تاريخ : جمعه هجدهم مهر 1393 | 1:38 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
تلمیحات در ادبیات فارسی2
درس اول - الهی

1-به نام آن خدای که نام او راحت روح است:

الا بذکرالله تطمئن القلوب

(سوره رعد- ایه 28)

آگاه شوید که تنها یاد خدا آرام بخش دلهاست.

2-سلام خدا در وقت صباح مومنان را صبوح است:

هوالذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان باالمومنین رحیما.

(سوره احزاب آیه 43)

اوست خدایی که هم او و هم فرشتگانش بر شما بندگان رحمت می فرستند تا شما را از ظلمتها بیرون آورد و به عالم نور برساند و او بر اهل ایمان بسیار رئوف و مهربان است.

3-مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است.

به داستان حضرت نوح تلمیح دارد.

حضرت نوح ازپیامبران بنی اسرائیل که950 سال پیامبر بود. هنگامی که نوح ملاحظه کرد که بعد از مدت طولانی پیامبری جز قلیلی بدو نگرویدند در حق قوم خود نفرین کردو نفرین او مستجاب گشت به فرمان خدا نوح کشتی ساخت و از هرچه درون زمین بود نمونه هایی ازنر و ماده برداشت تا چون طوفان فرو نشیند دگر باره جهان را آبادان سازد سرانجام به فرمان الهی آب فرو نشست و کشتی نوح بر کوه جودی فرو نشست اینگونه بود که نوح به همراه 80تن از پیروان او پس از پایان طوفان از کشتی پیاده شدند و از مرگ رهایی یافتند.( دکتر شمیسا،سیروس،                  فرهنگ تلمحات، بهار 86 چاپخانه تابش ، نشر میترا          صص660-669 )

 

4- الهی ترسانم از بدی خود

و ما أبری نفسی ان النفس الاماره باالسوء الا ما رحم ربی غفور رحیم(یوسف ایه53)

یادآور بیت منطق الطیر:

خلق ترسند از تو من ترسم ز خود/ کز تونیکو دیده ام ازخویش بد

ترجمه: و من خود را از عیب مبرا نمی دانم زیرا نفس اماره انسان را به کارهای زشت وا میدارد جز آنکه خدا به لطف خود بنده را نگه دارد که خدا امرزنده و مهربان است.

همای رحمت

5- برو ای گدای مسکین در خانه ی علی زن

که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

تلمیح دارد به ایه:انما ولیکم الله و رسوله و الذین امنو یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم راکعون

(مائده 55)که حضرت علی انگشترخود را در نماز به گدا بخشید.

ترجمه: ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول آن  مومنان هستند که نماز به پاداشته و به فقیران در حالت رکوع زکات می دهند .(منظور آیه :حضرت علی(ع) است)

 

6- به جز علی از که آرد پسری ابوالعجایب

که علم کند به عالم شهدای کربلا را؟

اشاره به واقعه کربلا دارد.

7-به جز علی که گوید به پسر که قاتل من

چو اسیرتوست اکنون به اسیر کن مدارا

تلمیح دارد به جوانمردی علی(ع) که به حسنین سفارش کرد که با قاتل من بن ملجم مرادی مدارا کنید.

8-چو به دوست عهد بندد زمیان پاک بازان

چو علی که میتواند که به سر برد وفارا؟

اشاره به خوابیدن علی(ع) در بستر پیامبر(ص) در لیلة المبیت دارد.

9-نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش گفت

متحیرم چه نامم شه ملک لا فتی را؟

به حدیث لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار

چون مصطفاش دراسدالله مثال داد/ طغرای آن مثال کشیدند لا فتی (عطار ص 705)

زآسمان از برای نصرت او /آیه ی لافتی فرستادم( تلمیحات ص489)

درس سوم حمله حیدری

10-برافروخت پس دست خیبر گشا/ پی سر بریدن بیفشرد پا

راست گفتی که اآن حصار بلند / خیبرستی و میرما حیدر(فرخی 126)

ای گشاینده ی در خیبر قرآن/بی گشایش های خوبت خیبرست(ناصرخسرو،35)همان ص297

حضرت علی چهارمین خلیفه  راشیدین است به جوانمردی وشجاعت وعلم مشهور است حضرت علی فاتح قلعه ی یهودی نشین خیبر است و در ان قلعه ی محکم را با دستان خود از جا کند  و جبرئیل با او بود و علی در این جنگ در را در بر گرفت و سپر خویش کرد و ضبت را دفع کرد.(فرهنگ تلمیحات شمیسا چاپ سوم ،1371،چاپخانه تابش ،اتشارات فردوس)

درس هفتم سوشون

11- امشب شب سووشون است.

حفظ شعر: آواز عشق

12- از مه اومه شکافت دیدن او بر نتافت/ ماه چنان بخت یافت او که کمینه گداست

کافران مکه به پیامبر می گفتند اگر مارا حجتی بنمایی که در آن ببینیم آن گه دانیم که توپیغمبری.

پیغمبرگفت: که این بر خدای عز و جل آسان است. پس  با اشاره انگشت ماه را در وسط آسمان به دو نیم کرد و این معجزه به شق القمر معروف است. «  آن که از ایمای انگشتش دو گیسو بندکرد/از؟چه ازیک آینه بر سقف چرخ چنبری  (آینه : ماه)انوری،ج1،474(همان ص 590)

13-خود ز فلک برتریم وز فلک افزون تریم

زین دو چرا نگذریم؟ منزل ما کبریاست

اشاره به معراج پیامبر دارد. حضرت محمد (ص)از زمین به آسمان معراج کرد او در این سفر سوار بر اسبی به نام براق بود و درآن شب (لیلة الاسری )همه انبیا در تجلیل و تکریم پیامبر کوشیدند.(همان ص 593)

14-بوی خوش این نسیم از شکن زلف اوست/شعشه ی این خیال زان رخ چون والضحاست

15-آمد موج الست کشتی قالب ببست / باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

خداوند آدمیان را از صلب آدم بیرون آورد و به ایشان فرمود:«الست بربکم» آیا من پروردگار شما نیستم؟ و آدمیان گفتند: آری هستی و...خدا عهد بر ایشان بگرفت. (همان صص73-74)

درس نهم :(در بیابان های تبعید)

16-ایا از سرزمین تو بود که فرشتگان سرودهای صلح و شادی را برای چوپانان خواندند؟

اشاره به ظهور پیامبران از بیت المقدس

حفظ شعر:آن قصر که جمشید در او جام گرفت / آهو بچه کرد و روبه آرام گرفت

جمشید پسر طهمورث و چهارمین شاه پیشدادی است .700سال شاهی کرد لباس دوختن و کشتی رانی و پزشکی را به مردم آموخت.آهن را نرم کرد و از آن سلاح ساخت.جشن نوروز را او بنا کرد. جام جهان نما جامی بود که جمشید اوضاع جهان را در آن مشاهده می کرد. این جام بعدها به کیخسرو و بعد از او به دارا رسید.چون جمشید مخترع شراب و جام شراب بود به آن نیز جام جمع می گویند .در ادبیات عرفانی جام شراب همچون جام جهان نماست. تمام راز های هستی را بر آدمی آشکار  می نماید و عارفان از آن  به دل تعبیر کرده اند جام مزبور را جام گیتی نما نیز نامیده اند.(همان 239-241)

17- آن قصر که جمشید در او جام گرفت/ آهو بچه کرد و روبه ارام گرفت

جام:پیدایش می به زمان جمشید برمیگردد و همین موضوع باعث پیدایش جام جم شد.

جمشید-پسر طهمورث و چهارمین شاه پشدادی است که 700سال شاهی کرد لباس دوختن و پزشکی را به مردم اموخت و اهن را نرم کرد و از ان سلاح ساخت و از این ابداعات بسیاری از امور را به او منسوب است.جام جهان نما جامی بود که جمشید اوضاع جهان را در ان مشاهده میکرد این جام بعد از او به دارا رسید . از انجا که جمشید مخترع شراب و جام شراب است به ان نیز جام جم میگویند در ادبیات عرفانی جام شراب همچون جام جهان نما تمام رازهای هستی را برای ادمی اشکار میکند و عارفان غالبا جام جم یا جام جهان نما را به دل تعبیر کرده اند جام مزبور را جام گیتی نما یا ایینه ی گیتی نما نیز نامیده اند.

18- بهرام که گور می گرفتی همه عمر/ دیدی که چگونه گور بهرام گرفت؟

بهرام پنجم مشهور به بهرام گور پانزدهمین پادشاه ساسانی است .یزدگرد بزهکار پدر بهرام برای این که بهرام مانند دیگر فرزندان او نمیرد و بماند به صلاحدید منجمان  او را به اعراب فرستاد  تا در انجا پرورش یابد.او به شادی و بخشندگی معروف است به او گنجی به نام گنج گاو نسبت داده اند که همه را به مردم فقیر بخشید. بهرام به شکار گورخر معروف است یک روز به صید رفته بود ناپدید شد و با اسب در جاهی افتاد مردم جمع شدند و خواستند که او را برکشند اسب را گرفتند ولی بهرام را نیافتند.(همان صص189-191)

19-هر مخلوقی نشانی از خداست و هیچ مخلوقی او را هویدا نمی سازد

ایه:لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار

درس:درآرزوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک بر آرم :تلمیح به زنده شدن مردگان در روز قیامت دارد.

درس: ( دل می رود زدستم)

20-اسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است/ با دوستان مروت با دشمنان مدارا

اشاره به آیه ی 43 سوره طهکخداون خطاب به موسی و هارون می فرماید:بروید به سمت فرعون ؛ بدرستی که او طغیان کردهو گستاخ شده است وبا او به نرمی و ملایمت سخن بگویید.

21-  هنگام تنگ دستی در عیش کوش و مستی/ کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

قارون یکی از خویشان موسی بود. ثروت و گنج های او معروف است قارون نزد موسی کیمیاگری اموخت و از این راه ثروت بیکرانی اندوخت و مغرور شد قارون در حالی که بر گنج خود نشسته بود به دعای موسی به اعماق زمین فرو رفت علت نابودی او در تفاسیر آمده است با اتهام زنا به موسی(ع) خواست تا او را بدنام کند که موسی(ع) به زمین دستور داد تا او و سرایش و گنج هایش را به زمین فرو برد.(همان 513-514)

21-آیینه سکندر جام می است بنگر/ تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

آیینه اسکندر در حقیقت آیینه  اسکندریه است.یعنی آیینه ای که بر فراز مناره ای در اسکندریه نصب  است.(فرهنگ معین اعلام) اما بنابر افسانه ها و اساطیر اسکندر برای اگاهی از شورش اهل فرنگ این مناره را بنا کرد و آیینه ای از حکمت را ساخت و بر ان مناره ها نهادو دیده بانانی معین کرد تا هنگام حمله دشمن آن ها را اگاه کند دو بار آنان را شکست داد بار سوم دیده بانان غفلت کردند و اهل فرنگ آمدند و شهر اسکندریه را خراب کردند و ان آیینه را به دریا انداختند ولی اسکندر آیینه را دوباره بر سر مناره نصب کرد از اغلب روایاتی که در مورد آیینه ی اسکندریه است مفهوم دوربینی و جهان نگری و دور نمایی است یعنی درست همان مفهومی که در ادبیات و عرفان ایران به جام جم و آیینه

ی جهان نما نسبت داده اند هردو از نظر اساطیری مفید عیب نمایی و از لحاظ تجلی گاه اسرار آفرینش و مشاهده جمال مستور جهان بوده است.(یاحقی ص55-56)

دارا:پسر بهمن پادشاه کیانی است .( داریوش سوم )در زمان او اسکندر به ایران حمله کرد و دارا را شکست داد و دو تن از وزیران وی او را شبانه به قتل رساندند و سلسله ی هخامنشیان نابود شد.(همان 300     )       

درس سیزده:

 22 -تو یک ساعت چو افریدون به میدان باش تا زان پس / به هر جانب که روی اری درفش کاویان بینی

فریدون:ششمین شاه ایران که 500 سال پادشاهی نمود.وی پیش بند چرمی کاوه را پرچم لشکر خود قرار داد.کاوه هنگام قیام علیه ضحاک و پیش بند را بر سر نیزه کرد مردم را به شورش فرا خواند. فریدون پس از پیروزی بر ضحاک این چرم را به فال نیک گرفت وبر آن گوهر های رنگارنگ آویخت.درفش کاویان اینجا نماد پیروزی است.(همان صص503-506)

  23-زیزدان دان نه از ارکان که کو ته دیدگی باشد /که خطی از خرد خیزد تو آن را از بنان بینی

آیه 17 سوره انفال « و ما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی»هنگامی که تو تیر انداختی تو به هدف نزدی بلکه خا تیر را پرتاب کرد.(خطاب خدا به پیامبر)

24-بدین زور و زر دنیا چو بی عقلان مشو غره/ که این آن نوبهاری نیست کش بی مهرگان بینی

جشن مهرگان به فریدون منسوب است  زیرا در این روز ملایکه کاوه آهنگر را یاری کردند و فریدون در این روز بر تخت نشست وضحاک را در بند کرد.این جشن از 16 مهرتا 21 مهر برپا می شد.مهرگان در این درس مجاز از پاییز است.(همان 505)

25-  سر الب ارسلان دیدی ز رفعت رفته بر گردون ؟ به مرو آ تا کنون در گل تن الب ارسلان بینی:

بیت تلمح دارد به پادشاهی و فرمان روایی الب ارسلان که نماد قدرت و سلطه و مقام است.

حفظ شعر «پشت ریا ها »:

  26-تصویری از مدینه ی فاضله ازسهراب سپهری .رایتی از امام صادق :«خداوند پشت دریاها شهری دارد به اندازه 40 وز طول می کشد تا خورشید آن را بپیماید و در ان شهر مردمی هستند  که هیچگاه گناه نمی کنند وابلیس را نمی شناسند. {بحارالانوار جلد 54 ، ص 333}

درس:انتظار

27- می درخشی از بدر/و می رسی از کعبه/و کوفه همین تهران است.

تلمیح دارد به روایتی که امام زمان در کعبه ظهور و در کوفه حکومت خواهد کرد.

28- ذوالفقار را باز می کنی:نام شمشیری که در اختیار پیامبر بود و در غزوه احد آن را به علی(ع) بخشید.

درسایه سار نخل ولایت:

29-خجسته باد نام خداوند نیکو ترین آفریدگاران:تلمیح دارد به آیه 14 «فتبارک الله احسن الخالقین»

دیواره ی اهرام:سه مقبره معروف در مصر حدود سه هزار قبل از میلاد مسیح در نزدیکی قاهره برای پادشاهان ساخته اند

30- فرعون لقب سلاطین باستانی مصر است.

31-در کنار تنورپیرزنی جای می گیری:اشاره به یاری رساندن علی(ع) به نیازمندان و پیرزنان دارد.

32-زیر مهمیزکودکانه ی بچگکان یتیم:اشاره به رفتار مهربانانه ی  حضرت علی(ع) با کودکان یتیم دارد.

33-پای افزاری وصله دار به پا کند و مشکی کهنه بر دوش کشد.تلمح به ساده زیستی علی (ع).

34- ای روح لیلةالقدر:به نزول جبرئیل در شب قدر اشاره دارد.

35- چاه از آن  که تو در آن گریستی جوشان است:اشاره به گریستن و درد دل کردن علی(ع) با چاه.

36- چگونه شمشیری زهر آگین/ پیشانی بلند تو این کتاب خداوند را از هم می گشایک تلمیح به ضربت خوردن حضرت علی.

37-هنگام که به همراه آفتاب به خانه ی یتیمکان بیوه زنی تابیدی:کمک رسانی علی (ع) به ضعیفان نیازمندان.

38-و بر آن شانه که پیامبر پای نهاد:اشاره به ماجرای فتح مکه و شکستن بت ها به دست علی(ع)پا بر شانه ی پیامبر نهاد.

39- در احد که گل بوته ی زخم ها تنت را دشت شقایق کرده بود: علی(ع)در غزوه ی احد بیش از 80 زخم بر داشت.

40 - دری که به باغ بینش ما گشوده ای / هزار بار خیبری تر است: علی(ع)در غزوه ی احد در بزرگ قلعه را از جا کند.

  41-درس طرحی از یک زندگی: بمیرید پیش از آن که بمیرید:ترجمه ی موتو قبل ان تموتوا

42-درس کعبه ی مخفی:

مصراع ک آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت: اشاره به ساختن کعبه توسط حضرت ابراهیم.

درس ریشه ی پیوند:

مصراع «خشم و ستیز رستم دستان نهفته است»

اشاره به رستم و زال و دلاوری های آنان.



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 17:7 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

 

 

نمونه سؤالات درس به درس ادبیات فارسی 2 . همراه با پاسخ

درس اول :

لغت :

«صمد» چه معنی می‌دهد؟ بی‌نیاز

3- در عبارت «عبدالله عمر بکاست، اما عذر نخواست.» عمر کاستن به چه معنی است؟ پیر شدن

4- معنی واژه‌ی «سحاب» چیست؟ ابر

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «الطاف و مرحمت، زات و صفات، غذای گردان» ذات و صفات، قضای گردان

تاریخ ادبیات :

6- «زادالعارفین» اثر کیست؟ خواجه عبدالله انصاری

7- «حیدر بابا یه سلام» اثر کدام شاعر معاصر است؟ شهریار

8- خواجه عبدالله انصاری در چه قرنی می‌زیست؟ قرن پنجم

آرایه‌های ادبی :

9- اشاره و استفاده از آیات، احادیث و داستان‌های تاریخی در ضمن شعر یا نوشته، چه نام دارد؟ تلمیح

10- «تضمین» در شعر چیست؟ آوردن شعری از شاعری دیگر در سخن و شعر

11- «نثر مسجع» چیست؟ نثر آهنگین

درک مطلب :

12- «سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است.« ؛ یعنی ... رحمت الهی در صبحگاه مؤمنان را سرمستی و نشاط می‌بخشد.

13- مقصود از «کِشته‌ها» در عبارت «برکِشته‌های ما جز باران رحمت خود مبار.» چیست؟ اعمال انسان در دنیا

14- «برعیب‌های ما مگیر» ؛ یعنی ... : عیب‌های ما را مورد بازخواست قرار مده

15- «ابوالعجایب»چه‌معنی‌می‌دهد؟کسی‌که‌کارهای شگفت‌انگیز می‌کند.

16- «ماسوا» ؛ یعنی ... : همه‌ی مخلوقات، آن چه غیر از خداست.

17- «که و مه» ؛ یعنی ... : کوچک و بزرگ

18- منظور از «لسان‌الغیب» کیست؟ حافظ

درس دوم :

لغت :

1- در مصراع «دلیری کجا نام او اشکبوس» کجا ؛ یعنی ... : که

2- «گرزگران» به چه معنی است؟ گرز سنگین

3- «برآهیختن» ؛ یعنی ... : بیرون کشیدن

4- «سوفار» به چه معنی است؟ انتهای تیر

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «فسوس و مزیح، بی‌باره‌گی، بوق و کوس» بی‌بارگی

تاریخ ادبیات :

6- زمینه‌های اصلی«حماسه»به‌چنددسته‌تقسیم می‌شوند؟ چهار دسته

7- «ایلیاد و ادیسه» چه نوع حماسه‌ای است؟ طبیعی

8- «حمله‌ی حیدری» چه نوع حماسه‌ای است؟ حماسه‌ی مصنوع

آرایه‌های ادبی :

9- تکرار صامت (ب) در مصراع «به بند کمر بر، بزد چند تیر» چه آرایه‌ای را پدید آورده است؟ واج‌آرایی

10- بیت «به شهر تو شیر و نهنگ و پلنگ / سوار اندر آیند هر سه به جنگ؟» چه آرایه‌ای دارد؟ مراعات نظیر

درک مطلب :

11- «تو قلب سپه را به آیین بدار» ؛ یعنی ... : سپاه را همان‌گونه که هست حفظ کن

12- «عنان را گران کرده» به چه معنی است؟ ایستاد و توقف

13- «که رهام را جام باده‌ست جفت» چه معنی می‌دهد؟ رهام اهل بزم است نه رزم

14- «زمین آهنین شد سپهر آبنوس» یعنی ... : زمین مثل آهن سخت و آسمان پر از گرد و غبار شد

15- «حماسه» برچندگونه است؟ دوگونه

16- اگر درحماسه به‌جای‌آفرینش‌حماسه به‌بازآفرینی حماسه پرداخته شود، کدام نوع حماسه به وجود آمده است؟ حماسه‌ی مصنوع

17- «کشانی‌هم‌اندرزمان‌جان‌بداد.»منظوراز«کشانی»کیست؟اشکبوس

درس سوم :

لغت :

1- «اسبی که بر اعضای او نقطه‌ها باشد.» واژه‌ی اسبی چه معنی می‌دهد؟ ابرش

2- واژه‌ی «حرب» در مصراع «زهم رد نمودند هفتاد حرب» چه معنی می‌دهد؟ آلت جنگ

3- «سهم»درمصراع«فلک‌باخت ازسهم‌آن‌جنگ رنگ»؛یعنی...:ترس

4- در مصراع «که شد ساخته کارش از زهر چشم» زهر چشم به چه معنی است؟ نگاه تند

املا:

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «طالب رزم،‌ شجاع غظنفر، حبیب خدا» : غضنفر

تاریخ ادبیات :

6- موضوع منظومه‌ی «حمله‌ی حیدری» درباره‌ی چیست؟ شرح زندگی و جنگ‌های پیامبر وحضرت علی

7- «حمله‌ی حیدری» اثر کیست؟ بادل مشهدی

آرایه‌های ادبی :

8- «دندان به دندان خاییدن» چه آرایه‌ای است؟ کنایه

9- در مصراع «همه رزمگه کوه فولاد گشت» کدام رکن‌های تشبیه حذف شده است؟ ادات تشبیه، وجه شبه

درک مطلب :

10- در بیت «سپر برسر آورد شیراله / علم کرد شمشیر آن اژدها» منظور از «اژدها» کیست؟ عمروبن عبدود

11- مصراع «چو ننمود رخ شاهد آرزو» به چه معنی است؟ چون هیچ کس بر دیگری پیروز نشد.

12- چرا شعر «حمله‌ی حیدری» حماسه‌ی مصنوع است؟ چون شاعر این حماسه را خود ساخته است.

13- در مصراع «برافراخت پس دست خیبرگشا ...» خیبرگشا کیست؟ حضرت علی (ع)

14- در مصراع «بینداخت شمشیر را شاه دین» بینداخت؛ یعنی ... : بزد

15- «غزا» ؛ یعنی ... : جنگ

16- منظور از «شیرحق» در مصراع «شیر حق را دان منزّه از دغل» کیست؟ حضرت علی (ع)

17- «او خدو انداخت بر روی علی» ؛ یعنی ... : او آب دهان بر روی علی (ع) انداخت.

18- «کرد او اندر غزایش کاهلی» به چه معنی است؟ از جنگیدن با او پرهیز کرد.

درس چهارم :

لغت :

1- «مصاف» ؛ یعنی ... : میدان‌های جنگ (جمع مصف)

2- «هزیمت» به چه معنی است؟ شکست خوردن

3- «قلیه» چه معنی دارد؟ نوعی غذا از گوشت

املاء :

4- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «بچه‌های سمج، مصمّم و متعسر، مبهوت فضا» : متأثر

تاریخ ادبیات :

5- فیلم‌نامه‌ی «بچه‌های آسمان» از کیست؟ مجید مجیدی

درس پنجم :

لغت :

1- «ترفیع» به چه معنی است؟ بالا بردن

2- «طعامی که در مهمانی و سور دهند» با چه واژه‌ای معادل است؟ ولیمه

3- «استیصال» چه معنی می‌دهد؟ درماندگی

4- «درزی» ؛ یعنی ... : خیاط

املا :

5- در عبارت «محتاج به تذکار نیست که ایشان در خوراک هم سر سوزنی قسور را جایز نمی‌شمردند.» کدام واژه نادرست نوشته شده است؟ قصور

تاریخ ادبیات :

6- «سیاحت‌نامه‌ی ابراهیم بیگ» اثر کیست؟ حاج زین‌العابدین مراغه‌ای

7- «مسالک‌المحسنین» را کدام‌نویسنده، نوشته است؟ عبدالرّحیم طالبوف

8- موضوع کدام کتاب «قصّه‌های عامیانه» نیست؟ «رستم‌نامه، هفت‌پیکر، امیرارسلان» ، هفت پیکر

آرایه‌های ادبی :

9- عبارت «رتبه‌های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقداً خط بکش» چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

10- اگر عبارتی معنی دور و نزدیک داشته باشد و معمولاً معنی دور مورد نظر باشد، عبارت چه آرایه‌ای دارد؟ کنایه

درک مطلب :

11- «پاپی شدن» ؛ یعنی ... : اصرار کردن

12- جمله‌ی «میهمانی را پس خواندن» به چه معنی است؟ دعوت را پس گرفتن

13- مفهوم کنایی «کبّاده‌ی چیزی را کشیدن» چیست؟ ادعای چیزی داشتن

14- «شکوم ندارد» چه معنی می‌دهد؟ خجستگی ندارد.

15- ادبیات داستانی معاصر، از کدام دوره آغاز می‌شود؟ اوایل دروه‌ی مشروطه

16- آثار ادبی دوره‌ی مشروطه به چه قصدی نوشته می‌شد؟ به قصد انتقاد از اوضاع اداری، اجتماعی و سیاسی آن روزگار

17- داستان‌کوتاه‌ایرانی باکدام مجموعه متولّدشد؟یکی‌بود،یکی نبود.

18- آغازگر سبک واقع‌گرایی در نثر معاصر و پدر داستان‌نویسی فارسی کیست؟ محمدعلی جمال‌زاده

19- «بی‌نهایت چلمن» ؛ یعنی ... : بیش از حد بی‌دست و پا

20- «در محظور گیر کردن» به چه معنی است؟ در تنگنا افتادن

درس ششم :

لغت :

1- «آن لاورتون را خودم به درک می‌فرستادم.» (لاور) به چه معنی است؟ رهبر

2- «تلکه کردن» ؛ یعنی ... : پول یا مالی که با مکر و فریب و چاپلوسی به‌دست آید.

3- «کومه» به چه معنی است؟ کپر، لونک

4- «جرز» ؛ یعنی ... : دیوار اتاق و ایوان

املاء :

5- در عبارت «تا قهوه خانه چند صد زرع بیش‌تر فاصله نبود.» کدام کلمه نادرست نوشته شده است؟ ذرع

تاریخ ادبیات :

6- «چشم‌هایش» اثر کیست؟ بزرگ علوی

7- کتاب «از رنجی که می‌بریم» از کدام نویسنده‌ی معاصر است؟ جلال آل احمد

8- کدام داستان «بزرگ علوی» مدت‌ها راهنمای عمل نویسندگان مبارز بود؟ گیله مرد

آرایه‌های ادبی :

9- عبارت «باد چنگ می‌انداخت و می‌خواست زمین را از جا بکند.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشخیص

10- «رجز خواند» چه آرایه‌ای است؟ کنایه

درک مطلب :

11- «دل پری داشت.» ؛ یعنی ... : بسیار ناراحت بود.

12- عبارت «گوشش به این حرف‌ها بدهکار نبود.» به چه معنی است؟ توجهی نمی‌کرد.

13- قسمت مشخص شده در عبارت «چند روز پیش یک اتوبوس را توی جاده لخت کردند.» به چه معنی است؟ غارت کردند.

14- «از آن کهنه کارها هستی.» ؛ یعنی ... : زرنگ و باتجربه‌ای

15- «نرده‌ی چوبی یا آهنی که اطراف محوطه یا باغی نصب کنند» هم‌معنی با چه واژه‌ای است؟ طارمی

16- با توجه به درس «محمد ولی ، گلیه مرد و مامور بلوچ» نماد چه انسان‌هایی هستند؟ چاپلوس، ظلم ستیز، دورو

17- «بزرگ علوی» از نخستین تحصیل کرده‌های ایرانی ، در کدام کشور بود؟ آلمان

18- چرا انتشار نوشته‌های بزرگ علوی در ایران قبل از انقلاب ممنوع بود؟ با رژیم حکومتی ایران مخالف بود.

19- «حساب کهنه پاک کرد.» ؛ یعنی ... : ناراحتی گذشته را می‌خواست جبران کند.

20- «خانه‌ی کسی را تفتیش کردن» به چه معنی است؟ خانه‌ی کسی را بازرسی کردن.

درس هفتم :

لغت :

1- «ظرفی از پشم بافته که چیزها در آن کنند.» هم معنی با چه واژه‌ای است؟ جوال

2- «خروس‌خوان» ؛ یعنی ... : صبح زود

3- در جمله‌ی «با مال می‌رویم. غلام شما محمدتقی مال آورده» مال به چه معنی است؟ حیوان

4- «نقل گفتن»در عبارت «حالا دلت خواسته برایت نقل بگویم.» چه معنی می‌دهد؟ لطیفه گفتن

املاء

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «لباس غضب، قریب بی‌کس ، روح معذب» : غریب

تاریخ ادبیات :

6- نخستین مجموعه داستان خانم «سیمین دانشور» چه نام داشت؟ آتش خاموش

7- موضوع کتاب «سووشون» چیست؟ توصیف زندگی اجتماعی مردم فارس در خلال جنگ جهانی دوم.

آرایه‌های ادبی :

8- در عبارت «گندم‌ها مثل سیل طلا روی هم انبار شده.» وجه شبه کدام است؟ زردی

9- جمله‌ی «چراغ‌های ذهنش روشن بود.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه

10- در مصراع «ما به فلک بوده‌ایم، یار ملک بوده‌ایم.» کلمات مشخص شده چه آرایه‌ای دارد؟ جناس

درک مطلب و دانستنی‌های درس

11- مفهوم «آن ناکام با رعیّتش مثل برادر تا می‌کرد.» چیست ؟ آن ناکام با رعیتش مثل یک برادر بزرگ‌تر رفتار می‌کرد.

12- «شلخته درو کنید.» ؛ یعنی ... : بی‌دقت درو کنید.

13- «حاصلی که در تابستان و اوایل پاییز به دست می‌آید.» اصطلاح چه نامیده می‌شود؟ کشت صیفی

14- جمله‌ی «تنها می‌آید سی میدان» چه معنی می‌دهد؟ تنها به طرف میدان می‌آید.

15- «سر و پکالش خینی می‌شود.» ؛ یعنی ... سرو صورتش خونی می‌شود.

16- در عبارت «بغلش می‌زند و از اسب به زمین می‌گذاردش» ضمیر متصل (ش) چه نقشی دارد؟ مفعول

17- «با آن دشمن لعین چر بکند.» ؛ یعنی ... : با آن دشمن لعین بجنگند.

18- «کمینه» به معنای ...... است. کم‌ترین

19- «فکری است» ؛ یعنی ... : در حال فکر کردن است.

20- «هیمه به چه معنی است؟ هیزم

درس هشتم :

لغت :

1- «مندرس» ؛ یعنی ... : پاره و کهنه

2- «خپله» ؛ یعنی ... : چاق

3- «عفریت» به چه معنی است؟ اهریمن، شیطان

املاء :

4- املای کدام ترکیب نادرست است؟ «حد نساب، رحم و عطوفت، همهمه‌ی خریداران» : حد نصاب

تاریخ ادبیات :

5- «خوشه‌های خشم» اثر کیست؟ جان اشتاین بک

6- کدام نویسنده از چهره‌های مهمّ ادبیات پایداری امریکای لاتین است؟ پابلونرودا

7- کتاب «کلبه‌ی عموتم» را چه کسی نوشته است؟ خانم هریت بیچراستو

8- «آدم‌ها و خرچنگ‌ها» اثری است از ... : خوزوئه دوکاسترو

آرایه‌های ادبی :

9- در عبارت «سرش مثل گلوله گرد بود و چشم‌های درشتش جایی را نمی‌دید.» وجه شبه چیست؟ گرد بودن

درک مطلب :

10- در شعر «من برآنم که بادستان تو و من / با دشمن، رویارو توانیم شد.» بر چه امری تأکید شده است؟ اتّحاد

11- کتاب «کلبه‌ی عموتم» کدام جلوه از جلوه‌های ادبیات پایداری تصویر و ترسیم می‌کند؟ مبارزه با برده‌داری

12- ارباب خشن و بدنهاد در کتاب «کلبه‌ی عموتم» چه نام دارد؟ لگر

13- جنگ داخلی آمریکا چه سرانجامی یافت؟ سرانجام آن القای برده‌داری بود.

14- شعر «تورا می‌خوانم» پایداری مردم ... را به تصویر کشیده است؟ شیلی

15- نوشته یا سروده ای که مبارزه‌ی ملت‌ها را در برابر استبداد داخلی یا تجاوز بیگانگان نشان دهد، چه نوع ادبیاتی است؟ ادبیات پایدار

16- مخاطب «شعر و داستان مقاومت» چه کسانی هستند؟ وجدان عام بشری

17- «اثل مانین» از چهره‌های برجسته‌ی ادب مقاومت کدام کشور است؟ فلسطین

18- داستان «کلبه‌ی عموتم» در کجا اتفاق می‌افتد؟ کشت‌زارهای ایالت‌های جنوبی آمریکا

درس نهم :

لغت :

1- «سفاهت» ؛ یعنی ... : بی‌خردی

2- «قهر» به چه معنی است؟ غلبه‌کردن ، عذاب‌کردن

3- «پای‌کوبی و جشن ملی در منطقه‌ی سوریه» چه نام دارد؟‌دبکه

4- «ماه ایار» معادل کدام ماه است؟ ماه سوم بهار (خرداد)

املاء

5- عبارت «من از وی در قضب نمی‌شوم و او از من صاحب ادب می‌شود.» کدام واژه نادرست نوشته شده است؟ غضب

تاریخ ادبیات :

6- شعر «در بیابان‌های تبعید» سروده‌ی کیست؟ جبرا ابراهیم جبرا

7- کدام شاعر فلسطینی را «شاعر مقاومت فلسطین» نامیده‌اند؟ محمود درویش

آرایه‌های ادبی :

8- در شعر «گل‌هایش مانند نقش برجامه‌های زنانه است.» ادات تشبیه کدام واژه است؟ مثل

9- «قهقه‌ی فشنگ‌ها» چه آرایه‌ای دارد؟ تشخیص

10- در جمله‌ی «سرزمین‌ما زمرّد است» وجه شبه چیست؟ سبزی (محذوف)

درک مطلب  :

11- در شعر «با عشق خود چه کنیم، درحالی که چشمانمان پر از خاک و شبنم یخ‌زده است؟» منظور از «عشق خود» چیست؟ سرزمین فلسطین

12- عبارت عربی «کل اناء یترشّح بما فیه» معادل با کدام ضرب‌المثل فارسی است؟ از کوزه همان برون تراود که دروست.

13- «بر سبیل تلطّف» ؛ یعنی ... : از روی مهربانی

14- «زیتون» نماد چیست؟ صلح

15- در عبارت «از سایه‌های آبی، خارهای سرخ براجساد به جا مانده، فروریخت.» منظور از «خارهای سرخ» چیست؟ بمب و موشک

16- «سنگ مردگان» ؛ یعنی ... : سنگ شکنجه

17- در شعر«زیبای کوچکش را ربودند و گفتند تو آواره‌ای» منظور از «زیبای کوچک» چیست؟ سرزمین فلسطین

18- «نرون مرد، اما رُم نمرده است.» به چه معنی است؟ ستمگر نابودشدنی است اما عدالت بر جای می‌ماند.

19- در شعر «فرشتگان سرودهای صلح و شادی انسان را برای چوپانان خواندند.» منظور از چوپانان کیست؟ پیامبران

20- «حضرت روح‌الله» کدام پیامبر است؟ عیسی (ع)

درس دهم :

لغت :

1- «سیاهی‌هایی که از دور دیده می‌شود.» با چه واژه‌ای هم‌معنی است؟ اشباح

2- «موحش» ؛ یعنی ... : ترسناک

3- «کوکب» به چه معنی است؟ ستاره

4- «خلنگ» ؛ یعنی ... : علف جارو

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «نگاه تزرّع‌آمیز، تاریکی غلیظ، جرئت گریستن» تضرّع‌آمیز

تاریخ ادبیات :

6- «بینوایان» اثر کیست؟ ویکتورهوگو

7- کدام شاعر است که از ده‌سالگی به شعر گفتن پرداخت و با وجود سن کم به عضویت فرهنگستان فرانسه درآمد؟ ویکتورهوگو

آرایه‌های ادبی :

8- عبارت «چند دسته از بوته‌های خار، در نقاط بی‌درخت سوت می‌زدند.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشخیص

9- «صدای پای جانوران را که روی علف‌ها راه می‌رفتند، دید.» چه آرایه‌ای دارد؟ حس‌آمیزی

10- جمله‌ی «انسان باید مثل گربه باشد.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه

درک مطلب :

11- «نگاه تضرّع‌آمیز» ؛ یعنی ... : نگاه التماس‌آمیز

12- «قد علم‌کردن» به چه معنی است؟ اظهار وجود کردن

13- بزرگ‌ترین قهرمان کتاب بینوایان چه نام‌دارد؟ ژان‌وارژان

14- «رمانتیک» ؛ یعنی ... : افسانه‌ای داستانی

15- چرا «ویکتورهوگو» بیست سال را در تبعید گذراند؟ به دلیل مخالفت با ناپلئون

16- ماجرای مردم تیره‌روزی که با دشواری‌های زندگی روبه‌رو بوده‌اند، در کدام اثر ویکتورهوگو به خوبی بیان شده است؟ بینوایان

17- ویکتورهوگو در چه قرنی می‌زیسته‌ است؟ قرن نوزدهم

18- «متراکم» ؛‌ یعنی ... : روی هم جمع شده

19- «مُحال» به چه معنی است؟ غیرممکن

20- «لب پرزدن» ؛ یعنی ... : بیرون ریختن

درس یازدهم :

لغت :

1- «تعلّل» به چه معنی است؟ بهانه کردن

2- «معجون» ؛ یعنی ... : مخلوطی از چند چیز

3- در عبارت «چراغ را در اصلاح کردن بکش» کشتن چراغ چه معنی می‌دهد؟ خاموش کردن چراغ

4- «خاییدن» ؛ یعنی ... : جویدن

املاء :

5- کدام کلمه در عبارت «یک صندوق نامه به دیوار نسب شده بوده که هرگز پستچی نامه‌ای در آن نینداخته بود.» غلط نوشته شده است؟ نصب

تاریخ ادبیات :

6- نام اصلی «اُ. هنری» چیست؟ ویلیام سیدنی پورتر

7- «اُ . هنری» در آثارش به زندگی چه کسانی می‌پردازد؟ طبقات فرودست جامعه

8- کدام اثر از «اُ . هنری» نیست؟ «خاطرات خانه‌ی مردگان، چرخ و فلک، اختیارات» : خاطرات خانه‌ی مردگان

آرایه‌های ادبی :

9- در عبارت «مادام سوفیا خرمن زلف دلا را دید و گفت بیست دلار» مشبه‌به کدام واژه است؟ خرمن

10- عبارت «دلا کلاهش را برداشت و از زیر آن آبشار طلایی رنگ سرازیر شد.» چه آرایه‌ای دارد؟ استعاره

درک مطلب  :

11- «آرزو مکن که خدا را در جایی جز همه جا بیابی.» ؛ یعنی ... : خدا همه جاست.

12- مفهوم جمله‌ی «هیچ از او ذخیره مگذار» چیست؟ چیزی را از او پنهان مکن

13- «تحفة‌الاخوان» اثر کیست؟ کمال‌الدین عبدالرزاق کاشانی

14- «ای‌کاش عظمت درنگاه تو باشد.» کدام شعر «سهراب سپهری» را به‌یاد می‌آورد؟ چشم‌ها را باید شست / جور دیگر باید دید.

15- «قوت کودکان» ؛ یعنی ... : غذای کودکان

16- «مائده‌های زمین» از کیست؟ آندره ژید

17- منظور از «ته مانده‌ی چپاول مادام سوفیا» چیست؟ موهای باقی مانده روی سردر

18- «ولع« ؛ یعنی ... : حرص

19- «ترمیم» به چه معنی است؟ تعمیر و بازسازی.

20- «این آیت فرو آمد» ؛ یعنی ... : این آیه نازل شد.

درس دوازدهم :

لغت :

1- «تفقّد» ؛ یعنی ... : دلجویی کردن

2- «باد شرطه» به چه معنی است؟ باد موافق

3- «ایهام» در لغت چه معنی می‌دهد؟ به گمان افکندن دیگران

4- در مصراع «حافظ به خود نپوشید این خرقه‌ی می‌آلود» به خود ؛ یعنی ... : به اختیار خود

تاریخ ادبیات :

5- کدام شاعر لقب «استاد سخن» گرفته است؟ سعدی

6- شرح داده شده «حافظه‌ی ماست و شعر او سرشار از اندیشه‌های عمیق حکمی و عرفانی و احساس‌ها و عواطف ژرف انسانی است.» درباره‌ی کدام شاعر است؟ حافظ

آرایه‌های ادبی :

7- مصراع «گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست» چه نوع آرایه‌ای دارد؟ ایهام

8- مصراع«آیینه‌ی‌سکندر جام می‌است بنگر»چه‌آرایه‌ای دارد؟ تلمیح

درک مطلب  :

9- در مصراع «اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم» قسمت مشخص شده چه معنی می‌دهد؟ خودخواه و خودبین باشم.

10- «خدارا» در مصراع «دل می‌رود ز دستم صاحب‌دلان، خدارا» به چه معنی است؟ قسم به خدا

11- «نیکی به جای یاران» ؛ یعنی ... : نیکی در حق یاران

12- منظور شاعر از «جام می» در مصراع «آیینه‌ی سکندر جام می است بنگر» چیست؟ قلب انسان پاک و آگاه

13- در مصراع «به مجعمی که در آینده شاهدان دوعالم» منظور از کلمات مشخص شده چیست؟ صحرای محشر، زیبایان

14- مفهوم مصراع «دلبر که در کف او موم است سنگ خارا» چیست؟ محبوبی که همه‌چیز در اختیار اوست.

15- در مصراع «مرا به باده چه حاجت که مست موی تو باشم» کدام قسمت جمله حذف شده است؟ فعل (است)

16- به «خواب عافیت» ؛‌یعنی ... : مرگ و نیستی

17- معنی «به بوی موی تو باشم» چیست؟ آروزی وصال تو را دارم.

18- «بادیه» چه معنی می‌دهد؟ بیابان

درس سیزدهم  :

لغت :

1- «شکردن» ؛ یعنی ... : شکار کردن

2- «عنان گیر» به چه معنی است؟ زمام‌دار و هدایت کننده

3- «بنان» ؛ یعنی ... : انگشت

4- «نمی‌هلند» ؛ یعنی ... : نمی‌گذارند

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «عجز و درمانده‌گی، بایزید بسطامی، قعر بهر» درماندگی ، بحر

تاریخ ادبیات :

6- «طریق‌التحقیق» اثر کیست؟ سنایی غزنوی

7- سنایی غزنوی در چه قرنی زیسته است؟ ششم

8- کدام قالب شعری است که «سنایی» بر آن تأثیر گذار نبوده است؟ «غزل، قصیده، ترکیب‌بند» : ترکیب‌بند

9- افکار و اصطلاحات عرفانی را نخستین بار چه کسی در شعر خود مطرح ساخته است؟ سنایی

آرایه‌های ادبی :

10- مصراع «به سوی عیب، چون پویی، گر او را غیب‌دان بینی؟ چه آرایه‌ای دارد؟ جناس (عیب و غیب)

11- تفاوت «غزل و قصیده» در چیست؟ تعداد بیت‌ها و درون‌مایه‌ها

درک مطلب  :

12- «درفش کاویان» نماد چیست؟ پیروزی

13- «دوگانه» ؛ یعنی ... : نماز صبح

14- «صاحب گوهر» به چه معنی است؟ نژاده و اصیل

15- «فیه مافیه» از آثار ... و معروف ... است. منثور و مولوی

16- «تاس‌ها برگیر» به چه معناست؟ کاسه‌های مسین را بردار.

17- «ودود» به چه معناست؟ بسیار دوست دارنده

18- در مصراع «زیزدان دان نه از ارکان...» منظور از (ارکان) چیست؟ عنصار چهارگانه (آب، باد، آتش، خاک)

درس چهاردهم :

لغت :

1- «مناعت» ؛ یعنی ... : عالی طبع بودن

2- «مطلبی نغز و نیکو» هم معنی چه کلمه‌ای است؟ لطیفه

3- «مذموم» به چه معنی است؟ ناپسند و نکوهیده

4- «خدعه» ؛ یعنی ... : حیله و نیرنگ

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «ترجیه مرگ، تذویر و ریا، مساوات و عدالت» : ترجیح ،‌ تزویر

تاریخ ادبیات :

6- کتاب «آزادی و تربیت» اثر کیست؟ محمود صناعی

درک مطلب  :

7- نویسنده، کدام کتاب را از کتب مقدس فرنگیان کم‌تر نمی‌داند؟ مثنوی مولوی

8- برای روشن کردن هدف‌های تربیتی ما، بزرگترین منبع الهام کدام است؟ تعلیمات اخلاقی و انسانی پیشوایان فرهنگی ما

9- بیت «به دیدارت آرایش جان کنم / زمن هر چه خواهی تو فرمان کنم» کدام مفهوم را بیان می‌کند؟ تسلیم محض بودن را

10- عبارت عربی «الملک یبقی مع الکفر و لا یبقی مع الظلم» به چه معنی است؟ حکومت با کفر می‌پاید ولی با ظلم نه

11- «کهتری را که مهتری یابد» ؛ یعنی ... : کوچک و حقیری که مقام بالایی یابد.

12- موضوع اساسی داستان «رستم و اسفندیار» چیست؟ طغیان رستم در برابر زورگویی

13- «رجحان دادن» ؛ یعنی ... : برتری دارد.

14- مصراع «نبیند مرا زنده با بند کس» ستایش چیست؟ آزادی و آزادگی

15- رستم چگونه خبر یافته که «اگر اسنفدیار را نابود کند خاندان او تباه خواهد شد؟» : از سیمرغ خبر یافته است.

16- نویسنده چه چیزی را موجب سقوط ساسانیان می‌داند؟ انحطاط اجتماعی و دینی و اخلاقی دستگاه حکومت

17- هدف‌های اساسی تربیت چیست؟ احترام به حقوق دیگران، آزادی، عدالت‌خواهی ...

18- آیه‌ی‌«انما المومنون اخوه»چه‌معنی می‌دهد؟ مومنان برادر یک‌دیگرند.

درس پانزدهم :

لغت :

1- «رواق» ؛ یعنی ... : پیشگاه خانه

2- «دمدمه‌های اردیبهشت» به چه معنی است؟ نزدیکی‌های اردیبهشت

3- «دوره‌های متأخّر» ؛ یعنی ... : دوره‌های بعد

4- «بنایی ستون مانند بر دو جانب در ورودی ساختمان» چه نامیده می‌شود؟ گوشواره

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «خط‌ها و اسلیمی‌ها، دایره‌ها و مغرنس‌ها، رواق‌ها و گوشواره‌ها» : مقرنس

تاریخ ادبیات :

6- کتاب«صفیرسیمرغ» اثر کیست؟ دکتر محمدعلی اسلامی ندوشن

7- موضوع کتاب «صفیر سیمرغ» چیست؟ توصیف سفر به چند کشور اروپایی و بعضی از شهرهای ایران

آرایه‌های ادبی :

8- جمله‌های «اصفهان چون شاهزاده‌ی افسون شده‌ی افسانه است.» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه

درک مطلب  :

9- در عبارت «کالبد بنا، مینایی است که روح ایران را در آن حبس کرده‌اند.» مینا در کدام معنا به کار رفته است؟ شیشه و آیینه

10- «همه‌چیز به نقش ترجمه شده است.» ؛ یعنی ... : همه‌چیز در نقاشی بیان شده است.

11- نویسنده چه چیزهایی را «از رمزهای باستانی و علامت باروری» می‌داند؟ شاخ گوزن و مار

12- به روایت تفسیرها «کدام مرغ بهشتی شیطان را در ورود به بهشت یاری کرد؟» طاووس

13- در درس، کدام درخت «درخت بهشتی» ؛ معرفی شده است؟ سرو

14- «طلسم کسی را شکستن» ؛ یعنی ... : گره از کار کسی باز کردن

15- چرا نویسنده نقش کاشی‌ها را «بهار منجمد» نامیده است؟ چون نقش و نگارها به روح انسان طراوت و تازگی می‌دهند.

16- معنی واژه‌های «عروج، مجرد، ضمیر» چیست؟ به بلندی رفتن، روحانی ، باطن

17- عبارت «گویی بر پله‌های ابر پا نهاده‌ای، به همان حالتی که وصف مراحل معراج شده است.» به کدام واقعه اشاره دارد؟ رفتن پیامبر به آسمان‌ها

18- در عبارت «گویی کالبد بنا مینایی است که روح ایرانی را در آن حبس کرده‌اند.» به کدام عقیده‌ی گذشتگان اشاره دارد؟ حبس کردن ارواح در شیشه

19- «زاویه» ؛ یعنی ... : گوشه، اتاقی در خانقاه

20- «جزمیّت» در عبارت «آن‌ها را با جزمیت یا اطمینان خاطر بازگو کرده‌ام» به چه معنی است؟ قطعیّت و یقین

درس شانزدهم :

لغت :

1- «ارتجالاً» یعنی ؛ ... : بدون اندیشه سخن گفتن یا شعر سرودن

2- «تقریر» به چه معنی است؟ بیان کردن

3- «عادت مألوف» ؛ یعنی ... : رسم دیرینه

4- «منکر» ؛ چه معنی می‌دهد؟ زشت

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «مخزول و نالان، لهو و لعب، تنگ نظران و عنوان» : مخذول

تاریخ ادبیات :

6- کتاب «بهشت شدّاد» اثر کیست؟ جلال رفیع

7- کتاب «نصاب الصبیان» از کیست؟ ابونصر فراهی

آرایه‌های ادبی :

8- کدام نوع نوشته است که «هدف آن اصلاح، نابسامانی‌ها و ناهنجاری‌هاست.» طنز

درک مطلب :

9- «خشت‌زدن» کنایه از ... است. پرحرفی

10- منظور از ضمایم و تعلیقات» در عبارت «تصویر سرتیپ را ضمایم و تعلیقات کشید.» چیست؟ نشان‌های ارتشی

11- «او را نیز بسمل کردم.» ؛ یعنی ... : او را هم سر بردیم

12- «کمیت کسی لنگ بودن» به چه معنی است؟ عاجز و ناتوان بودن

13- «این‌قدر هی دیوار صوتی را نشکنید.» ؛ یعنی ... : پرحرفی نکنید.

14- «استرحام کردن» ؛ یعنی ... : طلب رحم کردن

15- منظور از تصدیق‌نامه، در عبارت «همین باعث شدن که نتوان تصدیق‌نامه‌ی دوره‌ی ابتدایی را بگیرد.» چیست؟ گواهی‌نامه

16- «من این را از روی طبیعت کشیدم.» به چه معنی است؟ من این را از روی استعداد ذاتی خود کشیدم.

17- مفرد واژه‌ی «معاصی» چیست؟ معصیت

18- «زمانه‌ی جافی» یعنی ؛ ... : روزگار ستمکار

درس هفدهم :

لغت :

1- «شولا» ؛ یعنی ... : خرقه‌ی درویشان

2- «داروگ» چیست؟ قورباغه‌ی درختی

3- «چمیدن» به چه معنی است؟ با ناز راه رفتن

تاریخ ادبیات :

4- کدام منظومه‌ی نیما یوشیج است که آن را سر آغاز (شعر نو فارسی) دانسته‌اند؟ افسانه

5- مجموعه‌شعر«آخرشاهنامه»اثرکدام‌شاعراست؟مهدی‌اخوان‌ثالث

6- «طنین در دلتا» از کیست؟ طاهره صفارزاده

آرایه‌های ادبی :

7- شعر «از تهی سرشار / جویبار لحظه‌ها جاری است» چه آرایه‌ای دارد؟ متناقض‌نما

8- «ذوالفقار را باز می‌کنی و ظلم را می‌بندی» چه آرایه‌ای دارد؟ تضاد.

درک مطلب  :

9- «بر بساطی که بساطی نیست» چه مفهومی را بیان می‌کند؟ اوضاع نامناسب

10- «شعر معاصر» بعد از نیما در چند شیوه ادامه یافت؟ سه شیوه

11- عبارت«شعری‌است‌که‌آهنگ‌دارد اما وزن‌عروضی نداردوجای‌قافیه در آن مشخص نیست» توصیف چگونه شعری است؟ شعر سپید

12- در شعر داروگ شاعر با بهره‌گیری از «نمادها» چه چیزی را توصیف می‌کند؟ عصر سیاه حکومت استبدادی

13- چند ویژگی برای شعر «اخوان ثالث» برشمرده‌اند؟ سه

14- واژه‌ی «کشتگاه، ساحل، کومه» در شعر «داروگ» بیانگر چیست؟ نمادهایی‌که به‌کمک‌آن‌شاعر اوضاع‌عصر خودراتوصیف‌کرده‌است.

15- منظور از «اسب یال افشان زرد» چیست؟ پاییز

16- سنگینی و صلابت کدام سبک شعری در شعر اخوان ثالث مشاهده می‌شود؟ سبک خراسانی

17- «ذوالفقار را باز می‌کنی و ظالم را می‌بندی» به چه معنی است؟ برای مبارزه آماده می‌شوی و ظلم را از بین می‌بری

18- «باغ بی‌برگی» ؛‌ یعنی ... : باغی که میوه و ثمری ندارد.

19- در مطالعه‌ی شعر «نیما» چه نکته‌ای جلب توجه می‌کند؟ دید تازه‌ی او به جهان و طبیعت

درس هجدهم :

لغت :

1- «هرّا» ؛ یعنی ... : آواز مهیب

2- «صولت» به چه معنی است؟ هیبت

3- «گون» چیست؟ گیاهی است از تیره‌ی سبزی آساها

تاریخ ادبیات :

4- «صور خیال در شعر فارسی» اثر کدام نویسنده و پژوهشگر معاصر است؟ دکتر محمدرضا شفیعی

5- «عبور» مجموعه شعر کیست؟ علی موسوی گرمارودی

آرایه‌های ادبی :

6- «گون و نسیم» نماد چه افرادی هستند؟ پایدار و مقاوم، آزاد و رها

7- مصراع «گون از نسیم پرسید» چه آرایه‌ای دارد؟ تشخیص

درک مطلب  :

8- «با چشمانی، یتیم ندیدنت» به چه معنی است؟ با چشمانی منتظر آمدنت

9- «وسعت تو را، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم؟» به معنی چیست؟ عظمت تو را چگونه می‌توانم بیان کنم؟

10- «تبارک‌الله احسن الخالقین» چه معنی می‌دهد؟ خجسته باد نام خداوند که نیکوترین آفریدگاران است.

11- «دری که به باغ بینش ما گشوده‌ای» ؛ یعنی ... : دری که به روی اندیشه‌ی ما گشوده‌ای.

12- کدام ویژگی شعر شاعر در «شعر سپید من، روسیاه ماند، که در فضای تو، به بی‌وزنی افتاد» بیان شده است؟ بی‌وزن بودن شعر

13- «باده‌ی مهر» به چه معنی است؟ شراب حق

14- در شعر «گل بوسه‌ی زخم‌ها، تنت را دشت شقایق کرده بود» بدن امام علی (ع) به چه چیزی تشبیه شده است؟ دشت شقایق

15- «خرد به قبضه‌ی شمشیرت بوسه می‌زند» ؛ یعنی ... : عقل و خرد را در مبارزه کردن درآمیخته‌ای

16- «مهمیز» : یعنی ... : وسیله‌ی راندن اسب

17- «هزار بار خیبری‌تر است» چه معنی می‌دهد؟ هزار بار از در خیبر بزرگ‌تر است.

18- «خدا» در شعر «پیش از تو هیچ خدایی را ندیده بودم ...» به چه معنی است؟ حاکم و فرمان‌روا

19- «که با تازیانه‌ی هشتاد زخم، بر خود حد زدی؟» اشاره به چیست؟ زخم برداشتن حضرت علی در جنگ احد

20- شعر «در سایه سار نخل ولایت» در کدام قالب شعری سروده شده است؟ شعر سپید

درس نوزدهم :

لغت

1- «صلا زدن» ؛ یعنی صدا کردن، آواز دادن

2- «درازدستی» به چه معنا است؟ تجاوز،‌تعدی

3- «عامل» چه معنی می‌دهد؟ حام

4- «مضرت» ؛ یعنی ... : زیان رساندن

املاء:

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «زوالنون مصری، ضجر و مصادره، درویش و رعیت» : ذوالنون، زجر

تاریخ ادبیات :

6- مجموعه شعر «رهی معیری» چه نام دارد؟ سایه‌ی عمر

7- «شبگیر» اثر کیست؟ هوشنگ ابتهاج

8- غزل‌های «رهی معیری» بیشتر به پیروی از کدام شاعر سروده شده است؟ سعدی

آرایه‌های ادبی:

9- مصراع «عیبم مکن که آهوی مردم ندیده‌ام» چه آرایه‌ای دارد؟ ایهام

10- در مصراع «وز شاخ آرزو، گل عیشی نچیده‌ام» چند تشبیه وجود دارد؟ دو (شاخ آرزو، گل عیش)

درک مطلب :

11- «یکی زشب گرفتگان چراغ برنمی‌کند» ؛ یعنی ... : کسی به فکر آزادی رهایی نیست.

12- «نشسته‌ام در انتظار این غبار بی‌سوار» ؛ چه معنی می‌دهد؟ انتظار بیهوده می‌کشم.

13- مفهوم«سر به گریبان کشیدن» چیست؟ دل تنگ و ناراحت بودن

14- مفهوم بیت «سر گرگ باید هم اول برید / نه چون گوسفندان مردم درید» چه ضرب‌المثلی را به خاطر می‌آورد؟ بند باید کرد سیلی را ز سر

15- «حدیث جوانی» ؛ ‌یعنی ... : داستان و سرگذشت جوانی

16- «قفا» به چه معنی است؟ پشت سر

17- «سزا خود همین است مر بی بری را» ؛ یعنی ... : بی‌ثمر بودن سزایش همین است (سوزانده شدن)

درس بیستم :

لغت :

1- «خادم سماط» ؛ یعنی ... : مأمور تنظیم برنامه‌ی غذا

2- «مسیل» به چه معنی است؟ جای سیل گیر

3- «رقعه» ؛ چه معنی می‌دهد؟ قطعه‌ی کاغذ

4- معرب واژه‌ی «شوشتر» چیست؟ تستر

املاء :

5- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «نغمه‌های مهیج، جرذهای دیوار، زخایر شگفت‌آور» جرز، ذخایر

تاریخ ادبیات :

6- کتاب «تحفة النظار و غرایب الامصار» اثر کیست؟ ابن بطوطه

7- «به سوی اصفهان» از کدام نویسنده است؟ پیرلوتی

درک مطلب  :

8- در عبارت «سخن خود را با اشاراتی از فنون مختلف تفسیر و حدیث چاشنی می‌داد» قسمت مشخص شده، یعنی ... : همراهی می‌کرد.

9- «طی» چه معنی می‌دهد؟ جشن عروسی

10- «خمس آن متعلق به سلطان است ...» ؛ یعنی ... : یک پنجم آن برای پادشاه است.

11- «جامع بین مراتب دین و دانش بود.» به چه معنی است؟ هم دین و هم دانش را به‌خوبی می‌دانست.

12- «جامع بین مراتب دین و دانش بود.» به چه معنی است؟ صورت‌هایی که به اسم ستاره‌ای از ستارگان می‌ساختند.

13- «دنیا و مافیها» ؛ یعنی ... : جهان وآن چه در اوست.

14- «امیرالامرا» به چه معنی است؟ فرمانده‌ی کل سپاه

15- «ممفیس» شهری بوده است در ... : مصر باستان

16- «رحله‌ی ابن بطوطه» ؛ یعنی ... : سفرنامه‌ی ابن بطوطه

17- «مکارم» ؛‌ یعنی ... : بزرگواری‌ها

درس بیست و یکم :

لغت :

1- «کسانی که در رکاب شاه یا بزرگی حرکت می‌کردند.» در اصطلاح چه نام داشتند؟ ملتزمین

2- «تنبه» ؛ یعنی ... : هوشیاری، آگاهی، بیداری

3- «معهود» به چه معنی است؟ عهد شده، معمول، شناخته شده

4- «وضع عرض» ؛ یعنی ... : شیوه‌ی شکایت

املاء :

5- املای کدام واژه نادرست است؟ «اعاظم،‌ ذاغه، مشعوف» زاغه

تاریخ ادبیات :

6- کتاب «الایام» اثر کیست و موضوع آن چیست؟ دکتر طه حسین ، زندگی‌نامه

7- «تاریخ منتظم ناصری» اثر کیست؟ اعتمادالسلطنه

درک مطلب  :

8- در عبارت «درد دندان شاه بسیار شدّت کرده» علامت بیانگرچیست؟تصحیح‌کننده‌ی‌کتاب.‌کلمه‌را به متن افزوده‌است.

9- «پلنگ را بالای نطعی انداخته بودند.» به چه معنی است؟ پلنگ را روی سفره‌ای چرمی انداخته بودند.

10- «اُشتُلُم کردن» چه معنی می‌دهد؟ لاف زدن

11- «دعایی که بر کاغذ نویسند و با خود داشته باشند» با چه واژه‌ای هم‌معنی است؟ حرز

12- «دارالطِّباعه» ؛ یعنی ... : چاپ‌خانه

13- «امین‌السّلطان» لقب کیست؟ میرزا علی‌خان اتابک اعظم

14- «فلان فعله هم شاکی» به چه معنی است؟ فلان کارگر هم شکایت دارد و ناراضی است.

15- «کشیک‌خانه» ؛ با کدام واژه‌ی امروزی معادل است؟ پاسدارخانه

16- «قاپوچی» به چه معناست؟ دربان

17- «تغیّرات شاه» ؛ یعنی ... : برآشفتن‌های شاه

18- «مواجب» ؛‌یعنی ... : حقوق و درآمد

19- «امتناع‌کردن» به چه معنی است؟ سرپیچی کردن

20- «تصنیف»؛ نوعی‌از...: شعر است‌که باآهنگ‌موسیقی‌خوانده‌شود.

درس بیست و دوم :

لغت :

1- «منعم» ؛ یعنی ... : توانگر

2- در عبارت «اندر آن مسجد، کودکان به کتّاب بودند» کتّاب، به چه معنی است؟ مکتب

3- «زلت» ؛‌ یعنی ... : لغزش

املا:

4- کدام ترکیب غلط املایی دارد؟ «انعطاف خالصانه، تواظعی مضاعف، استنباط عادت» : تواضعی

تاریخ ادبیات :

5- کتاب «طرحی از یک زندگی» شرح زندگی و افکار کیست؟ دکتر علی شریعتی

6- اشعار مسعود سعد سلمان به چه نامی شهرت دارد؟ حبسیّه

آرایه‌های ادبی :

7- مصراع «حرفی است هر آتشی ز طومارم» چه آرایه‌ای دارد؟ تشبیه

درس بیست و سوم

لغت :

1- «بدیهه‌گویی» ؛‌ یعنی ... : حاضر جوابی

2- «پیشوای روحانی آیین برهمایی» هم‌معنی با چه واژه‌ای است؟ برهمن

تاریخ ادبیات :

3- «مخفی» تخلص کدام شاعر است؟ زیب‌النسا

آرایه‌های ادبی :

4- مصراع «خوب شد اسباب خودبینی شکست» کدام واژه ایهام دارد؟ خودبینی

5- در «اسلوب معادله» ارتباط معنایی بر چه پایه‌ای است؟ تشبیه

درک مطلب  :

6- در مصراع «دزد دانا می‌کشد اوّل چراغ خانه را» منظور از (کشتن) چیست؟ خاموش کردن

7- منظور از «صاحب خانه» در مصراع «در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را» کیست؟ خداوند

8- مفهوم «بی‌کمالی‌های انسان از سخن پیدا شود» چیست؟ سخن سنجیده باید گفت.

9- «زیب‌النسا» در سرودن شعر بیش‌تر از کدام شاعر پیروی کرده است؟ عرفی شیرازی

10- «نکهت» ؛ یعنی ... : بو و رایحه

درس بیست و چهارم :

لغت :

1- «رثا» ؛ یعنی ... : عزا و ماتم

2- در مصراع «دلم گشت هر گوشه‌ی سنگرت را» گشت در کدام معنی به کار رفته است؟ جست و جو کرد.

درک مطلب  :

3- بیت «سحر، گاه رفتن زدی با لطافت / به پیشانی‌ام بوسه‌ی آخرت را» ؛ یعنی ... : با من خداحافظی کردی

4- در مصراع «ببر با خودت پاره‌ی دیگرت را» منظور از «پاره‌ی دیگرت» کیست؟ دوست بازمانده ی رزمنده

5- در بیت «درخون من غرور نیاکان نهفته است» منظور از نیاکان کیست؟ ایرانیان قدیم

6- «در سینه‌ام هزار خراسان نهفته است» ؛ یعنی ... : پیوند خود را با خراسان و ایران حفظ کرده‌ام.

7- در بیت «همان دستمالی که پولک نشان شد / و پوشید اسرار چشم ترت را» چرا دستمال پولک نشان است؟ چون اشک و خون رزمنده روی آن ریخته است.

8- در بیت «و پیدا نکردم در آن کنج غربت / به جز آخرین صفحه‌ی دفترت را» منظور از کنج غربت چیست؟ سنگر

9- در بیت «در تنگنای سینه‌ی حسرت کشیده‌ام / گهواره‌ی بصیرت مردان نهفته است» چرا شاعر حسرت کشیده است؟ چون به آرزوهای خود نرسیده است.

10- بیت «خالی دل مرا تو زتاب و توان مدان / شیر ژیان میان نیستان نهفته است» چه آرایه‌ای دارد؟ استعاره

 



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 15:36 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

درس دوم « جمله » صفحه 7 تا12

1ـ جمله راتعریف کنید؟  مجموع یک یا چند کلمه است که در بردارنده ی پیامی باشد.

2ـ جمله در دستور زبان فارسی دارای چند بخش است مثال بزنید ؟

 دو بخش  :  الف . نهاد       ب . گزاره 

  من   به  بازار رفتم 

 نهاد           گزاره                                     http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/

3ـ نهاد را تعریف کنید؟  کلمه یا گروهی از کلمات است که درباره ی آن خبر می دهیم یعنی صاحب خبر است .

4- گروه را تعریف کنید . واحدی از زبان است که از یک کلمه یا بیشتر ساخته شود ودر ساختمان جمله به کار رود .مانند گروه اسمی: همان دو مرد کشاورز موفق ایرانی

5ـ گزاره را تعریف کنید ؟  خبری است که درباره ی نهاد داده می شود .

6- راه های تشخیص نهاد از گزاره را بیان کنید .

  الف) جانشینی : می توان یک کلمه را جانشین آن کرد

         آن دانش آموز خوب کلاس دوم الف بسیار کوشا است   /   او بسیار کوشا است

  ب ) طرح پرسش : آنچه که در پاسخ سوال ( چه کسی  /  چه چیزی  + فعل جمله ) نهاد است

      چه کسی کوشا است ؟   /   آن دانش آموز خوب کلاس دوم الف  /   او

  پ ) جابجایی : اجزای یک گروه معمولا قابل تفکیک نیستندپس ازراه جابجایی می توان گروه را تشخیص داد .

   به عنوان مثال نمی توانیم کلمه های ( آن – دانش آموز – خوب – کلاس ) را جداگانه درهمان جمله به کار ببریم

    - آن دانش آموز خوب کوشا کلاس است .        

    - دانش آموز آن خوب کلاس کوشا است .                    http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/

   ت ) وارد کردن یک قید : قید تنها در جایی از جمله می تواند وارد شود که شکاف پذیر باشد و چون میان اجزای یک گروه شکاف یا مکثی وجود ندارد  پس وارد کردن یک قید در میان اجزای نهاد  جمله را غیر دستوری می کند . به عنوان مثال اگر بخواهیم  قید (البته ) را به جمله ی نمونه اضافه کنیم جاهایی که این قید می تواند بیاید به قرار زیر است .

  -  البته آن دانش آموز خوب کلاس بسیار کوشا است .

  - آن دانش آموز خوب کلاس البته بسیار کوشا است

  - آن دانش آموز خوب کلاس بسیار کوشا است البته .

   ث ) مطابقت آن با شنا سه ی فعل : نهاد از نظر شخص و شمار با فعل مطابقت دارد

      -  آن دانش آموز کوشا است .            

     - آن دانش آموزان کوشا هستند .

7- شناسه ی فعل هایی مانند ( رفت –آمد – نوشت )کدام است ؟ در این گونه فعل ها – سوم شخص مفرد ماضی -   شناسه ی بارز ومشخص ( به غیر از ماضی التزامی ) وجود ندارد یعنی شناسه ی آن صفر است واین راهی است برای شناسایی سوم مفرد  شخص ماضی .

8ـ هسته ی گزاره چیست واز چند بخش تشکیل شده است ؟  فعل است که از دو بخش « بن و شناسه» تشکیل شده است .

9ـ نهاد پیوسته چیست؟  همان شناسه است که همراه فعل می آید و شخص انجام دهنده ی آن را مشخص می کند . مانند «م» در فعل «می روم »

10ـشناسه ی فعل معمولا ازچه جهتی با نهادجدامطابقت دارد؟از نظر شخص وشمار(مفردوجمع)

11- شناسه ی فعل های ( رفته بودند  - گفت  - دیدم  - می بیند ) را مشخص کنید .

           رفته بودند ....... –َ  ند                                                      گفت ...........  صفر(تهی )

           دیدم ............  _َ  م                                                          می بیند ..... _َ د

نکته : سوم شخص مفرد ماضی ، به جز ماضی التزامی ، شناسه صفر است .

12ـ چرا شناسه را نهاد پیوسته (اجباری)می گویند؟  به دلیل اینکه اگر از جمله حذف شود مفهوم جمله ناقص و نا مفهوم خواهد شد .

13ـ هرگاه نهاد جمله ای کلمه ی من باشد . شناسه ی فعل آن جمله چیست ؟    «  َ  م »

14ـ اگر نهاد اختیاری جمله ای حذف شود آن را با چه علامتی نشان می دهیم؟  «    _   »

15- در جمله ی زیر نهاد کدام است ؟با ذکر دلیل توضیح دهید .

                « بسیاری از تجربه های زندگی را کتاب به ما می آ موزد .»

(کتاب ) نهاد است .چون :الف: صاحب خبر است یعنی چیزی است که عمل آموزش را انجام می دهد. 

ب : مفرد است و با فعل مطابقت دارد واگر جمع بسته شود فعل نیز به صورت جمع به کار می رود

پ : گروه های (بسیاری از تجربه های زندگی را) (به ما ) و (می آموزد ) به ترتیب دارای نشانه ی

مفعولی ( را) نشانه ی متممی (به ) و نشانه ی فعل ( شناسه ی  _َ د )

هستند پس نمی توانند نهادباشند و تنها ( کتاب ) نهاداست.                                                             

16ـ چرا جملات زیر از نظر نگارشی نادرست می باشد .

الف.  « پروین اعتصامی شاعره ی متعهد وبرجسته ی ایران است  »   

 ب .  « خانم کمالی مدیره دبستان فردوسی است .»

 زیرا در زبان فارسی بر خلاف زبان عربی به کسی که شعر بگوید ـ چه زن باشد چه مرد ـ شاعر و به کسی که محلی را اداره کند چه زن باشد چه مردـ مدیر گفته می شود. پس بنابراین بکار بردن کلماتی مانند شاعره ، مدیر ه و این جانبه برای زن نادرست است.http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/

 



تاريخ : دوشنبه چهاردهم مهر 1393 | 14:45 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

درس اول « زبان » صفحه ی 3 تا 6

1ـ چرا استفاده از زبان بسیار آسان است ؟

چون ما این کار را از اول زندگی و به تدریج شروع می کنیم و طرز استفاده از آن را هم به طور طبیعی فرا می گیریم بی آنکه به درس و مدرسه نیاز داشته باشیم .

2ـ دلایل دشواری شناخت زبان را بنویسید؟   الف. پیچیدگی زبان        ب. گستردگی زبان

3ـ چرا زبان یک پدیده پیچیده است؟                    http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/

زیرا باید زبان ذهن انسان را همراه با تمام راز و رمزهای حیات مادی و معنوی در خود بگنجاند .

4ـ چرا زبان انسان یک پدیده گسترده است ؟

زیرا باید زبان همه جلوهای هستی را در خود بگنجاند خواه پدیده ها و جلوهای انسانی خواه اجتماعی و خواه طبیعی .

5ـ اگر انسان از زبان بی بهره بود چه اتفاقی می افتاد؟         الف . نمی توانست به تفکر بپردازد.

ب.   نمی توانست هیچ علمی به دست آورد.   ج. نمی توانست فکر و علم خود را به دیگران منتقل کند .

6ـ زبان چه فایده ای دارد ؟

الف. باعث می شود انسان بتواند فکر کند.       ب.  علم بدست آورد             د. فکر و علم خود را به دیگران منتقل کند.

7ـ چرا اغلب مردم سعی در شناخت زبان را  کاری بیهوده می پندارند؟

چون اغلب مردم طرز استفاده از زبان را می دانند لذا تصور می کنند که آن را می شناسند بنابراین سعی در شناخت آن را امری بیهوده تلقی می کنند .

8ـ هدف بشر از شناخت زبان چیست ؟

آن است که بتواند برای شناخت موضوعات دیگر از آن به خوبی استفاده کند .

9ـ اهل یک زبان در چه صورتی برای پدیدای وجود خارجی قائل می شود؟

در صورتی که برای آن پدیده در زبان کلمه ای به کار برود .

10ـ چرا زبان باید آموخته و شناخته شود؟                              http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/

زیرا انسان گاهی اوقات با پرسشهایی روبه رو می شود که پاسخ دادن به آنها در گرو شناخت زبان است ، و یا از طرف دیگر از طریق آموزش زبان می توان از تغییر و تحول آن در طول تاریخ جلوگیری کرد.

11ـ زبان چیست ؟   زبان یک نظام است که کار اصلی آن ایجاد ارتباط بین انسانها است .

12 – ارکان اصلی تعریف زبان را نام ببرید . 1- زبان 2- نظام 3- ارتباط و پیام رسانی  4 – انسان

13ـ منظور از ارتباط زبانی در تعریف زبان چیست ؟  انتقال پیام از یک فرد به افراد دیگر است

14- یکی از ارکان تعریف زبان ( انسانی بودن ) است منظور چیست ؟ منظور این است که زبان منحصر به انسان است و حیوانات از این موهبت بی بهره اند.

15ـ منظور از نظام در تعریف زبان چیست؟   منظور از نظام مجموعه به هم پیوسته ولی پیچیده است که طبق قاعده از اجزای کوچکتری ساخته شده باشد.

16ـ اجزای سازنده نظام زبان در درجه اول چیست ؟   نشانه

17ـ با توجه به تعریف زبان منظور از نشانه چیست؟  نشانه هر لفظی است که معنایی داشته باشد .

18ـ درارتباط زبانی معمولا انتقال پیام در چه قالبی صورت می گیرد؟    جمله

19ـ چرا جمله «عید شما مبارک » در حد خود یک نظام است ؟  چون می تواند در کلیت خویش دستکم میان دو نفر از افراد انسانی رابطه برقرار کند و پیامی را که مایه ی شادباش عید است از یکی به دیگری منتقل کند

20ـ جمله «عید شما مبارک باد» از چند نشانه تشکیل شده است؟

عید         نقش نمای اضافه        شما        مبارک    باد    http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/

1                   2                      3           4        5

21- باذکر چند مثال قابلیت های استفاده از زبان را در زندگی روزمره بنویسید . 1-نامه می نویسیم

  2 - کتاب می خوانیم  3 – فیلم می بینیم  4- سخنرانی می کنیم 

22- سه کلمه بگویید که وجود خارجی داشته اند ولی برای ما از زمانی وجود پیدا کرده اند که نامشان وارد زبان فارسی شده است . 1- کیوی 2- موبایل (تلفن همراه ) 3- رایانه (کامپیوتر )

23- سه کلمه بگویید که وجود خارجی ندارند اما چون در زبان ما به کار رفته اند برای آن ها بیرون از ذهن خود وجود خارجی قائلیم . 1- دیو 2- سیمرغ 3- هما 4 – پری دریایی  5 – ققنوس

24- آیا شناخت زبان با توانایی استفاده از آن یکی است ؟ خیر همان طورکه به سادگی راه می رویم اما فرایند راه رفتن – چگونگی حفظ تعادل و فرمان های مغز – را نمی شناسیم از زبان نیز استفاده می کنیم در حالی که آن را نمی شناسیم .                           

        http://adabeyatfarsi54.blogfa.com/                                 

 



تاريخ : یکشنبه سیزدهم مهر 1393 | 23:25 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
 

درس اول : نی نامه

                                                                                                                                     ۱. بشنو از ني چون حكايت مي كند              از جدايي ها شكايت مي كند
 

- « ني» استعاره از مولانا يا نماد هر انسان آگاه و دور مانده از اصل خويش است .

- بين حكايت و شكايت جناس ناقص اختلافي است

- مقصود از جدايي : جدايي روح جزئي ( انسان ) از روح كل (خدا) است.

-چون :  اگردر معنای « زمانی که ، هنگامی که »بکار رفته باشد؛ پیوند وابسته ساز است .

معنی: وقتي كه اين ني به صدا در مي آيد و از درد دوري و فراق خود شكوه مي كند به آن گوش فرادار

پيام : ناله ي همه ی موجودات به خاطر دوري از حق و جدایی از عالم معناست .

                  ۲. كز نيستان تا مرا ببريده اند             از نفيرم مرد و زن ناليده اند

- « ‌نيستان» استعاره از عالم معنا

- « مرد وزن» مجازاً كل هستي و همه ي موجودات

-مرا : « م  » مفول و « را » نشانه ی مفعول است . / « م » در نفیرم : مضاف الیه است .

معنی: از زماني كه مرا از نيستان(عالم معنا) جداكره اند از سوز و ناله هاي عاشقانه ي من تمامي هستي با من هم نوا شده اند.

پيام : ناله و اندوه تمام هستي به دليل جدايي از عالم معناست.

 

              ۳. سينه خواهم شرحه شرحه از فراق          تا بگويم شرح درد اشتياق

- « سينه » مجازاً شنونده اي درمند و درد آشنا

- بين « شرحه » و « ‌شرح » جناس ناقص افزايشي است

- واج آرايي (( ش‌)) / واژه ي « شرحه » تكرار است

- « درد اشتياق » : مفهومي پارادُكسي دارد ( متناقص نما)

- اشتیاق : مضاف الیه درد است .

-فِراق : جدایی( فَراغ : آسایش ، راحتی )

معنی: براي بيان درد اشتياق ، شنونده اي مي خواهم كه دوري از حق را ادراك كرده و دلش از درد و داغ فراق سوخته باشد.

پيام : به لياقت درك عشق اشاره دارد . با بيت 14 پيوند معنايي دارد.

 

            ۴. هركسي كاو دور ماند از اصل خويش              بازجويد روزگار وصل خويش

- بين واژه ي اصل و وصل جناس ناقص اختلافي

- آرايه ي تلميح در بيت مشهود است : « انالله و انا اليه راجعون» و « كل شي ءً يرجعُ الي اصله » .

-  بین دور ماندن و وصل به نوعی تضاد وجود دارد .

معنی: هرکسی که از جایگاه اصلی خود و مبدأ هستی خود دور مانده باشد  سرانجام روزگار وصال از دست رفته را می جوید و به اصل خود و به سوی پروردگار باز می گردد ..

پيام : همه ي موجودات به جايگاه اصلي خود بر مي گردند.

 

                   ۵. من به هر جمعيتي نالان شدم               جفت بد حالان و خوش حالان شدم

- بين نالان و حالان جناس ناقص اختلافي وجود دارد و بدحالان و خوش حالان تضاد و  مجازاً همه

ـ مقصود از بد حالان كساني هستند كه سير و سلوك آنها به سوي حق کُند است اما خوش حالان رهروان راه حق اند که از سیر به سوی حق شادمان اند .

--معنی: من (مولانا )ناله ی عشق به حق را برای همه سر دادم چه آنانی که از عشق کم بهره بودند و چه آنانی که در عشق به حق ،به مراتبی رسیده بودند همراه و همدم شدم

پيام: به فراگيري ناله ي ني و انعطاف پذیری و مدارا سازگار بودن با اقشار مختلف اشاره دارد.

 

                ۶. هركسي از ظن خود شد يار من                   از درون من نجست اسرار من

- ظّن : گمان ، عقیده ی فردی ، متضاد یقین

اسرار : جمع سّر ، رازها ( اِصرار : پافشاری ، الحاح)

- بين « ‌ظن» و « من» جناس ناقص اختلافي است.

- واژه ي من تكرار شده است.

- واج آرايي « ‌ن» محسوس است.

معنی: هرکسی در حد فهم و ادراک خود با من (مولانا )همراه و یار شد اما حقیقت حال مرا درک نکرد .

 

                ۷.  سِرّ من از ناله ي من دور نيست                ليك چشم و گوش را آن نور نيست

- بين دور و نور جناس ناقص اختلافي است ضمن اين كه قافيه نيز هستند.

- « چشم و گوش»مراعات نظیر و مجازاً كل حواس ظاهري است.

- « نور» مجازاً قدرت درک و بینایی است .

- « من» آرايه ي تكرار دارد.

- « نیست » در مصراع اول : فعل اسنادی و در مصراع دوم : در معنای « وجود ندارد »

- « را » حرف اضافه در معنی « برای »

- سّر من از ناله ی من دور نیست : مفهومی معادل « رنگ رخساره خبر می دهد از سّر ضمیر »

معنی: اسرار من در ناله هاي من نهفته است اما با چشم و گوش و حواس ظاهري نمي توان به حقيقت اين ناله و اسرار درون پي برد.

پيام : ظاهر بینان از درک حقیقت عشق عاجزند .

               ۸.  تن ز جان و جان زتن مستور نيست              ليك كس را ديد جان دستور نيست

- بين مستور و دستور جناس ناقص اختلافي است ضمن اين كه قافيه نيز محسوب مي شوند.

- مستور : پوشیده ، نهان  /  مسطور : نوشته شده

- « تن زجان و جان ز تن » آرايه ي قلب و عكس دارند.

- « تن و جان» مفهومي متضاد دارند و نيز واژه ي « جان» تكرار نيز هست.

- در این  بیت در صامت « ن » آرایه ی واج آرایی بکار رفته است .

- واژه ي« ديد» در معناي مصدري« ديدن» آمده كه به آن مصدر مرخم مي گوييم / و حرف « را » به معناي  « براي» و حرف اضافه است .

- مقصود از جان اسرار درون آدمي است .

-معنی: اگر چه تن ( جنبه ی مادی) و جان ( جنبه ی روحانی ) انسان ، پوشیده و جدا از هم نیستند امّا به هیچ چشم ظاهر بینی ، اجازه ی دیدن جان و جنبه ی روحانی انسان داده نشده است .

-پيام:«روح»از اموري ناديدني است.(بيت ۷و۸با هم پيوند معنايي دارند و بيت ۸ تاكيدي بر بيت۷ است).

 

                ۹.  آتش است اين بانگ نای و نيست باد          هر كه اين آتش ندارد ، نيست باد  

- بانگ نای به آتش تشبه شده است .

- « نيست باد» در مصراع اول و دوم جناس تام دارد ، « نيست» در مصراع اول فعل اسنادی و در مصراع دوم صفت است به معناي « نابود باد» ، « باد » در مصراع اول به معنی « هوا »اسم است و « نیست باد »در مصراع دوم فعل دعايي استبه معنی « نابود باد » . در نتيجه « نيست باد»  در حكم قافيه است نه رديف كه قافيه ي اصلي واژه ی« باد » است يعني بيت « ذو قافيتين» است .

-« آتش » در مصرع دوم ، استعاره از شور و سوز و گداز عشق است .

- در بیت بین واژه های « است و نیست / باد و آتش ، تضاد وجود دارد .

- باد و آتش، مراعات نظیر دارند .

- باد و باد  / نیست و نیست ، باهم جناس تام دارند .

-معنی: این نغمه و ناله ی نی همچون آتش پر سوز و گداز است و فقط نَنَس و باد معمولی نیست .(آتش سوزان عشق عامل این ناله و فریاد است .) هرکس که این شور و هیجان و سوز و گداز عشق را ندارد ، آرزو می کنم که نابود شود .

-پيام : عشق موجب ارزش و تعالي آدمي است.

 

               ۱۰.آتش عشق است كاندر ني فتاد              جوشش عشق است كاندر مي فتاد

- آتش عشق: عشق به آتش تشبیه شده است .

- ني و مي : جناس ناقص اختلافي و قافيه نيز هستند. همچنين مقصود از« ني» و « مي» كل عالم هستي است پس مجاز نيز محسوب مي شود.

- واج آرايي« ش» در بيت محسوس است و واژه ي عشق نيز تكرار .

- «جوشش عشق» اضافه ي استعاري است.

- چون کلمات دو مصراع در قرینه ی هم در وزن و حروف آخر یکسان و هماهنگ هستند پس می گوئیم که بيت آرايه ي ترصيع ( موازنه ) دارد.

- کاندر : مخفف که اندر به معنای که در است .

-معنی: آنچه نی را به ناله و فریاد وا داشته عشق است که همچون آتش به جان او افتاده است و آنچه که « می » را به جوش و خروش وا داشته نیز عشق است .

پيام : عشق در همه ی هستی جاری است . و محرک هستی و موجب کمال و ارزشمندی است .

                     ۱۱. ني ، حريف هر كه از ياري بريد                پرده هايش پرده هاي ما دريد

- حریف : همدم ، همراه ، مونس

- بريدن كنايه از جدا شدن و دور ماندن است.

- بين دو واژه ي« پرده » و « پرده » جناس تام است پرده ي اول، حجاب يا پوششي است كه راز ما را پنهان مي كند اما پرده ي دوم صدا و نغمه ي ني است.

- « پرده هاي ما دريد» كنايه از فاش كردن راز است.

-معنی: ني همدم كساني است كه از معشوق خود جدا مانده اند. آواز نی، راز عاشقان را آشکار می سازد و برای کسی که جویای معرفت است پرده ها و حجاب ها را از مقابل چشم برمی دارد تا معشوق حقیقی را ببیند.

-پيام : عشق افشاگر است.

 

               ۱۲.همچو ني زهري و ترياقي كه ديد ؟         همچو ني دمساز و مشتاقي كه ديد؟

- تریاق : پادزهر ، ضدّ زهر

- زهر و ترياق تضاد و نيز مصراع اول پارادوكس محسوب مي شود چون دو مفهوم متضاد به يك چيز اطلاق شده است.

- بيت موازنه دارد. / مشتاق : آرزومند .

- همچو : از ادات تشبیه ، حرف اضافه ( چو ، چون ، همچو در معنای « مثل و مانند » حرف اضافه است )

- واژه ي « دمساز» را مي توان ايهام گرفت « الف» همدم ، يار موافق « ب » دمساز به صورت مقلوب؛ ساز دم

- هر دو مصراع استفهام انكاري دارد، حرف « كه » ضمير پرسشي است.

-معنی: هیچ کس زهر و پادزهری مثل نی ندیده است که جمع اضداد باشد و در عین درد آفرینی، در مان بخش نیز باشد و هیچ کس همدم و آرزومند ی مثل نی ندیده است . ( ناله ی نی و کلام مولانا به ظرفیت وجودی افراد بستگی دارد برای آنان که درد اشتیاق ندارند مثل زهر ، درد آور و کشنده و برای آنان که آتش عشق در وجودشان شعله ور است مثل تریاق درمان بخش و تسکین دهنده است .( به تأثیر دو گانه ی نی اشاره دارد .

-پيام : ني در عين درد آفريني درمان بخش است .

 

                 ۱۳.    ني ، حديث راه پر خون مي كند              قصه هاي عشق مجنون مي كند

- راه پرخون كنايه از سير و سلوك دشوار راه عشق و فنا شدن عاشقان در راه معشوق است.

- مصرع دوم تلمیح دارد به داستان عاشقانه ی لیلی و مجنون

-معنی: نی ، داستان پر خطر عشق را بیان می کند و از قصه ی عشق عاشقانی چون مجنون - که سراسر درد و رنج است - سخن به میان می آورد .

-پيام : نی ماجرای عشق های ناکام  را بیان می کند . )

 

            ۱۴. محرم اين هوش جز بي هوش نيست                مر زبان را مشتري جز گوش نيست

- مصراع اول پارادوكس دارد- محرم هوش بودن بي هوش .

-  واج آراي صامت « ش» دارد. /  زبان و گوش مراعات النظير است.

- بين هوش و گوش جناس ناقص اختلافي است و نيز قافيه هستند.

- مصراع دوم  ضرب المثل و آرایه ی اسلوب معادله به کار رفته است .

- حرف « مر» معني خاصي ندارد، غالبا ً با حرف « را » مي آيد از مختصات سبكي است.

- هوش : استعاره از عشق ازلی است . / بی هوش : استعاره از عارف  واصل و عاشق حق است .

-معنی:حقیقت عشق را هرکسی درک نمی کند فقط شوریدگان ( عاشقان ) حقیقت عشق را در می یابند . همانگونه که فقط گوش ابزار مناسبی برای درک سخنان زبان است عاشق نیز تنها محرم و خریدار سخنان عاشقان الهی است .

-پيام : به لياقت درك عشق اشاره دارد.

 

               ۱۵.در غم ما روزها بي گاه شد                   روزها با سوزها همراه شد

- « روزها» مجازاً طول عمر / بی گاه : غروب ، دیر ، شبانگاه

- بی گاه شدن روزها : سپری شدن و به پایان رسیدن روزها ی زندگی است .

- بين روزها و سوزها جناس ناقص اختلافي برقرار است. / واج آرايي در حروف : «ر»  و  «ز»  محسوس است.

معنی: روزهای بسیاری را در غم عشق گذراندیم ( عمرمان در غم عشق سپری شد ) روزهایی که با سوز دل و غم عشق همراه بود .

پيام : عمر عاشق با اندوه عشق توام است.

 

        ۱۶. روزها گر رفت، گو رو ، باك نيست              تو بمان ، اي آن كه چون تو پاك نيست

- مصراع اول تشخيص دارد ( گفتگو با روز )  /  روزها مجازاً طول عمر  /  تو : منظور « عشق » است .

- بين پاك و باك جناس ناقص اختلافي است . قافيه نيز محسوب مي شوند.

- بيت 6 جمله دارد. توجه شود ( كه ) در مصرع دوم حرف ربط نيست. به معني (كسي) مي باشد.

- معنی:اگر روزگار ما در غم عشق گذشت ، بگو ؛ بگذرد ترسی نیست ای عشق تو پایدار باش و با من بمان  ، زیرا غیر از تو برای ما هدفی پاک وجود ندارد.

پيام : تنها عشق ارزش جاودانگي دارد.

 

         ۱۷.هركه جز ماهي ، زآبش سير شد            هر كه بي روزي است ، روزش دير شد

- بی روزی : بی نوا و درویش ، بی نصیب /  ماهي استعاره از عاشق واقعی یا عارف واصل است .

- آب استعاره از عشق و معرفت است .  /  بيت آرايه ي تمثيل دارد

- ماهي و آب : مراعات نظیر دارد .  /  دیر شدن روز : کنایه از تباه و بیهوده شدن روزگار است .

- بين سير و دير جناس ناقص اختلافي برقرار است و  قافيه نیز هستند .

- روز ، روزی : جناس ناقص افزایشی  /  « ش » روزش : مضاف الیه

- معنی: ماهی از غوطه خوردن در آب خسته و سیر نمی شود،عاشق نیز از عشق و معرفت سیر نمی شود (حیات عاشقان به عشق وابسته است)و هرکس که از عشق بی نصیب باشد روزگارش تباه و بیهوده می شود.

پيام : لياقت و قابلیت  درك عشق

 

               ۱۸. در نيابد حال پخته هيچ خام              پس سخن كوتاه بايد ، والسّلام

- پخته كنايه از عارف واصل   /   خام كنايه از انسان بي بهره از عشق

- بين پخته و خام تضاد برقرار است.

-معنی: کس که عاشق نباشد حال عارف واصل را درک نمی کند پس بهتر است سخن را کوتاه کنم و به پایان برسانم.

-پيام : لياقت و قابليت درك عشق است .

- مفهوم بیت معادل است با : هر که در آتش نرفت بی خبر از سوز ماست .

              خودآزمایی :

۱.مقصود شاعر از « جدايي » ، « ني» و « نيستان» چيست ؟

 

پاسخ : جدايي:جدا ماندن روح از عالم معنا و حقیقت هستی و گرفتار شدن در این جهان مادی است.

 

نی: انسان آگاه ( مولوی)

 

نیستان: عالم معنا

 

۲. بيت: « ما زدرياییم و دریا مي رويم      ما زبالاييم و بالا مي رويم»

 

با كدام بيت از شعر درس ارتباط معنايي نزديك دارد؟

 

پاسخ : بیت۴ . هركسي كاو دور ماند از اصل خويش         باز جويد روزگار وصل خويش

 

۳.بيت پنجم ناظر به كدام ويژگي ني است؟

 

پاسخ : همراهی و همدلی  با همه ؛ ( هم برای خوش حالان و هم برای بد حالان می نوازد .)  

 

۴ شاعر براي بي خبران از عالم عشق چه سرانجامي آرزو مي كند ؟

 

پاسخ :  مرگ و نیستی

 

۵. در مصراع « پرده هايش، پرده های ما درید» تفاوت معنايي پرده را بيان كنيد :

 

پاسخ : پرده ی اول به معنی «  نغمه و آهنگ »  و پرده ی دوم به معنی «  حجاب و حایل » است و    « پرده دریدن » کنایه از فاش کردن راز است .

 

۶.در مصراع « تو بمان، اي آن كه چون تو پاك نيست» منظور شاعر از «تو» كيست ؟

 

پاسخ : عشق. در عرفان، میان عشق، عاشق و معشوق تفاوتی نیست و کلمه ی تو به همه دلالت دارد.

 

۷.چرا « ني نامه» مولانا به رغم آن كه به نيايش هاي متداول و مرسوم شبيه نيست، نوعي نيايش تلقي شده است ؟

 

پاسخ : زیرا روح نيايش و توجه به حق در تار و پود آن نهفته است.


نمونه سؤالات درس اول : نی نامه
 
لغت :

1- «نفير» ؛ يعني ... : فرياد و زاري

2- «اشتياق» به چه معني است؟  ميل قلب به ديدار محبوب

3- «نعت» ؛ يعني ... : ستايش

املا

4- در عبارت «ادئيّه‌ي ديني و مناجات‌هاي ائمّه‌ي اطهار با حمد الهي آغاز مي‌شود» كدام واژه غلط نوشته شده است؟ ادعيّه

تاريخ ادبيات

5- منظومه‌ي «شيرين و فرهاد» اثر كيست؟ وحشي بافقي

6- نمونه‌ي عالي تحميديه پيش‌تر از همه در كدام كتاب است؟ شاهنامه‌ي فردوسي

7- «ني‌نامه» چند بيت از دفتر اول مثنوي است؟ هجده بيت

آرايه‌هاي ادبي:

8- بيت «هركسي كاو دور ماند از اصل خويش / باز جويد روزگار وصل خويش» چه آرايه‌هايي دارد؟ تلميح، جناس

9- مصراع «همچو ني زهري و ترياقي كه ديد؟» كدام آرايه را دارد؟ متناقض نما یا پارادوکس

10- «آتش» در مصراع «هركه اين آتش ندارد، نيست باد» چه آرايه‌اي را پديد آورده است؟ استعاره از گرمي ، شور وسوز و گداز عشق است .

درك مطلب و دانستني‌هاي درس:

11- مولانا در مثنوي، انسان آگاه را به چه چيزي تشبيه كرده است؟ ني‌ و چنگ

12- چه چيزي در ني آواز پديد مي‌آورد؟ كشش انسان آگاه به‌سوي پروردگار

13- «دامن از خاك برچيدن» كنايه از چيست؟ دل بريدن از دنيا

14- «سينه خواهم شرحه شرحه از فراق» ؛ يعني ... : شنونده‌اي دردمند مي‌خواهم

15- در مصراع «جفت بدحالان و خوش‌حالان شدم» بدحالان؛يعني...: آن‌ها كه سير و سلوكشان به‌سوي حق كند است.

16- منظور از «ماهی» در اين مصراع چيست؟ «هركه جز ماهي، ز آبش سير شد...» : عاشق واقعی یا عارف واصل

17- بيت«من به‌ هرجمعيّتي نالان‌شدم / جفت‌ بدحالان‌ و خوش‌حالان ‌شدم» بيانگر كدام ويژگي «ني» است؟ سازگار بودن



تاريخ : جمعه یازدهم مهر 1393 | 21:19 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

شرحی بر نی نامه ی مولانا :

 بشنو از نی چون حکایت می کند
از جدایی ها شکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند
در نفیرم مرد و زن نالیده اند

سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بازجوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم
جفت بدحالان و خوشحالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من
از دورن من نجست اسرار من


سر من از ناله ی من دور نیست
لیک چشم و گوش را آن نور نیست

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد
هر که این آتش ندارد نیست باد

آتش عشقست کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد

نی حریف هر که از یاری برید
پرده هایش پرده های ما درید

همچو نی زهری و تریاقی که دید؟
همچو نی دمساز و مشتاقی که دید؟

نی حدیث راه پرخون می کند
قصه های عشق مجنون می کند

محرم این هوش جز بیهوش نیست
مر زبان را مشتری جز گوش نیست

در غم ما روزها بیگاه شد
روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گو: رو باک نیست
تو بمان ای آنکه چون تو پاک نیست

هرکه جز ماهی ز آبش سیر شد
هرکه بی روزیست روزش دیر شد


درنیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام


بند بگسل باش آزاد ای پسر
چند باشی بند سیم و بند زر

گر بریزی بحر را در کوزه‌ای
چند گنجد قسمت یک روزه‌ای

کوزه چشم حریصان پر نشد
تا صدف قانع نشد پر د’ر نشد


هر که را جامه ز عشقی چاک شد
او ز حرص و عیب کلی پاک شد


شاد باش ای عشق خوش سودای ما
ای طبیب جمله علتهای ما


ای دوای نخوت و ناموس ما
ای تو افلاطون و جالینوس ما


جسم خاک از عشق بر افلاک شد
کوه در رقص آمد و چالاک شد


عشق جان طور آمد عاشقا
طور مست و خر موسی صاعقا


با لب دمساز خود گر جفتمی
همچو نی من گفتنیها گفتمی


هر که او از هم زبانی شد جدا
بی زبان شد گرچه دارد صد نوا


چونکه گل رفت و گلستان درگذشت
نشنوی زان پس ز بلبل سر گذشت


جمله معشوقست و عاشق پرده ای
زنده معشوقست و عاشق مرده ای


چون نباشد عشق را پروای او
او چو مرغی ماند بی پروای او


من چگونه هوش دارم پیش و پس
چون نباشد نور یارم پیش و پس


عشق خواهد کین سخن بیرون بود
آینه غماز نبود چون بود


آینت دانی چرا غماز نیست
زانکه زنگار از رخش ممتاز نیست


شرح مثنوی با استفاده از شرح کریم زمانی


شرح مثنوی نی نامه 

 (ابیات یک تا  سی و چهار)

(1)    بشنو اين ني چون حكايت مي‌كند       

از جــدايي‌ها شكــايت مي‌كند

از اين ني بشنو كه چگونه از فراق سخن مي‌گويد و از جدايي‌ها و ايام هجران شكوه مي‌كند. [ني، تمثيلي است از انسان كامل و ولّي واصل. اينكه ني رمزي از وجود انسان تلقي شود پيش از مولانا هم در نزد صوفيان معمول بوده است، از آن جمله شيخ احمد غزالي در رساله بوارق يك جا به ني (= قَصَب) اشاره مي‌كند و آنرا رمزي از ذات انساني مي‌شمرد. همچنين در حديقه سنائي و در ذيل اوحدالدين رازي بر سيرالعباد سنائي هم اشارت‌هايي به درد و سوزِ ني و ارتباط آن با احوال انساني هست.

شارحان مثنوي منظور از ني را انسان كامل دانسته‌اند. از آن جمله عبدالرحمن جامي و يعقوب چرخي و اسماعيل انقروي. نيكلسون با الهام از شارحان پيشين مي‌گويد: نمي‌توان ترديد كرد كه ني بطور كلي روح ولي يا انسان كامل را مي‌نماياند كه به سبب جدايي از خود از «نيستان»، يعني آن عالم روحاني كه در مرتبه پيش از وجود مادّي آنجا وطن داشت، نالان است و در ديگران نيز همين اشتياق را به وطن حقيقي‌شان زنده مي‌سازد. ديگر اينكه ني به خصوص در اينجا يا كنايه است از حسام‌الدين (كه شاعر با او عارفانه يكي است) يا نشاني است از خود شاعر كه وجودش از نفخه الهي پُر است و آن را در قالب نغمه و ترانه جاري مي‌سازد. اين استعاره هم در ديوان شمس و هم در مثنوي معنوي فراوان آمده است.

در اينجا مناسب است كه پيرامون اصطلاح انسان كامل توضيحي به اختصار آورده شود: بحث انسان كامل يكي از پردامنه‌ترين مباحث عرفاني است كه با عرفان و تصوّف ابن‌عربي قرين شده است. و زان پس اين تعبير در ميان اهل عرفان و تصوّف رواج يافت تا بدانجا كه رسالات مفرده‌اي در اين باب نگاشته شد. ابن‌عربي در فصوص الحكم، فصّ آدمي به نحو مبسوطي در اين زمينه، بحث كرده است. او انسان را كون جامع مي‌داند. زيرا كون در اصطلاح عرفا عبارت از عالم هستي است. يعني انسان، زُبده و سُلافة هستي است و انسان در واقع روحِ عالم، و عالم، جسد اوست. يعني جهان بدون در نظر گرفتن انسان، كالبدي است مرده و جامد. از اينرو ابن عربي گويد: فَاِنَّهُ لَوْ لَمْ يَكُنْ مَوْجُوداً بِه كانَ كَجَسَدٍ مُلْقيً لا روحً فيه.

بدين سان انسان كامل را نسخه تامه عالم دانسته‌آند. چنانكه عزيزالدين نسفي گويد:

بدان كه هر چيز در عالم كبير اثبات مي‌كنند بايد كه نمودار آن در عالم صغير باشد تا آن سخن، راست بُوَد. از جهت آنكه عالم صغير، نسخه و نمودار عالَم كبير است. و هر چيز كه در عالم كبير هست در عالم صغير نمودار اين است. شيخ محمود شبستري در بيان مقام انسان كامل گويد:

يـكي ره برتر از كــون و مــكان شـو      
              جهان بگذار و خود در خود جهان شو

شيخ محمّد لاهيجي (از عرفاني قرن نهم) در توضيح بيت فوق گويد: بدانكه انسان، منتخب و نسخه جميع عوالم روحاني و جسماني است. باز ابن عربي گويد: وَ هوَ لِلْحقِّ بَمُنْزِلَهِ انسانِ الْعينِ مِنَ الْعَينِ يَكُونُ بِهِ النَّظَرُ. «نسبت انسان به حضرت حق تعالي، نسبت مردمك چشم است با چشم. و ديدن بدان حال آيد.» اما نشانه‌ها و ويژگي‌هاي انسان كامل را اينگونه گفته‌اند: انسان كامل، آنست كه او را چهار چيز به كمال باشد: اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف. تشبيه انسان كامل به ني از آنروست كه درون او از تعلّقات دنيوي و هواهاي نفساني تهي است. همانطور كه ني تو پُر، دمِ نايي را منعكس نمي‌كند، انساني هم كه درونش آكنده از هواجس نفساني و تعلقات دنياوي باشد نمي‌تواند دم الهي را منعكس كند. از مولانا در اين بيت فراق انسان از اصل خود را با بياني تمثيلي و مهيّج بازگو كرده است.

صورت مشهور بيت مورد بحث اينست:

بشنو از ني چون حكايت مي‌كند 
                       از جـــدايي‌ها شكايت مي‌كند

ولي در نسخه‌هاي خطي سدة هفتم بخصوص نسخة معتبر و عتيق (G) بدين صورت آمده است:

بشنو اين ني چون شكايت مي‌كند 
                         از جدايي‌ها حكايت مي‌كند

مرحوم نيكلسون وقتي كه به نسخه‌هاي سده هفتم (GHKN) دست يافت روايت قديمي و غير مشهور بيت اول مثنوي معنوي را نيز در شرح خود آورد با وجود آنكه اسناد معتبر صحت روايت غير مشهور بيت ياد شده را تأييد مي‌كند روايت مشهور آن، مولوي وارتر است و به دل بيشتر مي‌نشيند. الله اعلم.]

(2)         كز نيستان تا مـرا ببريده‌اند                 در نفيرم مــرد و زن ناليده‌اند

از همان روزي كه مرا از اصل و خاستگاهم (نيستان) جدا كرده‌اند، مرد و زن در ناله‌هاي من ناله‌هاي جانگداز خود را سر داده‌اند. يعني همراه من از درد فراق ناليده‌اند. [با آنكه معني بيت ساده و روان است، ولي جمعي از شارحان آنرا به سنگلاخ تأويلات دشوار و خم اندر خم برده‌اند. از آن جمله گفته‌اند كه مراد از نيستان، اعيان ثابته و ماهيات است. جامي، انقروي، اكبر آبادي و حكيم سبزواري بر اين نهج رفته‌اند.

بعيد است كه مولانا چنين مقصود گنگ و مبهمي را اراده كرده باشد. منظور بيت: از وقتي كه روح لطيف آدمي از مرتبه الهي به بيان جهان مادي هبوط كرده سخت غمگين است و اشتياق دارد كه به اصل خود رجوع كند.]

(3) سينه خواهم شَرحه شَرحه از فِراق              تا بگويـــم شـرح درد اشتياق

دلي مي‌خواهم كه از درد و سوز فراق پاره پاره شده باشد، تا براي چنين دلي از درد اشتياقم به وصال سخن بگويم. [مسائل عرفاني و روحاني را فقط از طريق تجربه‌هاي دروني مي‌توان دريافت، زيرا كميت الفاظ و عبارات در انتقال اين احوال لنگ است.]

(4) هر كسي كو دور مانْد از اصل خويش             باز جويــد روزگار وصــل خويش

هر كس كه از اصل و مبدأ خود دور افتاده باشد، سرانجام به تكاپو مي‌افتد و روزگار وصال خود را مي‌جويد تا بدان نائل شود. [اين بيت سير كمالي موجودات بخصوص انسان را بيان داشته است. مولانا در يكي از آثار منثور خود گويد: ... عجب صعب و دشوار و غريب آن باشد كه قطره تنها مانده در بيابان، كوهساري يا دهان غاري يا در بيابان بي‌زنهاري از آرزوي دريا كه معدن آن قطره است. آن قطره بي‌دست و پا تنها مانده بي‌پا و پاافزار، بي‌دست و دست‌افزار از شوق دريا يارِ بي‌مدد سيل و يار غلطان شود و بيابان را مي‌بُرد به قدم شوق سوي دريا مي‌دواند بر مركب ذوق.

رجوع به مبدأ دو نوع است: يكي رجوع اختياري و ديگري رجوع اجباري. رجوع اختياري آن است كه سالك با ارشاد انسان كامل، طريق تصفيه را پيمايد و به تهذيب نفس رسد. و حقيقت را شهود كند. ولي رجوع اجباري فقط با مرگ و فناي كالبد عنصري تحقق يابد.]

(5)    من به هر جـمعيتي نالان شــدم            جفت بد حالان و خوش‌حالان شدم

من براي اينكه همدم و همرازي پيدا كنم و درد فراق را با او در ميان بگذارم در ميان هر جمعيتي حاضر شدم و ناله‌ها كردم. هم با آنان كه حالي نازل دارند حشر و نشر كردم و هم با آنان كه حالي عالي دارند. [بد حال به معني بيمار و تبه‌روز و غمگين است. و مجازاً به كسي اطلاق شود كه حالات قلبي‌اش نازل باشد. اما خوش‌حال به معني شادمان و نيك‌بخت است. و مجازاً به كسي گفته شود كه حالات قلبي‌اش عالي و شكوهمند باشد. اكبر‌آبادي گويد: مراد از «جمعيت»، مجلس است. مستمعان دو قسم‌اند: خوش‌حال و بدحال.

«خوش‌حال» آن كسي است كه با استماع نغمه، در معرفت و حضور به روي اوگشوده گردد. و «بدحال» كسي است كه فسق و فجور در باطنش پيدا شود و يا محبت مال و جاه در طبيعت او هويدا گردد. حكيم سبزواري معتقد است كه چون انسان كامل مظهر جميع اسماء و صفات الهي است و صفت قهر و لطف را توأمان دارد، پس با همگان اعم از صالح و طالح معاشرت كند.]

(6)      هر كسي از ظنِّ خود شد يار من             از درون من نجست اســـرار من

هر كس از روي وهم و گمان خود با من يار و همراه شد، ولي هيچكس از اسرار درون من واقف نشد. [ظنّ و گمان، حراميان طريق سالكان و اهريمنان سبيل طالبان‌اند. اگر سالك نتواند از كمند اين دزدان راه برهد به منزلگه حقيقت نرسد. از اينرو حضرت سبحان در كتاب قرآن ظنّ و گمال را وافي به حق نمي‌داند. رجوع شود به آيه 36 سوره يونس، و آيه 28 سوره نجم.

يكي از عارفان گويد: از ظن، خيال زايد و يقين به جانب شهود گرايد. استاد فروزانفر در شرح اين بيت دو وجه را بيان مي‌كند: اول اينكه ني را حمل بر ظاهر مي‌كند و مي‌گويد: ممكن است شكايت ني فرض شود از آن جهت كه هر مستمعي آهنگ و نواي موسيقي را طبعاً بر حال خود منطبق مي‌كند و تا اين انطباق، صورت نپذيرد لذت نمي‌برد، در صورتي كه هدف موسيقي ممكن است از آن عالي‌تر باشد. وجه دوم اينكه ني را در معناي استعاري مطرح مي‌كند و مي‌افزايد: و اگر شكايت مولانا را هم فرض كنيم درست است، زيرا مولانا را مردم روزگار وي بخوبي نمي‌شناختند. منكران كوردل بر روش او معترض بودند و محضرها در قدح او مي‌پرداختند و ني و سماع را بدعت مي‌شمردند و ياران او نيز در شناخت درجه و مقام معنوي‌اش يكسان نبودند و هيچكس حقيقت او را چون شمس تبريز و صلاح‌الدين و حسام‌الدين كه ياران گزين او بودند درنيافته‌ بود. حكيم سبزواري در شرح بيت فوق، كلامي موجز و عميق دارد. او معتقد است كه هر كس به اندازه ظرفيت وجودي‌اش از معرفت حضرت حق تعالي بهره‌مند مي‌شود. ليكن انسان كامل به جهت آنكه آينه تمام‌نماي حضرت سبحان است مجلاي كامل اسماء و صفات حق مي‌شود. و در روز محشر حق بر عموم بشر تجلي مي‌كند، اين تجلّي بر حسب درجه قرب بنده به حق، شدت و ضعف‌ دارد. شاه داعي‌الله شيرازي نيز در توضيح بيت فوق گويد: اما هر كس پي به اسرار من كه مشتمل است بر احوال وصال و فراق نمي‌برد و به ظن خود كه نه مناسب اسرار من است خيالي مي‌بندد و نمي‌داند كه ظن، مفيد حق علم نيست.]

(7)    سرّ من از نـــاله من دور نيست              ليك چشم و گوش را آن نور نيست

هر چند رازهاي دروني‌ام در ناله‌هاي من نهفته و از آن جدا نيست و به گوش هر كس مي‌رسد، ولي چشم را آن بينايي و گوش را آن شنوايي نيست كه به اسرار نهفته من پي ببرد. [اين بيت شريف سؤال مقدّري را پاسخ داده است. گويي كه در اينجا كسي مي‌گويد: يا حضرت مولانا اگر به اسرار درون اولياء و عارفان بالله نمي‌توان از طريق معمول راه يافت، پس طريق وصول به مخزن اسرار و معدن انوار آنان كدام است؟

جواب: سرّ دروني من از كلام من دور نيست، زيرا كلام همچون آينه‌اي اسرار دل را آشكار مي‌كند، ولي چشم و گوش عامّگان آن نور معرفت را ندارد كه از كلام اوليا به احوالشان پي برد.

استاد فروزانفر گويد: هر كس را از گفتار و آهنگ سخن مي‌توان شناخت، زيرا اعمال و حركات خارجي از احوال نفساني منبعث مي‌شود. و به عقيده مولانا گفتار و عمل انسان، شاهد و گواه كيفيات روحي اوست و از اين راه مي‌توان به ضمير و درون هر كس پي برد ... اگر چه راز و سرّ درون هر كس در عمل و قول، جلوه‌گر است، آن را به وسيله حواسّ بيروني ادراك نتوان كرد و طريق شناسايي آن، دل پاك و ضميري است كه از آلايش‌ها مجرد باشد.]

(8) تن ز جان و جان، ز تن مستور نيست           ليك كس را ديدِ جــان دستور نيست

به عنوان مثال با اينكه جسم و جان به هم پيوسته‌اند و هيچكدام از ديگري پوشيده و نهفته نيست، ولي كسي اجازه ندارد كه جان را ببيند. يعني آنان كه اسير جسم و جسمانيات هستند نمي‌توانند روح لطيف را ادراك كنند. [انقروي عقيده دارد كه انسان‌هاي كامل كه مظهر حق‌اند گويند: اسرار درون ما از كلام ما دور نيست، درست مانند جسم و روح كه از يكديگر پوشيده نيستند، ولي هيچكس روح را نمي‌تواند ببيند. درست است كه روح با اين چشم ديده نشود اما از لحاظ تدبير و تصرفي كه دارد از جهت خواص و كمالاتش پوشيده نيست.

اكبر آبادي گويد: اين بيت تمثيل بيت بالاست. پس ناله ني به مثابه تن باشد و سر ناله به منزله جان. و چنانچه جان به حواص ظاهر، مدرك نمي‌شود و سر ناله هم به حواس ظاهر محسوس نمي‌گردد.

استاد فروزانفر نيز گويد: اين بيت به منزله دليل و مثالي است براي سابق كه به موجب آن، سرّ و راز دل در ناله ظاه مي‌شود. از اينرو «ناله به منزله تن و «راز» به مثابه روح است كه هم محرك ناله و هم در وي جلوه‌گري مي‌كند، ولي هر چشم و گوشي سرّ د را در نمي‌يابد. همچنانكه جان، محرك بدن است و بدن مظهر افعال اوست و با وجود اين به چشم ديده نمي‌شود و اين از آن جهت است كه موجود اعمّ از محسوس است. و شايد كه چيزي موجود باشد و نفس آن را ادراك كند ولي حس آن را در نيابد مانند كليه معقولات كه موجود است، ولي محسوس هم نيست.

نيكلسون «جان» را در اينجا معادل روح حيواني دانسته است. منظور بيت: همانطور كه روح از جسم مخفي است راز درون اولياء نيز بر عامّگان پوشيده است.]

(9) آتش است اين بانگِ ناي و نيست باد          هــر كه اين آتش ندارد نيست باد

اين نغمه ني در واقع آتش است. يعني كلام گرم و آتشين اولياء الله است و معلول بادها و هواهاي نفساني نيست. و هر كس كه از اين آتش بهره‌اي ندارد عدمش به ز وجود. [برخي از شارحان احتمال داده‌اند كه بانگ ناي، كنايه از سماع باشد. نيست باد در مصراع اول و دوم جناس (= تجنيس) تامّ است. زيرا در لفظ وحدت دارند و در معنا اختلاف. نيز برخي از شارحان از جمله انقروي و به تبع او نيكلسون براي نيست باد در مصراع دوم وجهي ديگر قائل شده‌اند و آن اينكه نيست باد در اين مصراع، جنبه لعن و نفرين ندارد، بل مولانا دعا مي‌كند كه به لطف الهي، كساني كه به كلام او گوش دهند بتوانند به مقام فناء كه مقصد اقصاي طريق اولياء الله است نائل شوند.]

(10)     آتش عشق است كاندر ني فتاد          جوشش عشق است كاندر مَي فتاد

اگر ني به ناله و حنين پُر سوز و گداز مي‌افتاد به خاطر آتش عشقي است كه در آن افتاده و موجب نواي حزين آن شده است و اگر باده مي‌جوشد آن هم به خاطر جوشش عشق است. [بيت فوق بر اين اصل اشراقي افلاطوني مبتني است كه عشق در جميع كائنات جاري و ساري است. بدين معني كه هر موجودي به سوي مرتبه عالي‌تر خود اشتياق دارد و اصولاً سبب حركت و تكاپوي موجودات، شوق به كمال است. عِشق از عَشق (=چسبيدن و التصاق) گرفته شده است. بدين جهت به گياه پيچك نيز عَشَقه گويند چرا كه بر تنه درخت مي‌پيچد و مي‌چسبد و بالا مي‌رود. اما كلمه «عشق» در قرآن كريم و ادعيه مأثوره نيامده است، هر چند كه در برخي از روايات آمده است. اما نيامدن لفظ عشق در مأثورات مذهبي دليل بر مذمّت آن نيست، چرا كه اين لفظ در متون جاهلي عرب نيز سابقه ندارد. حكما و عرفاي پيشين براي عشق تعاريفي قائل شده‌اند. از آن جمله افلاطون معتقد است كه عشق واسطه انسان و خدايان است و فاصله آنها را پر مي‌كند. عشق خود زيبا نيست ولي شيفته زيبايي است. چون رساله ششم اخوان الصفا در باب عشق چه گفته‌اند. بعضي آنرا نكوهيده‌اند و آنرا پليد دانسته‌اند. بعضي از آنان نيز عشق را فضيلتي نفساني شمرده‌اند و تحسين‌اش كرده‌اند و برخي آنرا جنون الهي دانسته‌اند و برخي آنرا بيماري ناميده‌اند. اما اينان هيچكدام به حقيقت امر واقف نشده‌اند. بعضي از حكما نيز پنداشته‌اند كه عشق، افراط در محبّ و شدّت ميل به كسي يا چيزي است. با اين ملاحظه هيچكس از عشق خالي نيست، زيرا بالاخره، هر كس به چيزي عشق مي‌ورزد. و بسياري ديگر عشق را ماليخوليا دانسته‌اند و بعضي نيز عشق را شدت شوق به اتحاد قلمداد كرده‌اند. روزبهان بقلي گويد: از جمله صفات حق، عشق است. عشق، كمال محبت است و محبت صفت حق است. در اسم غلط مشو ك عشق و محبت يكي است. عزيزالدين نسفي نيز در باب عشق گويد: عشق، بُراق سالكان و مركب روندگان است. هر چه عقل به پنجاه سال اندوخته باشد، عشق در يك دم آن جمله را بسوزاند و عاشق را پاك و صافي گرداند و سالك به صد چلّه آن مقدار سير نتواند كرد و عاشق در يك طرفه‌العين كند. اما مولانا معتقد است كه عشق قابل بيان نيست.

(11)      ني حريف هر كه از ياري بريد        پرده‌هايــش پرده‌هــاي ما دريد

انسان كامل كه همچون ني، نواي الهي مي‌سرايد يار و مصاحب آن كسي است كه از همه متعلقات و آويزش‌هاي دنيوي‌اش بريده باشد. مقامات معنوي آن اولياء حجاب‌هاي ظلماني و نوراني سالكان را از هم بدرد. [اگر ني را همان ساز معروف بدانيم پرده‌هاي آن معني ديگري مي‌دهد. در علم موسيقي پرده به معاني مختلف بكار رفته است. و آن گونه كه در موسيقي قديم آمده با آنچه كه امروزه از آن مراد مي‌شود فرق دارد. در موسيقي قديم پرده را بر دوازده آهنگ اطلاق مي‌كردند:

نوا و راست، حسيني و راهوي و عراق   
              حجاز و زنگله و بوسليك بـا عشاق

دگر ســپاهان، باقي بزگ و زيـرافكند    
          اســامي همه پرده‌هاسـت بر اطلاق

اما امروزه پرده به زه‌هايي اطلاق شود كه براي تعيين نت‌ها بر روي دسته چنگ و رباب و تار و سه تار و جز آن بندند. پس با توجه به معني پرده در موسيقي قديم، مصراع دوم را مي‌توان چنين معني كرد: آهنگ‌ها و نعمه‌هايي كه با ني نواختته مي‌شود موجب تهذيب نفس و تلطيف روح آدمي مي‌گردد و حجاب‌هاي نفساني را برطرف مي‌سازد.]

(12)   همچو نَي زهريّ و تَرياقي كه ديد؟       همچو ني دمساز و مشتاقي كه ديد؟

آيا تاكنون كسي زهر و پادزهري مانند ني ديده است؟ معلوم است كه نديده است و آيا تاكنون كسي همدم و مشتاقي مانند ني ديده است؟ مسلماً نديده است. [همانطور كه حضرت حق با صفت قهر و لطف موصوف شده، انسان كامل نيز به صفت قهر و لطف متسف است. انسان كامل، زهر است نسبت به اهل فسق و ارباب فجور، و پادزهر است نسبت به اهل صلاح و اصحاب معرفت. البته مي‌تواند نسبت به شخص واحد هم زهر باشد و هم پادزهر، زيرا همينكه بيان فراق و هجران مي‌كند، زهر مي‌شود و چون مژده قرب و وصال مي‌دهد پادزهر مي‌گردد:

گاه شـــرح محنــــت هجران دهم  
                  بيــــدلان را داغ‌ها بر جـــان نهـم

گــاهــي آرم مــژده قرب و وصال   
              بخشم اهل ذوق را صد وجد و حال

يعقوب چرخي نيز گويد: انفاس شريفه ايشان كه از سر حال و وجدان مي‌بود ترياقي است مر مريدان را و زهري است مر منكران را همچون آب نيل كه قبطي را خون بود و سبطي را آب.]

(13)     ني حديث راه پر خون مي‌كند            قصــه‌هاي عشق مجنون مي‌كند

ني از راه پر خون سخن مي‌گويد: يعني انسان كامل از راه پر مشكل و خطرناك عشق ربّاني حرف مي‌زند. و داستان‌هايي از عشاق پاكباز و مجنون صفت بازگو مي‌كند. [«راه پر خون» كنايه از مرگ اختياري است. به شرح بيت (4) همين دفتر رجوع شود.]

(14) محرم اين هوش جز بي‌هوش نيست          مر، زبان را مشتـري جز گوش نيست

اين هوش، محرمش تنها كساني هستند كه از عقل معاش بي‌هوش‌اند. يعني اسرار حقيقت را تنها اهل فناء كه از غير حق بيهوش‌اند درك نتوانند كرد و نااهلان و منكران در مقابل اين اسرار كر و گنگ هستند. چنانكه طالب زبان، تنها گوش است و هيچ عضو ديگري الفاظ را كه به وسيله زبان گفته مي‌شود نمي‌تواند بشنود. پس تا شخص لوح ضمير را از اوهام و خيالات نپردازد راز حقيقت را درك نتواند كردن. مصراف دوم جنبه تمثيلي دارد و شبه دليلي است براي اثبات مفاد مصراف اول.

(15)          در غم ما روزها بيگاه شد              روزها با سوزها همراه شد

در غم عشق ما روزها از پي هم آمد و عمر سپري شد. و ايام و اوقات توأم با سوز و گداز گرديد. يعني درد طلب عشاق و ميل به وصال در آنان دائمي است و لحظه‌اي منقطع نمي‌شود.

(16) روزها گر رفت، گو: رَوْ، باك نيست               تو بمان اي آنكه چون تو پاك نيست

اگر اين روزهاي پُر سوز سپري شود و عمر گذشت بگو: اي عمر بگذر كه از گذر تو هيچ باكي ندارم. امّا تو اي حضرت معشوق، عنايات و الطافت هماره متوجه ما باشد كه تويي پاك و منزه و همچون تو كسي منزه نيست. [منظور دو بيت اخير: ارزش و اعتبار حيات از ديد عاشق عارف، نيل به حضرت معشوق است. حياتي كه عاري از طلب حقيقت باشد در نظر او هيچ ارزشي ندارد.]

(17)  هر كه جز ماهي، ز آبش سيــر شد          هر كه بي‌روزي است، روزش دير شد

بجز ماهي، هر كس از آب سير مي‌شود. زيرا حيات ماهي فقط در آب ميسر است. همينطور عاشق صادق نيز بدون عشق و طلب حضرت معشوق زندگي نتوان كرد. پس مايه حيات عاشق، عشق است و هر كس كهاز آب عشق و عرفان، بي‌نصيب باشد روحي پژمرده و افسرده دارد. يعني هر گاه كسي دچار دل‌سيري و ملال گرد معلوم مي‌شود كه از عشق و معرفت بي‌بهره است.  [مولانا به كرّات عاشق صادق را به ماهي تشبيه كرده است كه مايه حيات و بقايش عشق است. يعقوب چرخي گويد: غير ماهي از آب، سيراب شود. اما ماهي را از آب، سيري نيست. عشاق را همچون ماهيان بدان كه از آب حيات عرفان، ايشان را سيري نيست.]

(18)         در نيابد حال پخته هيچ خام             پس سخن كوتاه بايد والسلام

شخص خام نمي‌تواند احوال پختگان را دريابد. زيرا حال آنان را نمي‌توان با الفاظ و عبارات درك كرد. حال كه چنين است پس بايد سخن را كوتاه نمود و دم فرو بست. [اشاره به اينست كه شرط معرفت و درك حقيقت، مناسبت حال است، زيرا معرفت حقيقي وقتي حاصل شود كه مُدرِك با مُدرَك اتحاد داشته باشد. يعقوب چرخي در اين باره گويد: اهل الله كه به مشاهده و معاينه به مقصود اصل، مشرّف شده‌اند، احوال ايشان را كسي كه مقيّد به تقليد است و اسير نفس اماره، در نيابد. پس سخن را جز به طريق اشارت و كنايت نتوان گفت.]

(19)      بند، بگسل، باش آزاد اي پسر           چند باشـي بند سيم و بند زر؟

اين بيت در جواب سؤالي مقدر است. گويا كسي مي‌پرسد: يا حضرت مولانا پختگان معرفت و يقين چه سان بدان مقام منيع رسيده‌اند؟ يا چگونه مي‌توان حال پختگان را دريافت؟ جواب: اي پسر معنوي! قيد و بند تعلقات دنيوي را پاره كن و از زنجير دنيوي و نفساني آزاد شو. آخر تا كي گرفتار سيم و زرخواهي بود؟ [«اي پسر» خطاب به سالكاناست كه در واقع فرزند معنوي مشايخ به شمار آيند. زيرا در طريقت نوعي اتصال ميان مريد و مراد ايجاد مي‌گردد. چنانكه مريد، جزئي از اجزاي مراد محسوب شود. همانطور كه فرزند، جزئي از پدر محسوب آيد. اما اُبوت و بُنوت در طريقت نسبت معنوي دارد. آزادي و حريت در اينجا بدين معني است كه بنده، دل در گروي چيزي نسپارد الا به حق. پس شرط پختگي و كمال روحاني گسستن حب عنان گسيخته به مال و مكنت دنيوي است.]

(20)       گر بريزي بـحر را در كوزه‌اي               چند گنجد؟ قسمت يك روزه‌اي

به عنوان مثال، اگر آب دريا را درون كوزه‌اي بريزي، چقدر در آن جمع مي‌شود؟ مسلماً به اندازه نصيب و بهره يك روز. [اين استدلال در بيان حرص و آز بي‌عذار آزمندان پرداخته شده است. پس نبايد گرفتار حرص و آز شد، زيرا آزمندي آدمي را به پريشاني و اضطراب در مي‌كشد.]

(21)       كوزه چشم حريصان پُر نشد                  تا صـدف قانع نشد پر در نشد

چشم آزمندان با همه محدوديتي كه دارد هرگز سير نمي‌شود و هر چه زر و سيم بيندوزند پريشاني خاطرشان برطرف نمي‌شود، بلكه هر روز آتش حرص و آزشان تيزتر گردد. به عنوان مثال تا صدف قانع نباشد و از قطرات فراوان باران به چند قطره اكتفا نكند هرگز درونش پر از مرواريد نگردد. [برخي از قدما مي‌پنداشتند كه مرواريد از دانه‌هاي باران نيسان و يا نيسان حاصل مي‌آيد. خواجه نصير گويد: و در افواه مشهور است كه آن وقت به باطن صدف مي‌رسد به خاصيتي كه در جوف صدف قدرت ازلي (نهاده است) تعبيه كرده مرواريد متولد مي‌شود. مولانا در بيان ضرورت و فايده قناعت اين باور عاميانه را بر سبيل مثال آورده است.]

(22)  هر كه را جامه ز عشقي چاك شد             او ز حـرص و جمله عيبي پاك شد

هر كه جامه خودخواهي و نفساني‌اش از شدت عشق به حضرت معشوق چاك شود. او از حرص و هر نوع عيبي پاك خواهد شد. [عشق خواه حقيقي يا مجازي، سبب تبديل اخلاق است. ما مي‌بينيم كه شخص پيش از آنكه عاشق شود، ممسك و مال دوست و يا بددل و ترسوست، و همينكه عشق بر وجودش استيلاء يافت سر كيسه‌هاي بسته و مهر زده را باز مي‌كند و همه را در راه معشوق در مي‌بازد و يا به استقبال خطر مي‌رود و خويش را در بلاهاي صعب مي‌افكند و از هيچ چيز نمي‌هراسد. از همين نمونه، ساير اخلاق و اوصاف را مي‌توان قياس گرفت... آنچه گفتيم در عشق صورت بود كه آن را عشق مجازي مي‌نامند. و اين تأثير در عشق به حقيقت و شخصيت‌هاي معنوي هم قابل انكار نيست.]

(23) شاد باش اي عشق خوش سوداي ما          اي طبيــب جمـــله علت‌هاي مـــا

اي عشق خوش سوداي ما، يعني‌اي عشقي كه موجد هيجانات خوب و جذاب روحي مي‌شوي. و اي طبيب همه دردها و امراض ما! هماره شادمان و با نشاط باش. [اما نيكلسون معتقد است كه سودا تقريباً مرادف فكر است. احوال و هيجانات روحي اگر از عشق صوري ناشي شود ناپسند و بدسوداست، ولي اگر احوال و هيجانات روحي از عشق حقيقي منبعث شود پسنديده و خوش سوداست.]

(24)      اي دواي نخوت و ناموس ما                  اي تو افلاطـون و جالينوس ما

اي عشق! تويي دواي خودبيني و خودنمايي ما. و اي عشق! تويي طبيب روحاني و جسماني ما. [«عشق» در اينجا و بسياري از موارد مثنوي كنايه از معشوق است. افلاطون حكيم معروف يونان باستان به سال 427 پيش از ميلاد متولد شد، و نزديك به هشتاد سال زيست. وي از مردم شهر آتن بود. او پزشك و عالم بود و به هيأت افلاك و علم خواص و طبايع اعداد دانا بود. وي را زعيم حكماي اشراقي دانسته‌اند، چرا كه راه وصول به حقيقت را تهذيب نفس و مكاشفه مي‌دانسته‌اند. از اينرو در اين بيت كنايه از طبيب روحاني است.

اما جالينوس از مشهورترين اطباي يونان باستان پس از ابقراط محسوب شود. وي بس جهانگردي مي‌كرد و بسياري از شهرها را ديد. او در سن هفده سالگي در طب و فلسفه و علوم رياضي به درجه كمال رسيد و در بيست و چهارسالگي در اين علوم به مقام اجتهاد نائل شد. جالينوس هنگامي ظهور كرد كه صنعت طب دستاويز سوفسطائيان شده بود و محاسن آن از ميان رفته بود. بدين جهت خود را مهيا كرد كه از طب دفاع كند و آن را در محل مناسب خود گذارد. او عقايد و آراء ابقراط و پيروانش را تأييد و تحكيم كرد و كتبي بسياري در اين باب نگاشت و حقايق طب را آشكار ساخت و عقايد طبي را تأييد نمود. جالينوس در اينجا كنايه از طبيب جسماني است.]

(25) جسم خاك از عشق، بر افلاك شد           كوه، در رقــص آمد و چالاك شد

جسمي كه از خاك است بر اثر عشق الهي بر اوج افلاك و آسمانها رفت و كوه به رقص و رفتار آمد. [مصراع اول به موضوع معراج به معني عام اشارت دارد، هر چند كه معراج پيامبر (ص) و عروج عيسي (ع) و ادريس (ع) را نيز شامل مي‌شود.

(26)    عشق، جـان طور آمد، عاشقا!             طور، مســت و خرَّ موسي صاعقا

اي عاشق! آن روحي كه به كوه طور جان و حيات بخشيد عشق بود. به بركت عشق بود كه كوه طور مست شد و موسي (ع) از عظمت و مهابت آن بيهوش بر زمين افتاد.

(27)    با لب دمساز خود گر جفتمي             همچو ني من گفــتني‌ها گفتمي

اين بيت در جواب سؤالي مقدر است. گويا كسي مي‌پرسد: يا حضرت مولانا اين عشق چيست كه از عظمت آن، اجسام خاكي به معراج مي‌روند و كوه طور به رقص مي‌آيد و موساي نبي بيهوش بر زمين مي‌افتد؟ اگر ممكن است اسرار آن عشق را براي ما بازگو كن. جواب: اگر با لب يارم كه با زبان حال من دمساز است، قرين مي‌شدم مانند ني گفتني‌هاي بسياري مي‌گفتم و اسرار عشق را به شرح باز مي‌گفتم. [ولي دريغا كه محرمي نمي‌يابم كه راز عشق را بدو گويم. يا چنان در قبضه نائي معشوق و تصرفات او هستم كه از خود اختياري ندارم. بي‌عنايت او هيچ سرود و ندايي از من برنمي‌آيد.]

(28)     هر كه او از همــزباني شد جدا           بي‌زبان شد، گر چه دارد صد نوا

زيرا هر كس كه از همزبانش جدا شود، اگر صد نوا و نغمه هم كه داشته باشد باز هم لال و بي‌زبان خواهد بود. [يكي از آداب عارفان و اهل سلوك صمت (= خاموشي) است. صمت بر دو نوع است: يكي صمت عامگان و ديگري صمت خاصگان. مراد صمت عامگان اينست كه سالك مبتدي بايد زبان خود را مواظبت كند و آنرا كمتر بكار گيرد تا خطا و زلل كمتري مرتكب شود. چرا كه زبان همچون مركبي نافرمان است كه اگر بسته‌اش ندارند، تنوسني كند و موجب زيان شود. و اما مراد از صمت خاصگان اينست كه عارفان كامل و سالكان منتهي مجاز نيستند كه اسرار طريقت و حقيقت را به هر گوشي القاء كنند، مگر به قدر اهليت اشخاص. يعقوب چرخي گويد: اهل تصوف را سخناني است كه به هر زبان بيان آن نتوان كرد و ايشان به آن زبان خاص بيان اسرار حقيقت مي‌كنند در ميان همديگر، هر كه واقف نيست پيش او سخن تصوف نتوان گفت. ابن عربي در اسرار صمت گويد: صمت مطلق درست نيست، زيرا بنده مأمور است كه ذكر خدا گويد، بلكه تنها اين خاموشي در ظاهر اوست و نه در باطن وي.]

(29) چونكه گل رفت و گلستان در گذشت       نشنوي زان پس ز بلبل ســرگذشت

همينكه فصل گل سپري شود و ايام گلستان بگذرد، ديگر از بلبل نغمه‌اي نخواهي شنيد. [اين بيت نيز مانند بيت پيشين، مضمون بيت (27) را تأييد و تأكيد مي‌كند. يعقوب چرخي گويد: چون بلبل روي گل بيند، هزاردستان را نواي خود سازد. و اما در خارستان زمستان، بي‌نوا ماند، يعني حكم الهي را به اهل آن توان گفت. اما پيش جاهلان از آن بيان نتوان كرد. حضرت اميرمؤمنان به كميل گفت: در دل من، علوم بسياري است و كسي را نمي‌يابم كه به او بگويم. از اينجا گفته‌اند: كلِّم النّاس علي قدر عُقُولِهِم.]

(30) جمله معشوق است و عاشق پرده‌اي      

 زنده معشـوق است و عاشق مرده‌اي

هر چه هست معشوق است، و عاشق پرده‌اي بيش نيست، و آنكه زنده حقيقي است فقط معشوق است، و عاشق بدون معشوق كالبد بي‌جاني بيش نيست. [«پرده» را اگر همان پرده معروف بگيريم كه بر در مي‌آويزند، مصراف اول جنبه تمثيلي خواهد يافت. بدين معني كه عاشق همچون پرده‌اي است كه حركت و جنبش آن از خود نيست بل از تصرفات معشوق است. چنانكه جنبش پرده نيز از باد است نه از خود. و اگر «پرده» را كنايه از حجاب هستي بشري و ظاهري عاشق بگيريم منظور اينست كه وجود موهوم بشري عاشق، حجابي است كه او را از حضرت معشوق جدا مي‌كند. اين وجه مناسب‌تر است. و اگر «پرده» را به همعني موسيقايي آن بگيريم بعيد مي‌نمايد، هر چند كه خالي از وجه هم نيست. به هر حال غالب شارحان مثنوي اين بيت را حمل بر وحدت وجود كرده‌اند. مصراع دوم مناسب است با مفاد آيه 88  سوره قصص: كُلُّ شيءٍ هالكٌ الّا وجهه. «همه چيزبه نيستي رود جز ذات خداوند». نيز مناسب است با آيه 26 و 27 سوره رحمن: كُلُّ مَنْ عَلَيها فانٍ وَيَبْقي وَجْهُ رَبِّكَ ذوالجلالِ و الاكرامِ. «همه چيز به فنا رود و تنها ذات پروردگارت كه شكوهمند و بزرگوار است باقي است.»]

(31)       چون نباشد عشق را پرواي او              او چو مرغي مانْد بي‌پر، وايِ او!

اين بيت از لحاظ مضمون مكمل و مؤيد بيت پيشين است. معني بيت: اگر عشق به سوي عاشق توجه نكند، عاشق مانند پرنده پركنده‌اي است كه هواي به حالش! [بعضي از شارحان در معني بيت فوق نوشته‌اند: «هر كس كه پرواي عشق نداشته باشد...» اين معني همانطور كه استاد نيكلسون گفته سست و ترديدآميز است. زيرا عشق حق از حق سرچشمه مي‌گيرد و به لطف او الهام مي‌شود. وقتي كه خداوند به عاشقان خويش عنايتي نداشته باشد، لطف خود از آنان دريغ مي‌دارد. و در نتيجه نمي‌تواند در مدارج كمال به پرواز درآيد. «پرواي او» و «پر، وايِ او» جناس مركب است.]

(32)   من چگونه هوش دارم پيش و پس           چون نباشد نور يـارم پيش و پس؟

اگر نور باطن حضرت معشوق در پيش و پس من نباشد، من چگونه مي‌توانم با اين عقل جزئي و ادراك محدود راه خود را بيابم و در آن سلوك كنم؟ [بيت فوق مناسب است با آيه 12 سوره حديد: يَومَ تَرَي الْمؤمنينَ وَ الْمؤمناتِ يَسْعي نُورُهم بينَ ايديهم و بايمانهم. «روزي كه مردان و زنان مؤمن را بيني كه نورشان در پيشاپيش و سمت راستشان مي‌رود.» نيز اشارت است به آيه 8 سوره تحريم. منظور بيت: سرچشمه جميع معارف روحاني و ادراكات معنوي آدمي نور باطن حضرت حق است.]

(33) عشق، خواهد كين سخن بيرون بود         آينه، غـــــمّاز نبود چون بـــــود؟

عشق ايجاب مي‌كند كه معاني و اسرار به ظهور رسد، زيرا چگونه ممكن است كه آينه صيقلي اشيا را در خود منعكس نكند؟ [اگر عشق در جان آدمي شرر زند، آثار آن در افعال و احوال او نمايان گردد. پس توان گفت كه عشق مانند آينه‌اي است كه صور اشيا را در خود نمايان مي‌گرداند. همينطور در آينه عشق نيز، احوال عاشق آشكار شود. پس عشق، كشّاف ضمير است.]

(34)   آينه‌ات، دانــي چرا غمّاز نيست؟                ز آنكه زنگار از رخش ممتاز نيست

مي‌داني كه چرا آينه دل و روحت اسرار و حقايق معنوي را نشان نمي‌دهد؟ به خاطر اينكه زنگار هوي و هوس را از روي آن پاك نكرده‌اي. [منظور اينست كه چون دل، صاف و روشن شود اسرار عرفاني و حقايق رباني در آن منعكس گردد. مادام كه شخص، دل از زنگار نپردازد حقايق رباني در آن نقش نيابد.]

    با استفاده از  شرح کریم زمانی



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 22:47 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

پارادوکس‌های ادبیات فارسی دوم:

• نخست آن سیه روز برگشته بخت           برافراخت بازو چو شاخ درخت

(ترکیب سیه روز بودن)

• اگر چشمم احیاناً تو چشمش می‌افتاد با همان زبان بی زبانی نگاه، حقش را کف دستش می‌گذاشتم.

(ترکیب زبان بی زبانی)

• غرش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود

(ترکیب آوازهای خاموش)

• ترس و وحشت به او جرئت و جسارت بخشید

(عبارت ترس و وحشت جرئت و جسارت بخشیدن)

• ناتانائیل، آرزو مکن خدا را در جایی جز همه جا بیابی

(عبارت‌ جایی جز همه جا)

• سرانجام این طور نیز می‌گوییم که او در همه جا هست، هر جا و نایافتنی است

(عبارت در هر جا بودن و نایافتنی بودن)

• هنگام تنگ‌دستی در عیش و کوش و مستی       کان کیمیای هستی قارون کند گدا را

(عبارت فقیر و تنگ‌دست بودن و در عین حال به عیش و خوشی پرداختن)

• خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند       ساقی بده بشارت رندان پارسا را

(ترکیب رند پارسا)

• ور امروز اندرین منزل تو را جانی زیان آمد          زهی سرمایه و سودا که فردا زآن زیان بینی

(عبارت از زیان سود دیدن)

• پیدای پنهان) (ترکیب پیدای پنهان)

• جهانی شبیه به بهشت که در آن کوشیده شده است تا «ناپیدا کران» در «محدود» جای گیرد)

(عبارت جای گرفتن ناپیدا کران در محدود)

• از چهرة تکیده‌اش بدبختی و سیه روزی می‌بارید(

(ترکیب سیه روز)

• بر بساطی که بساطی نیست

(عبارت بساط بی بساطی)

• باغ بی برگی / روز و شب تنهاست / با سکوت پاک نمناکش

(ترکیب باغ بی برگی)

• جامه‌اش شولای عریانی است

(ترکیب شولای عریانی)

• باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست

(ترکیب باغ بی برگی)

• باغ بی برگی خنده‌اش خونی است اشک آمیز)

(ترکیب باغ بی برگی)

• جیب‌هایم پر از خالی است)

(عبارت پر از خالی بودن)

• از تهی سرشار / جویبار لحظه‌ها جاری است

(عبارت تهی از سرشار بودن)

• از خلاف آمد عادت بطلب کام که من          کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

(عبارت از پریشانی کسب جمعیت و آسودگی کردن)

• دولت فقر خدایا به من ارزانی دار              کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

(ترکیب دولت فقر)

• ای سرو پای بسته به آزادگی مناز               آزاده من که از همه عالم بریده‌ام

(عبارت پای بست بودن سرو و در عین حال به آزادگی نازیدن)



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 22:42 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

ادبیات 2 - سوالات مفهومی ادبیات فارسی 2

1- در عبارت « به نام آن خدای که مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است.» «مشبه » کدام است ؟

1- کشتی                     2- نام                          3- مهر *                       4- بلا نشینان

2- معنی بیت « چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان    که زجان ما بگردان ره آفت قضا را » چیست؟

1- چون تو به خاطر تقاضای بیچارگان حوادث ناگوار را تغییر می دهی ، از جان ما بلا ها را دور کن .

2- چون تو تغییر دهنده ی پیشامدهای ناگوار هستی، به حق دعای بیچارگان، پیشامدهای بد را از مادور کن. *

3- چون که تو می توانی قضا و قدر را از بیچارگان دور کنی، پس از تو می خواهیم که تقدیر بد را از ما نیز دور کنی .

4- وقتی که تو می توانی مصیبت هارا تغییر دهی تورا سوگند می دهیم که به خاطر دعای ما بلاهارا از بیچارگان دور کنی .

3- شاعر در مصراع « مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ » به کدام ویژگی امام علی (ع) اشاره کرده است؟

1- محبّت                     2- مردانگی                 3- عزّت مندی                4- شفاعت *

4- کدام بخش از بیت « چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان    که زجان ما بگردان ره آفت قضارا » در بر دارنده ی معنای سوگند است ؟

1- ره آفت قضارا    2- که زجان ما بگردان     3-به دعای مستمندان*   4- چو تویی قضای گردان

5- « را » از نظر معنی در کدام گزینه با بقیه تفاوت دارد؟

1- چو علی که می تواند که به سر برد وفا را .

2- که زکوی او غباری به من آر توتیا را . *

3- که به ماسوا فکندی همه سایه هما را .

4- که زجان ما بگردان ره آفت قضا را .

6- کدام گزینه صحیح است ؟

1-    مهابهاراتا حماسه ای طبیعی است که آن را رامایانای هندی سروده است .

2-   حمله ی حیدری حماسه ای طبیعی است که آن را باذل مشهدی سرو ده است.

3-   ایلیاد و ادیسه حماسه ای مصنوع است که آن را هومر یونانی سروده است .

4-   خاوران نامه حماسه ای مصنوع است که آن را ابن حسام خوسفی سروده است . *

7-  در مصراع « کمان به زه را به بازو فکند» « به زه » یعنی چه ؟

1-    کمانی که زه آن باز شده بود .                      2- کمانی که زه آن پاره شده بود .

3- کمانی که آماده ی تیر اندازی بود .  *          4- کمانی که زه آن مناسب بود .

8-  معنی کلمه ی «سوفار» در مصراع « چو سوفارش آمد به پهنای گوش» چیست؟

1- زه کمان              2- دهانه ی تیر*              3- قبضه ی شمشیر            4- دسته ی گرز

9-   کدام واژه ممال نیست؟

1- مزیح                       2- سلیح                     3- مطیع*                   4- رکیب

10- مصراع « برانگیخت ابرش برافشاند گرد » یعنی چه؟

1- گرد و غبار مانند ابر آسمان را فرا گرفت .        2- اسبش را به حرکت در آورد و گرد و غبار ایجاد شد *

3- اسب با عصبانیّت گرد و غبار عجیبی ایجاد کرد.     4- باران بارید و گردو غبار را فرو نشاند.

11- علّت ادامه ی جنگ با توّجه به بیت « چو ننمود رخ شاهد آرزو       به هم حمله کردند باز از دو سو » چیست؟

1- دست نیافتن به هدف*                    2- نشناختن یکدیگر

3- علاقه به جنگ و مبارزه                  4- آرزوی غلبه بر یکدیگر

12- نویسنده ی فیلم نامه ی « بچّه های آسمان» کیست؟

1- مجید مجیدی*      2- مهدی فخیم زاده           3- ابراهیم حاتمی کیا              4- علی حاتمی

13- «غمی شد زپیکار دست سران» یعنی چه؟

1- سرداران از ادامه ی جنگ نا امید شدند.                2- پهلوانان ادامه ی جنگ را غیر ممکن دیدند.

3- دست پهلوانان از ادامه ی نبرد خسته شده بود*      4- سرداران به خاطر ادامه ی جنگ از دست هم ناراحت شدند

 14- املای کدام کلمه با توجه به معنی آن غلط است؟

1- مضغ: جویدن      2- محضور: تنگنا*    3- استشاره: مشورت کردن    4- متفرّعات: وابسته ها

15- «نماز دیگر» در عبارت « چون نماز دیگر شد فرّاشی که از آن عمرولیث بود، در لشکر گاه می گشت.» یعنی چه ؟

1- نماز صبح                2- نماز ظهر                 3- نماز عصر*             4- نماز مغرب

16- کدام اثر تحت تأثیر گیله مرد بزرگ علوی نگارش یافته است؟

1-  از رنجی که می بریم*        2- مدیر مدرسه          3- تلخ و شیرین         4- آتش خاموش

17- در عبارت زیر چند غلط املایی وجود دارد؟

« یکی از حضّار چنان محظوظ گردیده که جلو رفته، جبهه ی شاعر را بوسید. در آن اثنا که وی در شوخی و بزله و لطیفه نوک جمع را چیده و مجلس آرای بلا معارض شده بود، صدای زنگ تلفن از سرسرای امارت بلند شد.»

1- یک                         2- دو   *                      3- سه                         4- چهار

18- کدام مورد اضافه ی تشبیهی نیست؟

1-  خلوت خانه ی مکاشفات       2- کنگره ی کبریا*        3- آتش عشق          4- شربت وصال

19- املای کدام واژه با توجه به معنی غلط است؟

1- مخذول : خوار     2- طمأنینه: آرامش   3- ارتجالاً: بی درنگ         4- معلوف: انس گرفته *

 20- کدام بیت به آیه ی « انّا لله و انّا الیه راجعون» اشاره ندارد؟

1- ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم          باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

2- خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان          کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

3- آمد موج الست کشتی قالب ببست                       باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

4- بخت جوان یار ما دادن جان کارما              قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست *

21- عبارت «راه بیابان را به رویمان باز گذاشته اند» کنایه از چیست؟

1- گمراهی                   2- آزادگی                   3- اسیر دشمن شدن              4- آوارگی *

22- در مصراع « به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی» « درفش کاویان» نماد چیست؟

1- صلح و دوستی             2- ظلم ستیزی        3- قدرت نمایی                       4- پیروزی*

23- تأثیر گذار ترین شاعردر حوزه های مختلف شعر فارسی کیست؟

1- حافظ                       2- مولانا                      3- سنایی*                 4- سعدی

24- پیام کلّی این بیت چیست؟

« ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون   نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا»

1- بیهودگی دنیا          2- کوتاهی عمر            3- کمک به دیگران        4- اغتنام فرصت *

25- معنی درست واژه های « ادبار – استیصال- بادی» به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟

1- بدبختی – در ماندگی- آغاز *                      2- پشت کردن- پی گیری – بی بنیان

2-   زشتی -  ناچاری- ناگزیر                            4- زبان درازی – استواری- شروع کننده

26- کدام آرایه دربیت زیر به کار نرفته است؟

«‌به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم             به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم»

1- تشبیه                     2- جناس                     3- تضاد *                   4- ایهام

27- در عبارت « ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری» از «آندره ژید» نویسنده چه امری را مهم تر می داند؟

1- زیبایی آفریده ها        2- عظمت انسان           3- اهمّیّت محبّت        4- نحوه ی نگرش *

28-  با توجّه به بیت:

« سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد                        دلبر که در کف او موم است سنگ خارا» «ت» در «غیرتت» چه نقش دستوری دارد؟

1- متمّمی                    2- مفعولی *                3- مضاف الیهی                      4- بدلی

29- در عبارت زیر چند غلط املایی وجود دارد؟

« در عالم پندار خود اشباهی را می دید . چند دسته از بوته های خوار در نقاط بی درخت سوت می زدند. شاخه های عظیم به وضعی موهش سیخ ایستاده بودند.»

1- دو                           2- سه  *                      3- چهار                      4- یک

30- عبارت« به خود » در مصراع «حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود» یعنی چه ؟

1- به اختیار خود*                   2- به تن خود              3- خلاف میل خود       4- به نفع خود

31- کتاب «الایّام» اثر .................... بهترین نمونه ی ................. است.

1- دکتر طه حسین- زندگی نامه نویسی*       2- محمد حسن خان صنیع الدّوله- خاطره نویسی

3- ابن بطوطه – سفرنامه نویسی                     4- دکتر طه حسین – خاطره نویسی

32- با توجّه به معنی املای کدام کلمه غلط است؟

1- صلا زدن: صدا زدن      2- حاذم: هوشیار*      3- صولت: شکوه      4- هرّا: صدا و غوغا

33- کدام آرایه در بیت زیر به کار نرفته است؟

« چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام             چون اشک در قفای تو با سر دویده ام»

1- ایهام                       2- کنایه                      3- تشبیه                    4- استعاره *

34- «از غزل سرایان نامی معاصر که بیشتر به پیروی از سعدی غزل گفته و شیوایی و روانی سخن سعدی در سروده هایش محسوس است.»

1- رهی معیّری *             2- هوشنگ ابتهاج            3- موسوی گرمارودی      4- شهریار

35- در کدام گزینه غلط املایی آمده است؟

1- زورق های غوّاصان         2- نغمه های مهیّج      3- خادم سمات *        4- مسیل های مهیب

36- مفهوم کنایی کدام گزینه نادرست است؟

1- سپر بینداخت: تسلیم شد              2- کمیتش لنگ بود: ناتوان بود

3- باب دندان: مطابق میل                   4- بسمل کردن: آغاز نمودن *

37- عبارت زیر را با کدام گزینه می توان کامل کرد؟

« ...................... از چهره های مهم ادب پایداری آمریکای لاتین و .................. از مشهور ترین نویسندگان ادب پایداری سیاهان است.»

1- پابلو نرودا- هریت بیچر استو *                  2- هریت بیچر استو- اثل مانین

3- هریت بیچر استو- پابلو نرودا                     4- پابلو نرودا- اثل مانین

38- کدام گزینه از عبارت « سرزمین ما زمرّد است» دریافت نمی شود؟

1- سرسبزی و آبادانی    2- موجب کوری دشمنان    3- بردباری و شکیبایی*         4- ارزشمندی

39- پیام اصلی حافظ دربیت زیر چیست؟

« ای صاحب کرامت، شکرانه ی سلامت                       روزی تفقدّی کن درویش بینوا را »

1- شکر گزاری       2- دلسوزی برای ستم دیدگان   3- بخشش به دیگران     4- درویش نوازی*

40- در کدام گزینه از پیام های بیت زیر نیامده است؟

 

« من آنم که در پای خوکان نریزیم                   مر این قیمتی درّ لفظ دری را »

1- ارزشمندی زبان فارسی                  2- نکوهش مدح پادشاهان    

3- دوری از دستگاه درباری                 4- ستایش بزرگان شعر فارسی *

41- مفهوم کلی رباعی زیر را بنویسید.

« آنان که محیط فضل و آداب شدند                 در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون                       گفتند فسانه ای و در خواب شدند»

ج : ناشناخته ماندن اسرار هستی

42- نثرخواجه عبدالله انصاری چه نوع نثری است ؟

ج : مسجّع و فنّی

43- دربیت « دلیری کجا نام او اشکبوس        همی بر خروشید بر سان کوس» واژه ی « کجا » به چه معنی است؟

ج : که

44- مفهوم عبارت « غرّش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود.» چیست؟

ج : وزش باد سکوت همه جا را نشان می داد .

45- در عبارت « ماری از دیشب روی قلبش چنبره زده بود. » کدام واژه استعاره است؟

ج: مار استعاره از غم و غصّه .

46- بیت زیر را کامل کنید :

« در طبع جهان اگر وفایی بودی                       ................................................. »

ج: نوبت به تو خود نیامدی از دگران.

47- در مصراع « ماه ایارش آوازه ماست.» «ایار» معادل کدام ماه بهار است؟

ج : خرداد

48- مفهوم کلی بیت زیر چیست؟

« خورده قسم اختران به پاداشم                      بسته کمر آسمان به پیکارم »

ج: سرنوشت با من دشمن شده است.( سرنوشت با من موافق نیست.)

49- به حاضر جوابی در بیت زیر چه می گویند؟

« از قضا آیینه ی چینی شکست                      خوب شد اسباب خود بینی شکست »

ج: بدیهه گویی .

50- دربیت زیر چهار آرایه ی ادبی تعیین کنید.

« برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است                 که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت»

ج : تشبیه – واج آرایی- تلمیح – ایهام

51- مفهوم کلی عبارت زیر چیست؟

« خداوندا، از زندان، موی بالیده و جامه ی شوخگن توان آورد.»

ج: بی ارزشی امور دنیایی

52- با توجه به بیت : « کجا می روی؟ ای مسافر، درنگی        ببر با خودت پاره ی دیگرت را »

الف) منظور از مسافر چیست؟             ج : شهید       

ب) کدام قسمت ایهام دارد؟ معانی آن را ذکر کنید. ج: پاره دیگر1- همسنگرشهید(شاعر) 2- سرشهید

53- بیت زیر را کامل کنید.

« .............. را بر دیده ی خود .............. داد                  منتّی بر ................ شیدا نهاد »

ج: حسن – جلوه – عاشق

54- عبارت « تخفیف خواسته بودند.» یعنی چه؟

ج: در مالیات آنها تخفیف داده شود .

55- مفهوم مصراع زیر را بنویسید.

« یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند.»

ج: در حکومت ستم شاهی کسی به فکر آزادی نیست .

56- در مصراع زیر به دو آرایی ادبی شاخص اشاره کنید.

« ای سرو پای بسته به آزادگی مناز»

ج: تشخیص – متناقض نما یا پارادوکس

57- با توجه به بیت : « دری که به باغ بینش ما گشوده ای / هزار بار خیبری تر است.»

الف) منظور از « در » چیست؟             ج: آگاهی (نهج البلاغه)

ب) « خیبری تر» یعنی چه؟     ج: محکم تر

58- بیت « عطا از خلق چون جویی، گر او را مال ده گویی /  به سوی عیب چون پویی،‌گر او را غیب دان بینی» به کدام صفات الهی اشاره دارد؟

ج : رازق بودن – آگاه از تمام اسرار

59 – در مصراع زیر « داروگ» نماد چیست؟

« قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟»

ج: پیام آور آزادی - انسان های آگاه

60- .................. که نه آهنگ دارد نه قافیه و نه وزن عروضی و فرق آن با نثر در ................ شعری است.

ج: موج نو – تخیّل

61- مصراع زیر به چه حدیثی اشاره دارد؟ متن عربی آن را همراه با ترجمه ذکر کنید.

« متحیّرم چه نامم شه ملک لافتی را؟ »

ج: لا فتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار( جوانمردی چون علی و شمشیری چون ذوالفقار نیست.)

62- در بیت زیر چه نوع استفهامی به کار رفته است؟

« آیا از سرزمین تو بود که فرشتگان / سرود های صلح و شادی انسان را برای چوپانان خواندند؟»

ج: انکاری

63- دربیت زیر دلیل استفاده از « پر عقاب » در «تیر» چه بوده است؟

« یکی تیر الماس پیکان چو آب           نهاده براو چار پرّ عقاب»

ج: جلوگیری از انحراف تیر

64- هر گزینه مربوط به کدام نوع حماسه است؟

الف) باز آفرینی حماسه به جای آفرینش آن.                ج: مصنوع

ب) نقل حماسه از یک نسل به نسل دیگر.                    ج: طبیعی

65- منظور از « خصم » در بیت زیر کیست؟

« چو شیر خدا راند بر خصم،‌تیغ                      به سر کوفت شیطان دو دست دریغ»

ج : عمروبن عبدود

66- بیت زیر به کدام ویژگی مهم افراد جنگجو اشاره دارد؟

«چنین آن دو ماهر در آداب ضرب                   ز هم رد نمودند هفتاد حرب»

ج: مهارت در مبارزه و دفاع

67- مصراع اوّل بیت زیر به کدام شخصیّت بزرگ اسلام اشار دارد؟

« حبیب خدای جهان آفرین                نگه کرد بر روی مردان دین »

ج : پیامبر اسلام (ص)

68- در قافیه های بیت زیر چه قاعده ای اعمال شده است ؟

« کشانی بدو گفت : با تو سلیح                        نبینم همی جز فسوس و مزیح »

ج : ممال

69- معنی کنایه ای مصراع دوم را ذکر کنید .

« تهمتن بر آشفت و با توس گفت        که رهّام را جام باده ست جفت»

ج: رهّام مرد رزم نیست ، مرد بزم است .

70- در بیت زیر چهار آرایه مشخّص کنید.

« بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است                   بیار باده که بنیاد عمر بر باد است»

ج: تشبیه – استعاره – متناقض نما – کنایه – واج آرایی - جناس

71- عبارت زیر از کدام شخصیّت بزرگ اسلام است؟ مخاطب او کیست ؟

« ریختن خون تو برای من از ملک روی زمین بهتر است. »

ج : امام علی (ع) – عمروبن عبدود

72 – بیت زیر چه چیزی را توصیه می کند؟

« سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد                        دلبر که در کف او موم است سنگ خارا»

ج : تسلیم در برابر معشوق و توانمندی معشوق در برابر عاشق

73- مفهوم کلّی بیت زیر به کدام یک از اصول دین اشاره دارد ؟

« حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم                      جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم»

ج : توحید

74- عبارت زیر به چه امر مهمّی اشاره دارد؟

«برای من خواندن اینکه شن ساحل ها نرم است کافی نیست: می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.»

ج: احساس قبل از معرفت

75 – منظور از قسمت تعیین شده چیست؟

«‌از تمام بندرگاه هایش راندند / زیبای کوچکش را ربودند / و گفتند: تو آواره ای »

ج: سرزمین فلسطین

 

76- در کدام قسمت بیت زیر آرایه ی طنز به کار رفته است ؟

« حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود              ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را »

ج : شیخ پاکدامن

77- بیت زیراز کدام شاعر است ؟ پیام های آن را ذکر کنید .

« من آنم که در پای خوکان نریزم                    مر این قیمتی درّ لفظ دری را »

ج : ناصر خسرو  1- نکوهش مدح پادشاهان و قدرتمندان       2- ارزشمندی زبان فارسی

78- منظور از قسمت مشخّص شده در بیت زیر چیست؟

« دمی آب خوردن پس از بد سگال                  به از عمر هفتاد و هشتاد سال »

ج: زندگی

79- با توجه به : الها ! صد هزار مرتبه شکر که « شکر نعمت، نعمتت افزون کند. »

الف) نویسنده با ذکر قسمت تعیین شده از مولوی چه آرایه ای به کار برده است؟      ج : تضمین

ب) مصراع دوم این بیت را ذکر کنید .            ج : کفر نعمت، از کفت بیرون کند .

80- مفهوم عبارت زیر چیست؟

« اسب فصاحت در میدان بلاغت راندن و به جولان در آوردن بوده است. »

ج : روان و شیوا سخن گفتن

81 – با توجّه به شعر سهراب سپهری ، منظور از مصراع زیر چیست؟

« شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند . »

ج: ارزشمندی شعرا

82- در بیت : « موی سپید را فلکم رایگان نداد                     این رشته را به نقد جوانی خریده ام » منظور از قسمت های تعیین شده چیست؟

ج : فلک : روزگار( سرنوشت )  - این رشته : موهای سفید ( تجربه، سالخوردگی )

83 – عبارت « ای کریمی که بخشنده ی عطایی و ای حکیمی که پوشنده ی خطایی » به کدام صفات بارز خداوند اشاره دارد؟

ج: بخشنده بودن – ستّار العیوب بودن

84- منظور از « خون » در بیت زیر چیست ؟

 « در خون من غرور نیاکان نهفته است                        خشم و ستیز رستم دستان نهفته است»

ج : وجود شاعر

85 – در بیت زیر کدام واژه ایهام دارد ؟ معانی آن را ذکر کنید .

«‌دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر       گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست»

ج : عهد در مصراع دوم  1- پیمان   2- روزگار

86- در شعر « وقتی که مرگ در شکم درندگان ، دنده های بشر را دید/ و در قهقهه ی فشنگ ها / بر سر زنان گریان به دبکه پرداخت/ جز او کسی نخندید.»

الف) منظور از درندگان چیست؟         ج: اسرائیلی ها

ب) مرجع ضمیر « او » چیست؟                       ج : مرگ

87- منظور حافظ از قسمت های تعیین شده چه بوده است ؟

« همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی                         به پیام آشنایی بنوازد آشنا را‌ »

ج : پیام آشنا : پیام از جانب معشوق(خدا)   - آشنا : عاشق ( حافظ)

88- مفهوم کلّی بیت زیر چیست ؟

« نه بر اوج هوا او را عقابی دل شکر یابی          نه اندر قعر بحر او را نهنگی جان ستان بینی »

ج : امنیت در جهان آرمانی شاعر ( عالم عشق )

89- در بیت :

« ز یزدان دان نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد         که خطّی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی » مقصود از ارکان چیست؟

ج: اعضای بدن یا عناصر چهارگانه ( آب، باد،‌خاک و آتش)

90- در بیت زیر به کدام صفت حضرت علی (ع) اشاره شده است؟

« چو به دوست عهد بندد زمیان پاک بازان                  چو علی که می تواند که به سر برد وفا را»

ج : وفاداری به عهد و پیمان

91 – مفهوم کنایی هر مورد را ذکر کنید :

الف) پلک هایش داغ شده .     ج: آمادگی برای گریه کردن.

ب) چون تیری که از شست رفته باز نمی گردد .          ج: قابل جبران نیست .

92- در بیت زیر کدام احساس شاعر بیان گردیده است؟

« پنداشتی که ریشه ی پیوند من گسست      در سینه ام هزار خراسان نهفته است»

ج : عشق و علاقه به سرزمین ایران و زبان فارسی

93- در شعر « ما این را از گذشته به ارث می بریم / و امروز چهره ی شیلی بزرگ شده است/ پس از پشت سر نهادن آن همه رنج»

الف ) مرجع ضمیر «این» چیست ؟      ج: استقلال و مقاومت

ب) مفهوم کنایی «بزرگ شدن چهره» چیست؟                      ج: پیشرفت و شهرت جهانی

94- مفهوم عبارت زیر چیست؟ دو آرایه در آن ذکر کنید.

« به اندازه ی موهای سرت آدم کشته ام»

ج: زیاد آدم کشته ام - کنایه و اغراق

95- با توجّه به شعر زیر:

« ماه ایارش آواز ماست / که وقت ظهر در سایه ی آبی رنگ/ میا ن مزارع زیتون می خوانیم »

الف) منظور از « سایه ی آبی رنگ» چیست؟               ج : آسمان

ب) زیتون نماد و نشانه ی چیست؟                              ج: صلح و دوستی – کشور فلسطین

96- در شعر « کوفه همین تهران است / که بار اوّل می آیی / ذوالفقار را باز می کنی/ و ظلم را می بندی.»

الف) شاعر به چه موضوعی اشاره دارد؟                       ج: روایتی که هنگام ظهور امام زمان(عج) شمشیر حضرت علی(ع) در دست اوست .

ب) «ذوالفقار را باز می کنی» کنایه از چیست ؟                       ج: شروع جنگ و مبارزه

97- مفهوم عبارت زیر چیست؟ کدام آرایه ی ادبی در آن به کار رفته است؟

« بر بساطی که بساطی نیست.»                       ج: اوضاع نامناسب در جامعه- متناقض نما یا پارادوکس

98- با توجّه به بیت: « ترسیدم و پشت بر وطن کردم                         گفتم من و طالع نگونسارم»

الف ) این بیت از کدام شاعر است؟                  ج: مسعود سعد سلمان

ب) « واو» در مصراع دوم چه نوع واوی است؟ معنی آن را ذکر کنید.             ج: همراهی – به معنی با

99- زیب النّسا متخلّص به ................... از زنان شاعر هند است. وی در سرودن شعر بیشتر از ............... پیروی می کرد .

ج : مخفی – عرفی شیرازی

100- با توجّه به بیت زیر : « عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را       دزد دانا می کشد اوّل چراغ خانه را »

الف) آرایه ی ادبی شاخص این بیت کدام است؟                      ج : اسلوب معادله

ب) مفهوم کلّی بیت چیست؟                                                  ج: ناتوانی عقل در برابر عشق

ج) «می کشد» در مصراع دوم به چه معنی است ؟                  ج: خاموش می کند



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 22:21 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نمونه سؤالات متن درس به درس تاریخ ادبیات 2 . سوم انسانی

درس اول
درآمدي بر عصر حافظ

1- كدام عارف و متفكر اندلسي، براي نزدكي كردن عرفان و فلسفه كوشيد؟ ابن عربي
2- چرا در عصر حافظ، گروه‌ها توانستند مذهب و اعتقادات خود را آزادانه آشكار كنند؟ به دليل بي‌اعتقادي برخي از ايلخانان و بي‌تعصبي برخي ديگر
3- شيعيان، كدام حكومت‌هاي محلي را تشكيل دادند؟ سربداران و مرعشيان
4- تفاوت شورش‌هاي تيمور با چنگيز در چه بود؟ اول اين كه تيمور دعوي مسلماني داشت و ديگر اين كه او و لشگريانش به طور نسبي با تمدن آشنا بودند.
5- مهم‌ترين افراد نفوذي مذهب تشيع در دستگاه حكومتي مغولان چه كساني بودند؟ خواجه نصيرالدين توسي و مؤيدالدين علقمي
6- در عصر حافظ كدام قالب شعري رو به ضعف و كسادي گذاشت؟ قصيده
7- مضمون قصيده‌هاي سروده شده در عصر حافظ چه بود؟ حمد خدا، نعت رسول اكرم (ص) و مناقب امامان شيعه
8- ابتكارهاي صورت گرفته در شعر اين دوره كدام است؟ منقبت و مرثيه و طرح مسائل اجتماعي
9- در شعر عصر حافظ تقليد از شاعران پيشين به چه شكل‌هايي بروز مي‌كرد؟ تقليد از شيوه‌ و سبك استادان پيشين، جواب گويي شعرهاي مشهور بر همان وزن و قافيه‌ي پيشينيان
10- شيوه‌ي كدام شاعر عصر حافظ ابتكاري تازه قلمداد مي‌شود؟ عبيدزاكاني
11- «طنز و انتقاد اجتماعي» در شعر كدام شاعران اين دوره بيش‌تر ديده مي‌شود؟عبيدحافظ و بسحاق اطعمه
12- «زبان شعر» در اين دوره چگونه است؟ جز در سروده‌هاي حافظ و خواجو، رو به سقوط و تباهي است.
13- عراقي، كدام مثنوي را بر وزن «حديقه سنايي» سروده است؟ عشاق نامه (ده نامه)
14- كدام كتاب عراقي به «نظم و نثر» است؟ لمعات
15- موضوع كتاب «لمعات» چيست؟ عرفان و سير و سلوك عارفانه
16- چه كسي مشهورترين شرح را بر «لمعات» نوشته است؟ جامي
17- «ساقي نامه» چگونه شعري است؟ شعري است در وصف مجالس بزم و لوازم مربوط به آن به طوري كه شاعر در خلال آن مضامين غنايي و عرفاني و حكمت و وعظ را نيز درج كند.
18- «عراقي» در كجا متولد شد؟ در يكي از روستاهاي فراهان به نام كميجان
19- «عراقي» در قونيه با كدام عارفان مشهور آشنا شد؟ شيخ صدرالدين قونوي
20- كدام اثر حماسي در دوره‌ي حافظ مورد توجه و تقليد قرار گرفته است؟ شاهنامه فردوسي  

درس دوم
خواجوي كرماني
1- «خواجو» در غزل از چه كسي پيروي مي‌كرد؟ سعدي
2- «نخل بند شاعران» شهرت كدام شاعر معروف است؟ خواجوي كرماني
3- «رساله‌ي اللباديه» مناظره بين چيست؟ ني و بوريا
4- خواجو در «قصيده سرايي» از كدام شاعر تقليد كرده است؟ سنايي
5- كدام شاعر در ستايش سربداران، شعر سروده است؟ ابن يمين
6- ابن يمين به سرودن شعر در كدام قالب شعري نام بردار گشته است؟ قطعه
7- مذهب «ابن يمين» چه بود؟ شيعه
8- «سيف فرغاني» شاعر كدام قرن است؟ قرن هفتم
9- بيت «اسب همت سركشيد و بهرجو جايز نداشت / خوار همچون خر در اصطبل ثنا خواني مرا» از كدام شاعر است؟ سيف فرغاني
10- چرا لقب «زاكاني» به عبيد داده شد؟ او از خاندان زاكانيان، تيره‌اي از اعراب بني خفاجه بود.
11- شهرت «عبيد» به كدام قالب بياني است؟ طنز
12- «عبيد» در پرداختن به هزليات خود به كدام شاعران توجه داشته است؟ سعدي و سوزني سمرقندي
13- مثنوي «موش وگربه» درباره‌ي چيست؟ حكايتي است تمثيلي كه در آن وضع جامعه و دو طبقه‌ي حاكمان و قاضيان مورد انتقاد قرار گرفته است.
14- «عبيد» در كدام قرن زيسته است؟ قرن هشتم
15- دو بخش ديوان اشعار خواجو، چه نام دارد؟ صنايع الكمال، بدايع‌الجمال
16- كدام مثنوي از خواجو نيست؟ (سام‌نامه، صدپند، هماي و همايون) صد بند، از عبيد زاكاني است.
17- «سخن حافظ طرز غزل» كدام شاعر را دارد؟ خواجو
18- «اخلاق الاشرف» اثري است از ..... عبيد زاكاني
19- زبان طنز در آثار «عبيد» چگونه است؟ بي‌پروا و تند
20- سبك شعري «سيف فرغاني» به شيوه‌ي كدام شاعران است؟ سخنوران نامي خراسان

-------------------------------------------------------------
درس سوم
حافظ

1- «لسان الغيب» لقب كيست؟ خواجه شمس‌الدين محمد شيرازي (حافظ)
2- نياكان «حافظ» از كجا بودند؟ كوهپايه‌ي اصفهان‌
3- لقب «محتسب» را حافظ به كدام حاكم وقت شيراز داده بود؟ امير مبارزالدين محمد
4- كدام شاعر فارسي زبان، بيش‌ترين محبوبيت را تاكنون نزد فارسي زبانان داشته است؟ حافظ
5- «حافظ» از كدام دانش‌هاي زمان خود بهره داشت؟ همه‌ي علوم قراني ، از قرائت و تفسير گرفته تا كلام و فلسفه و عرفان
6- محتواي غزل‌هاي «حافظ» چگونه است؟ تلفيق و تركيب عشق و عرفان است.
7- كدام شهر خراسان در دوره‌ي جامي پايتخت هنر و ذوق و ادب ايران بود؟ هرات
8- چه كساني در آن زمان، حامي هنرمندان وصاحبان ذوق بودند؟ سلطان حسين بايقرا و امير عليشير نوايي
9- كدام اثر جامي «منظومه‌اي تمثيلي، حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني» است؟ سلامان و ابسال
10- «جامي» در مثنوي سرايي از كدام شاعر تقليد كرده است؟ نظامي
11- كدام كتاب را «جامي» در برابر خمسه‌ي نظامي سروده است؟ هفت اورنگ
12- كتاب «بهارستان» به تقليد از كدام اثر معروف است؟ گلستان سعدي
13- ديوان جامي، به چند بخش تقسيم شده است؟ سه بخش
14- «ذكر مراحل سلوك و رتبيت نفس» محتواي كدام كتاب «جامي» است؟ سحبة الابرار
15- حافظ در شعر «بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل كرد / باد غيرت به صدش خار، پريشان دل كرد» به كدام رويداد اشاره كرده است؟ درد مرگ فرزندش
16- كدام شاعر را برخي «خاتم شعراي ايران» مي‌دانند؟ حافظ
17- لحن و بيان «حافظ» در اشعارش، چگونه است؟ گزنده و تلخ با نيشخند و كنايه آميز است.
18- محتواي غزل شاعران پيش از حافظ، چه بود؟ يا عاشقانه يا عارفانه
19- تقليد «جامي» از شعرايي چون نظامي و سعدي، در چه حدي است؟ نتواسته است از حد مقلدي موفق يا فراتر بگذارد.

-------------------------------------------------------------
درس چهارم
درآمدي بر ....

1- دو دليل عمده‌ي تاريخ نويسي در عصر حاكميت مغول و تيمور چيست؟ مغولان و تيموريان به ثبت فتوحات و آوازه‌ي خود علاقه‌مند بودند و ديگر آن كه ايرانيان براي ضبط تاريخ و فرهنگ و مظلوميت خويش از اين اشتياق ايخانان براي ارضاي حسّ نام‌جويي خويش سود مي‌بردند.
2- شيوه‌ي نويسسندگي در عصر خواجه شمس‌الدين چگونه بود؟ مانند قبل، كاربرد لغات تركي و عربي فراوان بود.
3- «تاريخ جهانگشا» اثر كيست؟ عطاملك جويني
4- موضوع كتاب «تاريخ جهانگشا» چيست؟ ظهور چنگيز، فتوحات او، تاريخ خوارزمشاهيان و ....
5- نثر «تاريخ جهانگشا» چگونه نثري است؟ متكلف و مصنوع
6- چه كسي مجموعه‌ي علمي- فرهنگي «ربع رشيدي» را در بتريز تأسيس كرد؟ خواجه رشيدالدين فضل الله
7- اثر مهم خواجه رشيدالدين فضل الله، كدام كتاب است؟ جامع التواريخ
8- نثر كتاب « جامع التواريخ » چه نوع نثري است؟ پخته و عالمانه و شاده و با استحكام، پاره‌اي از لغات تركي و مغولي را نيز دارد.
9- «تجارب السلف» اثر كيست؟ هندوشاه نخجواني
10- هندوشاه نخجواني در دستگاه كدام سلسله‌ي حكومتي بود؟ اتابكان لرستان
11- موضوع كتاب «تجارب السلف» چيست؟ تاريخ خلفا و وزاري اسلام تا انقراض خلفاي عباسي
12- انشاي كتاب «تجارب السلف» چگونه است؟ روان و استوار است و آثار تكلف عربي مآبي در آن مشهود نيست.
13- «حمدالله مستوفي» در كدام قرن مي‌زيست؟ قرن هشتم
14- كدام كتاب «حمدالله مستوفي» تاريخ عمومي و تاريخ ايران و اسلام را تا عهد مؤلف شامل مي‌شود؟ تاريخ گزيده
15- «نزهه‌ي القلوب» درباره‌ي چه موضوعي است؟ جغرافيا
16- كدام اثر «حمدالله مستوفي» به شعر است؟ ظفرنامه
17- مهم‌ترين تأليف «ميرخواند» كدام كتاب است؟ روضة الصفا
18- كتاب «تاريخ عالم آراي عباسي» را چه كسي نوشته است؟ اسكندر بيك معروف به منشي
19- مهم‌ترين كتاب «خواند مير» كدام كتاب است؟ حبيب‌السير
20- موضوع كتاب «تاريخ عالم آراي عباسي» شامل كدام دوره است؟ تاريخ اختصاصي دوران حكومت شاه عباس كبير است.

-------------------------------------------------------------
درس پنجم
درآمدي بر عصر صائب


1- مذهب رسمي صفويان چه بود؟ تشيع
2- در زمان صفويه به جز كشور ايران، در كدام كشور زبان و ادب فارسي استقرار يافت؟ هند
3- در عصر صائب سلاطين كدام سلسله در هنر شاعران را تشويق مي‌كردند؟ سلاطين بابري
4- چرا شاعران در زمان صفويه مورد بي‌مهري قرار گرفتند؟ سلاطين صفوي عقيده داشتند شعر فقط بايد در وصف و منقبت پيامبر و امامان شيعه باشد.
5- زبان فارسي تا چه زماني در هند رواج داشت؟ تا عصر حاكميت استعماري انگليس بر هند
6- قالب عمده‌ي شعر از لحاظ كميت در اين دوره چه بود؟ غزل
7- «سخن شيرين» و «قيافه‌ي بانمك» مربو ط به كدام ويژگي شعري عصر صائب است؟ حس‌آميزي
8- در مصراع «نبض ره مي‌تپد و سينه‌ي صحرا گرم است» چه آرايه‌اي ديده مي‌شود؟ تشخيص‌
9- «وحشي بافقي» شاعر كدام قرن است؟ سده‌ي دهم
10- نام دو مثنوي «وحشي بافقي» كه بر طريق نظامي سروده، چيست؟ برين، ناظر و منظور
11- نام مثنوي ناتمام «وحشي بافقي» چيست؟ فرهاد و شيرين
12- بيت «بخيه‌ي كفشم اگر دندان نما شد عيب نيست / خنده مي‌آرد همي بر هرزه گردي‌هاي من» به كدام ويژگي شعر در عصر صائب اشاره دارد؟ استفاده از زبان و الفاظ محاوره
13- چه كسي مثنوي فرهاد و شيرين وحشي بافقي را كه ناتمام بود به پايان برد؟ وصال شيرازي
14- كدام شاعر نديحه‌اي براي شاه طهماسب سروده بود كه مورد قبول وي واقع نشد؟ محتشم كاشاني
15- مرثيه‌ي محتشم كاشاني، درباره‌ي واقع‌ي كربلا به چه نام معروف است؟ دوازده بند
16- مجموعه غزليات «محتشم كاشاني» چه نام دارد؟ جلاليه
17- زمينه‌ي اصلي غزليات «محتشم كاشاني» چيست؟ عشق
18- چرا تركيب‌بند «محتشم كاشاني» مورد استقبال و تقليد شاعران ديگر قرار گرفت؟ به دليل شهرت و آوازه‌ي بي‌ماند و تأثير و قبول كم‌نظير اين تركيب بند
19- طولاني‌ترين تركيب بند عاشورايي، از كيست؟ فدايي مازندراني
20- بيش‌ترين شهرت شاعري وحشي بافقي، مرهون چيست؟ غزليات او

-------------------------------------------------------------
درس ششم
خواجوي كرماني

1- كدام شاعر به «طالبا» معروف شد؟ ميرزا ابوطالب كليم همداني
2- «كليم» نزد كدام حاكم عنوان «ملك‌الشعرايي» يافت؟ شاه جهان
3- شهرت «كليم» بيش تر براي سرودن كدام نوع شعر است؟ غزل
4- چرا كليم را «خلاق‌المعاني ثاني» لقب داده‌اند؟ به سبب مضمون‌هاي ابداعي بي‌شماري كه در اشعار خويش به كار گرفته است.
5- كليم در اواخر عمر كدام مثنوي را به نظم كشيد؟ فتوحات شاه‌جهاني
6- «صائب» در كدام شهر ديده به جهان گشود؟ اصفهان
7- صائب از كدام پادشاه لقب «ملك‌الشعرايي» گرفت؟ شاه عباس دوم
8- صائب چه مثنوي‌هايي را سروده است؟ قندهارنامه، محمود و اياز
9- اشعار صائب در چه قالب‌هايي سروده شده است؟ عموماً مثنوي و غزل و قصيده
10- مجموع ابيات صائب چند بيت است/ تا دويست هزار بيت و بيش‌تر نوشته‌اند.
11- نام معروف‌تري آثار منثور «بيدل» چيست؟ نكات و مراسلات
12- بيش‌ترين شهرت «بيدل» مديون چيست؟ غزل‌هاي خيال‌انگيز و پرمضمون
13- ويژگي ‌عمده‌ي شعر «بيدل» چيست؟ استعمال مضمون‌هاي پيچيده و استعاره‌هاي رنگين و خيال‌انگيز و سرشار از ابهام و تخيل‌هاي رمزآميز شاعرانه
14- نام معروف‌ترين مثنوي‌هاي «بيدل» چيست؟ عرفات و محيط اعظم
15- زادگاه «غالب دهلوي» كجا بود؟ اگره
16- «غالب» به كدام دو زبان شعر مي‌گفت؟ فارسي، ارد
17- ابوطالب كليم، در كدام شهر متولد شد؟ همدان
18- محتواي غزل‌هاي صائب چيست؟ آميخته‌اي از عرفان و حكمت و معني‌آفريني
19- دشواري‌هاي شعر صائب مربوط به چه عاملي است؟ دشواري‌هاي مربوط به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه‌ي اوست.
20- كاربرد واژه‌هاي هندي، شعر و غزل كدام شاعر را از ساير شاعران متمايز كرده است؟ كليم همداني

-------------------------------------------------------------
درس هفتم
عصر قائم مقام

1- نخستين نشانه‌هاي علاقه به ساده‌نويسي و بيزاري از سبك مصنوع و متكلف دوران صفويه، در آثار چه كسي ظاهر شد؟ ابوالفضل علامي
2- نويسنده‌ي كتاب‌هاي «درّه‌ي نادري و جهان‌گشاي نادري» كيست؟ ميرزا مهدي خان استرآبادي
3- ابوالفضل علامي، چه كسي بود؟ مورخ و نويسنده‌ي عصر اكبرشاه
4- نثر و شيوه‌ي نگارش « ميرزا مهدي خان استرآبادي» چگونه بود؟ نثر پر تكّلف و ثقيل
5- از چه عهدي پايه‌ي نثر ساده در ايران نهاده شد؟ اواخر عهد خواجه رشيدالدين فضل الله
6- «نثر فني» تا چه دوره‌اي ادامه داشت؟ دوره‌ي قاجاريه
7- صاحب قلمي كه دردوره‌ي قاجاريه با قوه‌ي فصاحت و بلاغت خود، سبك تازه‌اي در نويسندگي فارسي پديد آورد، كه بود؟ قائم مقام فراهاني
8- مهمترين نوشته‌هاي «قائم مقام» در كدامكتاب گرد آمده است؟ منشآت
9- اختصاصات نثر «قائم مقام» چيست؟ سادگي، صراحت بيان، ايجاز و پختگي
10- چه كساني بعد از قائم مقام آگاهانه از شيوه‌ي نويسندگي پيشينيان انتقاد كرده و ساده نويسي غربي را پيشنهاد كردند؟ ميرزا فتحعلي آخوندزاده و ميرزا آقاخان كرماني
11- نويسنده‌ي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» كيست؟ جيمز موريه
12- محتواي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» چيست؟ انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمان
13- چه كسي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» را به طبان فارسي ترجمه كرده است؟ ميرزا حبيب اصفهاني
14- نام مهم‌ترين اثر «عبدالرحيم تبريزي» معروف به «طالبوف» چيست؟ مسالك المحسنين
15- موضوع كتاب «مسالك المحسنين» چيست؟ سفر رؤيايي گروهي با تخصص‌هاي مختلف، به قله دماوند
16- «سياحت نامه‌ي ابراهيم بيك» اثر كيست؟ حاج زين العابدين مراغه‌اي
17- كتاب «شرح زندگاني من» اثر كيست؟ عبدالله مستوفي
18- هدف از نوشتن كتاب «شرح زندگاني من» چه بوده است؟ تشريح ااوضاع اجتماعي و روشن كردن جريان كارهاي دولتي و اداري زمان خود
19- نام ديگر «خاطره نويسي» چيست؟ حسب حال
20- «قائم مقام» در نثر بيش‌تر از چه كسي تقليد كرده است؟ سعدي

-------------------------------------------------------------
درس هشتم
عصر هاتف

1- نشانه‌هاي ضعف در حكومت صفويان از چه زماني آغاز شد؟ اندكي پس از دوره‌ي شاه عباس كبير
2- در دوران نادرشاه رميدگي شاعران از چه چيزي بود؟ از شيوه‌هاي افراطي مضمون پردازي و تخيلات دور و دراز شاعرانه
3- شيوه‌ي پيشنهادي اين شاعران چه بود؟ پيروي از شاعران گذشته و اسلوب قدما
4- كدام انجمن ادبي، به اسلوب قدما‌(در شعر) توجه كرد؟ انجمن ادبي مشتاق
5- پيشگامان انجمن ادبي مشتاق، چه كساني بودند؟ مير سيدعلي مشتاق، سيد محمد شعله و آذر بيگدلي
6- چرا كار انجمن ادبي مشتاق اهميت دارد؟ براي نخستين بار گروهي از شاعران صاحب ذوق به تغيير خط مشي در شعر فارسي اقدام كردند.
7- قالب‌هاي رايج فارسي در اين دوره، كدام‌اند؟ غزل و بعد قصيده
8- «غزل» در اين دوره‌ به شيوه‌ي كدام شاعران سروده شد؟ سعدي و حافظ و امير خسرو
9- مضمون «قصايد» اين دوره چيست؟ مدح و وصف، نكته‌هاي اخلاقي، مناقب و مرائي
10- در اين دوره چه تحولي در شعر پيش آمد؟ در قلمرو تخيل وموسيقي شعر حتي زبان چيز تازه‌اي به شعر افزوده نشد.
11- «مشتاق» در شيوه‌ي تازه (روي گرداني از سبك دوره‌ي صائب) طريقه‌ي كدام شاعر را بازآفريني كرد؟ طريقه‌ي محتشم را
12- «مشتاق» در شيوه‌ي قدما به طرز كدام گويندگان توجه داشت؟ گويندگانعراي و فارس
13- لقب «فيلسوف اعظم» از آن كيست؟ ميرزا نسير اصفهاني
14- «ميرزا نصير» علاوه‌ي بر شاعري، در كدام رشته‌هاي علمي فعاليت داشت؟ طب و نجوم و رياضي
15- «جام گيتي نما» اثر كيست؟ ميرزا نصير اصفهاني
16- موضوع كتاب «شفاء الاسقام» چيست؟ حكمت
17- «شفاء الاسقام» اثر كدام شاعر است؟ ميرزا نصير اصفهاني
18- كدام شاعر، شاگرد «ميرزا نصير اصفهاني» بود؟ سيد احمد هاتف اصفهاني
19- اصفهان در كدام دوره نصف جهان محسوب مي‌شد؟ دوره‌ي صفويان
20- موضوعغزل در دوره‌ي بازگشت چه بود؟ عشق و هجران و فراق

-------------------------------------------------------------
درس نهم
آذر بيگدلي

1- مثنوي «آذر بيگدلي» چه نام دارد؟ يوسف و زليخا
2- قصايد و غزليات «آذر بيگدلي» بيش‌تر بر شيوه‌ي كدام شاعران است؟ شاعران عصر سعدي و حافظ
3- مهم‌ترين اثر «آذر بيگدلي» چه نام دارد؟ تذكره‌ي آتشكده
4- محتواي كتاب «تذكره‌ي آتشكده» چيست؟ شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار 850 شاعر پارسي گوي
5- چرا «آذر بيگدلي» به ديرپسند معروف شده است؟ به سبب دقتي كه در شناخت و گزينش اشعار شاعران داشته است.
6- «آذر» اصول شعر را از كه آموخته است؟ بيش‌تر از مشتاق آموخته است.
7- شهرت «هاتف اصفهاني» به سرودن كدام نوع شعر است؟ ترجيع‌بند
8- پيشاهنگ سبك بازگشت به طريقه‌ي قدما كيست؟ مشتاق اصفهاني
9- شاخص‌ترين سخنور «دوره‌ي بازگشت» كيست؟ سيد احمد هاتف اصفهاني
10- هاتف در غزل تابع كيست؟ سعدي و حافظ
11- «هاتف» در سرودن ترجيع بند خود به كدام شاعران قبل از خود، نظر داشته است؟ تريجع بند سعدي و تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق
12- ترجيع بند هاتف، مشتمل بر چند بند است؟ پنج
13- بيت «اي سرو بلند قامت دوست / وه وه كه شمايلت چه نيكوست» از كدام شاعر است و در چه قالبي سروده شده است؟ سعدي، ترجيع بند
14- در تمام بندهاي ترجيع بند هاتف از چه سحن مي‌رود؟ از اقليم عشق سخن مي‌رود؟ از اقليم عشق سخن مي‌رود.
15- «فروغي بسطامي» ابتدا چه تخلصي داشت؟ مسكين
16- چه كساني سرمشق «فروغي بسطامي» در غزل‌سرايي بوده‌اند؟ سعدي و حافظ
17- «فروغي» در خراسان، با كدام شاعر عصر قاجاز آشنا شد و به همراه او به ترهان آمد؟ قاآني
18- هنر «فروغي» در سرودن چه نوع شعري است؟ غزل
19- «فروغي» در كجا چشم به جهان گشود؟ عتبات
20- قصيده‌ي «طلوعيه‌ي هاتف» در مدح و ستايش كيست؟ علي بن ابي‌طالب

-------------------------------------------------------------
درس دهم
عصر صبا

1- اوج قدرت فقها و مجتهدان شيعه در دوره‌ي قاجاريه در كدام واقعه مشاهده شد؟ مسئله‌ي لغو انحصار تنباكو
2- فتواي تحريم تنباكو از كدام مجتهد معروف بود؟ ميرزا حسن شيرازي
3- كدام رسم شاعرانه در «دوره‌ي صبا» احيا شد؟ رسم مديحه‌سرايي
4- كتاب «براهين العجم» از كيست؟ ميرزا محمد تقي لسان‌الملك سپهر
5- محتواي كتاب «براهين العجم» چيست؟ موازين و اصول شعر
6- «ملا احمد نراقي» چه تخلصي داست؟ صفايي
7- مثنوي «طاقديس» را چه كسي سروده است؟ ملا احمد نراقي
8- تخلص «حاج ملاهادي سبزواري» چيست؟ اسرار
9- مهم‌ترين تغيير جغرافيايي در حوزه‌ي شعر و ادب در «عصر صبا» چه بود؟ انتقال مركزّيت ادبي از شيراز و اصفهان به تهران
10- كدام شاعر در دربار فتحعلي شاه عنوان ملك‌الشعرايي داشت؟ فتحعلي خان صبا
11- كتاب «ناسخ‌التواريخ» اثر كيست؟ لسان‌آلملك سپهر
12- پس از قاآني لقب «شمس‌الشعرايي» به كدام شاعر تعلق گرفت؟ سروش
13- قالب شعر در «دوره‌ي صبا» عموماً كدام قالب است؟ قصيده ودرمرحله‌ي بعد غزل
14- مضمون و محتواي شعر «دوره ي صبا» چيست؟ انديشه‌هايي است كه يك بار در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.
15- كدام مثنوي حماسي را «صبا» به تقليد از شاهنامه سروده است؟ شهنشاه نامه
16- مثنوي «عبرت نامه»‌ي صياي كاشاني به تقليد از كدام اثر نوشته شده است؟ تحفة العراقين خاقاني
17- كتاب «شهنشاه نامه» در كدام بحر سروده شده است؟ متقارب
18- كدام كتاب «صبا» تقليدي لز بوستان سعدي است؟ گلشن صبا
19- لقب شعري «مجمر اصفهاني» چه بود؟ مجتهد الشعرا
20- «مجمر اصفهاني» در غزل پيرو كيست؟ سعدي

-------------------------------------------------------------

درس يازدهم
نشاط اصفهاني

1- پس از شمتاق، كانون شعر اصفهان به قسمت چه كسي گرم ماند؟ ميرزا عبدالوهاب نشاط
2- «نشاط» از پيروان جدي كدام سبك بود؟ بازگشت ادبي
3- لقب نشاط در دربار فتحعلي شاه چه بود؟ معتمدالدوله
4- شيوه‌ي غزل سرايي «نشاط» تقليد از كدام شاعر است؟ حافظ
5- عنوان مجموعه‌ي آثار منظوم و منثور «نشاط» چيست؟ گنجينه‌ي نشاط
6- «نشاط» با چه زبان‌هايي آشنايي داشت؟ فارسي، عربي و تركي
7- تخلص «ميرزا شفيع شيرازي» چه بود؟ وصال
8- از «وصال شيرازي» چند مثنوي بر جاي مانده است؟ دو مثنوي به نام‌هاي بزم وصال و تكميل مثنوي فرهاد و شيرين وحشي بافقي
9- مثنوي «بزم وصال» به شيوه‌ي كدام كتاب سروده شده است؟ بوستان سعدي
10- علاوه بر شاعري «وصال» در كدام رشته‌هاي هنري فعاليت چشمگيري داشت؟ نوشتن انواع خط و خوش آواز بودن.
11- «يغماي جندقي» از اهالي كجاست؟ خور و بيابانك، از توابع جندق
12- شهرت «يغما» براي كدام نوع شعر است؟ هجوها، هزليات نيش‌دار و مرثيه‌هاي ساده و دردناك
13- تخلص شعري «ميرزا حبيب قاآني» در ابتداي كار چه بود؟ حبيب
14- «قاآني» با كدام زبان‌هاي اروپايي آشنا بود؟ انگليسي و فرانسه
15- كتاب منثور «قاآني» چه نام دارد و به شيوه‌ي كدام كتاب است؟ پريشان، گلستان سعدي
16- كدام لقب از جانب حاجي ميرزا آقاسي به «قااني» داده شد؟ حسان العجم
17- قدرت طبع «قاآني» در شاعري از كدام اشعار او فهميده مي‌شود؟ قصايد او
18- لقب «سروش اصفهاني» چه بود؟ شمس الشعرا
19- مجموعه «شمس المناقب» از سروش اصفهاني درباره‌ي چيست؟ ستايش ائمه‌ي اطهار
20- كدام مجموعه‌ي اشعار «سروش» در ذكر فاجعه‌ي كربلاست؟ روضة الانوار

-------------------------------------------------------------
درس دوازدهم
عصر بيداري

1- كدام فرمان دستاورد نهضتي سياسي- اجتماعي بود كه مظفرالدين شاه نيز رسيد؟ فرمان مشروطيت
2- دوران حكومت كدام پادشاه «استبداد صغير» ناميده شد؟ دوران حكومت محمد علي شاه (سيزده ماه و چند روز)
3- شعر «دوره‌ي بيداري» از نظر كاركرد و دايره‌ي شمول چگونه بود؟ شعر در اين دوره عموميت يافت و زبان برنده‌ي نهضت در روزنامه‌ها و مطبوعات شد.
4- زبان و موسيقي شعر «عصر بيداري» چند مسير را پيمود؟ دو مسير جداگانه
5- ملك الشعاري بهار و اديب الممالك به چه زباني پاي‌بند بودند؟ زبان فاخر و پر صلابت گذشته كه به عروض قديم تكيه داشت.
6- كدام گروه شاعران، زبان مردم كوچه و بازار را برگزيند؟ نسيم شمال ، عارف و عشقي
7- تخيل و قالب شعري در عصر «بيداري» چگونه بود؟ بيش و كم بدون تغيير باقي ماند.
8- «سه تابلوي مريم» اثر كيست؟ ميرزاده‌ي عشقي
9- جهان شناسي شاعران در دوره‌ي بيداري چه تغييري كرد؟ با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل گرفت و مجموعه‌ي حيات را واقعيتي ملموس و هدفمند در نظر گرفتند.
10- مفهوم «آزادي» در دوره‌ي بيداري به چه معناست؟ مردم علاوه بر حقوق فردي مختارند سرنوشت سياسي و اقتصادي خود را نيز معين كنند.
11- شعار «اتحاد اسلامي»از جانب چه كسي مطرح شد؟ سيد جمال الدين اسدآبادي
12- «وطن» به معناي سرزميني با مشتركات قومي، زباني و فرهنگي از كدام دوره وارد قلمرو ادبيات فارسي شده است؟ از عصر بيداري
13- كدام شاعران به «ادبيات كارگري» علاقه‌ي بيشتري نشان داده‌اند؟ فرخي يزدي و ابوالقاسم لاهوتي
14- پس از تهران، كدام شهر كشور بازار سياسي و مطوبوعاتي گرم‌تري داشت؟ تبريز
15- شعر ملي مشروطه، از چه طريقي در خدمت مردم قرار گرفت؟ از طريق مطبوعات و روزنامه‌ها
16- روزنامه‌ي معروف «نسيم شمال» را چه كسي منتشر كرد؟ سيد اشرف الدين گيلاني
17- جنگ‌هاي ايران و روس، چه ضرورتي را براي جامعه‌ي ايران به وجود آورد؟ ضرورت روي آوردن به دانش و فن جديد
18- مدرسه‌ي دارالفنون را چه كسي تأسيس كرد؟ ميرزا تقي خان اميركبير
19- شاعران كوچه و بازار، بيش‌تر به كدام قالب شعري علاقه داشتند؟ مستزاد، مخمس، دو بيتي‌هاي پيوسته، ترانه و تصنيف
20- در شعر قبل از مشروطه، «وطن» چه مفهومي داشت؟ زاد بوم و سرزميني بود كه شخص در آن پرورش يافته بود.

-------------------------------------------------------------
درس سيزدهم
چهره‌هاي شعر ....

1- در شعر عصر مشروطه، چند گروه عمده را مي‌توان تشخيص داد؟ سه
2- لقب «اديب الممالك» از جانب مظفرالدين شاه به چه كسي داده شد؟ ميرزا محمد صادق اميري
3- اديب الممالك سردبيري كدام روزنامه را به عهده داشت؟ روزنامه‌ي‌ مجلس
4- اديب الممالك در كدام قالب شعري، بيش‌تر از ديگر قالب‌هاي شعري درخشيد؟ قصيده
5- شيوه‌هاي « اديب الممالك» در قصيده‌سرايي، بيش‌تر بر تقليد از كدام يك از شاعران است؟ انوري
6- «بهار» كدام روزنامه را در دوران استبداد صغير منتشر مي‌كرد؟ روزنامه ي خراسان
7- معروف‌ترين اثر «بهار» درباره‌ي نثر فارسي چه نام دارد و چند جلد دارد؟ سبك شناسي در سه جلد
8- «مسمط» هاي بهار تقليد موفقي از كدام شاعر است؟ منوچهري
9- دو مرواريد گران‌بها از درياي معاني شعر بهار، كدام‌اند؟ آزادي و وطن
10- موفق‌ترين قالب شعري كه «بهار» در آن شعر سروده است، كدام قالب است؟ قصيده
11- «دهخدا» در انتشار كدام روزنامه با ميرزا جهانگيرخان همكاري مي‌كرد؟ صوراسرافيل
12- كدام روزنامه را «دهخدا» در استانبول منتشر مي‌كرد؟ روزنامه‌ي سروش
13- نوشته‌هاي طنزآميز «دهخدا» در كدام مجموعه است؟ چرند و پرند
14- مفصل‌ترين اثر «دهخدا» در باره‌ي واژه‌هاي زبان فارسي، چه نام دارد؟ لغت نامه
15- مجله‌اي كه «بهار» در تهران منتشر مي‌كرد و ارگان انجمني ادبي نيز به همين نام بود، چيست؟ مجله‌ي دانشكده
16- كتاب «تاريخ احزاب سياسي» اثر كيست؟ ملك الشعراي بهار
17- «حبسيات» بهار سوز و گداز و استحكام زباني كدام شاعران را دارد؟ حبسيات بهار سوز و گداز شعرهاي مسعود سعد و استحكام زبان ناصرخسرو را دارد.
18- كتاب «امثال و حكم» اثر كيست؟ علي اكبر دهخدا
19- «سوگ سرود» دهخدا در قتل ميرزاجهانگير خان صوراسرافيل در چه قالب شعري سروده شده است؟ مسمط
20- رهبري قيام تبريز در دوران استبداد بر عهده‌ي چه كساني بود؟ باقرخان و ستارخان

-------------------------------------------------------------
درس چهاردهم
چهره‌هاي شعري 2

1- كدام شاعر را مي‌توان «شاعر مردم در عصر بيداري» ناميد؟ سيد اشرف الدين گيلاني
2- ويژگي عمده‌ي شعر « سيد اشرف الدين گيلاني» چيست؟ سادگي و صميمت زبان و مضمون و محتواي آن كه در سال‌هاي عصر بيداري از عمق وجود مردم مايه مي‌گرفت.
3- سيد اشرف الدين گيلاني در اشعار «نسيم شمال» از مضامين كدام روزنامه الهام گرفت؟ ملانصرالدين
4- شاعر طنزپرداز و نويسنده‌ي روزنامه‌ي «ملانصرالدين» چه كسي بود؟ صابر
5- عرصه‌‌ي هنري مسلم «عارف» كدام نوع شعر بود؟ تصنيف سازي
6- «عارف قزويني» علاوه بر شعر، در كدام زمينه‌هاي هنري دست داشت؟ خط را خوب مي‌نوشت، موسيقي مي‌دانست و صداي خوبي داشت.
7- حال و هواي شعر «عراف قزويني» چگونه است؟ زبان را خوب نمي‌دانشت و انديشه‌ي ژرفي در شعرهايش نيست.
8- «ميرزاده ي عشقي» چه روزنامه‌اي را در همدان منتشر مي‌كرد؟ نامه‌ي عشقي
9- «عشقي» مخالف كدام قرارداد بود و چه كسي آن قرارداد را منعقد كرده بود؟ قراداد 1919 كه وثوق‌الدوله با انگليس منعقد كرده بود.
10- منظومه‌ي مهم «جمهوري نامه» را عشقي در ضديت با كدام مسئله ساخت؟ در مخالفت با انتقال سلطنت از قاجار به پهلوي
11- روزنامه‌ي «قرن بيستم» را چه كسي منتشر كرد؟ ميرزاده‌ي عشقي
12- شعر «عشقي» از نظر زبان و بيان چگونه است؟ از لحاظ زبان و پختگي لازم را نداشت.
13- «فرخي يزدي» كدام روزنامه را در تهران منتشر مي‌كرد؟ طوفان
14- قالب شعري «فرخي يزدي» چيست؟ بيش‌تر غزل‌سراست.
15- كدام دو شاعر، نماينده‌ي «ادبيات كارگري» هستند؟ فرخي يزدي و ابوالقاسم لاهوتي
16- محتواي اشعار «فرخي يزدي» چيست؟ سياست و مسائل حاد اجتماعي
17- نخستين اشعار «لاهوتي» در كدام روزنامه‌ها چاپ مي شد؟ حبل‌المتين و ايران نو
18- شعر «سنگر خونين» لاهوتي ترجمه‌ي شعر كدام شاعر خارجي است؟ ويكتورهوگو
19- شعر «لاهوتي» از نظر ساخت و قالب چگونه است؟ از نوآوري‌هاي شبه نيمايي خالي نيست و شعرهاي او حماسي و خشن فاقد تصويرهاي شعري است.
20- كدام شاعر معاصر، «عارف قزويني» را هجو كرده است؟ ايرج ميرزا

-------------------------------------------------------------

درس پانزدهم
درآمدي بر عصر نيما

1- شعر دوره‌ي بيداري از چه نظر توانست با جنبش مشروطيت همگام شود؟ از نظر محتوا
2- كدام عوامل جريان نوگرايي در شعر را شدت بخشيد؟ جنگ جهاني اول، كودتاي 1299 و فروپاشي قاجار
3- چرا قالب‌هاي سنتي شعر، قدرت بيان مسائل حيات اجتماعي معاصر را نداشتند؟ زيرا قالب‌هاي سنتي به قواعد و ضوابط سخت‌گيرانه در شعر پاي بندي استواري داشتند.
4- روزنامه‌ها با پيوند به حيات فكري و اجتماعي، از چه ابزاري براي سرعت بخشيدن به تحول و بيداري بهره گرفتند؟ ادبيات و شعر
5- كدام نوع شعر، به پسند و سليقه‌ي مردم نزديك شده و توفيق‌هايي به دست آورده است؟ فكاهيات سياسي
6- چرا بحث «كهنه و نو» در روزنامه ها مطرح شد؟ چون ضرورت تحولي بنيادين حس مي‌شد.
7- شاعران در «غزل» به جاي معشوق سنتي، چه چيزي را توصيف كردند؟ مام وطن
8- عنوان «سعدي‌نو» به كدام شاعر اختصاص يافته بود؟ ايرج ميرزا
9- اعضاي انجمن ادبي «دانشكده» چه كساني بودند؟ گروهي از جوانان اديب و با ذوق بودند كه هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي بود.
10- مقاله‌ي انتقادآميز «مكتب سعدي» در كدام روزنامه درج شد؟ زبان آزاد
11- كدام نويسنده مقاله‌ي دنباله‌دار «عصيان ادبي» را نوشت؟ تقي رفعت
12- روزنامه‌اي كه «تقي رفعت» در آن مقاله نوشت، چه نام داشت؟تجدد
13- كدام شاعر از لحاظ ادبي نخستين نظريه‌پرداز «شعر نيمايي» بود؟ تقي رفعت
14- سرانجام « تقي رفعت» چه شد؟ پس از شكست دموكرات‌ها، تقي رفعت خودكشي كرد.
15- شعر «قصه‌ي رنگ پريده» از كيست؟ نيما يوشيج
16- سرانجام مناقشات جناح‌هاي نوگرا و سنت‌گرا چه بود؟ پيروزي نسبي نوگرايان
17- « تقي رفعت » از نظر سياسي جانبدار چه كساني بود؟ جانبدار فرقه‌ي دموكرات و هم رزم خياباني بود.
18- «فكاهيات سياسي» كدام قالب‌هاي ادبي را براي بيان برگزيدند؟ ترانه، تصنيف، مستزاد و ترجيع بند
19- چرا «سنت‌گرايان» مي‌كوشيدند موضوع تازه را در قالب شعر سنتي بريزند؟ براي پيش‌گيري از يك انقلاب تهاجمي و ويران‌گر بر ضد سنت‌هاي ديرينه

-------------------------------------------------------------
درس شانزدهم
افسانه

1- منظومه‌‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» در چه قالبي سروده شده است؟ مثنوي
2- نيما در منظومه‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» جهان را چگونه مي بيند؟ به شكلي شاعرانه و از دريچه‌ي چشم خود
3- منظومه‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» و «اي شب» در كدام نشريه منتشر شد؟ نوبهار
4- نام معلم دلسوز «نيما» كه او را به خط شاعري انداخت كه بود؟ نظام وفا
5- «نيما» در آغاز نوجواني به كدام سبك، شعر مي‌گفت؟ سبك خراساني
6- چه كسي با آوردن قسمت‌هايي از اشعار نيما در كتاب «منتخبات آثار» خود در محافل ادبي آن روز شگفتي برانگيخت؟ محمد ضياء هشترودي
7- پيامدهاي سياسي- اجتماعي كودتاي 1299 براي «نيما» چه بود؟ شاعر دل آزرده‌ي يوش را به كناره‌گيري از تهران و اجتماع واداشت.
8- مجموعه داستان «يكي بود يكي نبود» اثر كيست و در چه سالي منتشر شد؟ جمال‌زاده، 1301
9- رمان «تهران مخوف» اثر كيست؟ مشفق كاظمي
10- انتشار شعر«افسانه» چه اثري داشت؟ خشم اديبان و انتقاد و اعتراض آن‌ها را برانگيخت.
11- عنوان نخستين شعر نيما كه كاملاً ازاد از قيد تخيل و وزن‌آرايي و قافيه بندي گذشتگان بود، چه نام داشت؟ ققنوس
12- «نيما» در تهران همكاري قلمي خود را با كدام مجله آغاز كرد؟ مجله‌ي موسيقي
13- عنوان مقاله‌ها و نوشته‌هاي نيما در آن سال‌ها چه بود؟ ارزش احساسات
14- شعر «ققنوس» چگونه شعري است؟ شعري است تمثيلي كه مي‌توان آن را كنايه‌اي از سرگذشت خود شاعر دانست.
15- دگرگوني محتوايي، از نظر نيما چيست؟ نيما شعر را نوعي زيستن و شاعر را فرزند راستين زمان خود مي‌دانست.
16- كار «هنر» از نظر «نيما» چيست؟ نشان دادن تصوير انفرادي و عيني و نه تصويهاي ذهني و قراردادي
17- سرودن شعر «تمثيلي» از چه دوره‌اي به طور مشخص در شعر فارسي رايج مي‌شود؟ عصر نيما
18- شكل و قالب شعر در دوره‌ي «نيما» چه تغييري مي‌كند؟ دگرگوني اوزان و روي‌گرداني از تساوي پاره‌ها، بي‌اعتنايي به ضرورت قافيه در مقاطع مشخص، از ويژگي‌هاي شكل و قالب است.
19- نيما، قطعه شعر «افسانه» را به چه كسي تقديم كرده است؟ نظام وفا

-------------------------------------------------------------
درس هفدهم
ادامه‌ي شعر سنتي

1- با ظهور شعر نيمايي، وضع شعر سنتي گونه شد؟ در ستون اصلي شعر سنتي تزلزلي پديد نيامد و به حيات خود ادامه داد.
2- شعر سنتي در ميان كدام گروه‌هاي اجتماعي گسترش يافت؟ گروه عوام كوچه و بازار و خواص دانشگاهي
3- شعر سنتي عصر نيما از نظر قالب و صورت و مضمون، چگونه است؟ تفاوت محسوسي با شعر گذشته‌ي فارسي ندارد.
4- شعر سنت گراي معاصر به چند جريان متفاوت تقسيم مي‌شود؟ دو جريان، يكي جريان كاملاً وفادار به گذشتگان و ديگري گروهي كه در عين وفاداري به گذشتگان از لحاظ محتوا و موسيقي و تخيل گام‌هاي جديدي برداشتند.
5- قصيده ي «حسرت‌ها و آرزوها» چه ويژگي‌اي دارد؟ لحن صميمانه در بيان و حال و شكايت از روزگار
6- قصيده‌ي«راه آهن» را چه كسي سروده است؟ بديع‌الزمان فروزانفر
7- تحول شعر سنت گرا نسبت به دوره‌ي پيش در چيست؟ در تنوع مايه‌ها به ويژه مايه‌هاي اجتماعي
8- نخستين شعرهاي «پروين اعتصامي» در كدام مجله چاپ شده است؟ بهار
9- قصايد «پروين» به پيروي از شيوه‌ي كدام شاعر است؟ ناصرخسرو
10- رواني و سادگي اسلوب كدام شاعر در شعرهاي «پروين» نمايان است؟ سعدي
11- بيش‌تر «قطعات» پروين به چه صورت بيان شده است؟ مناظره (گفت‌وگو)
12- توجه «پروين» در سرودن قطعات، به كدام شاعران است؟ سنايي و انوري
13- شعر «پروين» از نظر صور خيال و فكر و موسيقي، چگونه است؟ ادامه‌ي اشعار پيشين زبان فارسي
14- «شهريار» در خراسان، كدام هنرمند برجسته را ملاقات كرد؟ كمال‌الملك
15- نام منظومه‌ي معروف شهريار به زبان تركي، چيست؟ حيدربابا سلام
16- شهريار در كدام قالب شعر سنتي شعر سروده است؟ انواع شعر سنتي، قصيده، مثنوي، غزل، قطعه و رباعي
17- محتواي منظومه‌ي «حيدربابا سلام» چيست؟ اصالت و زيبايي‌هاي روستا و فرهنگ روستايي
18- «شهريار» به كدام شاعر فارسي زبان، علاقه بيشتري داشت؟ حافظ
19- «شهريار» در غزل‌سرايي از تجربيات كدام شاعران بهره‌مند شده است؟ مولوي، سعدي و حافظ
20- كدام قالب‌هاي شعري در عصر نيما نسبت به دوره‌ي قبل از آن، از رونق افتاد؟ مستزاد، بحر طويل و خمس

-------------------------------------------------------------
درس هجدهم
اميري فيروزكوهي

1- «اميري فيروزكوهي» از معتقدان و دوستداران شعر كدام شاعر بود؟ صائب
2- قصايد « اميري فيروزكوهي» به كدام سبك است؟ سبك خراساني
3- منظومه‌ي «اي خواب» از اميري فيروزكوهي به كدام قالب شعري است؟ دوبيتي پيوسته
4- اميري سبك صائب را چه سبكي ناميد؟ سبك اصفهاني
5- شهرت «رهي معيري» به سرودن چه نوع شعري است؟ غزل
6- تمايز «رهي معيري» از ساير غزل‌سرايان در چيست؟ در حسن تركيب و انسجام ترانه‌ها و تصنيف‌ها
7- فكاهيات «رهي» با چه نام‌هاي در مطبوعات منتشر شده است؟ زاغچه، شاه پريون
8- كتاب «اشك معشوق» اثر كيست؟ مهدي حميدي شيرازي
9- «حميدي شيرازي» در مجموعه‌هاي خود، به كدام سبك تمايل نشان داده است؟ سبك خراساني
10- محتواي كتاب «درياي گوهر» حاوي بهترين آثار نويسندگان، مترجمان و شاعران معاصر است.
11- سبك شعر «حميدي» به كدام شاعر متمايل است؟ ناصرخسرو
12- «حميدي» كدام منظومه را با الهام از داستان حضرت ابراهيم سروده است؟ بت شكن بابل
13- سبك شعري «مهرداد اوستا» را در قصيده سرايي، چه نام داده‌اند؟ سبك خراساني نو.
14- كدام اثر از «مهرداد اوستا» نيست؟ (شراب خانگي، شاعر در آسمان پاليزبان) شاعر در آسمان (حميد شيرازي)
15- «حميدي» به شيوه‌ي كدام شاعر علاقه‌اي نداشت و مخالف آن بود؟ شيوه‌ي نيما
16- قطعه ي «در امواج سند» درباره‌ي چه كسي سروده شده است؟ توصيف دلاوري‌هاي جلال الدين خوارزمشاه در برابر سپاهيان ويرانگر مغول
17- نام اصلي «مهرداد اوستا» چيست؟ محمدرضا رحماني
18- كدام شاعر به مجامع ادبي پاكستان و افغانستان رفت و آمد داشت و در آن جا شهرت بسيار به هم رسانيد؟ رهي معيري
19- كتاب‌هاي «فنون شعر و كالبدهاي پولادين» از حميدي شيرازي، آشنايي وي را با كدام مباحث آشكار مي‌سازد؟ مباحث فني ادبي
20- چه رنگي بر شعرهاي «حميد شيرازي» غلبه دارد؟ رنگ غنايي و پس از آن مضمون‌هاي اجتماعي و وطني

-------------------------------------------------------------
درس نوزدهم
ادبيات اروپا

1- اگر در زمينه‌ي ادبيات قرن بيستم به دنبال كلمه‌اي كليدي بگرديم، كدام كلمه را خواهيم يافت؟ مدرن
2- مخالفان، نقاشي‌هاي كدام مكتب را «رنگ مالي‌هاي كريه و بلهوسي‌هاي وحشيانه» لقب داده‌اند؟ مكتب فوويسم
3- نام ديگر مكتب «حجم گرايي» چيست؟ كوبيسم
4- با نمايش كدام تابلوي نقاشي «سبك حجم گرايي» پايه‌گذاري شد؟ دوشيزگان آوينيون
5- كدام مكتب معتقد است كه «انسان و اشياء را مي‌توان با برش‌هاي هندسي براي شكافتن و عرضه داشتن حيات» ترسيم كرد؟ كوبيسم
6- كدام مكتب با بيانيه‌ي مارتيني ظهور كرد؟ فوتوريسم (آينده گرايي)
7- كدام شاعر بزرگ روس به «آينده گرايان» پيوست؟ ماياكوفسكي
8- پيروان كدام مكتب از «افلاس عقل» دم مي زدند؟ مكتب دادائيسم
9- نام ديگر مكتب «وهم گرايي» چيست؟ سور رئاليسم
10- كدام اثر نقاشي از «سالوادور دالي» چهارچوب مكتب وهم گرايي را به نمايش مي‌گذارد؟ زرافه‌ي شعله‌ور
11- ريشه‌هاي مكتب «اكسپرسيونيسم» را در آثر كدام نقاش برجسته‌ي هلندي مي‌توان يافت؟ وان گوگ نقاش هلندي
12- عبارت «شعر بيان كتمان است» از كدام نقاد معاصر است؟ رولان بارت
13- كدام فيلسوف بدبين آلماني، جهان را سراسر رنج مي‌بيند و به بهبود وضع آدمي اعتقاد ندارد؟ شو پهناور
14- كدام مكتب روشي ضد هنري داشت و واكنشي عصيان گرايانه در برابر هر بنياد و نهاد و سنت بود؟ دادائيسم
15- بناي مكتب «سوررئاليسم» بر چيست؟ اصالت و وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت‌هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه
16- «سوررئاليست‌ها» از نظرات چه كسي در روان‌كاوي بهره مي‌گرفتند؟ فرويد
17- «وان گوگ» اهل كدام كشور بود؟ هلند

-------------------------------------------------------------
درس بيستم
دادائيسم

1- عبارت داده شده درباره‌ي كدام جنبش ادبي و هنري است؟ «جنبشي ادبي و هنري بود با دامنه‌ي جنگ جهاني و خصلت هيچ‌گرايانه» دادائيسم
2- نام «دادا» از كجا انتخاب شده است؟ از بريده ي كلمات كتاب لغت لاروس انتخاب شده و هيچ معنايي ندارد.
3- «آندره برتون» از مؤسسان كدام مكتب است؟ سور رئاليسم
4- از نظر كدام مكتب «بهترين نظام بي نظامي است.»؟ دادائيسم
5- كدام نويسنده گفته است «مرام نامه‌ي دادا مانند دروازه‌اي است كه به دالاني حلقوي باز مي‌شود» ؟ آندره برتون
6- طرح ريزي مكتب «دادا» از جانب چه كساني بود؟ جواني به نام (تريستان تزارا و دوستانش)
7- كدام مكتب است كه «با هيچ يك از قوانين طبقه‌بندي هنر و زيبايي شناسي هم‌خواني ندارد و پيروان آن به پوچي امور جهان معتقدند»؟ دادائيسم
8- نخستين بار واژه‌ي «سور رئاليسم» را چه كسي به كار برد؟ گيوم آپولينر
9- نخستين كتاب «سور رئاليستي» چه نام داشت؟ ميدان‌هاي مغناطيسي
10- بنيان‌گذاران مكتب «سور رئاليسم» چه هدفي داشتند؟ هدف آن‌ها انديشه‌ي انساني از هر نوع اسارت و پاشيدن آبي بر آتش جنگ بود.
11- بزرگ‌ترين شاعر «سور رئاليست» اسپانيا چه نام داشت؟ فدريكو گارسيالوركا
12- كتاب «ميدان‌هاي مغناطيسي» اثر كيست؟ آندره برتون
13- اساس شعر «لوركا» بر چه مبنايي قرار داشت؟ ترانه‌هاي عاميانه كه در قالبي شاعرانه و خلاق ريخته شده است.
14- «لويي آراگون» اهل كدام كشور بود؟ فرانسه
15- «آراگون» شيفته‌ي كدام شاعر ايراني بود؟ عبدالرحمان جامي
16- كدام منظومه را «آراگون» به تقليد از جامي سروده است؟ مجنون السا
17- كتاب «شاعر در نيويورك» از كيست؟ فدريكو گارسيالوركا
18- كدام مكتب به «كشف و شهود عرفاني معتقد بود»؟ سمبوليست‌ها
19- «پل الوار» از بنيان‌گذاران كدام مكتب هنري است؟ سور رئاليسم
20- كدام شاعر در ميدان جنگ، «شعر مقاومت فرانسه» را گردآوري كرد؟ لويي آراگون

-------------------------------------------------------------
درس بيست و يكم
مكتب اصالت وجود

1- رمان «تهوع» اثر كيست؟ ژان پل سارتر
2- با انتشار كدام كتاب منتقدان دريافتند كه «تفكر جديدي در نگرش به انسان و سرنوشت او شكل گرفته است؟» رمان تهوع
3- نام ديگر «اگزيستانسياليسم» چيست؟ اصالت وجود يا هستي‌گرايي
4- «اصالت وجود» به صورت امروزي خود، نخستين بار از طرف چه كساني ساختهو پرداخته شد؟ كارل يا سپرس، مارتين هايدگر
5- به اعتقاد كدام مكتب «در انسان وجود بر ماهيت مقدم است و در اشياء برعكس.»؟ اگزيستانسياليسم
6- كتاب «انحطاط غرب» اثر كيست؟ اسوالد اشپنگلر
7- مفهوم «پست مدرنيسم» را اولين بار چه كسي به كار برد؟ فدريكودي اونيس
8- مفهوم «پست مدرنيسم» به چه معناست؟ ادعاي برگشتن از مدرنيسم
9- «مدرنيسم» چه شيوه‌اي بود؟ شيوه اي بود كه از سنت فراتر مي‌رفت .
10- عناصر سازنده‌ي دوران «ماقبل پست مدرنيسم» چه چيزهايي بودند؟ خرد، اخلاق، حقيقت ، اخلاق و تاريخ
11- نمايش نامه‌ي «در انتظار گودو» اثر كيست؟ ساموئل بكت
12- شاهكار «ويليام فاكنر» كدام كتاب است؟ خشم و هياهو
13- نقادان كدام اثر «همينگوي» را از همه مهم‌تر دانسته‌اند؟ پيرمرد و دريا
14- رمان «خشم و هياهو» به چه شيوه اي بيان مي‌شود؟ جريان سيال ذهن
15- كدام رمان «آلبر كامو» اعتراض عليه غير انساني و فاسد محسوب مي‌شود؟ بيگانه
16- قهرمان كدام كتاب «كارمند ساده‌اي است كه در اتاقش ناگهان به حشره‌اي بزرگ تبديل مي‌شود»؟ مسخ كافكا
17- اثر مشهور «تي. اس. اليوت» چه نام دارد؟ سرزمين بي حاصل
18- پيام همينگوي در كتاب «پيرمرد و دريا» چيست؟ انسان براي شكست آفريده نشده است، او ممكن است نابود شود اما شكست نمي‌خورد .
19- اولين داستان بلند «امير تواكو» چيست؟ گل سرخ

-------------------------------------------------------------
درس بيست و دوم
انساني تراژدي فلسطين و ...

1- چرا «اعراب» مجالي براي پرداختن به انواع هنرها نداشتند؟ چون تمامي عمر خود را در كوچ و گذار سپري مي‌كردند.
2- تنها هنر «عرب» چيست؟ شعر دوره‌ي پيش از اسلام
3- دوره ي «شعر جاهلي» در شعر و ادب به كدام دوره اطلاق مي‌شود؟ شعر
4- در كدام بازار مكه، علاوه بر داد و ستد، نقد شعر نيز رواج داشت؟ بازار عكاظ
5- «نابغه‌ي ذبياني» كه بود؟ شخصي كه در عكاظ به نقد اشعار مي‌پرداخت.
6- قصايدي را كه به اب زر نوشته و در خانه ي كعبه آويخته مي‌شد، اصطلاحاً چه ناميدند؟ معلقات
7- «صعاليك» كدام گروه از شاعران دوره‌ي جاهلي بودند؟ گروهي به دليل عدم صلاحيت اخلاقي، از قبيله رانده شده بودند و به صورت منفرد مي‌زيستند.
8- شاعران «مخضرم» چه شاعراني بودند؟ شاعراني كه نيمي از زندگي آن‌ها در دوران جاهلي و نيمي از زندگيشان در دوره‌ي اسلامي بود.
9- سرآمد شاعران «مخضرم» كيست؟ حسان بن ثابت انصاري
10- «مفاخره و مباهات» نسبت به مارم اجداد، از ويژگي‌هيا شعر كدام دوره است؟ دوره‌ي جاهلي
11- چرا ادب دوره‌ي عباسي را «ادب محدث يا مؤكد» مي‌نامند؟ چون بيش‌تر شاعران و اديبان اين دوره، دورگه بودند.
12- كدام دوره «دوره‌ي طلايي اسلامي» است؟ دوره‌ي عباسي
13- «كلاسيك‌هاي نو يا مقلدان» كدام گروه از شاعران بودند؟ گروهي كه در شعر به دوره‌هاي اموي و عباسي بازگشت كردند.
14- كدام شاعر شعر «رمانتيك» عرب را اقوام بخشيد؟ احمد زكي ابوشادي
15- مسئله‌ي «تعهد» در ادبيات و هنر، ابتدا در ادب كدام كشور مطرح شد؟ مصر
16- مقالات انتقادي و بحث انگيز خانم «نازك الملائكه» در كدام كتاب آمده است؟ قضاياي شعرمعاصر
17- «احمد زكي نيشابوري» كدام مجله را منتشر مي‌كرد؟ مجله‌ي آپولو
18- «سور رئاليسم» در شعر عرب به معناي واقعي، در شعر كدام شاعر متجلي گرديده است؟ ارخان ميسر
19- شاعران «بلاد مهجر» چه كساني بودند؟ شاعراني كه از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كردند.

-------------------------------------------------------------
درس بيست و سوم
تراژدي فلسطين

1- آغاز تاريخ جديد يهوديان، از چه زماني است؟ از اولين گنگره‌ي صهونيست‌ها در شهر «بال» سوئيس
2- رهبري كنگره ي اول يهوديان با چه كسي بود؟ تئودور هرتزل، نمايش‌نامه نويس و روزنامه‌نگار يهودي
3- كدام دو روزنامه، بعد از تشكيل كنگره ي يهوديان، خطر صهونيسم را مورد بحث قرار دادند؟ المقتطف و منار
4- روزنامه‌ي «منار» را چه كسي چاپ كرد؟ محمد رشيد رضا
5- كتاب «دولت يهود» را چه كسي نوشته است؟ تئودور هرتزل
6- كدام مسئله مهم در كتاب «دولت يهود» مطرح و به آن پاسخ داده شده است؟ مردمي هستند بدون زمين و سرزمين وجود دارد بدون سكنه .
7- كتاب «بيداري ملت عرب» اثر كيست؟ نجيب عازوري
8- دو پديده‌ي مهمي كه در كتاب «بيداري ملت عرب» به بحث گذاشته‌شده است، چيست؟ بيداري ملت عرب و كوشش يهوديان براي تشكيل دولت
9- مهم‌ترين رويدادي كه بر آينده‌ي فلسطين اثر گذاشت، كدام است؟ اعلاميه‌ي بالفور
10- دولت اسرائيل در چه سالي به رسميت شناخته شد؟ سال 1948
11- شعر «آوارگان عرب» اثر كيست؟ عبدالوهاب البياتي شاعر عراقي
12- «جمال عبدالناصر» در جهان عرب نماد چه بود؟ وحدت، يگانگي و مليت عرب
13- كنفرانس «خاطوم» چه چيزي را مورد تأكيد قرار داد؟ نه صلح، نه شناسايي و نه مذاكره با اسرائيل
14- علت نگرش يك‌سان شاعران عرب درباره‌ي چيست؟ مشكل فلسطين و رويارويي با اسرائيل، نگرش واحدي ر در آنان ايجاد كرده است.
15- واكنش كدام گروه از هنرمندان درباره‌ي‌ فلسطين‌ بيش‌تر از ديگر گروه‌ها بود؟ شاعران
16- ادامه‌ي مبارزه اصيل ملت فلسطين در كدام جنبش جريان دارد؟ انتفاضه
17- اشعار شعراي فلسطين چند ويژگي دارد؟ سه شكل
18- شعر «اللاجئه آواره» اثر كيست؟ كامل سليمان
19- روزنامه‌ي «كرمل» را چه كسي منتشر مي‌كرد؟ نجيب انصار
20- جنگ ژوئن 1967 چه نتيجه‌اي براي اعراب داشت؟ اشغال نوار غزه، شبه جزيره يسينا و بلندي‌هاي جولان از جانب اسرائيل

-------------------------------------------------------------
درس بيست و چهارم
ادبيات داستاني

1- دو گرايش عمده در ادبيات داستاني معاصر عرب كدام‌اند؟ گرايش تارخي، گرايش اجتماعي
2- كدام نويسنده مي‌كوشد تا «تاريخ اسلام و مسائل آن را به شيوه‌اي داستاني به مخاطبان القا كند»؟ جرجي زيدان
3- تا قبل از اعراب و اسرائيل، نويسندگان با ه عواملي مبارزه مي‌كردند؟ سنت‌هاي و جامعه‌ي سنتي عرب
4- كدام نويسنده لبناني معتقد بود كه «در همه‌ي جهان بايد تحولي بنيادين عليه ظلم و ديكتاتوري به وجود آيد» ؟ جبران خليل جبران
5- چه كسي از نخستين كساني است كه «داستان كوتاه» ر در مصر تجربه كرده است؟ منفلوطي
6- «ابومسلم خراساني» نوشته‌ي كيست؟ جرجي زيدان
7- دو ضعف عمده ي «منفلوطي» چيست؟ در ابزار بيان ضعيف است و ديگر ضعف فرهنگي و ناآگاهي از علوم مشرق زمين
8- انجمن «رابطه‌ي قلمي» را چه كسي به وجود آورد؟ جبران خليل جبران
9- مشهورترين اثر «جبران خليل جبران» به زبان انگليسي كدام كتاب است؟ كتاب النبي
10- انقلاب مصر به رهبري جمال عبدالناصر
11- نخستين قدم‌هاي داستان نويسي به سبك نوين عراق را چه كسي برداشته است؟ محمود احمد السيد
12- آثار كدام نويسنده آيينه‌ي‌جامعه‌ي مصر است؟ نجيب محفوظ
13- كدام نويسنده عرب را برخي از نقادان هم‌سنگ چخوف و موپاسان دانسته‌اند؟ يوسف ادريس
14- كتاب «كابوس‌هاي بيروت» اثر كيست؟ غاده السمان
15- آثار قلمي «جبران خليل جبران» را به چند دوره تقسيم كرده‌اند؟ سه دوره
16- عامل توفيق و شهرت «منفلوطي» در نويسندگي، چيست؟ نثر ادبي او
17- كتاب «العبرات» اثر كيست؟ منفلوطي
18- نوشته هاي «جرجي زيدان» تابع كدام گرايش در ادبيات داستاني عرب است؟ گرايش تاريخي
19- «جبران خليل جبران» از محضر كدام استاد فرانسوي در نقاشي بهره برد؟ رودن
20- كدام شاعر شكست اعراب از اسرائيل را در سال 1967 «رسوايي بزرگ» مي‌داند؟ نزار قباني



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 11:34 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
پاسخ خودآزمایی تاریخ ادبیات ایران و جهان (2) سال سوم انسانی

 درس اول :

1)آثار حمله ي مغول را در قلمرو ادبيات بيان كنيد.

رواج پاره اي واژه هاي مغولي در زبان و ادب فارسي، دل مردگي و بي سرانجامي و بلاتكليفي با انديشه ي ادبي فارسي قرين گشت، ذوق ها پژمرده شد و عواطف شاعران و نويسندگان از خلاقيت باز ماند.

2) شاهرخ ميرزا در عرصه ي هنر و فرهنگ اسلامي چه نقشي داشته است؟توضيح دهيد.

شاهرخ ميرزا توانست بخش وسيعي از ممالك تيموري را از آسيب و پريشاني نجات دهد.او شهر هرات را مركز فرمانروايي خود قرار داد و با علاقه اي كه به هنر و فرهنگ اسلامي داشت،نظر هنرمندان و صاحبان ذوق از جمله خوش نويسان و نقاشان و شاعران را جلب كرد و حامي نهضت بزرگ هنري عصر خويش شد.

3) وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهيد.

در عصر حافظ پهنه ی وسیعی زیستگاه و قلمرو بالندگی زبان وفرهنگ فارسی بود.شبه قاره ی هندو آسیای صغیر همچنان میزبان زبان فارسی بودوآذربایجان واصفهان وفلات مرکزی ایران هم دانشوران وهنرمندان خاص خود راداشت.اقلیم پارس به رغم کشمکش های تاریخی فراوانی که دراثرروی کارآمدن خاندان تیموری جریان داشت مانندگذشته کانون جوشنده ی زبان وشعر فارسی بودوشیراز همچنان پایتخت شعر وادب این عصربه شمارمی رفت.وجود فرهنگ شهرهای بزرگی مثل نیشابورسبزوارتوس مرووبه خصوص هرات موجب شدخراسان از لحاظ شعروادب موقعیت پیشین خودراحفظ کند.

4) چرا در عصر حافظ، قالب قصيده از رواج افتاد؟

چون آثار خرابي هاي مغولان تاتار به حدّي بود كه ديگر شاعران از قالب قصيده كه مهمترين قالب براي ستايش بزرگان است استفاده نمي كردند يعني شاعران انگيزه اي براي ستايش شاهان نداشتند و اگر قصيده اي هم مي گفتند در مدح اهل بيت پيامبر(ص)بود.

5) عمده ترين موضوع ها و مضامين قصيده در عصر حافظ را بيان كنيد.

مضامینی ازقبیل حمدخدا؛نعت رسول اکرم(ص)؛منقبت امامان؛عرفان؛حکمت؛شکوه وشکایت؛موعظه ومسایل اجتماعی؛هجووهزل ومقداری هم مدح شاهان وصاحب منصبان.

6) زبان شعر در عصر حافظ چه كيفيّتي داشت؟

زبان شعر اين دوره ، جز در سروده هاي برخي از شاعران مانند حافظ ، خواجو ، رو به سقوط و تباهی گذاشت. اين تباهي و كم مايگي هم در لفظ پيدابودو هم در ساخت و بافت كلام . گسترش و عموميت يافتن شعر و ادب در كوچه و بازار و در ميان افراد نافرهيخته ، به اين ناپختگي دامن مي زد.

7) نام ديگر كتاب عشاق نامه چيست و اين كتاب در چه زمينه اي است؟

نام دیگرعشاق نامه«ده نامه»و موضوع آن مباحث عرفانی است که شاعرسخن خود راهمراه باچندتمثیل وحکایت به پایان رسانیده است.

8) شعر شراب بي خودي را با شور عشق از ادبيات سال اول مقايسه كنيد.

قالب هردو ؛ غزل است.ازنظرمحتوا هردو بیانگر شور وعشق عرفانی است.هر دو گرم و دلپذیر وساده اند ولی وزنی متفاوت دارند.        

درس دوم: 

1) قصايد«خواجوي كرماني»چه موضوعات و مسائلي را در بر دارد؟

بخشي در توحيد و نعت و منقبت معصومين وبخشي در زهد و پند و پاره اي هم به انظمام بيش تر قطعاتش در بر گيرنده ي مطالب و مسائل اجتماعي و انتقادي است.

2) غزل هاي«ابن يمين»چه مضموني دارد؟ به شيوه ي معمول شاعران،عشق و دل دادگي است.

3) در دو بيت زيراز«ابن يمين» كدام ويژگي ستوده شده است؟

دوقرص نان اگر از گندم است اگر از جو     دوتاي جامه اگر كهنه است اگر از نو

هزار بار نكوتر به نزد ابت يمين                   ز فرّ مملكت كي قباد و كي خسرو

قناعت پيشگي _ بي اعتباري دنيا .

4) «سيف فرغاني»از قالب قصيده به چه منظور بهره برده است؟

براي بيان انتقاد هاي كوبنده و طرح ديدگاههاي اجتماعي و اخلاقي خويش سود برده است.

5) ذوق و هنر عبيد زاكاني در چيست و چگونه جلوه گر ميشود؟

ذوق وهنرعبیددرنکته یابی وانتقادهای ظریف اجتماعی جلوه می کندودر اغلب آثارش درغالب طنزولطیفه های دل نشین آشکار می شود.

6) منظومه ي«موش وگربه»ي عبيد ازنظرزبان وبيان چگونه اثري است؟

این منظومه حکایتی تمثیلی است که عبید در آن وضع جامعه و دو طبقه ی حاکمان و قاضیان را مورد انتقاد قرار می دهد .

7) علت تندي و گزندگي زبان طنز عبيد را بيان كنيد؟

این تندی و پر رنگی،واکنشی در برابر شدت فساد و تباهی روزگار شاعر است ،در حقیقت میزان فساد اخلاقی در ان زمان به حدی بالا بود که جز با همین زبان تلخ و گزنده و عریان نمیشد ان را بیان کرد و در رفع ان چاره جویی نمود.

8) بيت زير به كدام ويژگي«موش و گربه»عبيد اشاره دارد؟

غرض از موش و گربه برخواندن                    مدّعا فهم كن پسرجانا

 به نمادین و تمثیلی بودن این حکایت اشاره دارد و سياسي بودن اثر را نشان مي دهد .

 درس سوم :

1) درباره ي تأثيرقرآن و معارف آن برذهن و زبان حافظ توضيح دهيد؟

اوازهمه ي علوم قرآني،ازقرائت وتفسيرگرفته تا كلام وفلسفه وعرفان،بهره داشت.حتّي شگرد شاعري وسبك ويژه ي بيان خود را از قرآن كريم آموخته بود و در آگاهي از زير و بم الفاظ و معاني و مفاهيم از آن الهام مي گرفت.

2) درديوان حافظ مقصود از محتسب كيست وچرا حافظ وي رابه اين نام خوانده است؟

امير مبارز الدين محمّد _ به خواطر رياكاري ها و عوام فريبي هاي او با كنايه و تمسخر او را محتسب مي خواند.

3) در مورد لحن حافظ وشيوه ي مبارزه ي اوبا نابه ساماني هاي جامعه توضيح دهيد.

لحن حافظ گزنده و تلخ و توأم با نيشخند و كنايه آميز است و در آن مايه اي از خيرخواهي و اصلاح طلبي هم ديده مي شود.گويي حافظ پس از سيف فرغاني و عبيد و ابن يمين،با رندي و هوشياري و فرزانگي خويش شيوه ي تازه اي براي مبارزه با نابه ساماني ها و بداخلاقي هاي جامعه برگزيده است كه به مانند بيان شاعرانه ي او تازگي دارد.

4) درباره ي نحوه ي نگاه ونگرش حافظ به زندگي توضيح دهيد.

جوان شيرازي وقتي به علم و ادب روي آورد،هرگز دانش خود را دست مايه ي مال اندوزي قرار نداد.حتّي پس از آن كه در پرتو موقعيّت خود مورد توجه حاكمان وفرمانروايان فارس شد و به دربار ابواسحاق اينجو و شاه شجاع مظفّري راه يافت و از عنايت ويژه ي حاجي قوام الدّين،كلانتر شيراز،برخوردار گرديد،باز ناداري و نيازمندي ازسر او دست بر نداشت.

5) غزل هاي اجتماعي حافظ چه ويژگي هايي دارد؟

درغزل اجتماعي حافظ،فرهنگ گذشته ي ايران با همه ي كمال ايراني اسلامي خود رخ مي نمايد. گويي حافظ در تلفيق دو فرهنگ ايران و اسلام به مانند استاد و حكيم فرزانه ي توس،ابوالقاسم فردوسي،به توفيق بيش تري دست يافته است.

6)يك غزل از حافظ و سعدي را با هم مقايسه كنيد و درباره ي سبك،  زبان و درون مايه ي آن دو گفت و گو كنيد.

تکلیف دانش آموز .

7) اشعةاللّمعات از كيست و موضوع آن چيست؟ جامي _ شرح و توضيح لمعات فخرالدين عراقي.

8)كدام اثر جامي به پيروي از گلستان سعدي نوشته شده است؟ بهارستان

خودآزمايي هاي نمونه ي بخش اوّل                              

1) سبب تشتت و پراكندگي فرهنگي در زمان حكومت ايلخانان چه بود؟

سبب عمده ي آن حكومت قوم بيگانه ي تاتار و خون ريزي هاي ناشي از آن بود.

2)پيامدهاي فتنه ي مغول را در فكر وانديشه و زندگي اجتماعي بنويسيد؟

پريشاني انديشه، سستي گرفتن بنيان هاي فلسفي،رواج خرافات و بي مسئوليتي،  دل سپاري به قضا و قدر وگسترش روح تسليم و بي توجّهي به دنيا را تا حد زيادي مي توان از پيامد هاي فتنه ي مغول دانست.

3) علت آزادي مذاهب در عصر حافظ چه بود؟

به دلبل بي عقيدگي برخي از ايلخانان و بي تعصّبي بعضي ديگر، گروه ها توانستند مذهب و اعتقاد خود را آزادانه آشكار كنند.

4) تقليد در شعر حافظ چگونه جلوه گر شده است؟

نخست تقليد از شيوه و سبك استادان پيشين و ديگر،جواب گويي شعرهاي مشهور پيشينيان غالباً بر همان وزن و قافيه.

5) دو شاعرتوانا درزمينه ي طنز و انتقاد اجتماعي ازعصر حافظ را نام ببريد؟ عبيد زاكاني _ بُسحاق اطعمه

6) حديقه ي سنايي با كدام اثر فخرالدّين عراقي هم وزن است؟ عشاق نامه

7) موضوع كتاب لمعات عراقي چيست؟عرفان و سيروسلوك عارفانه است.

8) اشعةاللّمعات از كيست و در چه زمينه اي است؟ جامي _ شرح اللمعات عراقي

9)درباره ي تأثير خواجوي كرماني بر سبك حافظ توضيح دهيد؟

خواجو با حافظ دوستي و ارتباط نزديك يافت و چون به سال وتجربه ي شعري بر حافظ پيشي داشت،بر شعر و انديشه ي وي پرتو تعليم افكند.به همين سبب در ديوان خواجه بسياري از ابيات و غزل ها را مي بينيم كه به تقليد يا استقبال از خواجو سروده شده است.

10) مناظره هاي خواجوي كرماني را نام ببريد؟

رسالة اللباديه : در مناظره ي ني و بوريا -  سبع المثاني : در مناظره ي شمشير و قلم -  مناظره ي شمس و سحاب

11) موضوع قصيده هاي ابن يمين چيست؟ مدح و منقبت امامان شيعه.

12) اين توضيح درباره ي كيست؟«شاعر و نويسنده ي طنز پرداز و شوخ طبع سده ي هشتم كه در قزوين زاده شد».

عبيد زاكاني

13) طنزهاي عبيد زاكاني چه ويژگي هايي دارد؟ اغلب خنده آور و گاهي ركيك است.

14) پيام دو بيت زيراز سيف فرغاني را بيان كنيد.

من ني ام شاعركه مدح كس كنم هر شاه را

از براي  حق  نعمت  پند  دادم  اين  قَدَر

خير و شرّ كس نگفتم از هواي طبع و نفس

مدح و ذمّ كس نكردم از براي سيم و زر

او اثير دنيا نيست و به خواطر دنيا كسي را ستايش نميكند(دوري از هواي نفس)

15) مثنوي هاي هفت اورنگ جامي را با ذكر موضوع هر يك نام ببريد.

سلسلة الذهب : در ذكر حقايق عرفاني‌‌ ؛

سلامان و ابسال : منظومه اي تمثيلي حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني؛

تحفة الاحرار: در پند و نصيحت همراه با حكايت ها و تمثيل هاي زياد؛

سبحة الابرار: در ذكر مراحل سلوك و تربيت نفس؛

يوسف و زليخا : نظم داستان مشهور يوسف و زليخا كه مختصر آن در قرآن هم آمده است.

ليلي و مجنون : داستان معروف ليلي و مجنون كه نظامي هم آن را به نظم در آورده است.

خردنامه ي اسكندري : در ذكر موعظه و نصيحت از زبان فيلسوفان يونان.

16) دو نمونه از بهترين نسخه هاي ديوان حافظ و شرح هاي نوشته شده بر آن را نام ببريد.

قاسم بني _ شرح غلامحسين يوسفي _ شرح خليل خطيب رهبر

 درس چهارم :

1) دلايل رونق تاريخ نويسي را در دوران حاكميت مغول و تيمور بنويسيد.

نخست مغولان و تيموريان به ويژه شخص تيمور به تثبيت و ضبط وقايع و كشور گشايي ها و باقي نگه داشتن نام و آوازه ي خويش از اين راه بسيار علاقه مند بودند و به همين دليل ، مورّخان را حمايت و تشويق مي كردند . ديگر آن كه برخي از فرزانگان ايراني ، از بيم آن كه مبادا ارزش هاي فرهنگي و تاريخي ايرانيان دست خوش حوادث شود و از ميان برود و هم براي آن كه مظلومييت اين ملت در اوراق تاريخ به ثبت رسد ، به نگارش جريان وقايع گذشته و حال اقدام مي كردند و از شوق و رغبت ايلخانان براي ارضاي حسّ نام جويي خويش سود مي بردند .

2) شيوه ي نويسندگي در عصر خواجه رشيدالدّين چگونه بود؟

به شيوه هاي نويسندگي دوره هاي قبل ادامه پيدا كرد.نويسندگان متكلّف از بكاربردن واژه هاي تركي كه در اثر حضور و حكومت بيگانگان در فضاي فرهنگ وتاريخ ايران رو به فزوني بود ، روي گردان نبودند. بنابراين ميزان استفاده از واژه هاي بيگانه ي تركي كه از دوره ي پيش آغاز شده بود ، افزايش  يافت البته وجود  پاره اي از واژه هاي تركي در زبان فارسي نمي توانست فارسي زبانان را با مشكل عمده اي روبرو سازد : به خصوص كه بيشتر اين واژه ها بعدها فراموش شد و از قلمرو زبان فارسي رخت بربست.

3) درباره ي ويژگي نثر تاريخ جهان گشا توضيح دهيد.

نثر جهان گشا مصنوع و دشوار و در همان مسير كلّي نثر فارسي در سده ي هفتم هجري است و در آن لغات عربي و واژه هاي مغولي زيادي به كار نرفته است.

4) جامع التواريخ از نظر نوع نثر چه ويژگي هايي دارد؟

اين كتاب با نثري پخته وعالمانه نوشته شده  و اگر از پاره اي لغات تركي و مغولي كه در روزگار او و در دستگاه اداري مغولان رايج بوده است بگذريم ، نثر خواجه به سبب سادگي و استحكام آن قابل توجه و از نمونه هاي سالم نويسندگي در سده ي هشتم هجري است.

5) تاريخ جهان گشا را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با تاريخ بيهقي مقايسه كنيد.

تاريخ جهان گشا نثر فني و مصنوع دارد اما تاريخ بيهقي نثري بينابين حد فاصل نثر مرسل يا ساده دارد.

6) موضوع تاريخ جهان گشا چيست؟

شرح ظهور چنگيزخان و احوال فتوحات او و تاريخ خوارزمشاهيان و فتح قلعه هاي اسماعيليه و حكومت جانشينان حسن صبّاح.

 درس پنجم :

1)چه عواملي سبب مهاجرت شاعران ايراني به هند شد؟

شاعر نوازي و ادب گرايي سلاطين بابري هند با بي مهري شاهان صفوي به شعر و شاعري هم زمان شده بود .

2) در عصرصائب،قالب عمده ي شعر و موضوع آن چه بود و چه تفاوتي با گذشته داشت؟

در اين دوره، قالب عمده ي شعر از لحاظ  كميّت هم  چنان غزل است و موضوع آن سخن دل و بر خلاف عصر مولانا و حاحظ ، بار ديگر خود شاعر و تمنيّات او در مركز توجّه قرار گرفته است.

3) ويژگي هاي سبك شعر را در عصر صائب بيان كنيد.

حس آميزي – جان بخشي – استفاده از ضرب المثل و تشبيه تمثيل – استفاده از زبان و الفاظ محاوره – توجّه به تجربيات ساده روزمره ي زندگي – رواج نوعي حكمت و استدلال عاميانه – خيال پردازي هاي غريب و بي سابقه.

4) پدر مرثيه سرايي در ادب فارسي كيست و علت شهرت او چيست؟

محتشم كاشاني –– به علت تركيب بند مشهور او در ذكر واقعه ي كربلا.

5) در بيت زير، كدام يك از ويژگي هاي شعري عصر صائب ديده مي شود؟ توضيح دهيد.

اظهار عجز در بر ظالم روا مدار                                         اشك كباب موجب طغيان آتش است

تجربيات  ساده ي  روزمره ي  زندگي  يعني همان طور كه اشك  كباب«چربي» باعث افزايش شعله ي آتش مي شود گريه ي انسان هاي مظلوم در برابر ظالمان هم باعث افزايش ظلم ظالم مي شود .

6) مثنوي ناتمام فرهاد و شيرين را چه كسي سرود؟ اين مثنوي را چه كسي كامل كرد؟وحشي بافقي ،  وصال شيرازي .

 درس ششم :

1) چه عواملي سبب برجستگي غزل هاي كليم كاشاني و شهرت وي شده است؟ابداع معاني و خيال هاي رنگين .

2) دشواري شعر صائب به چه سبب است؟ به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه ي او مربوط مي شود .

3) ويژگي غزل ها و ساير شعرهاي بيدل را بنويسيد.

خيال بندي و نازك  انديشه هاي  شاعرانه و به كار بردن مضمون هاي  بديع و گاهي دور از ذهن – غزل ها و مثنوي هايش رنگ عرفاني تندي دارد كه در پاره اي  موارد كمي رنگ فلسفي به خود مي گيرد .

4) شاهكار شاعري صائب چه نوع شعري است و چه محتوايي دارد؟

شاهكار شاعري صائب غزل هاي فارسي اوست كه آميخته اي از عرفان و حكمت و معني آفريني اند .

5) با توجه به ويژگي هاي شعري عصر صائب، بيت زير را بررسي كنيد.

جان مي رسد به لب ، منِ شيرين كلام را                               تا حرف تلخي از دهنِ يار مي كشم

استفاده از الفاظ و زبان محاوره .

7) دو مثنوي از آثار بيدل را نام ببريد.عرفات – محيط اعظم .

 درس هفتم :

1) چه عواملي سبب بيماري و فساد سبك نويسندگي پارسي در عصر قائم مقام شد؟

عاميانه شدن نثر و درآميختن آن با الفاظ و تعبيرات تازي.

2) ويژگي هاي نثر قائم مقام را ذكر كنيد. سادگي – صراحت بيان – ايجاز و پختگي.

3) عواملي را كه سبب تحوّل نثر فارسي و رواج ساده نويسي پس از قائم مقام شد، بنويسيد.

رواج صنعت چاپ و تأسيس و گسترش روزنامه نويسي.– گسترش سواد خواندن و نوشتن در بين مردم.–رواج سفرنامه نويسي.– رواج و گسترش ترجمه از زبان هاي اروپايي.

4)چند اثر عصر قائم مقام را كه سرمشق ساده نويسي بوده اند،نام ببريد.

حاجي بابا اصفهاني، مسالك المحسنين ، سياحت نامه ي ابراهيم بيك.

5) مسالك المحسنين چه نوع اثري است و موضوع آن چيست؟

يك نوع سفر نامه ي تخيّلي است.سفر رويايي گروهي است با تخصّص هاي گوناگون كه مأمور مي شوند به قلّه ي دماوند صعود كنند.

6) نويسنده ي كتاب حاجي بابا اصفهاني كيست و هدف او از نوشتن اين اثر چه بوده است؟جيمز موريه ، نويسنده ي انگليسي .

او اين كتاب را به قصد انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمانه نوشته است.

7) دو درس حاكم و فرّاشان و سفر به بصره از ادبيّات سال اول (1)را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با هم مقايسه كنيد.

 درس هشتم :

1)پيشگامان انجمن ادبي مشتاق چه كساني بودند و در چه راهي تلاش مي كردند؟

پيشگامان اين انجمن ميرسيّد علي مشتاق، سيد محمّد شعله و آذر بيگدلي بودند و بعد ها گروهي  ديگر از قبيل طبيب اصفهاني، ميرزا نصيراصفهاني، سيداحمد هاتف اصفهاني و عاشق اصفهاني هم  به  آنها  پيوستند . اينان كه اغلب تا اين  زمان به راه شاعران  دوره ي صائب مي رفتند، به تدريج، از اين راه روي برتافتند و احياي سنّت هاي پيشين را كه درعصرحافظ ،سعدي و مولوي معمول بود، وجهه ي همّت خود قرار دادند.

2)  چرا در عصر هاتف، تحوّل شگرفي در فضاي شعر فارسي پديد نيامد؟

چون در اين دوره كار شاعران بيشتر تقليدي بود. يعني توجه به شيوه ي شاعران پيش از خود و تقليد در اين دوره عموميّت پيدا كرده بود و راه را بر هر نوع ابتكاري بسته بود.

3) درباره ي موضوع غزل در عصر هاتف و تفاوت آن با غزل عصر حافظ و مولانا توضيح دهيد.

موضوع غزل هم چنان عشق و هجران و فراق بود امّا به جاي آن كه مانند شاعران عصر حافظ و مولانا بر يك تجربه ي مستقيم و اصيل عارفانه و بيان عواطف اصيل متّكي باشد، بر بازگويي و تكرار و تقليد مضامين عاطفي تكيه داشت.

4) چرا مضمون قصايد در اين دوره، بيش تر مناقب و مراثي اهل بيت است؟

زيرا با وجود آن كه نادر براي ترك مخاصمه ميان مذاهب شيعه و سنّي بسيار كوشيد و ديگر اصراري بررسميّت بي چون و چراي تشيّع در سراسر ايران نداشت، مردم و از آن ميان شاعران و صاحب دلان، عموماً بر مذهب شيعه بودند و از ابراز عواطف ديني خود در شعر لذّت مي بردند.

5) سيد محمّد علي مشتاق كه بود؟ شيوه ي شاعري او را توضيح دهيد.

از طبقه ي سادات اصفهان بود و در اين شيوه ي تازه، به يك معني طريقه ي محتشم را كه در آغاز عهد صفويان تا حدي با شيوه ي پيشينيان هم مربوط مي شد باز آفريني كرد. مشتاق با بازگشت به شيوه ي قدما تا حدّ معتدلي علاقه به صنايع بديعي را هم كه در عصر صائب از ياد رفته بود، از نو برانگيخت. او در شيوه ي قدما به طرز گويندگان عراق و فارس توجّه داشت.

روي گرداني از سبك هندي و بازگشت به شيوه ي شاعران عراقي و خراساني.

 درس نهم :

1)آتشكده از كيست و موضوع آن چيست؟

از آذر بيگدلي – كه شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار850 شاعر پارسي گوي در آن گرد آمده است.

2) اخوانيات به چه نوع شعري گفته مي شود؟ در اين باره تحقيق كنيد.

به اشعاري كه در مورد دوستان سروده شده باشد مي گويند.

3) در مورد مضمون و لحن ترجيع بند هاتف اصفهاني توضيح دهيد.

ترجيع بند هاتف كه شاهكار سخنوري اوست، شعر ممتازي است كه شاعر در سرودن آن به نمونه هاي پيشين و از آن جمله ترجيع بند سعدي و تركيب بند جمال الدّين عبدالرّزاق نظر داشته است. و مضمون آن عشق عارفانه و دعوت به انصاف وسعه ي صدر است.

4) هنر فروغي در چه نوع شعري جلوه گر شده است؟سرمشق وي در اين كار چه كساني بوده اند؟

هنر فروغي در غزل سرايي است و سرمشق كار او هم غزل هاي شيخ و خواجه ي شيراز است

 درس دهم :

1) چرا در عصر صبا،توجّه علما و خواص به شعر فزوني گرفت و گرايش طبقات پايين و پيشه وران نسبت به آن كاهش يافت؟

زيرا ديگر صرف داشتن قريحه براي شعر و شاعري كافي نبود و بدون آشنايي لازم با بعضي اصول و قواعد،هيچ شاعري نمي توانست شعري بسرايد كه نزد ادب شناسان زمانه مقبول افتد.

2) مقصود جمله ي«شعر اين دوره(عصر صبا)شعري آفاقي وعينيت گراست» را توضيح دهيد.

يعني شعر دراين دوره بيشتر محصوصات و عشق مجازي را بيان ميكرد و كمتر چاشني عرفاني داشت.

3) شعر عصر صبا از نظر مضمون و محتوا،چگونه بود؟

از نظرمحتوا و مضمون،هنر شعر اين دوره بازآفريني مضامين و انديشه هايي است كه يك بار ديگر در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.

4) وضع تصوّف و شعر صوفيانه در عصر صبا چگونه بود؟

در اين دوره در كنار شعر و شاعري،تصوّف هم نسبت به دوره هاي گذشته تا حدّي رواج پيدا كرد و شعر وسيله ي نشر عقايد و تعاليم عرفا نيز قرار گرفت.

5) سبك شعر و ويژگي شاعري«فتحعلي خان صبا»را توضيح دهيد.

طرز مديحه،شعر او گاهي سبك مسعود سعد را به خاطر مي آورد امّا لطف كلا م و روان سخن مسعود در كلام صبا ديده نمي شد.طرز صبا به ويژه در قصيده سرايي،سرمشق اكثر سخن سنجان عصر وي بوده است؛در شعراو برخي مسامحه ها و     ناپختگي هاي انشايي و دستوري و پاره اي سهل انگاري ها در استعمال الفاظ و تركيبات به چشم مي خورد.

6) موضوع كتاب عبرت نامه چيست؟اين كتاب به تقليد ازكدام اثر نوشته شده است؟

مدح فتحعلي شاه و آميخته به اندرز و هجو،  به تقليد از تحفةالعراقين خاقاني

7) درباره ي ادبيات حماسي در عصر صبا توضيح دهيد.

شاهان قاجاري گويي از اين لحاظ هم مي خواستند چيزي از سلاطين غزنوي كم نداشته باشند. بنابراين،زمينه طوري فراهم شد كه برخي شاعران _ مانند صبا _ به حماسه روي آوردند و آثاري هم در اين مسير پديد آمد.

منظومه ي خداوند نامه ي صبا حماسه اي مذهبي و شهنشاه نامه ي او كه به وقايع عصر فتحعلي شاه و آقامحمّد خان و جنگ هاي عبّاس ميرزا با سپاه روسيه ي تزاري مي پردازد، حماسه اي تاريخي است كه به تقليد از شاهنامه و بر همان وزن در چهل هزاربيت سروده شده است . علاقه مندي به داستان ها ي  كهن و روح حماسه ي ملّي ايران در شعر قاآني در قالب واژه ها و صحنه هاي پر آب و تاب و تلميح به حوادث عصر حماسه ها بروز كرده است.

 درس يازدهم:

1)درباره ي ويژگي غزليات وقصايدنشاط اصفهاني توضيح دهيد .

غزل هاي اورنگ فلسفي وعرفاني دارد تقليدي استادانه از شيوه ي غزل سرايي حافظ است قصايداو كه دربعضي ازآن ها تركيب هاي ناماُنوس وصنعت پردازي هاي متكلفانه به چشم   مي خوردغالباً ًازسادگي بيان ولطف انديشه برخوردارند.

2) شيوه ي زندگي وصال شيرازي چگونه بود؟

او درسايه ي استعداد ادبي وخط شيرين وآوازخوشي كه داشت به محافل انس راه يافت وبه كارشاعري روي آورد . وصال شاعري راهيچ گاه وسيله ي معيشت ونردبان ترقّي در دستگاه ديواني قرارنداد.چون انواع خط را نيكو مي نوشت، از راه كتابت قرآن روزگارمي گذراند و به رونويسي از ديوان هاي شعر و كتب ارزنده توجّهي خاص داشت.

3)آثار يغماي جندقي به چه سبب داراي اهميّت و ارزش است؟

يغما درآثار خود_چه نظم و چه نثر_مظالم و فجايع عصر خويش را ضمن هجو و هزل هاي تند و بي پروا  بر ملا مي كند و فساد اجتماعي آن روزگار را به خوبي نشان مي دهد.

4) در مورد شيوه ي نويسندگي و ويژگي نثر يغما ي جندقي توضيح دهيد.

وي عربي نمي دانست و از اين زبان بيزار بود. درنوشته هاي خود نيزاز بكار بردن واژه هاي تازي پرهيز مي كرد و به سره نويسي_ كه در آن زمان مطرح بود_دل بستگي نشان مي داد.

5) درباره ي سبك شاعري و مضامين شعري ميرزا حبيب قاآني توضيح دهيد.

همواره لفظ بر معنا پيشي مي گيرد امّا او درانتخاب الفاظ استوار و سرشار و آوردن تشبيهات خيال انگيز و تعبيرات خوش آهنگ چنان قدرتي از خود نشان مي دهد كه خواننده را مجذوب ميكند و از توجّه به معنا باز ميدارد.او برخلاف پيشينيان از معاني فلسفي و عرفاني كم تر بهره برده و در شعر،سرو كارش بيشتر با طبيعت و امورحسّي است.قاآني در استفاده از قصص و روايات ملّي و استوره هاي ايراني علاقه ي ويژه اي نشان داده است.

6) مثنوي بزم وصال از كيست و به پيروي از كدام اثر پديد آمده است؟

از وصال شيرازي _ او مثنوي بزم وصال را به شيوه ي بوستان پرداخت.

درس دوازدهم :

1) در آستانه ي مشروطه چه عواملي سبب دگرگوني چهره ي فرهنگي جامعه ي ايران شد؟

رواج صنعت چاپ – رواج و گسترش روزنامه نويسي و مطرح شدن روزنامه به عنوان مهمترين رسانه اي كه اخبار و اطّلاعات را در كوتاه ترين زمان در همه جا منتشر مي كرد – تأسيس مدرسه ي دارالفنون در اثر كوشش هاي ترقي خواهانه ي امير كبير و گسترش دانش هاي نوين – ضرورت روي آوردن به دانش و فنون جديد كه تا حدودي پيامد جنگ هاي ايران و روس به فرماندهي عبّاس ميرزا در عهد فتحعلي شاه قاجار بود.

2) چگونه انديشه ي غرب گرايي در جامعه ي ايراني زمينه ي رشد و پرورش پيدا كرد؟

بيزاري ازعوامل بازدارنده ي سنّتي كه به معناي روي گرداني ازارزش هاي اصيل وباورهاي مردمي بود.

3) وجه مشخصه ي شعر و ادب عصر بيداري را نسبت به ادبيات كهن توضيح دهيد.

از نظر كاركرد و دايره ي شمول، شعر در اين دوره عموميّت يافت و به عنوان زبان بُرنده ي نهضت در اختيار روزنامه ها و مطبوعات قرلر گرفت.جهان شناسي شاعران دوره ي بيداري با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل مي گرفت.از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – شعر عصر بيداري دو مسير مجزا و نسبتاً متفاوت را در پيش گرفتند.تخيّل و قالب شعري در عصر بيداري بيش و كم بي تغيير باقي مانده است.تغيير و تحوّل شعر عصر بيداري تنها به قالب و تخيّل محدود نماند بلكه از نظر محتوا و درون مايه هم پا به پاي زمان پيش رفت.

4) شعر عصر بيداري از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – چه خصوصيتي دارد؟ توضيح دهيد.

گروهي مانند اديب الممالك فراهاني و محمّد تقي بهاربا آگاهي لازم كه با سنّتهاي ادبي ايران داشتند از زبان فاخر و پرصلابت گذشته كه به عروض و سنن موسيقايي شعر فارسي تكيه داشت،استفاده مي كردند و بدان سخت پاي بند بودند.گروهي ديگرمانند سيّد اشرف الدّين گيلاني ،ميرزاده ي عشقي  و عارف قزويني كه با موازين ادب گذشته انس چنداني نداشتند، زبان كوچه و بازار را بر گزيدند و با صميميّتي كه در اين طريق از خود نشان دادند، از قبول عام برخوردار شدند

5) برجسته ترين درون مايه هاي شعر عصر بيداري را نام ببريد.

آزادي – قانون – وطن – تعليم و تربيت نوين – توجّه به علوم و فنون جديد – توجه به مردم .

6) درباره ي مفهوم وطن در ادبيّات عصر بيداري توضيح دهيد.

 وطن به معناي سرزميني كه مردماني داراي مشتركات قومي،زباني و فرهنگي در آن زندگي مي كنند ، مفهوم ديگري است كه از عصر بيداري وارد قلمرو ادبيّات فارسي شده است. در اشعار بهار و اديب الممالك كه از تاريخ و فرهنگ گزشته ي ايران آگاهي نسبتاً وسيعي داشتند، مايه هاي وطني فراواني ديده مي شود.

7) درمورد مهم ترين حوزه هاي جغرافيايي شعرو ادب عصربيداري توضيح دهيد.

بعد از تهران، بازار سياسي و مطبوعاتي تبريز از شهرهاي ديگر گرم تر بود. به دليل اينكه تبريز بر سر راه اروپا قرار داشت و تازه ترين اختار و اطلاعات كه از استانبول و كشورهاي غربي مي رسيد،ابتدا در تبريز و بعد در تهران منتشر مي شد –– تبريز به دليل مجاورت با دو كشور بزرگ عثماني و روسيه ي تزاري حسّاس بود –– تبريز مقرّ وليعهد و پايتخت دوم كشور بود و همين امر موجب مي شد كه در اين شهر جنب و جوش فكري و سياسي بيشتري پديد آيد.

 درس چهاردهم:

1)ويژگي عمده ي شعر و سبك شاعري نسيم شمال چيست؟ توضيح دهيد.

گذشته از سادگي و صميميت زباني ، مضمون و محتواي آن است.

2)درباره ي تصنيف سازي عارف و امتياز بزرگ تصنيف هاي او توضيح دهيد.

تصنيف سازي فارسي را عارف قزويني ابداع نكرده است و پيش از او هم كساني در اين قالب شعري طبع آزمايي كرده اند اما تصنيف سازي عرصه ي هنري مسلم عارف است.  از اين جهت كه وي به اين نوع ادبي خاص جاني تازه بخشيد. او كه خود شاعر و موسيقي دان بود و صداي خوشي هم داشت، تصنيف را با مهارت و امتيازي بارز براي بيان مقاصد و مضامين ملّي به كار گرفت.

3)در مورد ويژگي زبان و بيان و موضوع سروده هاي ميرزاده عشقي توضيح دهيد.

شعر عشقي از لحاظ زبان و بيان، پختگي لازم را نداشت و بيش تر به سبك روزنامه اي پسند آن روزگار بود.

4)چرا در عصر بيداري، نيازهاي عامّه ي مردم بيشتر در شعر جلوه گر شد؟

بريدن شعر و ادب از خواص و طبقات مرفّه و دربار و روي آوردن آن به مردم كوچه و بازار سبب شد كه در اين عصر بيش تر از هميشه نيازها و تمايلات عامه ي مردم و طبقات محروم جامعه در شعر منعكس گردد.

5)چگونگي زندگي و مرگ فرّخي يزدي را شرح دهيد.

فرّخي به سبب شعري كه سروده بود، از مدرسه اخراج شد . ديوان سعدي و مسعود سعد سلمان همدم جواني فرّخي بودند. فرّخي در جواني سر از حزب دموكرات يزد درآورد و حاكم يزد به سبب شعري كه در ستايش آزادي سروده بود ، لب هايش را دوخت و او را  به زندان انداخت.  سه سال پس از امضاي مشروطه به تهران رفت و روزنامه ي طوفان را منتشر كرد و با نوشتن مقالاتي آتشين و انتقادآميز در اين روزنامه به جنگ با استبداد و بي قانوني رفت. در دوره ي هفتم مجلس مردم يزد او را به وكالت برگزيدند و فرّخي جزو جناح اقليّت مجلس با هيئت حاكمه به مبارزه پرداخت. و روزنامه ي طوفان را كه تعطيل شده بود، بار ديگر منتشر كرد اما به حكم دولت توقيف شد . فرّخي به دليل تحت فشار بودن ناگزير ايران را ترك كرد و به برلين رفت. فرّخي در سال1312به تهران بازگشت و در كنار آزادي خواهان با قرارداد 1919وثوق الدوله به مخالفت بر خواست . سرانجام فرّخي در سال1318 ش با تزريق آمپول هوا در زندان به قتل رسيد.

6)محتوا و مايه ي اصلي غزل هاي فرّخي يزدي را بنويسيد.

محتواي غزل او نه عشق و عواطف شخصي بلكه سياست و مسائل حادّ اجتماعي است.

 درس پانزدهم :

1)در جريان بحث  ميان كهنه و نو در دوره ي  نوگرايي ، سنّت گرايان براي پيش گيري از يك انقلاب تهاجمي برضدسنّت ها چگونه عمل مي كردند؟

مي كوشيدند موضوع هاي تازه را در قالب شعر سنّتي بريزند. بدين سان، مثلاً در غزل به جاي معشوق سنّتي از مام وطن و در قصيده به جاي توصيف اسب و قاطر در وصف هواپيما و قطار سخن گفتند.

2)عنوان سعدي نو به كدام شاعر اختصاص يافت؟ چرا؟

ايرج ميرزا – به سبب سبك جديد و مردم پسندي كه به وجود آورد، عنوان سعدي نو را به خود اختصاص داد.

3)نخستين نظريه پرداز شعر نو نيمايي كه بوده و در جريان پيكار كهنه و نو در دوره ي نو گرايي چه نقشي داشت؟

تقي رفعت – او مقاله ي دنباله دار عصيان ادبي را نوشت و در چند شماره ي پياپي تجدّد منتشر كرد. سپس، بحث هاي تازه اي را در روزنامه ي تجدّد و آزاديستان، تبريز پيش كشيد و رسماً اعلام كرد كه ادبيّات گذشته ي ايران در ذهن محافظه كارا ن، همچون سدّي استوار بر سر راه تجدّد واقعي ايستاده است و ما برآنيم كه در بنيان اين سدّ رخنه كنيم.

تقي رفعت قطعه شعري سرود كه هم از لحاظ قالب و هم از نظر ديد و محتوا با شيوه ي معمول در نزد قدما تفاوت داشت و در آن قافيه بندي و تساوي مصرع ها نيز مراعات نشده بود.

4)در دوره ي نو گرايي چه كسي نخست بار اشعاري در قالب چهارپاره سرود؟اين نوع سروده چه ويژگي هايي داشت؟

خامنه اي نخستين بار اشعاري در قالب چهار پاره سرود كه از نظر زبان و ديد شاعرانه با اسلوب پيشينيان تفاوت داشت. قطعه ي كوتاه به وطن سروده ي خامنه اي از نظر قافيه بندي و شيوه ي بيان شايان توجّه است.

5)سه تن از پيشگامان  شعر نو نيمايي را نام ببريد.تقي رفعت – جعفر خامنه اي – بانو شمس كسمايي.

6)انجمن ادبي دانشكده در چه زماني و در كجا شكل گرفت و اساس فعاليّت آن چه بود؟

در نيمه ي دوم سال1294ش در تهران شكل گرفت.هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي و لزوم احترام به آثار برجسته ي پيشينيان بود.

درس شانزدهم :

1)نخستين منظومه ي نيما چه نام داشت و در چه قالبي سروده شد؟ قصّه ي رنگ پريده – مثنوي.

2)نيما در آغاز نوجواني به چه شيوه اي شعر مي سرود؟

نيما در آغاز به سبك شاعران گذشته به ويژه سبك خراساني شعر مي سرود.

3)در سال 1301شمسي درچند زمينه ي ادبيات معاصر(شعر، داستان كوتاه، رمان و نمايش نامه) آثار مهمّي به وجود آمد. آن ها را ذكر كنيد.

- شعر«افسانه»سروده نيما.- مجموعه ي داستان هاي كوتاه فارسي«يكي بود،يكي نبود»اثر جمال زاده.- رمان«تهران مخوف»اثر مشفق كاظمي.- نمايش نامه ي«جعفرخان از فرنگ برگشته»اثر حسن مقدّم.

4)در مورد قالب و محتواي افسانه ي نيما توضيح دهيد.

افسانه، منظومه اي بلند و موزون است كه پس از هر چهار مصراع،يك مصراع با قافيه ي آزاد آمده است. در اين شعر،دردها و تنهايي هاي شاعر كه درد و تنهايي جامعه ي او نيز هست، بازگو شده است.

5)ويژگي هاي افسانه ي نيما را بيان كنيد.

«افسانه»:نوعي تغزّل آزاد است كه درآن،سرگذشت بي دلي ها و ناكامي ها ي خود شاعر با سرنوشت جامعه و روزگار وي پيوند خورده است / در آن به واقعيّت هاي  ملموس توجّه شده است /سیر آزاد تخیل شاعر در آن / نزدیکی آن به ادبیات نمایشی در پرتو شکل بیان محاوره ای / تفاوت نگاه شاعر با شاعران گذشته و تازگی و دور بودن آن از تقلید .

6)شعر ققنوس از نظر شكل و بيان و درون مايه چه خصوصيتي دارد؟

همان شكل و بيان كاملا تازه ي شعر فارسي است كه هم از قيد تساوي و قافيه ي سنّتي آزاد است و هم تخيّل و شكل ارائه ي آن با آنچه در شعر گزشته ي فارسي بود ، به كلّي تفاوت دارد.ققنوس شعري تمثيلي است كه مي توان آن را كنايه اي از سرگزشت خود شاعر دانست.

7)مقصود از اين سخن كه«نيما شعر را نوعي زيستن مي دانست»چيست؟

به اعتقاد او شاعر كسي است كه چكيده ي زمان خود باشد و بتواند ارزش ها و ملاكهاي زمان را در شعر خود منعكس سازد و به اصطلاح فرزند زمان خويشتن باشد . بر اين اساس ، نيما براي شعر زمانه ي خود نوعي محتواي اجتماعي پيشنهاد مي كند .

8)عقيده ي نيما را درباره ي وزن و قافيه در شعر بنويسيد.

شعر نيمايي دارا ي وزن است يعني او معتقد به ون است ولي از نظر قافيه او خود را ملزم به آوردن قافيه در مصراع هاي مشخص ندارد و بستگي به مطلب دارد و هر جا كه مطلب عوض شود قافيه هم عوض مي شود به همين دليل جاي قافيه مشخص نيست.

 درس هفدهم  :

1)آيا ظهور شعر نو نيمايي تزلزلي در ستون اصلي شعر سنّتي فارسي پديد آورد؟

2)دو جريان اصلي شعر سنّت گراي معاصر را از نظر محتوا، بيان كنيد.

3)تحول شعر سنّت گراي عصر نيما نسبت به عصر بيداري چگونه بود؟ علت اين تحوّل را توضيح دهيد.

4)شيوه ي تلفيقي و سبك قصايد پروين اعتصامي را شرح دهيد.

5)مضامين سروده هاي پروين اعتصامي ابتكاري است يا تقليدي؟ توضيح دهيد.

6)قطعه ي سپيدار و تبر(شاخ بي بر)را مورد بررسي قرار دهيد و درباره ي زبان و بيان و محتواي آن گفت و گو كنيد.

7)اشعار نيمايي شهريار از نظر مضمون چه ويژگي هايي دارند؟

8)چرا شهريار را شاعر شكوه روستا يا شاعر حيدربابا خوانده اند؟

 درس هجدهم :

1)در مورد تأثيرپذيري اميري فيروز كوهي از صائب توضيح دهيد.

2)شيوه ي شاعري و سبك شعري رهي معيري را شرح دهيد.

3)شعر متاع جواني پروين از كتاب ادبيّات سال اول را با غزل نقد جواني مقايسه كنيد.

4)مراحل شعر و شاعري حميدي شيرازي را بيان كنيد.

5)سبك شعر حميدي شيرازي را توضيح دهيد.

6)درباره ي زبان و لحن و محتواي شعر قوي زيبا  حميدي توضيح دهيد.

7)غزل از درد سخن گفتن را از كتاب ادبيّات(3)مورد بررسي قرار دهيد و در مورد خصوصيات ادبي و سبكي آن گفت و گو كنيد.

درس نوزدهم  :

1)پنداشت انديشه وران قرن نوزدهم نسبت به قرن آينده چه بود و چرا محقّق نشد .

قرن آينده را قرن سعادت بشر مي پنداشتند و بسيار به آن دل بسته بودند . زيرا پس از اولين دهه ي قرن بيستم،جنگ جهاني اوّل درگرفت و ثابت كرد كه انسان با سعادت حقيقي قرن ها فاصله دارد.

2)واژه ي كليدي ادبيات قرن بيستم چيست؟كلمه ي مدرن،جوهره و ستون فقرات هنر و ادبيّات قرن بيستم را تشكيل مي دهد.

3)بناي مكتب سوررئاليسم بر چه چيزي استوار است؟

بر اصالت وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه است.

4)«شعر،بيان كتمان است».اين سخن«رولان بارت»،منتقد فرانسوي را شرح دهيد.

در تمامي مكتب هاي جديدهنري نوعي گريز از بيرون به درون مي توان يافت.آثار خود را به شيوه ي غيربازنمايي يا غير شيئي ارائه مي دادند.هنرمند نمي خواهد چيزي را بيان كند بلكه مي خواهد آن را پنهان كند.

5)علت نااميدي و يأس فلسفي انسان معاصر چيست؟

انسان له شده در زير چرخ دنده هاي فنّاوري و جنگ ، مي خواهد براي ذات خويشتن  معنايي بيابد و چون نااميد مي شود، به يأس فلسفي مي رسد و دست بسته ،منتظر مرگ مي ماند.

 درس بيستم:

1)توصيه ي دادائيست ها به نويسندگان چه بود؟

به نويسندگان توصيه مي كردند كه روزنامه و قيچي بردارند و كلمات را از هم جدا كنند و در كيسه بريزند و تكان دهند و بعد آنها را كنار هم بگذارند.

2)واژه ي سوررئاليسم را نخست بار چه كسي و با چه هدفي به كار گرفت؟

نخستين بار گيوم آپولينر (1918 – 1880) براي ناميدن يكي از نمايش نامه هايش به كار برد. هدف آپولينر اين بود كه اثر خود را نوعي شعر خيالي و تفنني بي سابقه معرّفي كند.

3)مواد مرام نامه ي سوررئاليسم را درباره ي ادبيّات به اختصار بيان كنيد.

سوررئاليسم بيان شفاهي يا كتبي عملكرد حقيقي انديشه است.ما با ادبيات كاري نداريم.سوررئاليسم وسيله اي است براي آزاد سازي مطلق ذهن.ما مصمم به ايجاد يك انقلاب هستيم.ما واژه ي  سوررئاليسم را با واژه ي  انقلاب در يك رديف قرار داده ايم تا  خصلت عيني و بي غرض انقلاب را نشان دهيم.

4)تفاوت دادائيسم و سوررئاليسم را بنويسيد.

دادائيست ها با هر نظامي مخالف بودند و بهترين نظام را بي نظامي مي دانستند اما سوررئاليست ها به نوعي كشف و شعود عرفاني معتقد بودند.

5)نمادگرايان(سمبوليست ها)را در فرهنگ و ادب ايراني با چه گروهي مي توان مقايسه كرد؟

با شاعران عارف : چون نماد گرايان هم مثل عارفان براي بيان اعتقادات خود از نماد و سمبل استفاده مي كردند.

6)در شعر« فانوس خيس »عناصر سوررئاليستي را نشان دهيد.

تخيل ستاره بودن انسان – ديوار تشنه ي روح – روييدن زمزمه هاي شب در رگ انسان .

 درس بيست و يكم  :

1)عناصر سازنده ي دوران مدرن يا ماقبل پست مدرن را بيان كنيد. خرد – حقيقت – سنّت – اخلاق – تاريخ .

2)ويژگي عمده ي آثار كامو را بنويسيد.آثار كامو بيان كننده ي توانايي شگرف او در همدردي با انسان از خود بيگانه است.

3)اصول پست مدرنيسم را بيان كنيد.

1 – انكار حقيقت و بي اعتباري سنّت و مدرنيسم.2 – انكار واقعيّت؛ بر اساس اين مكتب،هيچ واقعيت نهاني وجود ندارد.3 – زندگي انسان،يك وانمودگر به جاي واقعيت است؛ از اين رو غير واقعي است. 4 – پست مدرنيسم بر بي معنايي استوار است.

4)داستان پيرمرد و دريا اثر كيست و علّت توجّه نقّادان به آن چيست؟

ارنست همينگوي  –  زيرا در اين كتاب،پيام همينگوي اين بود كه«انسان براي شكست آفريده نشده است. او ممكن است نابود شود اما شكست نمي خورد».

درس بيست و دوم :

1)چرا در ميان اعراب جاهلي هنرهايي مانند معماري،مسجد سازي و نقاشي جايگاهي نداشت؟

چون عرب زندگي كوچ نشيني داشت و با مدنيّت و شهر نشيني انس نگرفته بود.

2)ويژگي هاي شعر جاهلي را بيان كنيد. حسّي بودن محتوا و برخورد با طبيعت .آزادي ، رهايي و بي قيد و بند بودن .

غرور و عزّت نفس . مفاخره و مباهات نسبت به مكارم اجداد .

3)مُخضرم به چه گروهي گفته مي شد؟

يعني شاعراني كه نيمي از زندگي هنري آنان در عصر جاهلي و نيمه ي ديگر در دوره ي اسلامي سپري شده است.

4)چرا ادب دوره ي عباسي را ادب مولّد يا محدَث مي نامند؟

زيرا بيشتر شاعران و اديبان اين عصر دورگه بودند؛ يعني ، از پدر و مادري زاده شده بودند كه يكي عرب و ديگري غير عرب بود و ادبيّات زاييده ي  انديشه ي آنان آميخته اي از ادب عرب و غير عرب بود. بدين ترتيب ادب عرب در عصر عبّاسي با فنون و هدف هايي مواجه شد كه پيش از آن در ميان اعراب سابقه نداشت؛ مانند : خمريّات ، زياده روي در اوصاف شهر نشيني ، رها كردن عصبيّت عربي و جز آن .

5)فضاي كلي حاكم بر شعر گذشته ي عرب چگونه بود؟

شاعر عرب هنوز بر خرابه ها زاري مي كرد و در چارچوب قالب هاي آهنين شعر مي سرود.

6)چه عواملي سبب بروز نهضت علمي و فرهنگي جديد و نوعي بازگشت ادبي در ادبيات عرب شد؟

اشغال مصر توسط ناپلئون و به دنبال آن باز شدن پاي اروپاييان به اين سرزمين و به استعمار كشيده شدن آن از سوي انگليس .

7)كلاسيك هاي نو يا مقلدان چه كساني بودند؟

شاعران عرب كه به روش قدماي خود توجه كردند و ضمن پرداختن به انسجام شعري، خويش را از بند شعر منحط عصر عثماني آزاد ساختند.

8)درباره ي شاعران بلاد مَهجَر و درون مايه ي شعري آنان توضيح دهيد.

شاعران بلاد مَهجَر از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كرده بودند. و درون مايه ي آن مسائلي چون دوري از وطن ، دردها و رنج هاي عميق زندگي و نوعي گرايش صوفيانه در شعر اينان ديده مي شود.

9)چه عاملي سبب شد تا مسئله ي تعهد براي نخستين باردرادبيات وهنرعرب مطرح  شد.

دسته بندي هاي سياسي در مصر پس از انقلاب و مطرح كردن توده ها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز كشورها مسئله ي«تعهد» در ادبيات و هنر را براي اولين بار در ادب عرب مطرح ساخت .

10)ويژگي هاي شعر امروز عرب را بنويسيد.

شعري است كه صراحت دارد، خشمگين است و مدت هاست پوسته هاي سخت محافظه كاري را تركانده و از اعماق حنجره با تمام توان فرياد ميزند : «من وجدان بيدار ملت عربم».

11)در شعر عرب چه كسي را مي توان با نيما يوشيج مقايسه كرد؟ خانم نازك الملائكه.

درس بيست و سوم :

1)نخستين شعري كه در آن چهره ي ستم ديده ي آوارگان فلسطين به تصوير كشيده شده است، از كيست؟ كامل سليمان .

2)شعر فلسطين از1917 تا 1948 چه ويژگي هايي داشت؟

بيانگر عواطف و واكنش اعراب فلسطيني است كه در معرض ساطه جويي اسرائيل قرار گرفته اند.موضوع اين اشعار مسائل روز است . مثل فروش زمين به يهوديان و ماهيت رهبران فلسطيني . اين اشعار بر گسترش مبارزه عليه حكومت صهيونيست تأكيد

مي ورزد.

3)چند تن از شاعران پيشگام را كه در ايجاد شعر مقاومت نقش داشته اند، نام ببريد.

عبدالوهاب البياتي، محمد درويش، توفيق زياد .

4)مسائل مهم شعر فلسطين را به اختصار بيان كنيد. رويدادها وسختي ها و رنج هاي مردم فلسطين است.

5)چرا سال 1967 را در ادبيات عرب بايد نقطه ي عطفي به شمار آورد؟

زيرا بعد از اين زمان بود كه مشكل فلسطين به شكل گسترده در آثار ادبي منعکس شد.

6)در اشعار پس از 1948 فلسطين چه موضوع هايي  در سطح گسترده مطرح مي شود؟

ملّي گرايي و انسان دوستي به همراه مذهب.

 

 درس بيست و چهارم :

1)دو جريان اصلي دوران جديد ادبيات داستاني عرب را نام ببريد.1 – گرايش تاريخي .  2 – گرايش اجتماعی .

2)جرجي زيدان را معرفي كنيد و چند اثر او را نام ببريد.

از نويسندگان روشن فكر عرب است كه مي كوشد با طرح مباحث تاريخي و اجتماعي عرب الگوهاي اخلاقي را ارائه دهد و مردم را به مبارزه با فساد دعوت نمايد . او تاريخ اسلام را به شكل داستان بيان مي كند.

از آثار او :  1 – ابومسلم خراساني 2 – دوشيزه ي قريش    3 – فاجعه ي رمضان   4 – سلاح الدين عيوبي  5 – زيباي كربلا .

3)در مورد درون مايه ي قصه هاي عرب توضيح دهيد.

بازگشت به خويشتن ،ارائه ي واقعي جهان عرب ،رويارويي با سنت ها ، طرح مسائل آشقانه و عرفان سطحي ، انعكاس زندگي مردم عادي .

4)يكي ازنخستين نويسندگان داستان كوتاه درمصر را نام ببريد ودوضعف عمده ي آثار او را بنويسيد.

مصطفي لطفي المنفلوطي – دو نكته ي ضعف آثار او : 1 – ضعف در طرح بيان و بكارگيري زبان .2 – ضعف فرهنگي به دليل ناآگاهي از علوم مشرق زمين .

5)درون مايه ي بيشتر قصّه هاي منفلوطي را بيان كنيد. غم و مشكلات مردم پايين دست جامعه.

6)جبران خليل جبران در آثارش،چه دوره هايي  را از جهت انديشه از سر گذرانده است؟

سه دوره : الف) چهره ي لبناني كه عليه بي عدالتي قيام مي كند .  ب)دوره ي چنين گفت : زرتشت كه با تمام توان در برابر هستي مي ايستم . ج) مرحله ي مصطفي كه فلسفه را رها مي كند و به آرامش مي رسد .

7)كدام رمان نويس عرب جايزه ي نوبل ادبي را دريافت كرد؟آن چه درباره ي او مي دانيد،بنويسيد.

نجيب محفوظ – او به جاي شكل توصيفي داستان ها تلاش مي كند مشكلات فكري را حل كند و جدال ميان علم – دين – واقعيت و شعار را روشن كند . آثار او منعكس كننده ي جامعه ي مصر از زمان شكوه و قدرت تا شكست اعراب است.

8)مهم ترين تفاوت شيوه ي داستاني نجيب محفوظ و يوسف ادريس را بيان كنيد.

يوسف ادريس ذوق و انديشه ي خود را با استفاده از افكار فلسفي به كار مي برد و در برابر تنهايي و دلتنگي انسان به پا مي خيزد او سعي مي كند مفاسد اجتماعي و انساني را با خنده – اشك – اميد و آرزو بيان كند در حالي كه نجيب محفوظ به شكل توصيفي در داستان ها  مي خواهد جدال بين علم – دين و واقعيت و شعار را نمايان كند و خشونت به خرج نمي دهد.



  • سیب سفید
  • جاده ماز
  • سایت هنری