) «روزگار سياه» رماني است با نثري احساساتي و آكنده از لغات عربي درباره‌ي تيره‌روزي زنان. اين كتاب الهام گرفته از «مادام كامليا» اثر «الكساندر دوما» است .

ي ) ژيل‌بلاس،‌نخستين رمان فرانسوي به شمار مي‌رود .

ك )‌سه تفنگ‌دار،رماني است درباره‌ي شرح قهرماني‌هاوجوان‌مردي‌هاي سه تن ازتفنگ‌داران لويي سيزدهم است .

ل ) نويسنده‌ي ايراني ،‌از آثار او » كتاب احمد ، مسالك‌المحسنين و ...

م )داستان نويس معاصر،از آثار او مي‌توان به چشم‌هايش،چمدان،‌سالاري‌ها و ورق‌ پاره‌هاي زندان اشاره كرد .

ن ) مجمع ديوانگان ،‌نخستين اتوپيا (= آرمان شهر)ي ادبيات معاصر است .

س)نويسنده‌ي كتاب سياحت نامه‌ي ابراهيم بيك، از پيشگامان ساده‌نويسي نثر معاصر.

ع)مسالك المحسنين ،‌اثري است از نويسنده‌ و دانشمند ايراني ( 1329- 1250 هـ. ق)

ف) نويسنده‌ي نخستين رمان اجتماعي درباره‌ي وضع حقارت‌آميز زنان ايراني به نام «تهران مخوف» كه جلد دوم آن با نام «يادگار شب» منتشر شده است .

ص ) داستان نويس معاصر ، آثار معروف او عبارت‌اند از :

بوف‌كور، سگ ولگرد،‌سه قطره خون ، اصفهان نصف جهان ،‌پروين دختر ساسان و ...

ق) او نخستين مجموعه‌ي داستان‌هاي كوتاه ايراني را تحت عنوان «يكي بود يكي نبود» در سال 1300 منتشر كرد .

2- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد .

1) چهره در نقاب خاك كشيد .

2) جلو كسي در آمدن

3) مابقي را نقداً خط بكش و بگذار سماق بمكند.

4) شكم‌ها را مدتي است صابون زده‌اند .

5) ساعت شماري مي‌كنند .

6) اوقات تلخ

7) شرف‌ياب شده است .

8)لات و لوت و آسمان‌جل و بي‌دست و پا و پخمه و تابخواهي بدريخت و بدقواره.

9) غول بي‌شاخ و دم

10) هر گلي هست به سر خودت بزن

11) از جايي كش رفته

12) خاك به سرم ، مرد حسابي

13) حرف حسابي است .

14)سر به مُهر

15) برو و برگرد نداشت .

16) دست و پا كنيم .

17) كشف امريكا و شكستن گردن رستم

18) چند مرده حلّاجي

19) ابتدا مبلغي سرخ و سياه شد .

20) چه خاكي به سرم بريزم .

21) بچه قنداقي كه نيستند .

22) مثل بچّه‌ي آدم

23) پا پَي مي‌شوند .

24) حسابش را دستش بدهيم .

25) تشريف داشتن

26) هزار سال به اين سال‌ها برسيد .

27) نشخوار كردم .

28) سرسري گرفتن

29) سر دماغ آمدن .

30) اين گره فقط به دست خودت گشوده خواهد شد .

31) درست دست گيرش نشده بود .

32) مهار شتر را به كدام جانب مي‌خواهم بكشم .

33) دست به دامان كسي شدن

34) كاه از خودمان نيست كاهدان كه از خودمان است .

35) دلي از عزا در آوريم .

36) دهن باز

37) خاطر جمع

38) صيغه‌ي « بَلَّعْتُ »

39) چون طاووس مست

40) خون سردي

41) سرسوزني قصور را جايزه نمي‌شمردند .

42) چانه‌اش گرم شده بود .

43) نوك جمع را چيده و متكلّم‌وحده و مجلس‌آراي بلامعارض شده است .

44) آدم بي‌چشم و رو

45) بر منكرش لعنت بفرستم .

46) همه گوش شده بودند و ايشان زبان

47) كبّاده‌ي شعر و ادب مي‌كشيد .

48) كاسه و كوزه يكي شدن .

49) شستش خبردار شد .

50) شش دانگ حواس

51) دامن از دست رفتن

52) سر توي حساب بودن

53) خوش خواندن

54) تا خرخره خوردن

55) بي برو و برگرد

56) دو دل

57) توطئه ماسيدن

58) زير بغلش را بگيرم .

59) خالي نبودن عريضه

60) يك ريز

61) به شكم كسي تعارف و اصرار بستن

62) دماغش نسوزد.

63)دو رو

64) هم صدا

65) فنر كسي در رفتن

66) روي كسي را زمين انداختن

67) يك چشم به هم زدن

68) كلك چيزي را كندن

69) آب به دهان خشك شدن

70) وزير داخله

71) دل به دريا زدن

72) كشيده‌ي آب نكشيده‌

73) صورت گل انداخته

74) ناز شست

75) شاخ در آوردم

76) نمك ناشناس

77) خوش مشربي وخوش محضري

78) خم به ابرو آوردن

79) پشت دستم را داغ كردم .

80) ناگهان از دهنم در رفت .

3- نوع جمع ( مكسّر ، سالم ) را مشخص كنيد و مفرد آن را بنويسيد .

رفقا،‌لوازم،ارحام،‌زوايا،خفايا،احوال،ايّام،وظايف،زوايد،رسوم،حواس،‌مراحل،اطوار،اوقات،ابيات، متجدّدين،مخلّفات،وجنات،مقدّمات،‌عادات، كاينات، تظاهرات، مخلوقات ، بقولات ،‌حبوبات، متفرّعات.

4- «مركّب اتباعي » را در عبارات و ابيات زير مشخّص كنيد .

در اداره با هم قطارها قرار و مدار گذاشته بوديم.

بودجه اجازه خريدن خرت و پرت تازه نمي‌دهد .

وقت است كز فـراق تـو و سـوز انـدرون / آتش درافكنم به همه رخت و پخت خويش

گر موج‌خيز حادثه سر بر فلك زنـد/ عارف به آب تر نكند رخت و پخت خويش

5- نقش دستوري واژه‌هاي پس از نقش نماي «ـِ» را بنويسيد .

در همان بحبوحه‌ي‌ِ بخور بخور كه منظره‌ي فنا و زوالِ غازِ خدا بيامرز، مرا به يادِ بي‌ثباتيِ فلكِ بوقلمون و شقاوتِ مردمِ دون و مكر و فريبِ جهانِ پتياره و وقاحتِ اين مصطفايِ بدقواره انداخته بود ، باز صداي تلفن بلند شد .

6- واژه‌ «دماغ» را معنا و حركت‌گذاري كنيد .

رفته رفته سر دماغ آمدم.          بوي كباب ، تازه به دماغشان رسيده است.

لا اقل زحمت آشپز از ميان نرود و دماغش نسوزد.

7- واژه‌هاي «غليان» و «قليان» را در جاي مناسب قرار دهيد .

قدري براي به جا آمدن احوال و تسكين «         » دروني در حياط قدم زده.

8- نوع«و» را در عبارات زير مشخّص كنيد.

والله چه عرض كنم.                    شب عيد نوروز بود و موقع ترفيع رتبه.

آش‌ جو اعلا و كباب برّه‌ي ممتاز و دورنگ پلو و  چند جور خورش با تمام مخلّفات رو به راه شده است .

درس ششم:

محمّد ولي به زنداني گفت : «يالّا‌، ميري گوشه‌ي اتاق ، جم بخوري مي‌زنم.»

برعكسِ محمّد ولي ، مأمور دوم هيچ حرف نمي‌زد. فقط سايه‌ي او در زمينه‌ي ابرهاي خاكستري كه در افق دايماً در حركت بود ،‌علامت و نشان اين بود كه راه آزادي و زندگي به روي گيله مرد بسته است .

ناگهان به گيله مرد گفت : «نمي‌خواهي فرار كني ؟»

گيله مرد بي‌اختيار جواب داد: «نه» ، ولي دست و پاي خود را جمع كرد .

- «ببين چه مي‌گم!» صداي گرفته و سرماخورده‌ي مأمور در نفير باد گم شد.

ما از دست خان‌هاي خودمان خيلي صدمه ديده‌ايم امّا باز رحمت به خان‌ها؛‌از آن‌ها بدتر امنيّه‌ها هستند . براي اين امنيه شدم تا از شرّ امنيه راحت باشم .

 1- هركدام از شخصيت‌هايي كه در متن نام برده شده‌اند،‌نماد چه انسان‌هايي در عصر خود هستند ؟

2- فارسيِ معيارِ نوشتاريِ واژه‌هايِ محاوره‌اي متن را بنويسيد.

3- به نظر مأمور دوم امنيه‌ها بدتر اند يا خان‌ها ؟

4- داستان گيله‌مرد از كدام مجموعه داستان بزرگ علوي برگزيده شده است ؟

5- معناي كنايي «رجز خواندن » را بنويسيد.

6- آرايه‌هاي «متناقض نما» و «تشخيص» را در عبارت‌هاي زير توضيح دهيد .

غرّش باد آوازهاي خاموشي را افسار گسيخته كرده بود هيبتِ‌ خاموشي ،‌او را متوحّش كرد .

7- مفهوم كنايه‌هاي زير را بنويسيد:

حرف نيش‌دار زدن                         حساب كهنه پاك كردن

از كسي دل‌پري داشتن                 زخم زبان زدن

8- تأثير داستان گيله‌مرد را بر كدام كتاب جلال آل‌احمد به طور آشكار مي‌بينيم ؟

درس هفتم:

سووشون:

زري سوار مي‌شود و از مزارع درو شده مي‌گذرد. گندم‌ها مثل سيل طلا روي هم انبار شده. مردها دارند كاه‌ها را جمع مي‌كنند و با طناب سياهي مي‌بندند و بار الاغ مي‌كنند. از كنار هر مزرعه‌اي كه مي‌گذرد ، مردها در مزرعه‌ها، به او سلام مي‌كنند. و او « نه خسته» اي مي‌گويد، و مي‌گذرد.

به كنار مزرعه‌ي آخري مي‌رسد . مردها هنوز در حال درو كردن هستند و زن‌هاي خوشه‌چين، به قطار، كنار مزرعه نشسته‌اند و سرشان به طرف مزرعه است. همه‌شان چارقد سياه بر سر دارند. مي‌دانند كه يوسف هميشه به مردها مي‌گويد: «شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين‌ها بيايد.» و به همين جهت است كه زن‌هاي خوشه‌چين  دو تا جوال با خود مي‌آورند.

1- سووشون چيست ؟

2- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخّص كنيد.

3- دو قهرمان اصلي كتاب سووشون را بنويسيد.

4- يوسف چگونه شخصيتي دارد؟

5- زن‌هاي خوشه‌چين به چه منظور كنار مزرعه‌ها نشسته‌اند؟

6- در كدام عبارت درس،مفهوم اين بيت حافظ آمده است :
ثوابت باشد اي داراي خرمن / اگر رحمي كني بر خوشه‌چيني

7- كدام گزينه درباره‌ي درون مايه‌ي داستان «سووشون » نادرست است؟

الف) اوضاع بي‌نظم و پر از ستم جامعه‌ي استعمارزده‌ي فارس در جنگ دوم جهاني

ب) حماسه‌ي سياوش و كشته شدن اين جوان پاك

ج ) تركيب واقعه‌ي عاشوراي حسيني و سوگ سياوش

د ) دغدغه‌ها و مسائل عاطفي يك سرباز وفادار در اين داستان به خوبي بيان گرديده است.

8-  گوينده و مخاطب عبارت «او «نه خسته» اي را مي‌گويد را بنويسيد.

 درس هشتم:

1- عبارت كنايي « دندان قروچه‌اي كرد»يعني چه؟

2- «مترادف» را در عبارت زير بيابيد.

مرد پهن و كوتاه قد و خپله‌اي پيرهني ريش ريش روي سينه‌اش دهن كجي مي‌كرد.

3- كدام جمله به مفهوم آيه 28 سوره رعد (13) نزديك است؟

الف) گنجينه‌ي صلح و آرامشي كه خداوند به او بخشيده

ب ) احساس كردند كه تارهاي قلبشان مرتعش شده است.

ج ) پس از آن ابديت در كار است.

د ) دستوارات خداوندي را بر همه چيز، بر مرگ و بر زندگي مقدم مي‌شمارم.

4- گوينده عبارات زير چگونه شخصيتي است؟

من خوشم نمي‌آيد برده‌هايي داشته باشم كه مدام دعا و سرود مي‌خوانند و صدايشان بلند است.

حالا ديگر مسيح تو، من هستم. هرچه مي‌گويم بايد عمل كني.

5- اصلي‌ترين مسائل در حوزه‌ي ادب پاي‌داري را بنويسيد.

6- عبارت زير، نويسنده‌ي كدام اثر را مي‌شناساند ؟

با نوشتن اين داستان جنب و جوش بي‌سابقه‌اي در ميان مبارزان راه آزادي سياه پوستان به راه انداخت و در مدتي كوتاه شهرت جهاني يافت. از اين داستان تا كنون نمايش‌نامه‌ها و فيلم‌هاي متعددي ساخته‌اند.

7- نويسند هر اثر را در مقابل آن بنويسيد.

الف) ادب‌المقاومة في فلسطين المحتلّه

ب) راه بئرسبع

ج) كلبه‌ي عمو تُم

د) خوشه‌هاي خشم

هـ) موش‌ها و آدم‌ها

و) سال پنجم الجزاير

ز) آدم‌ها و خرچنگ‌ها

ح) انگيزه‌ي نيكسون‌كشي و جشن انقلاب شيلي

8- نام كشوري كه معرفي شده است ، بنويسيد.

الف) كشوري در شمال اروپا در شبه جزيره‌ي اسكانديناوي ميان نروژ و درياي بالتيك. پايتخت آن استكهلم است.

درس نهم:

ما را به ياد بياور، اينك كه ميان خار بيابان‌ها، / و كوه‌هاي سنگلاخ سرگردانيم، ما را به ياد بياور اكنون كه / له كرده‌اند گل‌هاي نوشكفته در پشته‌هاي اطرافمان را / خانه‌ها را بر سرمان خراب كرده‌اند/ اجسادمان را به هر طرف افكنده‌اند؛ / و راه بيابان را به رويمان باز گذاشته‌اند ؛/ تا اين كه مزرعه‌ها بر خود پيچيدند؛ / و از سايه‌هاي آبي، خارهاي سرخ/ بر اجساد به جا مانده و طعمه‌ي عقاب و زاغ شده، فرو ريخت/ آيا از سرزمين تو بود كه فرشتگان / سرودهاي صلح و شادي انسان را براي چوپانان خواندند؟/ وقتي كه مرگ در شكم درندگان، دنده‌هاي بشر را ديد / و در قهقهه‌ي فشنگ‌ها،/ بر سر زنانِ گريان ، به« دبكه» پرداخت ،/ جز او كسي نخنديد.

1- « راه بيابان را به رويمان باز گذاشته‌اند » كنايه از چيست؟

2- منظور از عبارت زير چيست؟

وقتي كه مرگ در شكم درندگان ، دنده‌هاي بشر را ديد.

3- « در قهقهه‌ي فشنگ‌ها» چه آرايه‌ي ادبي به كار رفته است ؟

4- منظور از « او» در « جز او كسي نخنديد » چيست؟

5- در كدام عبارت، شاعر اشاره به تبعيد فلسطينيان دارد ؟

6- منظور از عبارت‌هاي زير را در مقابل آن‌ها بنويسيد.

الف) گل‌هاي نوشكفته                ب) پشته‌هاي اطرافمان

ج) سرودهاي صلح                     د) چوپانان

7- در عبارت زير كدام واژه معنا شده است؟

« پاي‌كوبي و جشن ملي است كه در سوريه رواج دارد.»

8- كتاب، براي كدام عبارت توضيح زير را آورده است؟

« هواپيماهايي كه بمب و موشك از آسمان فرو مي‌ريزند.

درس دهم:

1- عبارت زير بيانگر كدام ويژگي زن تنارديه است؟

زن نفرت انگيز با دهاني هم چون دهان كفتار و چشماني برافروخته از غضب.

2- عبارت‌هاي زير را معنا كنيد .

الف ) پيش پايش را گرفت بود

ب ) آب سطل لب‌برد مي‌زد

3- واژه‌هاي مناسب معاني زير را بيابيد و در برابر آن‌ها بنويسيد.

الف) كالبد، سايه‌، سياهي كه از دور ديده مي‌شود

ب) ستاره

ج) وحشت‌آور، ترسناك

د) نام گياهي است، علف جارو

4- در عبارت‌هاي زير چه آرايه‌ي ادبي به كار رفته است؟

الف) شب بي‌كران در مقابل اين مخلوق كوچك قد علم مي‌كرد.

ب) نقاب حزن‌انگيز ظلمت بر سر اين كودك فرود آمده است.

5- توصيف زير را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اين واقعه، در شبي تاريك ، ميان يك جنگل ، در فصل زمستان و دور از هر انساني وقوع مي‌يافت.

6- مشهورترين شاعر رمانتيك قرن نوزدهم فرانسه كيست؟

7- بزرگ‌ترين قهرمان كتاب بينوايان كيست؟

8- موضوع « كتاب بينوايان ويكتور هوگو» چيست؟

درس يازدهم:

به هر كجا بروي جز خدا چيزي را ديدار نمي‌تواني كرد. خدا همان است كه پيش روي ماست . ناتانائيل ، اي كاش «عظمت» در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي‌نگري.

ناتانائيل، من شوق را به تو خواهم آموخت؛ اعمال ما به ما وابسته است، هم‌چنان كه درخشندگي به فسفر.

1- آيه 115 سوره بقره(2) و آيه 38 سوره مدثر (74 ) هر يك با كدام قسمت متن ارتباط دارند؟

2-«ئيل» يعني چه؟ و شش واژه كه به آن پايان يافته است، بنويسيد.

3- «چشم‌ها را بايد شست، جور ديگر بايد ديد» از كيست و با كدام قسمت متن مناسبت دارد؟

4- آرايه‌ي تشبيه را بيابيد و طرفين ( مشبه، مشبه‌به) آن را مشخص كنيد.

5- شيوه برخورد «دلا» با شوهرش را ، با توجه به عبارت‌ زير تحليل كنيد.

« جيم ، عزيزم مرا اين طوري نگاه نكن. موهايم را زدم و براي خريدن عيدي خوبي براي تو آن‌ها را فروختم.»

6- معناي كنايه‌هاي عبارت‌هاي زير بنويسيد.

با پيرزن فربه و سفيدمويي كه « سردي و خشكي از سر تا پايش» مي‌باريد، رو به رو گشت» . با يك نگاه، « بومي افريقايي» ام خواهد خواند.

7- در كدام گزينه‌ آرايه‌ي استعاره به كار رفته است؟

الف) زندگي معجون دردآوري است از لب خندهاي زودگذر و انبوه غم و اندوه و سيلاب اشك‌ و زاري .

ب ) مادام سوفيا چنگال حريص خود را در خرمن زلف دلا فرو برده بود.

ج) گيسوان زيباي دلا چون آبشار طلايي رنگي مي‌درخشيد و تقريباً شبيه دامني تا زير زانويش را پوشانيده بود.

د ) دلا كلاهش را برداشت و از زير آن آبشار طلايي رنگ سرازير شد.

8- به كدام جهت، آندره ژيد جايزه‌ي نوبل را از آن خود كرد؟

درس دوازدهم:

1- در بيت زير سعدي كدام آرزو را بيان مي‌كند؟

در آن نفس كه بميرم ، در آرزوي تو باشم/ بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم .

2- با توجه به بيت زير، مقصد عارفان و عاشقان حقيقي چيست؟

حديث روضه نگويم، گل بهشت نبويم / جمال حور نجويم، دوان به سوي تو باشم .

3- در ابيات زير، واژه‌هايي كه داراي ابهام است بيابيد و هر دو معناي آن‌ها را بنويسيد.

الف) به خوابگـاه عــدم گر هـزار سال بخسبـم/ به خواب عافيت آن‌گـه به بوي موي تو باشم.

ب) گفتم غـم تو دارم، گفتـا غمـت سـرآيـد /گفتم كه ماه من شـو ، گفتـا اگـر بـرآيـد.

ج) دي مي‌شد و گفتم صنما عهد به جاي‌آر/ گفتا غلطي خواجـه در اين عهـد وفا نيست.

د) كمند‌صيد بهرامي بيفكن جام جم بردار/ كه من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش.

4- معناي مصراع زير و مرجع ضمير« تو» را بنويسيد.

اگر خلاف كنم سعديا به سوي تو باشم.

5-معناي واژه‌هاي « خدا را » ، « باد شرط»، «باشد كه»، «به جاي»،«تفقّد» ، «به خود»، را در مقابل مصراع آن بنويسيد.

الف) دل مي‌رود ز دستم صاحب‌دلان ، خدا را

ب ) كشتي شكستگانيم اي بـاد شرطه برخيـز

ج )باشــد كه بـاز بينيـم ديــدار آشنـا را

د) نيكـي به جاي ياران، فرصت شمار يارا

هـ )‌روزي تفقّـدي كـن درويش بـي‌نوا را

و ) حافظ به خود نپوشد اين خرقه‌ي مي‌آلود

6- «جام مي» در مصراع زير به چه مانند شده است؟ و در اصطلاح عارفان چيست؟

آيينه‌ي سكندر جام مي است بنگر

7- درباره‌ي پيام‌هاي زير ، مصداق‌هايي از غزل « دل مي‌رود ز دستم » پيدا كنيد :

الف) آشكار شدن عشق                ب ) اميدواري

ج ) اغتنام فرصت                          د ) درويش‌نوازي

هـ ) حسن خلق                           و ) خوش‌باشي

ز ) تسليم                                   ح ) ناپاي‌داري دنيا

ط ) عشق و رندي                         ي ) طنز

8 – با توجه به شرح زير «او» كيست؟

از افراد بني‌اسرائيل ، معاصر حضرت موسي (ع) و به قولي پسر عموي وي بود. او جاه طلب ، بخيل، حسود و بسيار ثروتمند بود. موسي او را نفرين كرد و بر اثر اين نفرين،  زمين شكاف برداشت و او و خانه و گنجش را به كام خود فرو برد . داستان او در آيات 76 تا 82 سوره قصص (28) آمده است.

درس سيزدهم:

1- معناي واژه‌هاي « دل‌شكر » ، « عنان‌گير» ، « ابدال » ، « هم عنان » ، «اركان»، « كوته ديدگي »، « بنان» ،  «غِرّه » ،‌« اقبالي » ، « ادباري» را در مقابل مصراع آن بنويسيد.

الف ) نه بـر اوج هوا او را عقابي دلْ‌شِكَـر يابي

ب ) عنان‌گير تو گر روزي جمالِ دردِ دين باشد

ج‌) عجب نَبْوَد كه با اَبدال خود را هم‌عِنان بينـي

د ) ز يزدان دان،‌نه از اركان ، كه كوتهْ‌ديدگي باشد

هـ ) كه خطي كز خِرَد خيزد ، تو آن را از بَنان بيني

و ) بدين زور و زرِ دنيا ،‌ چو بي عقلان ، مشو غرّه

ز ) چه بايد نازِش و نالِش ،‌بر اقبالـي و ادبـاري

2- موضوع كدام گزينه « دين‌داري و اطاعت از احكام شريعت » است ؟

الف) كه گر عرشي به فرش آيي و گر مـاهي به چاه افتي/ و گر بحري تهي گردي ، و گر باغي خزان بيني .

ب ) چه بايد سازِش و نالِش، بر اقبالي و ادباري / كه تا بر هم زني ديـده ، نه اين بيني نه آن بيني

ج )سرِ اََلْب ارسلان ديدي، ز رفعت ، رفته بر گردون ؟ / به مرو آ تا كنون در گِل تنِ اَلْب ارسلان بيني

د )عِنانْ‌‌گيـرِ تـو گـر روزي جمالِ دردِ دين باشد/ عجب نَبْوَد كـه بـا اَبدال خود را هم عِنان بيني

3- در كدام گزينه « جاني» قيد است به معني « از سوي جان‌»؟

الف)‌ من نيم موقوف نفخ صور، همچون مردگان / هر زمانـم عشق جاني مي‌دهد ز افسـون خويش

ب ) ندانمت به حقيقت كه در جهان به كه ماني /جهان و هر چه در او هست صورت‌اند و تو جاني

ج) از جان طمـع بريــدن آسـان بـود وليكـن/ از دوستـان جـانـي مشكل توان بريدن

د ) ور امروز اندر اين منزل تو را جاني زيان آمـد/ زهي سرمايه و سودا كه فردا زان زيان بيني.

4- « درفش كاويان» در مصراع زير نماد چيست؟

به هر جانب كه روي آري درفشِ كاويان بيني

5- « الف» در كدام گزينه نشانه‌ي « كثرت و مبالغه » نيست ؟

الف ) ور امروز اندر اين منزل تو را جاني زيان آمد / زهي سرمايه و سودا كه فردا زان زيان بيني!

ب ) به روز نيك كسان گفت تا تو غم نخوري / بسـا كسـا كه به روز تو آرزومنـد است

ج) نه من سبوكش اين دير رند سوزم و بس/ بسـا سرا كه در اين كارخانه سنـگ و سبوست

د ) دلا!‌تا كي در اين زندان، فريب اين و آن بيني؟/ يكي زين چاهِ ظلماني برون شو، تا جهان بيني

6- كنايه‌هاي مصراع‌هاي زير را بيابيد و معناي آن را در مقابل آن بنويسيد.

الف) دلا!‌ تا كي در ايـن زندان، فريبِ اين و آن بيني؟

ب ) ور امروز اندر اين منــزل تو را جـاني زيان آمد

ج) بدين زور و زر دنيــا، چو بـي‌عقلان ، مشـو غِرّه

د )كه گر عرشي به فرش آيي و گر ماهي به چاه افتي

7- آرايه‌هاي « واج‌آرايي» ، «تكرار»، « تضاد»و « لف و نشر مرتّب » را در بيت زير مشخّص كنيد .

چه بايد نازِش و نالِش ، بر اقبالي و ادباري/ كه تا بر هم زني ديده، نه اين بيني نه آن بيني

8- آيه‌اي را كه بيت زير به آن تلميح دارد ، بنويسيد.

ز يزدان دان،‌نه از اركان، كه كوته ديدگي باشد / كه خطّي كز خِرَد خيزد،‌تو آن را از بَنان بيني

درس چهاردهم:

406 – نديده‌ست كس بند بر پاي من/ نه بگرفت پيل ژيان جـاي من

516- به ديدارت آرايش جان كنم / زمن هرچه خواهي تو فرمان كنم

517- مگر بند،‌ كـز بنـد عـاري بود / شكستي بود زشـت كـاري بود

518- نبيند مرا زنـده با بنـد كس/ كه روشن روانم بر اين است و بس

519- ز تـو بيــش بـودنـد گُنداوران / نكـردند پايـم بـه بنـد گـران

( رزم‌نامه رستم و اسفنديار – دكتر جعفر شعار، دكتر حسن انوري- تهران: مؤسّسه مطبوعاتي علمي- مجموعه ادب فارسي شماره 3- چاپ دوم 1367 صص 126و 114 )

1- معناي واژه‌هاي « پيل ژيان» ، «آرايش جان»، «روشن روان» و «گُنداوران» را بنويسيد.

2- فردوسي سخن چه كسي را منظوم كرده است؟

3- «ي» نكره براي تفخيم در كدام بيت ديده مي‌شود؟

4- موضوع اساسي داستان رستم و اسفنديار چيست؟

5- حروف قافيه را در بيت آخر بنويسيد.

6- چرا داستان رستم و اسفنديار TRAGEDY است؟

7- مصراع‌هاي زير بخوانيد و معناي «مگر» را در مقابل آن بنويسيد.

الف)مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ

ب ) مـگـــر بنــد، ‌كـز بنــد عــاري بــود

ج ) ايــن مگر خويش است با آن طوطيَك ؟

د ) مــگــر كــاتشِ تــيــز پيـــدا كنـــد

8- در كدام بيت آرايه‌ي تكرار به كار رفته است ؟

درس پانزدهم:

دمدمه‌هاي ارديبهشت ، اصفهان چون شاه‌زاده‌ي افسون شده‌ي افسانه‌ است كه طلسمش را شكسته‌اند و آرام آرام از خواب بيدار مي‌شود. شكوفه‌هاي به و بادام ،‌رؤياهاي پرپر شده‌ي اويند و بيد مجنون،‌معشوقه‌اي كه زلف‌هاي خود را بر او افشانده است .امّا بهار جاويدان ، در اين رنگ‌ها و نقش‌هاي كاشي‌ها جاي دارد‌؛ بهار منجمد و رمزآلود ،‌چنان كه گويي كالبد بنا، مينايي است كه روح ايران را در آن حبس كرده‌اند.

1- اركان تشبيه را در دو سطر نخست بيابيد و آن را بنويسيد.

2- رؤياهاي پرپر شده‌ي اصفهان چيست؟

3-« دمدمه» در اين‌جا يعني چه و در زبان عربي چه معنايي دارد؟

4-« طلسم كسي را شكستن» يعني چه؟

5- بيت زير با كدام قسمت متن ارتباط دارد ؟

تا پري و ديو در شيشه شود /  بلكه‌ هاروتي به بابل در رود

6-  معني «سقف مقرنس» در كدام گزينه نيست؟

فتنه مي‌بارد از اين سقف مقرنس برخيز / تا به مي‌خانه پناه از همه آفات بريم

الف سقفي كه به شكل برجسته يا پلّه‌پلّه گچ‌بري كنند

ب ) بر آمدگي‌هايي كه در سطح داخلي سقفي مي‌سازند

ج) سقفي كه سطح داخلي آن صاف نباشد

د) اين بنا در شرق ميدان نقش جهان اصفهان رو به روي بناي عالي‌قاپو واقع شده است و در سال 1011 هـ- ق به امر شاه عبّاس اوّل بنا شده است.

7- كدام گزينه مرجع «او» عاقل است؟

الف) شكوفه‌هاي به و بادام ،‌رؤياهاي پرپر شده‌ي اويند .

ب) بيدمجنون معشوقه‌اي كه زلف‌هاي خود را بر او افشانده است.

ج) طاووس مرغ بهشتي است و هم او بود كه به روايت تفسيرها،‌شيطان را در ورود به بهشت ياري كرد .

د ) « دكتر محمدعلي اسلامي نُدوشن» در سال 1304 شمسي در ندوشن نزديك يزد به دنيا آمد . درس« جلوه‌هاي هنر در اصفهان» قسمتي از كتاب« صفير سيمرغ» اوست.

8- اصطلاح مربوط به توضيحات زير را بنويسيد.

الف) غيرمادّي، امري كه روحاني محض باشد ،‌آن‌چه منزّه از ماده باشد مانند عقل و روح

ب) مُمالِ اسلامي، از طرح‌هاي هنري، مركّب از پيچ و خم‌هاي متعدّد

ج) آن‌‌چه به شكل خورشيد از فلز سازند و بالاي قبّه و مانند آن نصب كنند.

د) نوعي تزيين ساختمان است و آن اين كه اتاق‌ها و ايوان‌ها را به شكل‌هاي برجسته يا پلّه‌پلّه گچ‌ بري كنند.

هـ )آسمانه و قوس بنا از طرف داخل كه آن را از چوب مي‌سازند.

و ) بالاخانه، اتاق يا قسمت مجزّّايي از يك تالار

ز) به اصطلاح بنّايان «لُغاز ساختمان» بنايي است ستون مانند بر دو جانب درِ ورودي ساختمان كه به شكل زيبايي از بن ديوار تا بالا به عقب كشيده مي‌شود .

ح) اتاقي در خانقاه كه به خلوت و رياضت سالكان و فقرا اختصاص دارد. شاه‌نشين، گوشه ، محلّ اطعام فقرا

ط) پيشگاه خانه.

ي) كاشي‌هايي كه به شكل گيسوي بافته، پيچ‌پيچان به پايين كشيده مي‌شوند و غالباً در درون گلدان‌هاي مرمري جاي مي‌گيرند.

درس شانزدهم:

روزي در خيابان او را ديدم؛ شادي كردم و به سويش دويدم.

آن خسرو مهربان و خون‌گرم با سردي و بي‌مهري بسيار نگاهم كرد

از چهره‌ي تكيده‌اش بدبختي و سيه‌روزي مي‌باريد. چشم‌هايِ درشت و پر فروغش چون چشمه‌هاي خشك شده سرد و بي‌حالت شده بود.

1- واژه‌ي « بسيار » در كدام حالت« وصف» و در چه صورت‌ « قيد» است؟

2- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخص كنيد.

3-واژه‌ي «خشك» در هر يك از عبارت‌هاي زير، چه مفهومي دارد؟

الف) چشمه‌هاي خشك شده

ب) هرگز با پرسش‌هاي خشك خود مرا خسته نمي‌كرد.

ج) مادرم خشك و كم سخن بود.

د) مي‌گفتند او آدم خشك دستي است.

هـ) هنوز چشمه‌ي ذوق و قريحه و استعداد ادبي او خشك نشده بود.

4- دو واژه‌ي مترادف بيابيد و آن‌ها را بنويسيد.

5- كنايه‌هاي زير را معنا كنيد.

الف) بال و پر افراشته درهم آميخته و گَرد بر انگيخته‌اند.

ب) كُمَيتش لنگ بود.

ج) دل گرمي

د ) شوري به پا كرده بود.

هـ) با آوازِ خوشِ شش دانگ خواند.

و) صاحب‌دل

ز) آفتاب از كدام سمت بر آمده كه خسرو كيف همراه آورده است!

ح) رهاوردي بابِ دندان نصيبش شده بود.

ط) خوش رويي

ي) خودرو و خود سر بود .

ك) در چشم به هم زدني پشت او را به خاك رسانيد.

ل) مرد ميدان نبود.

م) في‌الجمله نماند از معاصي مُنكري كه نكرد و مُسكري كه نخورد.

ن) خون‌گرم

س) زهر خند

6- سرايندگان ابيات زير را بنويسيد.

الف) بـزد تيـر بـر چشـم اسفنديـار / سيـه شـد جهان پيش آن نام‌دار

ب) شكر نعمت نعمتت افزون كنــد / كفر نعمـت، از كفت بيرون كند

ج) از قضا سـر لنگبيــن صفرا فـزود/ روغن بــادام خشكـي مي‌نمود

د) بي‌دل گمان مبر كه نصيحت كند قبول/ من گوش استماع ندارم لِمَنْ يَقُولُ

و) به صوت خوش چو حيــوان است مايل/ ز حيوان كم نشايد بودن اي دل

7- كدام گزينه بايد در جاي خالي مصراع دوم بيت زير قرار گيرد؟

كبوتري كه دگر آشيان نخواهد ديد/ «        » همي بردش تا به سوي دانه و دام

الف) غذا   ب) غزا   ج) قذا   د) قضا

8- جاهاي خالي متن زير را تكميل كنيد :

درس شانزدهم (خسرو) يكي از نوشته‌هاي نويسنده معاصر، «            » است كه ابتدا در مجلّه‌ي يغما( سال 21 ، شماره‌ي 7) و سپس در مجموعه‌ داستان«         » به چاپ رسيده است. در اين اثر، يكي از مشكلات فرهنگي – اجتماعي عصر ما و آثار «        » آن را در قالب «             » بيان مي‌كند.

« دريغا كه من بارها به همين ترتيب، در چاه ضلالت فرو افتادگان را نجات داده بودم(!) ندانم كه اين بار چرا آن تجربه، صفرا فزود(!) و آن شيوه ، ترتيب اين بي‌نوايِ بر نامِ حيرت فرومانده را اين گونه داد كه همگان ديدند!‌ شگفتا ، سرّ اين دو گانگي بر من معلوم نشد. مگر آن‌ كه بگويم علل و اسباب در دست من است ولي اثر و نتيجه در دست اوست و با او نشايد پنجه در يقه افكندن!»

1- دو تشبيه بيابيد و مشبّه و مشبّه‌به آن را مشخّص كنيد .

2- « آن تجربه،‌صفرا فزود» يعني چه؟

3- تعريف « توكّل » در كدام قسمت متن آمده است؟

4- « پنجه در يقه افكندن » كنايه از چيست؟

5- ملّا نصرالدّين متن بالا را براي كدام عمل خود گفته است؟

6- مفرد جمع‌هاي مكسّر زير را بنويسيد.

وزرا، وكلا، خطبا، امواج، اخبار، امثال، جرايد، قواعد، اعمال، مصالح، اعصار، وسايل، علل، اسباب

7- « دموستنس » كيست؟

8- توضيحات زير را بخوانيد و اصطلاح مربوط به آن را در مقابلش بنويسيد.

الف) تشعشع و انتشار خود به خود اشعّه از چند فلز خاص مثل راديوم و اورانيوم.

ب) تغيير در فعّاليت سلول‌هاي عصبي كه بر اثر دريافت صداهاي بسيار شديد به وجود مي‌آيد و منجر به تشنّج ، فراموشي و از دست دادن توانايي‌هاي حسّي مي‌شود.

ج) موج ايجاد شده هنگامي كه سرعت هواپيما از سرعت صوت بيش‌تر مي‌شود . حدّ واسط سرعت صوت و سرعت بالاي صوت است.

د‌) تعداد ارتعاش در ثانيه . گوش فقط تعداد ارتعاش بين 20 تا 2000 هرتس در ثانيه را مي‌تواند دريافت كند و پايين‌تر و بالاتر از آن دريافت نمي‌شود .

هـ ) امواجي كه فركانس آن‌ها بالاتر از 2000 هرتس است و شنيده نمي‌شود .

درس هفدهم

داروَگ:

خشك آمد كشتگاه من

در جوار كشتِِ همسايه

گرچه مي‌گويند :«مي‌گريند روي ساحل نزديك

سوگواران در ميان سوگواران

قاصد روزان ابري، داروگ، كي مي‌‌رسد باران؟

بر بساطي كه بساطي نيست

در درون كومه‌ي تاريك من ذرّه‌اي با آن نشاطي نيست

و جدار دنده‌هاي ني به ديوار اتاقم دارد از خشكيش مي‌تركد

- چون دل ياران كه در هجران ياران –

قاصد روزان ابري، داروگ ، كي مي‌رسد باران؟

1- منظور از واژه‌هاي زير در شعر «داروگ» چيست؟

كشتگاه                                      همسايه

باران                                          كومه

2 –نيما روزگار خود را چگونه ترسيم كرده است ؟

3- شاعر، چشم به راه چيست؟

4- تصويري كه شاعر از اتاق‌ خود ترسيم مي‌كند، نشانه‌ي چيست؟

5- يك تشبيه بيابيد و اركان آن را مشخص كنيد .

6- آرايه‌ي كدام گزينه با گزينه‌هاي ديگر متفاوت است؟

الف) بر بساطي كه بساطي نيست.

ب) جامه‌اش شولاي عرياني است

ج) صداي سنگين سكوت در سرسرا پيچيده بود

د) هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن

7- «داروگ» چيست؟

8- توضيحاتي كه در زير آمده است مربوط به كدام شاعر است؟ نام شاعر را در مقابل آن بنويسيد.

الف) در كرمان‌شاه به دنيا آمد و در مسكو درگذشت ، ديوان وي مجموعه‌اي از قطعه وغزل و مقداري تصنيف و ترانه است كه مجموعاً با زباني ساده و روان سروده شده است.

ب) از پيشگامان تحوّل در شعر فارسي است. در تبريز به دنيا آمد و در استانبول به تحصيل پرداخت و به زبان‌هاي تركي، فرانسه و فارسي تسلّط داشت.

ج) وي در يزد زاده شد و از پيشگامان تجدّد در شعر فارسي به شمار مي‌رود.

د) در سال 1266 شمسي در تبريز به دنيا آمد. .وي از طريق زبان‌هاي فرانسه و تركي با اشكال جديد شعر آشنايي يافت. اشعار او كه متأثّر از نوپردازان تركيه بود، در جرايد به چاپ مي‌رسيد.

هـ)‌ متولّد گرمارود الموت است .وي از شعراي نوپرداز به شمار مي‌رود. كتاب‌هاي « سرود رگبار»، «عبور» و « در سايه‌سار نخل ولايت» از آثار اوست.

درس هجدهم:

در اُحُد

كه گل‌بوسه‌ي زخم‌ها، تنت را دشتِ شقايق كرده بود ،

مگر از كدام باده‌ي مهر ، مست بودي

كه با تازيانه هشتاد زخم ، بر خود حد زدي ؟

كدام وام‌دار تريد ؟

دين به تو ، يا تو بدان ؟

هيچ ديني نيست كه وام‌دارِ تو نيست .

دري كه به باغ بينش ما گشوده‌اي

هزار بار خيبري‌تر است

مرحبا به بازوان انديشه و كردار تو

1- حدّ مي‌گساري در احكام شرعي ، چند تازيانه است ؟

2- مهم‌ترين غزوها را نام ببريد .

3- شاعر امام علي (ع) را چگوه توصيف مي‌كند ؟

4- « خيبري‌تر » يعني چه ؟

5- در جنگ خيبر كدام پهلوان معروف يهود به دست امام علي (ع) كشته شد ؟

6- آرايه‌هاي خواسته شده را از متن بيابيد و در مقابل آن بنويسيد.

الف ) تشبيه                                             ب ) تلميح

ج ) ايهام تناسب                                      د ) استعاره

7- در عقيده‌ي شاعر چرا امام علي (ع) با تازيانه‌ي هشتاد زخم به خود حد مي‌زند ؟

8- در شعر زير به وسيله‌ي كدام آرايه‌ي ادبي به ويژگي شعري شاعر پي مي‌بريم ؟

شعر سپيد من روسياه ماند / كه در فضاي تو به بي‌وزني افتاد

درس نوزدهم:

در كوچه‌سارِ شب

در اين سراي بي‌كسي ، كسي به در نمي‌زند / به دشت پر ملال ما پرنده پر نمي‌زند

يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي‌كند / كسي به كوچه‌سـار شب درِ سحر نمي‌زند

نشسته‌ام در انتظـارِ اين غبارِ بي‌سوار / دريغ كــز شبـي چنين سپيـده سـر نمي‌زند

دل خراب من دگر خراب‌تر نمي‌شود / كه خنجـر غمت از ايــن خــراب‌تر نمي‌زند

گذرگهي‌است پُر ستم كه اندر او به غير غم/ يكـي صـلاي آشنـا به رهگذر نمي‌زند

چه چشم پاسخ است از اين دريچه‌هاي بسته‌ات/ برو كه هيچ‌كس ندا به گوش كر نمي‌زند

نه سايـه‌ دارم و نــه بر بيفكنندم و سزاست / اگر نه بر درختِ تر كسي تبر نمي‌زند

1- مفهوم عبارت‌هاي زير را بنويسيد :

الف‌) سراي بي‌كسي

ب ) به در نمي‌زند

ج ) پرنده پر نمي‌زند

د ) شب گرفتگان

2- «شب» و «سحر» نماد چه هستند ؟

3- « در انتظار غبار بي‌سوار نشستن » كنايه از چيست ؟

4- يك تشبيه در بيت چهارم بيابيد و مشبّه و مشبّه‌به آن را مشخّص كنيد .

5- در بيت آخر، چرا شاعر خود را سزوار نابودي مي‌داند ؟

6- نوع ادبي و قالب شعر در كوچه‌سار شب را بنويسيد .

7- مفهوم كنايي مصراع زير را بنويسيد .

يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي‌كند

8- آرايه‌هاي ادبي بيت آخر را بنويسيد.

درس بيستم

گذشته از اين خطوط اصلي ، افكار تمام كساني كه طيّ قرون مختلف‌، با شنيدن«PERSPOLIS »  بدين نقطه جلب شده‌اند، بر حسب تصادف در بخش‌هاي گوناگون ثبت شده است .

در واقع اين‌ها يادداشت‌هايي ساده، جمله‌ها و اشعاري قديمي و ضرب‌المثل‌هاي راجع به دنيا و مافيهاست كه با خطوط يوناني ، كوفي ، سرياني، فارسي ، هندي و حتّي چيني نوشته شده است : « كجا هستند پادشاهاني كه به هنگام نوشيدن ساغر مرگ ، در اين كاخ‌ها فرمان‌روايي مي‌كردند ؟ چه بناهايي كه صبح بر پا بود و عصر ويران گشت !» اين جملات را سي‌صد سال پيش مسافر شاعر نوشته و چنين امضا كرده است : « علي پسر سلطان‌خالد ... »

1- واژه‌اي را كه توضيح داده شده است ، در مقابل آن بنويسيد:

الف )كلمه‌اي است يوناني به معني شهر پارس، در اين‌جا منظور يكي از كاخ‌هاي پادشاهان هخامنشي در مرودشت فارس است . ساختمان اين كاخ در زمان داريوش آغاز شد.

ب )خطّي كه براي نوشتن زبان سرياني به كار مي‌رفته و آن همان خطّ آرامي با اندكي تغيير بوده است .

ج ) نوعي از خطوط اسلامي                            د) آن‌چه در آن است

2- جملات علي پسر خالد را با قصيده‌ي ايوان مداين خاقاني به مطلع زير مقايسه كنيد:

هان اي دل عبر بين از ديده عبركن هان / ايوان مداين را آيينه‌ي عبرت دان

3- به مأخذي كه معرّفي مي‌شود ، مراجعه كنيد و استنباط خود را از مطالب آن بنويسيد.

( مفاتيح‌ نوين – ناصرمكارم شيرازي – قم: مدرسه‌الامام علي‌بن ابي‌طالب (ع) – چاپ اوّل 1384 ص447 طاق‌كسري )

4- مفرد جمع‌هاي مكسّر زير را بنويسيد :

مكارم- اخلاق- فضايل- مراتب- اوقاف- وعّاظ – فقها- دراويش- فنون- اشراف- اعراب- امرا- مزارع- انوار- عجايب- اهرام- مراتب- خطوط- اطراف- آثار- قرون- هياكل- اشكال- نِكات- فواصل- اعصار- سطوح- افكار- اشعار- اسرار- بقايا- ذخاير- اشيا- اشباح- عِبَر- فنون

5- جاهاي خالي را تكميل كنيد :

ابن بطوطه در سال 754 به «          » بازگشت. سلطان مراكش از او تجليل كرد و به دبير خود«              » فرمان داد كه داستان‌ها و شرح سفر ابن‌بطوطه را ثبت و ضبط كند. بدين ترتيب ، سفرنامه‌ي ابن‌بطوطه با عنوان رِحله‌ي ابن‌بطوطه يا «                » پديد آمد. اين سفرنامه را «                   » به فارسي ترجمه كرده است.

6- چه ويژگي‌هايي باعث شده است كه سفرنامه‌ي ابن‌بطوطه يكي از بهترين و جالب توجه‌ترين سفرنامه‌ها شود ؟

7- «طُي» در تركي به چه معناست ؟

8- نويسنده و مترجم سفرنامه‌ي « به سوي اصفهان» را بنويسيد.


 

 

درس بيست‌و يكم:

اگر ممكن بود!

درد دندان (شاه) بسيار شدّت كرده . شام نتوانستند ميل كنند . خدا ان‌شاء‌الله صحّت بدهد. اگر ممكن بود چهار دندان مرا بكشند و دندان شاه خوب شود ! حاضر بودم !

نرود ميخ آهنين در سنگ!

سرِ شامِ شاه احضار شدم. چهار ساعت تمام « تاريخ فردريك» خواندم . عجيب اين كه در سال متجاوز از چهار صد تومان خرج مي‌كنم و از اين قبيل كتاب‌ها كه سراپا تنبّه است مي‌آورم و براي شاه مي‌خوانم ، هيچ ملتفت نيستند !

بالاتر از فتح خوارزم !

دو سه لغت فرانسه از من پرسيدند ،‌گفتم .بعد، عرض كردم: من هفتاد هزار لغت فرانسه مي‌دانم !

شاه هم به جهت اين‌ كه مرا خجل كنند ، لغت غير مصطلح «گوش ماهي زنده» را از من سؤال كردند . من ندانستم . به قدري مشعوف شدند كه اگر خبر فتح خوارزم و بخارا را به او مي‌دادند ، اين‌قدر شعف براي وجود مبارك دست نمي‌داد!

1- در خاطرات اعتماد‌السّلطنه چاپلوسي نويسنده در كدام قسمت‌ها بيش‌تر ديده مي‌شود ؟

2-« تاريخ فردريك كبير » اثر كيست ؟

3- نويسنده كتاب روزنامه‌ي خاطرات اعتماد‌السّلطنه با كدام زبان اروپايي آشنايي داشته است ؟

4-با در نظر گرفتن خاطرات اعتماد‌السّلطنه ، دربار قاجار چه ويژگي‌هايي داشته است؟
5- معادل امروزي «دارالطّباعه» چيست ؟

6- «ديوان‌خانه» با كدام وزارت‌خانه مطابقت دارد؟

7- كدام تأليف محمدحسين‌خان صنيع‌الدّوله از آيه 70 سوره الرّحمن (55) اخذ شده است؟

8- توضيحات زير مربوط به كدام شهرهاست ، آن‌ها را بنويسيد.

الف) شهري مشهور در ماوراء‌النّهر ، پايتخت سامانيان نيز بوده و امروز جزء جمهوري ازبكستان است.

ب) ناحيه‌اي از ايران قديم كه در دوره‌ي قاجار جزء روسيه‌ي تزاري شد.اكنون از شهرهاي كشور تركمنستان است.

درس بيست‌و دوم:

شخصي به هزار غم گرفتارم/ در هـر نفسي به جـان رسد كارم

بي‌زَلّت و بي‌گـناه محـبوســم/ بـي‌علّـت و بي‌سبب گرفتــارم

خورده قسم اختران به پاداشم/ بستــه كمر آسمـان بـه پيكارم

محبوسم و طالع است منحـوسم/ غم‌خوارم و اختـر است خون خوارم

امروز به غـم فـزون‌ترم از دي / و امـسال به نقـد‌ كم‌تر از پارم

طومار نـدامت است طبع‌ِ من/ حرفي است هر آتشـي ز طومارم

 

1- معناي كنايي « كار به جان رسيدن» و «كمر بستن» را بنويسيد.

2- چرا شاعر به زنداني شدن خود اعتراض مي‌كند؟

3- شاعر در كدام بيت به تأثير ستارگان در سرنوشت اشاره دارد؟

4- معناي كدام بيت در زير آمده است ؟

« زنداني هستم و بخت با من يار نيست ؛ اندوهگينم و ستاره‌ي بختم با من دشمن است.»

5- شاعر، روزگار خود را نسبت به گذشته چگونه مي‌بيند ؟

6- شاعر چه چيزي را طومار پشيماني خود مي‌داند؟

7- نوع دستوري « ـَ‌م» را در قصيده مسعود سعدسلمان مشخّص كنيد:

الف) شناسه

ب) ضمير

ج) فعل

8- مسعود سعدسلمان در كدام قلعه هشت سال در زندان به سر برد ؟

هفت سالم بكوفت «سو» و «دهك» / پس از آنم سه سال قلعه‌ي «ناي»

درس بيست‌و سوم:

كعبه‌ي مخفي:

برو طواف دلي كن كه كعبه‌ي مخفي است/ كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت

1- آرايه‌هاي بيت را مشخص كنيد .

الف) تشبيه: دل ، مشبّه و كعبه مشبّه است .

ب ) تلميح : بناي كعبه

ج ) ايهام : مخفي ( به معناي «پنهان» و نيز تخلّص «زيب‌النّساء» است).

د ) مراعات‌نظير : طواف ، كعبه ، خليل

هـ) تضمين : از خواجه‌ عبدالله انصاري

اي عزيز : در رعايت دل‌ها كوش و عيب كسان مي‌پوش و دل به دنيا مفروش. بدان كه خدايْ تعالي در ظاهر، كعبه بنا كرده كه او از سنگ و گِل است و در باطن كعبه‌اي ساخته كه از جان و دل است. آن كعبه ، ساخته ابراهيم خليل است و اين كعبه، نظرگاه ربّ جليل است. آن كعبه منظور مؤمنان است و اين كعبه نظرگاه خداوند رحمان است. آن كعبه مجاز است و اين كعبه راز است . آن‌جا چاه زمزم است و اين‌جا آه دمادم،‌آن‌جا مروه و عرفات است و اين‌جا محلّ نور ذات. حضرت محمّدمصطفي (ص) آن كعبه را از بتان پاك كرد‌، تو اين كعبه را از اصنام هوا و هوس پاك گردان .

( فارسي و آيين نگارش 5 چاپ 76 درس 25 ص 105)

و ) واج‌آرايي : ك 5 ،‌خ 5 .

2- يك زن شاعر از هند و يك زن شاعر از تاجيكستان نام ببريد.

3- «چين بر جبين فكنده» كنايه از چيست؟

4- زيب‌النسّا در سرودن شعر بيش‌تر از كدام شاعرِ معروفِ ايرانيِ قرنِ دهم پيروي مي‌كرد؟

5- در بيت زير واژه‌اي كه داراي ايهام است بيابيد و هر دو معني آن را بنويسيد.

از قضا آيينه‌ي چيني شكست/ خوب شد اسباب خودبيني شكست

6- با توجّه به اسلوب معادله موجود در بيت زير ، كلمه‌ي «هوش» معادل كدام كلمه در بيت قرار دارد؟

عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را / دزد دانا مي‌كشد اوّل چراغ خانه را

7- بيت زير با كدام گزينه ارتباط معنايي دارد ؟

در سخن مخفي شدم مانند بو در برگ گل / هر كه خواهد ديدنم گو در سخن بيند مرا

الف )بزرگي سراسر به گفتار نيست/ دو صد گفته چون نيم كردار نيست

ب ) سخن تا نپرسند لب بستـه‌دار / گهــر نشـكنـي تيشـه آهستـه دار

ج ) سخـن تا نگـوينــد پنهـان بـود / چـو گفتند هر جــا فراوان بـود

د ) تـا مـرد سخـن نگفتــه بـاشــد / عيــب و هنـرش نهفـته بـاشــد

8- كدام گزينه در توصيف ادبيات برون مرزي فارسي درست نيست؟

الف) نفوذ استعمار انگليس باعث شد تا تفاوت‌هاي فراوان در ساختار و واژگان و تلفّظ و گونه‌هاي زبان ايجاد شود.

ب ) زبان فارسي ، از دوره‌ي غزنوي تا حدود صد و پنجاه سال پيش زبان اداري و دربار‌ي هند و پاكستان بود.

ج )در عصر حاضر جريان ادبي دري (فارسي رايج در افغانستان ) و تاجيكي (فارسي رايج در ماوراء‌النّهر) باقي مانده است.

د ) زبان و ادبيات فارسي ، دو قرن اخير در سرزمين‌هاي دور گسترش و رواج داشته است.

درس و بيست و چهارم:

ريشه‌ي پيوند:

در خون من غرور نياكان نهفته است / خشم و ستيز رستم دستان نهفته است

در تنگ‌ناي‌ِ سينه‌يِ حسرت كشيده‌ام / گهواره‌يِ بصيرتِ مردان نهفتـه است

خاك مرا جزيره‌ي خشكي گمان مبر / درياي بي‌كران و خروشان نهفته است

خالي دل مرا تو ز تاب و توان مدان / شير ژيــان ميــان نيستـان نهفته است

پنداشتي كه ريشه‌ي پيوند من گسست / در سينه‌ام هزار خراسان نهفته است.

 

1- جاهاي خالي را تكميل كنيد :

از ابتداي قرن بيستم و با روي كار آمدن «         » ، ادبيات تاجيكستان «             » شد. شعر «ريشه‌ي پيوند « از «           » ( متولّد 1954 در كولاب) است. احساس لطيف شاعر و شور حماسي و دل‌بستگي او به «             » در اين شعر تجلّي مي‌يابد .

2- قالب و نوع ادبي شعر ريشه‌ي پيوند را بنويسيد.

3- از كدام شخصيت اسطوره‌اي ايراني نام برده شده است ؟

4- « گهواره‌اي بصيرت مردان » يعني چه ؟

5- در كدام بيت نقش نماي اضافه چهار بار آمده است ؟

6- «در سينه‌ام هزار خراسان نهفته است » يعني چه ؟

7- دو تركيب وصفي در متن بيابيد و آن‌ها را بنويسيد.

8- موضوع و محور شعر ريشه‌ي پيوند چيست ؟

مناجات:

الاهي ، زهي خداوند پاك كه بنده گناه كند و تو را شرم ،‌كرم بُوَد

الاهي ، تو دوست مي‌داري كه من تو را دوست دارم با آن كه بي‌نيازي از من ،‌پس من چگونه دوست ندارم كه تو مرا دوست داري با اين همه احتياج كه به تو دارم .

الاهي ، من غريبم و ذكر تو غريب ، و من با ذكر تو اِلف گرفته‌ام ؛ زيرا كه غريب با غريب اِلف گيرد.

الاهي ،‌شيرين‌ترين عطاها در دل من من رجاي تو خداوند است

و خوش‌ترين سخن‌ها بر زبان اين گنهكار ،‌ثناي توست

و دوست‌ترين وقت‌ها بر اين بنده‌ي مسكين‌ِ گنهكار ،‌لقاي توست .

الاهي ،‌مرا عملِ بهشت نيست و طاقت دوزخ ندارم. اكنون كار با فضل تو افتاد.

الاهي ، اگر فردا گويند چه آوردي‌؟ گويم : خداوندا، از زندان ، موي باليده و جامه‌ي شوخگِن و عالَمي اندوه و خجلت توان آورد. مرا بشوي وخلعت فرست و مپرس !

1- بيت زير با كدام قسمت هم معناست ؟

كرم بين و لطف خداوندگار/ گنه بنده كرده است و او شرمسار

2- چهار صفت خداوند كه در متن آمده است بيابيد و آ‌ن‌ها را بنويسيد.

3- براي انس با ياد خدا چه دليلي ذكر كرده است ؟

4- گوينده شيرين‌ترين بخشش‌ها را چه مي‌داند ؟

5- در كدام قسمت متن آرايه‌ي سجع ديده مي‌شود ؟

7- واژه‌‌هاي زير را معنا كنيد .

غريب                             

شوخگِن                                     خلعت

8- مناجات از كدام كتاب آورده شده است 



تاريخ : دوشنبه پنجم خرداد 1393 | 0:23 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

راه‌هاي تشخيص فعل ساده از مركب:

در كتاب‌هاي زبان فارسي راه‌هاي تشخيص فعل ساده از مركب را شامل گسترش پذيري و گرفتن نقش نحوي مطرح كرده‌اند، اما در كنار اين دو راه، راه‌هاي ديگري نيز براي تشخيص آن‌ها وجود دارد‌:

معيار معنايي:

با توجه به اين معيار ابتدا به فعل جمله دقّت مي‌كنيم‌. اگر درمعناي اصلي خود به كار رفته شده باشد ساده و اگر در غير از معني اصلي خود به كار رفته باشد، مركب گويند‌.

مانند:

آب دريا به طرف ساحل پيش آمد‌. ( ساده )

ديروز حادثه‌اي براي من پيش آمد‌. ( مركب)

درجمله‌ي اول فعل «آمدن » درمعناي اصلي خود به كار رفته، پس ساده است، و بهتر است كه بين «پيش» و آمد، فاصله‌ي ميان كلمه‌اي رعايت شود‌. اما در مثال دوم فعل «آمدن » در معناي اصلي خود به كار نرفته و معني جديدي با جزء  غير صرفي به خود گرفته، از اين رو مركب است و بهتر مي‌نمايد كه فاصله ميان كلمه‌اي بين دو جزءآن از بين برود‌‌.

معيار جانشيني:

با اين معيار اگر بتوانيم به جاي جزء غير صرفي فعل، واژه‌ي ديگري در همان حوزه‌ي معنايي بگذاريم و معني ومفهوم جمله تغيير نكند، فعل ساده اما اگر نتوانيم در همان حوزه‌ي معنايي واژه‌اي جايگزين جزء غير صرفي كنيم، فعل مركب مي‌باشد‌.

مانند:

آب دريا به طرف ساحل پيش آمد‌. ( ساده )

ديروز حادثه‌اي براي من پيش آمد‌. ( مركب)

در مثال اول مي‌توانيم به جاي جزء غير صرفي يعني «پيش» واژه‌ي ديگري چون «بالا» و « جلو» بگذاريم، ضمن اين كه در معناي جمله نيز تغييري رخ نخواهد داد‌. اما در مثال دوم به جاي جزء غير صرفي، نمي‌توان واژه‌ي ديگري قرار داد كه با فعل« آمدن » معني رخداد و حادثه را بدهد‌. بنابراين فعل جمله‌ي دوم مركب است‌.

معيار آوايي:

با اين معيار نيز مي‌توان مرز بيان فعل ساده و مركب را مشخص نمود  و آن دقّت در جاي مكث بين جزء غير صرفي فعل با فعل مي‌باشد‌. بدين معني كه اگر ضمن خواندن جمله يك مكث بالقوه بين جزء غير صرفي با فعل داشته باشيم، فعل ساده و اگر نداشته باشيم فعل مركب است ‌.

من او را سال‌ها دوست داشتم‌.( مركب) من دراين روستا دوست داشتم‌. ( ساده ) درجمله‌ي اول مكث و درنگي ميان « دوست و داشتم » صورت نمي‌گيرد، پس فعل مركب است اما در مثال دوم بالقوه مكثي خفيف ميان « دوست و داشتم » دارد، بنابراين فعل ساده مي‌باشد‌. مانند‌: ( عزّتي پرو،1381، 95)

مفعول پذيري:

يكي ديگر از راه‌هاي تشخيص فعل ساده از مركب، حضور مفعول در جمله است‌. البته اين روش مخصوص جملات غير اسنادي است، چرا كه جملات اسنادي چهار جزويي لزوماً داراي مفعول هستند، ضمن اين كه فعلشان معمولاً ساده مي‌باشد‌.مثال :

من او را دوست دارم‌.( مركب)                   من در اين شهر دوست دارم ‌. ( ساده)

جمله‌ي اول داراي مفعول مي‌باشد، پس جزء غير صرفي جزء فعل مركب است ، اما جمله دوم، داراي مفعول نيست وجزء غير صرفي، مفعول جمله به حساب مي‌آيد‌.

روش‌هاي مذكور براي تشخيص افعال، غير از افعال ربطي و غير اسنادي قابل توجه است‌.

چرا كه افعال ربطي معمولاً به شكل ساده يا نهايتاً به شكل پيشوندي به كار مي‌روند و يا گونه‌اي ديگر از كاربردشان به صورت افعال كمكي است كه دراين صورت ديگر فعل ربطي به حساب نمي‌آيد‌.

روش تشخيص افعال اسنادي به گونه‌اي ديگر غير از افعال معمولي و عادي زبان است‌. افعال اسنادي كه گاه اسنادي وگاه غير اسنادي هستند، عبارتند از:

«كردن – نمودن – ساختن – گرداندن » ؛ زماني كه بتوان افعال اين گروه را جايگزين يكي ديگر از افعال اين گروه نمود فعل ساده خواهد بود وجمله‌ي اسنادي چهار جزيي است‌‌. مانند : من را از اين مسأله آگاه كردم ‌. ( نمودم، ساختم، گرداندم‌.)

اما اگر نتوان همه‌ي افعال هم گروهشان را جايگزينشان سازيم، ديگر جمله اسنادي نيست ‌. مانند: من روي شاهنامه تحقيق كردم‌. انجام كاري است و جمله سه جزيي مفعولي مي‌باشد‌.

مثال ديگر: من او را آگاه ساختم ‌.( نمودم، كردم و گرداندم ‌.)

جمله چهار جزيي  مفعولي – مسندي است و فعل ساختم ساده مي‌باشد‌. اما اگر بگوييم : من خانه‌اي را ساختم ( بنا كردن) جمله سه جزيي مفعولي است‌.

چون مصدر « كردن » از پركاربردترين مصدرهاي زبان فارسي است و اين فعل به صورت‌هاي مختلف به كار مي‌رود، راه‌هاي تشخيص ساده از مركب بودنش جداگانه ذكر مي‌شود‌.

1- اگر بتوان هم گروه‌هايش را جانشين آن سازيم، اين فعل ساده و جمله چهار جزيي مفعولي –مسندي مي‌باشد‌.

2- اگر به معناي « انجام كار» باشد، ديگر فعل اسنادي نيست وجمله‌ي سه جزيي مفعولي مي‌سازد؛ همان طور كه مثالش قبلاً ذكر شد‌.

3- اگر اين فعل نه اسنادي باشد ونه به معناي « انجام كار » ، به شرط آن كه مفعول در جمله حاضر باشد « مركب » است‌. مانند:

من داستان‌هاي شاهنامه را مطالعه كردم‌. ( مركب )

من روي بخشي از شاهنامه تحقيق كردم‌. (ساده )

افعال اسنادي ديگري چون « يافتن، پنداشتن، ديدن ، گفتن و ... » نيز گاه اسنادي وگاه غير اسنادي هستند‌. راه تشخيص اسنادي و غير اسنادي بودنشان به اين صورت است كه اگر بتوانيم جمله را تبديل به يك جمله‌ي سه جزيي مسندي كنيم، اين افعال اسنادي و جملات چهار جزيي را مي‌سازند اما اگر نتوانيم فعل غير اسنادي مي‌باشد‌.

مثال : « من او را عاقل ديدم ‌.» كه مي‌توان گفت: « او عاقل است‌.» جمله چهار جزيي و اسنادي مي‌باشد‌. اما اگر بگوييم‌:« من ستارگان را در آسمان ديدم‌‌.»

جمله ديگر اسنادي نيست زيرا نمي‌توان گفت : « ستارگان آسمان است‌.»

پس فعل جمله‌ي مذكور غير اسنادي و سه جزيي مفعولي مي‌باشد‌.

نكته‌ي ديگر كه درباب اجزاي اصلي جمله با توجه به فعل به نظر مي‌آيد‌. اين است كه اولاً ملاك  تشخيص اجزاي جمله « فعل » مي‌باشد‌. فقط دقّت و توّجه به فعل مي‌تواند بسياري از سؤالات ما را در باب جمله‌، اجزاي جمله و نقش‌هاي واژه‌ها در جمله مشخص سازد؛ چرا كه ملاك ثابتي براي ساخت فعل و حضورش در جمله وجود ندارد‌. پس بايد موقعيت فعلي «فعل » را در جمله سنجيد‌. مثلاً افعال ناگذر، گذرا به مسند، گذرا به متمم، گذرا به مفعول، هر گاه با علامت سببي‌ساز، متعدي گردند به ترتيب به يك جزء ديگر نياز پيدا خواهندكرد‌. مثلاً اگردو جزيي‌اند سه جزيي و اگر سه جزيي‌اند چهار جزيي مي‌شوند‌.

نكته ديگري كه در مورد فعل ، ضروري به نظر مي رسد‌. اين كه افعال دو وجهي را نبايد با فعلي كه در موقعيت‌هاي مختلف تغيير معنا مي دهد يكي گرفت؛ چرا كه افعال دو وجهي داراي يك معني در همه‌ي كاربردهايشان هستند و هميشه يك واژه‌اند‌. اما افعال ديگري مانند:«گرفتن، بريدن و ... » با تغيير معناي خود، يك واژه‌ي ديگر با معني ديگر مي‌شوند‌. ( وحيديان كاميار، 1381، 49)

با توجه به اين كه يكي از مباحث مهم كتا‌ب هاي زبان فارسي دوره متوسطه بحث فعل مركب است و هنوز هم بسياري ازدستور نويسان، نتوانسته‌اند به خوبي از عهده‌ي حل آن برآيند، روش‌هاي مذكور تا اندازه‌اي مي‌تواند ساختمان بسياري از افعال زبان را مشخص نمايد: هر چند كه درباره‌ي فعل مركب نظريات بسيار متنوعي وجود دارد و بسياري از دستور نويسان و زبان شناسان ايراني و اروپايي در باب آن، سخن‌ها گفته‌اند، اما نظر واحد و متقني در باب فعل مركب در دست نيست‌. برخي كثرت فعل مركب را در زبان بنابر گسترش داشته‌ي زبان، بيش‌تر از افعال ساده مي‌دانند(خانلري – باطني)  و برخي ديگر مي‌گويند تعداد افعال مركب زبان زياد نيست واكثر افعال زبان ساده‌اند‌.(وحيديان –فرشيدور)

نتيجه‌گيري‌:

با توجه به مطالب گفته شده بايد براي تشخيص ساختار فعل به نكات زير توجه نمود‌.

1- نوع فعل را بشناسيم‌.

2- هر فعل را با روش‌ خاص خود ساختارش را مشخص نماييم‌.

3- همه‌ي روش‌هاي تشخيص  فعل براي همه‌ي افعال زبان مناسب نيستند‌.

4- شناخت نوع فعل واجزاي جمله‌.

5- مهارت در انتخاب روش مناسب براي تعيين ساختار فعل مورد نظر‌ در جمله‌.

منابع و مأخذ‌:

 1- عزّتي پرور، احمد؛ راهنماي زبان فارسي، شركت چاپ و نشر كتاب‌هاي درسي ايران ، تهران ، 1381

2- وحيديان كاميار ،دستور زبان فارسي ، انتشارات سمت، تهران ، چاپ اول ، 1379‌.

3- كتاب‌هاي زبان فارسي متوسطه ‌.



تاريخ : یکشنبه چهارم خرداد 1393 | 23:59 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نکته هایی در تعیین تعداد تکواژ و واژه

1-   توجّه به نقش نمای اضافه و یک تکواژ  محسوب کردن آن ؛مثل : جهان ِ بدون مرز = ـِـ ( 1 تکواژ ) ، هوایِ پاک = ـِ ( یِ) ( 1 تکواژ ) کشتیِ نوح = ـِـ ( « یِ »  که در واج نگاری می­آید امّا در املا نوشته نمی­شود . ) ( 1 تکواژ )

مصوّت  ـِـ در واژه­های مقابل تکواژ محسوب نمی­شود  بنابر این هریک از آن­ها یک تکواژ هستند: « برایِ ، مثلِ ، مانندِ »

2-   بی توجّهی به واج­های میانجی :

مثل « ی » در کلمات مختوم به مصوّت ؛ « نامه­یِ ، گویایِ ، دانشجویِ ، کشتیِ » در این مواقع یا ترکیب « ی » به همراه « ـِـ » را یک تکواژ محسوب می­کنیم ( یِ  ( 1 تکواژ ) ) و یا به تنهایی « ـِـ را یک تکواژ محسوب کرده واج میانجی  « ی » را حذف می­کنیم .

واج­های میانجی دیگر ؛ مثل : « ک » در کلماتی مانند « نیاکان ، پلّکان »  ، « ج » در « ترشیجات ، مربّاجات » ، « گ » در «  زندگی ، پرندگان ، جویندگان » ، « د » در کلماتی مانند « بـِدان ، بـِدین » ، « هـ » در کلماتی مانند « بهش ، بهت » ، « و » در کلماتی مانند « آهوان ، زانوان ، بانوان »

نمونه­هایی از تجزیه به تکواژ : دانشجو = دان + ـِش + جو + ان ( یان )  ،  نیاکان = نیا + ان ( کان )  ،  ترشیجات = ترش + ی + ات ( جات )  ،  پرندگان = پر( بن مضارع ) + نده + ان ( گان )  ،  بدان = به + ان ( دان )  ،  بهش = به + ـِش ( هش )( البته ـِش با تغییر تلفّظ یا همان فرایند واجی ابدال به شکل ـِش در آمده است و در اصل ـَش بوده­است . )  ،  آهوان = آهو + ان ( وان ) باید خاطر نشان کرد که در این واژه نیز فرایند واجی اتّفاق افتاده­است .

3-   باید توجّه کرد که برخی از کلمات به دو شکل در واژگان ما ضبط و ثبت شده­اند (گونه ي آزاد)  ؛ مثل : بن­های مضارع « گو ، جو ، آ  .. = گوی ، جوی ، آی ... »  ،  اسمهایی مانند «  خدا = خدای  ،  جا = جای » بنابراین در هر دو صورت ، چه با « ی » چه بدون « ی »  یک  تکواژ محسوب می­شوند . ؛ مثلاً : گویم = گو ( گوی ) + ـَم  یا خدایگان = خدا ( خدای ) + ان ( گان )

4-   توجّه به شناسه­ی صفر ( Ø )و محسوب کردن آن به عنوان یک تکواژ در افعالی که فاقد شناسه هستند ؛

مثلاً :1- است + Ø  ،هست +@ ،  نیست+ Ø  

 2-رفت + Ø  ، گفته بود + Ø  ، شنیده است + Ø  ، دیده بود + Ø  ، می­آمد + Ø

 3- برو + Ø  ، نرو+ Ø  ...

نحوه­ی تشخیص شناسه : بهترین راه تشخیص شناسه صرفِ فعل است ، به این صورت می­توان تشخیص داد که واج و یا واج­های پایانی فعل­ها شناسه است یا  نه . در واقع ما از محور جانشینی برای اثبات شناسه بودن و یا نبودن واج پایانی کمک می­گیریم : دید  : دیدم ، دیدی ، دید ـ   چون در پایان فعل سوم شخص چیزی به فعل افزوده نشده­است پس به راحتی می­توان به وجود شناسه­ی صفر ( Ø ) پی برد . مثال دوم فعل « دوید » که گاهی « د » و گاهی « ید » را در آن به عنوان شناسه فرض می­کنند امّا با صرف آن به راحتی به وجود شناسه­ی صفر می­توان پی­برد :  ( دویدم ، دویدی ، دوید Ø  ... ) و یا مثال­های مشابه ...

راه دوم این که به آخر افعالی که شک داریم « ن » مصدری بیفزاییم : دوید = دویدن  ،  دید = دیدن و چون می­توان از این واژه­ها مصدر ساخت پس « د » در این افعال شناسه نیست ؛ امّا از افعالی مانند « رود ، بیند ، گوید » چون نمی­توان مصدر ساخت پس « د » در آن­ها شناسه است .

5-    توجّه به تکواژ­های ماضی ساز و تجزیه­ی آن­ها و محسوب کردن آن­ها به عنوان یک تکواژ .

نحوه­ی تشخیص تکواژ­های ماضی­ساز : باید به این نکته توجّه کرد که تمام افعال از بن مضارع ساخته می­شود امّا با گذشت زمان برخی از افعال از ریشه­ی خود دور شده­اند ولی در تعدادی از آن­ها هنوز بن­های مضارع به شکل اوّلیّه در درون تمامی افعال ، چه ماضی و چه مضارع باقی مانده­است پس می­توان در افعال ماضی هم بن مضارع آن فعل را یافت .باید به این نکته نیزتوجّه کرد که تنها بن­های مضارعی را در افعال ماضی باید تجزیه کرد که بدون تغییر در افعال مضارع کاربرد دارند .

انواع پسوند­های ماضی ساز :

« ید » : خندید ، چرخـید ، گنجـید ، دوید ، پرید ، پاشـید ، جنبـید و ...

« د »  : خورد ، خوانـد ، مانـد ، گردانـد ، دوانـد ، خورانـد ، آورد ، افشانـد ، افکنـد و  ...

« اد » : افتـاد ،  نهـاد ، ایستـاد ، فرستـاد ،

« ست » ( ـِست ) : زیـست ، مانـِست ، آراست ، توانـِست ، گریـست ،

«  ت » : بافـت ، شکافـت و ...

بنابر این لازم است در هنگام شمارش تکواژ­ها به تجزیه و شمارش این پسوند­های ماضی ساز نیز توجّه شود .

6-   توجّه و تجزیه و محاسبه­ی تکواژ گذراساز « ان » به عنوان یک تکواژ : رساند = رس ( بن مضارع ) + ان ( پسوند گذراساز + د ( پسوند ماضی ساز ) + Ø (شناسه­ی صفر )  ، می­جهانیدند = می + جه + ان (پسوند گذرا ساز ) + ید ( پسوند ماضی ساز ) + ـَند ( شناسه ) یا افعالی مانند : رهاند + Ø  ، خوراند + Ø  ، پراند + Ø  ، دواند + Ø  و ...

نکاتی در تعیین تعداد واژه­ها:

1-     نقش نمای اضافه یک واژه محسوب می­شود : کتاب کوچک من = 5 واژه ( کتاب/ ـِ / کوچک / ـِ / من / )

2-   افعال چه یک تکواژ باشند و چه چند تکواژ با هم یک فعل را تشکیل می­دهند : گفت ، گفته­است ، گفته بود ، گفته­شده­بود ، گفته باشد ، گفته­­­­ شده باشد و ... هر یک تنها یک واژه هستند .و یا افعال مرکّب با تمامی اجزا یک واژه محسوب می­شوند : آوردن = یک واژه ،  به دست آوردن ( به معنای کسب کردن) = یک واژه ،  به حساب آوردن = یک واژه ، کلاه­برداری کردن = یک واژه  ،  کلاه به سر کسی گذاشتن و امثالهم نیز یک واژه محسوب می­شوند .

3-   مواظب باشیم گروه کلمه را هرچند اجزای کوچکی داشته باشد یک واژه محسوب نکنیم : دلش می­خواست . ( دل =یک واژه و ـَش = یک واژه ) ازم پرسید . ( از = یک واژه  ـَم = یک واژه )

اکنون به نحوه­ ی تجزیه­ی  تعدادی از کلمات مشکل  به تکواژ توجّه کنید

نیست = نی + ست ( است ) +  Ø (شناسه­ی صفر ) /  بجود = ب + جو = ـَد ( شناسه )  /  ماست ( فعل )  = ما + ست ( است ) +  Ø (شناسه­ی صفر )   /  شکافتن = شکاف + ت (پسوند ماضی ساز ) + ـَن ( پسوند صدر ساز ) /  بر­می­آید = بر + می +آ ( آی ) + ـَد (شناسه ) /  ادبیّات = ادب + ی + ات  /  ماندگار = مان + د ( پسوند ماضی ساز ) گار  / تکاپو = تک + ا + پو  / زیبایی = زیب (بن مضارع ) + ا ( پسوند صفت ساز ) + ی ( یی ) ( پسوند اسم ساز )

نمونه­هایی از تجزیه­ی جملات به تکواژ و واژه : ( این جملات در سؤالات کنکور­های گذشته آمده است . )

« در شعر « باغ من » ، شاعر به توصیف پاییز می­پردازد و پاییز را نه فصل بی­حاصلی و خشکی و نازیبایی که مظهر زیبایی و پادشاه فصل­ها می­داند . »

تکواژ­ها :( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ / پاییز /می / پرداز / ـَد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی / حاصل / ی / و / خشک / ی / و / نا/ زیب / ا / یی (ی) / و / پادشاه / ـِ / فصل / ها / می / دان / ـَد /  )

واژه­ها :  ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ / پاییز /می  پرداز َد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی  حاصلی / و / خشکی / و / نا زیبایی / و / پادشاه / ـِ / فصل­ها / می­دانـَد /  )

« نثر تاریخی در قرن پنجم در کتاب تاریخ بیهقی اوج و اعتبار خاصّی یافت . »

تکواژ­ها : ( نثر / ـِ / تاریخ / ی /  در / قرن / ـِ / پنج / ـُم / در / کتاب / ـِ / تاریخ / ـِ / بیهق / ی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّ / ی / یافت / Ø /

واژه­ها : ( نثر / ـِ / تاریخی /  در / قرن / ـِ / پنجـُم / در / کتاب / ـِ / تاریخ / ـِ / بیهقی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّی / یافتØ /

« قلمرو خیال آن­ قدر  وسیع و پهناور است که هر چیز غیرممکن می­تواند در آن جاشدنی و بودنی باشد . »

تکواژها : ( قلم / رو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهن / ا / ور / است / Ø / که / هر / چیز / ـِ / غیر / ـِ / ممکن/ می / توان / ـَد / در / آن / جا / شد / ـَن / ی / و / بو / د 2 / ـَن / ی / باش / ـَد /   (1- « بودن » دو بن مضارع دارد :  « بو   و  باش »        2- پسوند  ماضی ساز است . )

واژه­ها : ( قلمرو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهناور / استØ / که / هر / چیز / ـِ / غیر ممکن/ می توانـَد / در / آن /    جا شدَنی / و / بو دَنی / باشـَد /

« با گسترش شعر فارسی در عراق و توجّه نویسندگان و شاعران به علوم و ادبیّات در شعر و نثر تحوّلی پیدا شد . »

تکواژ­ها : ( با / گستر / ـِش / ـِ / شعر / ـِ / فارس / ی / در / عراق / و / توجّه / ـِ / نویس / ـَنده / ان (گان) / و  / شاعر / ان / به / علوم / و / ادب / یّ / ات / در / شعر / و / نثر / تحوّل / ی / پیدا / شد / Ø /

واژ­ه­ها : ( با / گسترش / ـِ / شعر / ـِ / فارسی / در / عراق / و / توجّه / ـِ / نویسـَندگان / و  / شاعران / به / علوم / و / ادبیّات / در / شعر / و / نثر / تحوّلی / پیدا / شدØ /

« ویژگی نثر عرفانی ،  سادگی و نزدیک بودن آن به زبان محاوره است . »

 تکواژ­ها ­­ : ( /ویژه / ی (گی) / ـِ / نثر / ـِ / عرفان / ی / ساده / ی (گی) / و  / نزدیک / بو / د / ـَن / ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره / است /  Ø /

واژ­ه­ها : ( /ویژگی / ـِ / نثر / ـِ / عرفانی / سادگی / و  / نزدیک بودن / ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره / استØ /



تاريخ : دوشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1393 | 15:42 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نمونه سؤال زبان فارسی2 . با ویرایش جدید . نوبت دوم

الف ) زبان شناسی (4نمره )

1.اشتباه  و خطا در .......رخ می دهد و رفع و اصلاح آن به وسیله ی ....... صورت می گیرد.

2. کلمه ی (( دانش )) چند هجا و چند واج دارد ؟

3. به بخش صرف ...................... نیز می گویند .

4.نقش اصلی ساخت واژه ی اشتقاقی چیست ؟

5.زبان شناسی در بخش صرف به مطالعه ی .................. می پردازد .

6. برای هر مورد از (( وند ها )) مثالی بزنید .

الف) میان وند :...............     ب ) پسوند :..............   ج ) پیشوند : ..............

7.فواید تمایز میان زبان و گفتار را بنویسید . (دو مورد )

8.تعداد هجاها و واج های واژه ی «آتش» را بنویسید . وآن را جدا از هم تفکیک کنید .

9. در کدام یک از واژه های زیر وند اشتقاقی و در کدام وند تصریفی بکار رفته است ؟

" دانشمند –   بزرگان   –   کوشش    "

10. حرف « ه » نماینده ی چند واج است ؟ در مثال نشان دهید .

11. واج های زبان فارسی به دو دسته ی ............ و ................ تقسیم می شود.

12.چرا گوناگونی های سبکی و لهجه ای و حتی گویشی به یگانگی زبان آسیب نمی رسانند ؟

13.راز اصلی نیاز ما به آموختن خطّ و نوشتار چیسیت ؟

14.چرا شکل گفتاری و نوشتاری کلمات زیر تفاوت دارند ؟

خواهر ، خواستار .

15.تعداد مصوت های زبان فارسی ................. و تعداد صامت ها.............. است .

16.تعداد هجا و واج های کلمات زیر را مشخص کنید .

الف ) اردک :

ب ) دانش :

17.زبان شناسان برای نوشتن واج ها از نشانه ی ....... و برای نوشتن حرف ها....استفاده می کنند.

18. در دو کلمه ی زیر نوع « واو » را از نظر صامت  یا مصوت بودن مشخص کنید .

الف ) ورزش :                                              ب ) آرزو :

19. واج چیست ؟ و با تغیر واج از کلمه ی « مُشت » کلمه ی دیگری بسازید .

20. تکواژچیست ؟ انواع آن را با ذکر مثال بنویسید .

ب ) املا و بیاموزیم ( 3 نمره )

1.اگر جزء دوم یک کلمه ی مرکب با مصوت بلند( آ ) آغاز شودنشانه ی .........به کارنمی رود .

2.خطی برای نوشته های روزمره و املا مناسب است که داری چه ویژگی هایی باشد؟

3.ملاک انتخاب صحیح کلماتی که یک واج مشترک اما چند شکل مختلف  دارند چیست ؟

4.گروه ها ی اسمی درست را از نظر املایی انتخاب کنید.

الف ) قالب و چیره         ب ) غالب  چیره             ج ) غدر دشمن              د ) قدر دشمن

5.از میان گروه کلمات زیر املای درست کلمات نادرست را بنویسید.

« ازعان واعتراف -به رغم علاقه -عمارت و فرمانروایی -طالع منحوس-چاه ضلالت -حُرّای شیر- نزاروضعیف.»

6.گذاشتن (  ّ ) تشدید در کلمه هایی که تشدید پایانی دارند در چه صورت لازم است ؟

7.جمله ی مقابل را به صورت کوتاه و بی فعل باز نویسی کنید ؟« از خسیس انتظار بخشش نداشته باش»

8.جمله ی مقابل راویرایش کنید.«تا کنون ابتکارات علمی فراوان ازسوی متفکران ایرانی صورت گرفته است»

9.کژتابی چیست ؟ برای آن مثالی بنویسید .

10. در گروه کلمه های زیر غلط های املایی را پیدا کرده و صحیح آنها را بنویسید .

«  قصر عمل  - مضغ و جویدن – براعت استهلا ل – خشم و غیض – دقدقه و اضطراب – چاه ضلالت –         قدر و نیرنگ  - زلّت و لغزش  . »

11.ملاک ما در انتخاب و گزینش شکل صحیح حروف چیست ؟ بنویسید .

12. کلمه های « حیات » و « حیاط » را چگونه  انتخاب و می نویسیم ؟

13.آیا کلماتی که جزء دوم آن ها فعل است را می توانیم روی هم بنویسیم ؟

14.چرا املای « ی » میانجی بزرگ بر شکل کوچک آن « ء » ترجیح دارد ؟

15.چه نوع خطی برای نوشتن متون و آموزش و کتاب ها مناسب تر است ؟

16.به کار بردن شکل اختصاری یک کلمه برای بار دوم به بعد در املا صحیح .............. .

17 .در املای فارسی، نوشتن  کلمات شمارشی چگونه است ؟

18. او طالع و اقبالی ...................... دارد . ( منحوث - منحوس )

19. او به  ............. میل و علاقه ی خود این رشته را انتخاب نمود .( رغم    -   رقم  )

20 . عاقبت مغول بر سرزمین خوارزمشاهیان ..............و چیره شد . ( قالب   -   غالب )

پ) نگارش ( 5 نمره )

1. تعریف داده شده مربوط به کدام گونه ی زبانی است ؟

((زبانی کوتاه و صریح دارد و در آن از اصطلاحات و تعبیرات خاصّی استفاده می شود.))

2. دلیل ویرایش کلمات (( سیستم )) و (( سه اقوام )) چیست ؟

3.تفاوت (( طرح در نوشته های کوتاه و بلند در چیست ؟

4.یادداشت برداری به چند شکل انجام می گیرد ؟ آنها را بنویسید ؟

5. آنچه به تحقیق ارزس و اعتبار می بخشد ، ........................... است .

6. در مقاله نویسی یاداشت ها را بر چه اساسی  تنظیم می کنیم ؟

7. کدام گزینه در حکم استخوان بندی گزارش است ؟

الف )  تحقیق وپژوهش     ب ) پیش نویس  گزارش     پ) طرح          ت ) متن اصلی

8. چرا کتاب های مرجع در میان منابع پژوهشی جایگاه ویژه ای دارند ؟

9. هر یک از نشانه های زیر برای چه مفهومی بکار می روند.

الف ) در فرهنگ معین ، نشانه ی ( ~ ) برای ........................... بکار می رود .

ب ) در لغت نامه ی دهخدا ، علامت داخل کمانک ( اِ )............ را مشخص می کند .

10.  گام اول در نگارش یک مقاله چیست ؟

11. فرهنگ لغت ....................... کهن ترین فرهنگ لغت فارسی می باشد.

12.در ویرایش زبانی به چه جنبه هایی توجّه می شود ؟

13.فهرست موضوعی چیست و در کدام قسمت تحقیق می آید ؟

14. علامت قلاب [  ]  در فرهنگ معین و لغت نامه ی دهخدا بیانگر چیست ؟

15.طرح در نوشته های کوتاه ، ممکن است ......باشد اما در نوشته های بلندباید.......و ........باشد .

16. شیوه های نقل مطالب را از کتاب های مرجع بنویسید .

17. روش های عمومی و کلی تحقیق را فقط نام ببرید .

18. در روش تحقیق هر برگه چند قسمت دارد ؟ آن ها را بنویسید .

19.دو فهرست معتبر فارسی را نام ببرید .

20.در چه صورت مصاحبه به صورت تلفنی انجام می شود ؟

21.در هر کتابخانه چند نوع برگه دان وجود دارد ؟

22.شرایط مصاحبه را بنویسید .

23. فضا سازی چیست ؟ و چه نتایج و فوایدی دارد ؟

24. تفاوت طرح در نوشته های کوتاه و بلند چیست ؟

25. شرایط اساسی برای نوشتن یک مقاله ..................... است .

26.تهیه ی گزارش به طور کلی شامل چند مرحله می باشد؟آن ها را بنویسید .

ت) دستور ( 8 نمره )

1. علی دوست خود را قهرمان بزرگی می دانست ."گروه کلماتی که زیر آن خط کشیده شده چه نقشی دارد ؟

2. زمان و وجه فعل (( داشتم بر می گشتم )) را بنویسید.

3.جمله ی معلوم  زیر را بصورت مجهول بنویسید.

" مولانا مثنوی را سروده است ."

4.در بیت زیر جمله ی هسته ، جمله ی وابسته و پیوندوابسته ساز را مشخص کنید؟

"  تا ننگرد سرشک مرا کس میان جمع           همچون بنفشه سر بگریبان گریستم "

5.در ابیات و مصراع های زیرابتدا قید ها را مشخص نموده وسپس نوع آن ها را بنویسید ؟

الف ) "هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق"

ب  ) " دوش در خواب ترا بر سر بالین دیدم  / سایه گل بسرم بود چو بیدار شدم ."

6.در بیت زیر، نوع ضمیر و مرجع آن را مشخص کنید. 

شمع اگر پروانه را سوزاندخیر از خود ندید/ آه عاشق زودگیرد دامن معشوق را(دهقان سامانی)

7. در هر یک از گروه کلمات زیر انواع اضافه را ( تعلقی و غیر تعلقی ) را مشخص کنید .

الف)داس مرگ :..........   ب)روز چهارشنبه: ..........   پ)شاهنامه ی فردوسی: ..........

8. در گروه اسمی زیر ، نوع وابسته های پیشین و پسین را مشخص کنید .

الف ) خوش بو ترین گل شب بو                   ب ) همین فصل  زیبا

9.تفاوت نقش دستوری کلمه ی (( ساکت )) را در دو جمله ی زیر بنویسید .

الف ) علی ساکت است .                  ب) علی ساکت نشسته است .

10. برای هریک از ساخت های زیر یک مثال بنویسید .

الف )صفت  + اسم = اسم مرکب :  ...........................................................

ب  ) صفت + پسوند (( ی )) = اسم مشتق : ..............................................

11.زمان فعل های زیر را بنویسید .

الف ) داشت می نوشت : ......................            ب ) داری می روی : .......................

12. به جای فعل « آورد » فعل« می خَرد » را در جمله ی نمونه بنویسید و آن را مجهول کنید .

« محمد ماشین را آورد . »    

13.نهاد جمله ی مقابل  را « مفعول » کنید .« همه جا روشن شد .»

14.از ترکیب های زیر کدام تعلّقی و کدام غیر تعلّقی است .

الف ) مسافر قطار :  ....................                     ب ) دست ِ طمع :  .......................

15. با توجه به عبارت داده شده، نوع قید های بکار برده را بنویسید .

«  زمان به سرعت می گذشت و من بی خبر بودم، اتفاقاً دوستم این مطلب را به من یاد آور شد . »

16. زمان و کاربرد افعال عبارت مقابل را بنویسید .« سیل از کوه سرازیر شده و خانه ها را خراب کرده است.»

17. هسته ی گروه اسمی زیر را پیدا کرده ووابسته های پیشین و پسین و نوع آنها را بنویسید .

« بهترین کتاب های نمایشگاه را انتخاب کردم . »

18 . در عبارت زیر ،جمله ی مرکب ( هسته و وابسته ) و جمله ی هم پایه را مشخص کنید .و بنویسید.

«ظالمان محکوم به شکست هستندوپیروزی نهایی ازآن مظلومان است،اگر کوشش کنیدموفق خواهیدشد.»

19.در متن زیر ترکیب های اضافی و وصفی را بیابید و آنها را بنویسید .)

« دانش آموز کوشا ، درس های خود را به موقع می خواند و هرگز کارهای امروز را به فردا واگذار نمی کند .تا در پایان نتیجه ی خوبی دریافت نماید .»

20. در عبارت های زیر ضمیر ها ، نوع آن و مرجع هر یک را پیدا کرده و بنویسید .

« استاد یک جلد کتابشان را به بهترین دانشجویش هدیه کرد، دانش آموز خوب سعی می کند قدم به قدم سرنوشت خود را بسازد .»

21. در جمله های مرکب زیر، جمله ی هسته و جمله ی وابسته را مشخص کنید .

الف ) اگر دنیا از متملّق خالی شود از متکبّر و خود کامه نیز خالی خواهد شد .

ب ) کتابی را که دوست داشتم ، خریدم .

ج ) مشکل بود که آن ها از رودخانه بگذرند .

د ) چون از تاخیر قطار خبر داشتم ،؛ عجله نکردم .

22.به چه کلماتی مشتق مرکب می گویند ؟ توضیح دهید . با ذکر مثال .

23.در نوشته ی زیر گروه های قیدی را پیدا کنید و نوع آن ها را بنویسید .

«اخیراً نگرانی راجع به درست گفتن و درست نوشتن زبان فارسی افزایش یافته است . و می گویند اگر این وضع ادامه یابد بیم آن می رود که روزی وسیله ی مشترک تفهیم و تفاهم ملّت ما ضعیف و نابود شود . انکار نمی توان کرد که نوشته های دقیق و درست و زیبا کم یاب اند  وآن چه غالباً می خوانیم  به زبانی است که گاه در فارسی بودن آن دچار تردید می شویم .»

24. در نوشته ی زیر ضمیر ها  و مرجع هر یک را پیدا کنید .

« نام این روزنامه به اندازه ای بر سر زبان ها بود که سیّد اشرف الدّین قزوینی مدیر آن را مردم به نام « نسیم شمال » می شناختند . و همه او را آقای « نسیم شمال » صدا می زدند . روزی که موقع انتشار آن می رسید دسته دسته کودکان ده دوازده ساله که موزعان او بودند در همان چاپخانه گرد می آمدند و هر کدام دسته ای بزرگ می شمردند و از او می گرفتند و زیر بغل می گذاشتند  . این کودکان راستی مغرور بودند که فروشنده ی « نسیم شمال » هستند .»

25.در مثال زیر ، شبه جمله ها را مشخص کنید .

« دریغا بر ملّتی که جامه ای را بپوشد که خود نبافد و نانیب را بخورد که خود گندمش را خرمن نکند . بیشتر وقایع تاریخ بدان صورت که مورخان دیرین نوشته اند رخ نداده است امّا افسوس که آنان نوشته اند و مورّخان بعد نیزر بدان پیرایه بسته اند .»

26. فعل مرکب  چه نوع فعلی است ؟ دو جمله مثال بیاورید که در آن ها فعل مرکب بکار رفته باشد .

27. چگونه یک فعل معلوم را مجهول می کنیم . توضیح دهید و جمله ای بنویسید و فعل معلومش را به مجهول تبدیل کنید .

 

 دانش آموزان عزیز این نمونه ای از سوالات  است . امیدوارم پس از آنکه کتاب و جزوات را مطالعه نمودید بتوانید به سوالات پاسخ کامل بدهید . موفق باشید . بهزاد چهارتنگی

 



  • سیب سفید
  • جاده ماز
  • سایت هنری