تاريخ : یکشنبه ششم مهر 1393 | 17:30 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
درس اول ( نی نامه )                  

معنی و مفهوم

1- به آوای نی گوش کن ؛ هنگامیکه حکایت می کند که از جدایی از عالم معنا شکایت می کند.

2- که از زمانی که مرا از نیستان عالم معنا جدا  کرده اند ،از ناله و فریاد من همه  در ناله و فریادند .

3- انسانی درد کشیده از فراق یار می خواهم تا شرح درد اشتیاق نسبت به یار را برایش بازگو کنم.

4- هرکه از اصل ومبدأ خود جدا بماند؛همیشه درآرزو وتلاش برای بازگشت به اصل خود خواهد بود.( کل شیء یرجع الی اصلِه )

5- من با هر گروهی همراه شدم و ناله سر دادم ؛ با آنانکه در عشق به مقصود نرسیدند یا آنانکه مراحل عشق وسیر به سوی حق را با سربلندی و شادمانی سپری کردند . (تأثیر دو گانه ی نی )

6- هر کسی برحسب گمان وپندار خود همراه ویار من شد و هیچ کس حقیقت حال مرا درنیافت.

7- اسرار من از ناله ی من جدا نیست اما چشم و گوش ظاهر توان و بینش درک اسرار مرا ندارد .

8- احوال جسم از جان و احوال جان از جسم پوشیده نیست اما اجازه ی دیدن احوال جان به چشم ظاهر داده نشده .

9- آواز نی حاصل از آتش عشقی است که درون آن نهفته است و جریان هوا نیست ؛ هر کس که آتش عشق در وجود او نیست (الهی که ) نباشد .

10- تأثیر نوای نی به دلیل آتش عشقی است که در آن نهفته شده همچنانکه تأثیر شراب به دلیل عشقی است که درون آن می جوشد.

11- نی همدم همه ی کسانی است که از یار خود جدا مانده اند ؛ نغمه های نی اسرار درون مارا آشکار می سازد / بر طرف کننده ی حجاب ها است برای جویای حق تا معشوق حقیقی را ببینند .

12 – چه کسی حقیقتی همچون نی دیده است که هم زهر است و هم پادزهر ؛ هم آرامش بخش و درمان کننده و هم درد آفرین و سبب بی قراری است .

13- نی حکایت راه خونین و پر خطر عشق را بیان می کند و قصه ی سراسر رنج عاشقان صادقی چون مجنون را باز می گوید .

14- حقیقت عشق را جز شخص عاشق درک نمی کند همچنانکه برای زبان طالبی جز گوش وجود ندارد.

15- روزهای ما با غم عشق سپری شد و روزهایمان با سوز عشق همراه شد.

16- اگر روزها در عشق طی شد ، بگو سپری شوند ؛ باکی نیست . ای عشق تو بمان ای که حقیقتی به پاکی و صداقت تو نیست.

17- تنها ماهی دریا ی حق ( عاشق ) است که از غوطه خوردن در دریای عشق و معرفت سیر نمی شود هر کس از عشق بی بهره باشد ملول و خسته می شود .

18- احوال عارف ِواصل را بی خبر از عشق در نمی یابد پس باید سخن را به پایان برد ؛ والسلام


خودآزمایی : ص5

1- جدایی: دوری از عالم معنا / دوری از عالم بالا ؛ نی : مولانا / انسان که از اصل خود (عالم بالا )جدا ماند ه / عاشقِ طالب

نیستان : عام معنا /عالم بالا 2- بیت چهارم 3- تأثیر دو گانه ی نی : همدم غم و شادی انسانها

4- نابودی ( نیست باد )

5- پرده (هایش) : 1- نغمه 2- راهها و دستگاهها ی موسیقی / پرده (های ) : 1- حجاب و مانع 2- مجاز برای اسرار

6- عشق

درس دوم ( مناجات )

1- خدایا ! تورا ستایش می کنم که پاک هستی و شایسته ی خدایی ، جز به راهی که تو به من می نمایانی نمی روم / جز به راهی که تو راه نمای آن هستی نمی روم .

2- تنها به درگاه تو روی می آورم و تنها به دنبال فضل و بخشش تو هستم ؛ تنها تورا به یگانگی یاد می کنم که شایسته ی یگانگی هستی .

3- تودانا ، بزرگ،بخشنده و مهربان هستی،تو سرچشمه ی فضل و بخششی و شایسته ی حمد و ستایش .

4- نمی توان تو را توصیف کرد زیرا در فهم و درک نمی گنجی ،نمی توان مانندی برای تو قائل شد زیرادر گمان ووهم نمی گنجی.

5 –سراسر،عزت ،شکوه،علم و یقین هستی؛ سراسر، نور،شادی، بخشش و جزایی.

6- برهمه ی آنچه پوشیده و پنهان است آگاهی ؛همه ی خطاها و گناهان را می پوشانی ، برتری ها را به کاستی می کشانی و کاستی ها را به بزرگی می رسانی .

7- سنایی با همه ی وجود تورا به یگانگی یاد می کند ؛ شاید امید رهایی از آتش دوزخ برایش باشد.

 خود آزمایی ، ص :8

1- "که توام راهنمایی " : "که تو راهنمای من هستی " راهنما ،مسند و من ،مضاف الیه آن .

"که توام راه ، نمایی" :" که تو آن راه را به من نشان می دهی " راه ،مفعول و من ،متمم .

2- بیت ششم 3- آموزش های اخلاقی و اجتماعی ،معارف و نیایش های لطیف و زیبا

4- راهنما ، حکیم، رحیم ،علام الغیوب ، ستارالعیوب . . .

درس سوم(کاوه ی دادخواه )..

( تزلزل در حکومت جمشید )

1- هنگامیکه جمشید ادعای خدایی کرد ،شکست و تیره روزی به او روی کرد وپادشاهی اش بی رونق شد .

2- آن سخنگوی دانا و اندیشمند چه خوش گفت که : هنگامی که به بزرگی و پادشاهی رسیدی در بندگی واطاعت از خدا بکوش .

3- هر که نسبت به خداوند ناسپاسی کند ؛موجبات ترس و هراس از هر سو به او رو میکند.

4- زمانه بر جمشید تیره و تار شد و شکوه و تأیید الهی ِ او رو به کاستی گذاشت.

( اوضاع جامعه همزمان با حکومت ضحاک )

5- رسم و آئین انسانهای دانا از میان رفت و دیو سیرتان به قدرت و شهرت رسیدند.

6- هنر و دانش بی ارزش شد ،خرافات و امور بی پایه واساس ارزشمند شد ، راستی پنهان شد و فتنه و بدی روی کار آمد.

7- انسانهای شیطان صفت و بد کار با بدی خود بر همه مسلط شدند و از خوبی پنهانی و مخفیانه سخن گفته می شد.

8- ضحاک جز آموختن و ترویج بدی نمی دانست و جز کشتن و چپاول و نابودی .

( اعتراض کاوه در دربار ضحاک )

9- در آن لحظه ناگهان فریاد کاوه ی دادخواه از دربار پادشاه بلند شد.

10- کاوه ی ستمدیده را به نزد ضحاک فراخواندند و او را در کنار بزرگان نشاندند.

11- ضحاک با خشم و ناراحتی به کاوه گفت ، بگو ببینم از چه کسی ستم دیدی؟

12- کاوه فریاد برآورد و از شدت اندوه بر سر خود کوفت و گفت که ای شاه من کاوه ی دادخواهَ م .

13- آهنگری بی آزارم که از سوی شاه آتش ِ ستم بر سر من می بارد .(به من ظلم می شود.

14- اگر تو شاه هستی یا پیکری چون اژدها داری باید در این موضوع قضاوت کنی .

15- اگر تو پادشاه عالم هستی چرا رنج و سختی آن تنها برای ماست ؟

16- باید به من "حساب پس بدهی " به گونه ای که مردم جهان همه شگفت زده شوند .

17- شاید از این حساب پس دادنِ تو روشن شود که چگونه شد که (باز هم ) نوبت به کشتن فرزندِ من رسید .

18- و اینکه ( چرا ) در هر مجلسی مغز فرزندان مرا باید به مارانت بدهی !

 (مقدمات قیام کاوه )

19- هنگامی که کاوه استشهاد نامه را خواند فوراً به سوی بزرگان کشور ضحاک رو کرد.

20- فریاد زد که ای یاریگران شیطان (ضحاک ) که از خداوند ِ جهان نمی ترسید.

21- شما همه با این کارتان به سوی جهنم و عذاب خداوند می روید ؛ چرا که تسلیم ضحاک شده اید .

22- من به این استشهاد نامه گواهی نمی دهم و هیچگاه از پادشاه نمی ترسم.

23- کاوه فریاد زد و در حالیکه از شدت خشم و اندوه می لرزید از جای بلند شد ؛ استشهاد نامه را پاره و لگد کوب کرد.

24- از دربار با فریاد و خروش وارد کوچه شد ، در حالیکه فرزند عزیز او پیشاپیش اومی رفت.

 

(قیام کاوه )

25- هنگامیکه کاوه از دربار بیرون آمد همه ی اهل بازار در اطراف او جمع شدند .

26- خروش برآورد و فریاد می زد و همه ی مردم را به سوی عدل و داد فرا می خواند.

27- از آن چرم که آهنگران هنگام ضربه زدن با پتک به آهن روی پای خود می اندازند ؛همان را کاوه برسر نیزه کرد و همان زمان در بازار انقلابی برپای شد.

28- کاوه در حالیکه نیزه را به دست داشت می رفت و خروش برمی آورد که :ای افراد نامدار خداپرست ؛

29- کسی که آرزوی پادشاهی فریدون را دارد خود را ااز اطاعت ضحاک خارج می کند.

30- قیام کنید زیرا بزرگ وپادشاه ما شیطان است و با همه ی وجود دشمن خداست.

31- به وسیله ی آن چرم ِبی ارزش و کم بها ، دوست از دشمن شناخته شد.

32- آن مرد پهلوان (کاوه) پیشاپیش مردم می رفت و سپاهی عظیم اطراف او جمع شده بودند.

33- کاوه خود می دانست که مخفیگاه فریدون کجاست ،حرکت کرد و یک راست به سوی پناهگاه او رفت .

(قیام مردم )

34- بر هر درو بامی مردم شهر،هرکه بهره و تجربه ای در جنگ داشت ، حضور داشتند .

35- از دیوارها خشت و از بام ها سنگ پرتاب می کردند و در کوچه ها شمشیر و تیر

36- مانند قطرات درشت و سریع باران از ابر سیاه می بارید بطوریکه جایی برای کسی در روی زمین نبود /کسی آرام و قرار نداشت.

37- در شهر همه ی جوانان ،همچنین پیرانی که تجربه ای در جنگ داشتند ؛

38- به لشکر فریدون پیوستند و خود را از مکرو حیله ی ضحاک رهاکردند.

خود آزمایی ، ص :21

1- ستایش آزادگی ،مبارزه با ستم ، عدالت خواهی

2- مردمی بودن و قیام در برابر حاکمان ستمگر

3- زیرا خودبینی و ناسپاسی چون تاریکی برجمشید چیره شد و تأیید الهی از او دور شد.

4- خویهای اهریمنی و بیداد

5- دو نفر در نقش خوالیگر( آشپز) به آشپزخانه ی شاه راه پیداکردند وهر روزبا آمیختن مغز گوسفند با مغزیک نفر ،یک جوان را نجات میدادند.

6- حضرت ابراهیم (ع) 7- ضحاک 8- "جای سوزن انداختن نبود"

9- کتابی درخور حیثیت انسان ،یعنی مردمی که درراه آزادگی و شرافت مبارزه کرده اند و اگر پیروز شوند یا شکست بخورند با مرگشان آرزوی دادگری ،مروت و آزادمنشی را نیرو بخشیده اند.

 

درس چهارم( دریای کرانه ناپدید )

1- عشق او باز مرا اسیر و گرفتار ساخت ،هر چه تلاش کردم گرفتار دام عشق او نشوم سودمند نبود.

2- عشق دریایی است بی انتها ؛ ای انسان عاقل تو هرگز نمی توانی در این دریا شنا کنی . ( تقابل عشق و عقل )

3- اگر می خواهی در عشق به کمال برسی ، ناپسندهای بسیاری را باید بپسندی . (تسلیم در برابر عشق )

4- زشتی ها و بدی هارا در راه عشق خوب تصور کنی و تلخی های راه عشق را به شیرینی بپذیری.

5- من در راه عشق سرکشی و نافرمانی کردم و نمی دانستم هر چه برای رهایی از عشق بیشتر تلاش کنم ،بیشتر گرفتار می شوم .

 خودآزمایی ،ص : 25

1- زیرا همه گونه احساسات و عواطف را در برمی گیرد. 2- بیت سوم 3- لزوم تسلیم و تحمل مشکلات در عشق

4- عشق او باز مرا به بند آورد  کوشش بسیار (برای رهایی )سودمند نشد.

5-مصرع دوم بیت آخر    6- بیت چهارم

 خودآزمایی ، ص : 27

1- تواضع 2- تا به او بفهماند تعریف یا نکوهش مردم ملاک خوبی و بدی افراد نیست .

3- هیچکدام 4- من شایسته ی این همه عنوان نیستم یا من مصداق هیچیک از این عنوان ها نیستم .

5- باز گشتند - اعتراض کردند - بیرون آورد - صدازد

6- ارادت : دوستیِ خالص / مصاحبت : هم نشینی / اقامت : سکونت

اراده : عزم ، تصمیم / مصاحبه : گفت و گو / اقامه : برپا داشتن

 

درس ژنجم( مناظره ی خسرو با فرهاد )

1- ابتدا خسرو به فرهاد گفت: اهل کجاهستی ؟ گفت : از پایتخت کشور عشق .

2- خسرو پرسید شغل و حرفه ی مردم آنجا چیست ؟ گفت :غم عشق را می خرند و جان خود را در راه عشق می فروشند .

3- گفت: جان فروشی شرط عقل نیست . فرهاد گفت : جان فروشی از عاشقان حقیقی عجیب نیست .

4- گفت: تو به وسیله ی دل اینگونه عاشق شدی ؟ فرهاد گفت : تو از دل سخن می گویی اما من با جان وهمه ی وجود عاشق شدم .

5- خسرو گفت: ارزش عشق شیرین برای تو چقدراست ؟ گفت : ازجان عزیزم باارزش تراست .

6- خسرو گفت:هر شب به روشنی مهتاب اورا در خواب می بینی ؟ گفت : آری اما اگر با وجوی بی قراری در عشق او خواب به چشم من بیاید!

7- گفت :کی عشق اورا از دلت بیرون می کنی ؟ فرهاد گفت :هنگامی که زنده نباشم .

8- گفت: اگربه درگاه او راه پیدا کنی چه تحفه ای برایش می بری ؟ گفت :سرم را نثار قدمش می کنم .

9- گفت :اگر (قدم او ) چشم تورا مجروح ساخت چه می کنی ؟ گفت : چشم دیگرم را تقدیمش می نمایم .

10- خسرو گفت: اگر شیرین ازآنِ دیگری شد چه می کنی ؟ گفت : با تیشه ی آهنین اورا درهم می شکنم حتی اگر به سختی سنگ باشد.

11- گفت: اگر اجازه رفتن به پیشگاه اورا پیدا نکنی چه می کنی ؟ فرهاد گفت : ماه را از دور هم می شود نظاره کرد .

12- گفت: دور بودن از یار ِ همچون ماه شایسته نیست . فرهاد گفت : مجنون و دیوانه از ماه دور باشد بهتر است .

13- گفت : اگر همه ی دارایی تو را بخواهد چه ؟ گفت : من ،خود ، از خدا همین را می خواهم .

14- گفت :اگر تنها با کشته شدن تو راضی شود چه ؟ فرهاد گفت : در عشق او سرِ من ، وام و قرضی است که خیلی زود با جدا کردن از تن آن را ادا می کنم .

15- خسرو گفت : محبت اورا از دلت بیرون کن . فرهاد گفت : چنین کاری از دوستان حقیقی بر نمی آید.

16- گفت :عشق اورا کنار بگذار و آرام شو عاشق او بودن برای تو کاری نسنجیده است . فرهاد گفت : آرامش در راه عشق برای من حرام است .

17- گفت: پس در برابرعشق او صبر را پیشه کن . گفت : شیرین همچون جان من است ؛آیا می توان بدون جان صبر کرد ؟

18- گفت : کسی که صبر کند ، شرمنده نمی شود .گفت : صبر وظیفه ی دل است ،اما من دل خود را از دست داده ام .

19- خسرو گفت : عشق کارو زندگی ات را بسیار دشوار کرده . گفت : خوش تر از عاشقی کاری نیست .

20- گفت : دل داده ای بس است ؛ جانت را دراین راه از دست مده . فرهاد گفت : دل و جان بی عشق یار دشمن و سبب هلاک ِ من هستند.

21- گفت :عشق شیرین را از دلت جدا کن. گفت : بی عشق او که همچون جان من است نمی توانم زندگی کنم.

22- خسرو گفت : شیرین ازآن من است ، دیگر ازاو یاد مکن . گفت : این کار (یاد نکردن از شیرین ) از فرهادِ بیچاره ساخته نیست.

23- خسرو گفت :اگر من عاشقانه به او بنگرم چه می کنی ؟ گفت : گفت با آه سوزان خود هستی را می سوزانم.

24- هنگامی که خسرو از جواب دادن به فرهاد ناتوان شد و درماند، پرسیدن بیش از آن را صلاح ندید .

25- به یاران گفت : در همه ی هستی موجودی به این حاضر جوابی ندیده ام.

 خود آزمایی ، ص : 31

1- آگاهی از میزان علاقه ی فرهاد به شیرین و نیز منصرف کردن فرهاد

2- عاشقی پاک باز 3- بیت دوازدهم 4- چه خواهی کرد یا چه پیشکش می کنی .

5- قاطع و دندان شکن 6- یاد نکردن از شیرین    7- سر

درس ششم ( اکسیر عشق )

1- از در وارد شدی وبا دیدن تو من از خود بی خود شدم ، گویی از این جهان به جهان دیگر رفتم (مُردم ) .

2- منتظر بودم تا کسی خبری از دوست برایم بیاورد اما دوست خود آمد و من از خود بی خود شدم .

3- باخود گفتم :یار راببینم شاید درد اشتیاقِ من آرام شود اما یار را دیدم و اشتیاق ِمن به او بیشتر شد.

4- چون شبنمی ناچیز در برابر خورشیدِچهره ی یار افتاده بودم ؛ عشق ِ یار به یاریم آمد ومرا متعالی ساخت.

5- توان رفتن به پیشگاه یار رانداشتم ؛ مقداری از راه را به اراده پیمودم و باقی را با نیروی اشتیاق پیمودم.

6- برای آنکه رفتار و گفتار یار را ببینم و بشنوم همه ی وجودم گوش و چشم شد.

7- من چگونه میتوانم ازدیدن یار چشم بپوشم که اولین بار با دیدن او بینش و بصیرت یافتم.

8- در عشق تو وفادار نبوده ام اگر یک روز و حتی یک لحظه بی یاد تو آرام وشاد بوده ام.

9- یار هرگز توجهی به من نداشت و در پی گرفتار ساختن من نبود ؛ من ، خود ، اسیرِ کمند ِ نگاه ِاو شدم.

10- می گویند : ای سعدی ! چه کسی وجود ِسلامتِ تورا اینگونه زرد و بیمار ساخت ؟ (ومن می گویم :زردی روی من از آن است که : ) عشق همچون اکسیری مس ِ بی ارزشِ وجودِ مرا طلایی و ارزشمند ساخته است .

خودآزمایی ، ص : 33

1- از خود بی خود و مدهوش شدم 2- آرام 3- بیت ششم

درس هفتم ( بهارعمر)

1.-  ای که از جلوه ی رخ زیبای تو عمر روزهای عمر با شاداب و با طراوت می شود ،  باز گرد که دور از چهره ی زیبایت ایام جوانی ما بیهوده بی حاصل سپری گشت .  

2- اگر قطرات اشک چون باران از چشمانم جاری شود شایسته است ، چرا که در غم هجران تو ایام عمر به سرعت سپری گشت.

3- این زمان اندک که فرصت دیدار میسر است به مانظر کن ، زیرا که برعمراعتماد و اعتبااری نسیت.
4- تاکی در غفلت روزگار را می گذرانی ؟ هشیار شو ، آگاه باش ، که فرصت تو برای زندگی سپری می شود.

5-  ایام سپری می شد و بخت (یار) به ما نظری نکرد؛بیچاره دل که از گذریار و سپری گشتن ایام بهره ای نبرد.

6- به هر کجا نظر کنی حادثه ای از میان حوادث بی شمار در کمین عمرماست ؛ به همین سبب عمر سراسیمه و با شتاب می گریزد.                             

7- دور از یار ،بی آنکه زندگی کنم روزگار را سپری می کند و این عجیب نیست ؛ چرا که روزگارجدایی
زندگی به حساب نمی آید.                      
8-  ای حافظ سخن بگو و شعر بسرای  زیرا که شعر تو همچون نقشی است که از قلم و شیوه ی سخن گفتن تو در جهان  باقی می ماند.

   خودآزمایی ؛ ص : 35

1- بهار ایهام دارد : 1- شکوفه و گل ِ نارنج    2- بهارعمر کنایه از دوران جوانی        3- بت (زیبا روی )

2- مصرع اول  و دوم  در بیت دوم       3- اشاره به اهمیت عمر و چگونه گذراندن آن
دارد. 

4- خیل به معنی گروه اسبان و گروه سواران با عنان و سواران تناسب دارد.  

درس هشتم :مجنون و عیب جو

1- روزی شخصی ظاهر بین وعیب جو به مجنون گفت : یاری زیباروی تر از لیلی برای خود پیدا کن .

2- که لیلی اگرچه در نظر تو زیبارویی بهشتی است اما در کنار هر زیبایی او نقصان و عیبی وجود دارد.

3- مجنون از سخن عیب جو ناراحت و خشمگین شد اما در میانه ی خشم خندید و گفت :

4- اگر از چشم مجنون به لیلی بنگری ، جز زیبایی در وجود لیلی نخواهی دید.

5- تو هرگزحقیقت زیبایی های لیلی را درک نمی کنی ، زیرا تنها زلف و روی وظاهر زیبایی او را می بینی .

6- تو ظاهر قامت اورا می بینی ومجنون رفتارِدلربای اورا ؛تو ظاهر چشم اورا می بینی و مجنون نگاه های پرتأثیر اورا می بیند.

7- تو ظاهر گیسوی او را می بینی ومجنون حلقه ی گیسوی اورا (که سبب گرفتاری است ) ؛تو ظاهر ابروی اورا می بینی و مجنون حرکات پر معنی ابروی اورا می نگرد.

8- دلِ مجنون از خنده های شکرین لیلی مجروح است در حالی که تو تنها ظاهرِلب و دندان او را می نگری .

9- آن ظاهری که تو به نام لیلی می شناسی ، حقیقت ِ وجود لیلی نیست که صبر و قرار را از دلِ من ربوده است.(تفاوت دیدها )

خودآزمایی ،ص: 37

1- عیب جو ،ظاهر بین و مجنون ،حقیقت نگر است

2- تفاوت دیدگاه ها و عیب پوشی عاشق ِحقیقی را نشان می دهد که به دنبال زیبایی ها ی باطنی است .

3- در شعر مولانا ، لیلی از عشق ِمجنون دفاع می کند و در شعر وحشی ِ بافقی ، مجنون از زیبایی باطنی لیلی دفاع می نماید.

4- با توجه به قصوری باید با آهنگ ِ "ی" نکره و وحدت خوانده شود.

خودآزمایی ،ص :41

1- چندشناک ، تاریک زار ، سحرکوشان ،سیاهکاری 2- عبارت های پایانی

3- دیشب : شب عاشورا ، امشب : شب شام غریبان 4- اگر دین ندارید ، در زندگی آزاده باشید.

5- بیانگر احساسات شاعر نسبت به واقعه ی عاشوراست .

درس دهم ( قلب مادر )

1- معشوقه به عاشق پیغام داد که مادر تو با من ناسازگاری می کند.

2- از دور هم که مرا می بیند ، خشمگین می شود و اخم می کند.

3- با نگاه غضب ناک خود دلم را آزرده و مجروح می سازد.

4- از درِخانه مرا دور می کند ،مانندِ سنگی که از فلاخن پرتاب می شود.

5- تا زمانی که مادر سنگ دلِ تو زنده است ، زندگیِ شیرینِ ما تلخ خواهد بود.

6- تا او را از بین نبری با تو صمیمی نخواهم شد.

7- اگر تو می خواهی به من برسی ،باید همین لحظه ،بدونِ ترس و تأخیر ؛

8- بروی و سینه ی تنگ اورا بشکافی و قلبش را بیرون بیاوری.

9- قلب خونین اورا در حالی که هنوز گرم است ،برای من بیاوری تا زنگ خشم وکینه از آیینه ی قلب من پاک شود.

10- عاشق نادانِ خطاکار ،بلکه آن گناهکارِناپاکِ بی آبرو ؛

12/11- احترامِ مقامِ مادر رافراموش کرد،درحالی که از شراب و افیون مست و دیوانه بود؛...

13- به سوی منزل معشوقه به راه افتاد ،در حالیکه قلب مادر را همچون نارنجی در دست داشت.

15/14- اتفاقاً دم درزمین خورد واندکی آرنجش زخمی شد.قلبِ مادر که هنوز گرم بود ومی تپید ازدست آن بی ادب به زمین افتاد.

18/17/16- وقتی بلند شد دوباره رفت که قلبِ مادررا بردارد ؛دید که از آن قلبِ خونین آهسته صدایی به گوش می رسد: ...

خودآزمایی،ص:44

1- آخرین بیت 2- بیان احساس شاعر با مضمونِ عاطفه ی مادری 3- زیرا عاشقِ ظاهر بین قدرتِ تشخیص خوب و بد و درک حقیقت را ندارد.

4- شهریار درسروده یِ خود با احترام و قدر شناسی خاطرات روزهای کودکی را در کنارِمادرمرور می کند ،اما ایرج میرزا جوانی را به تصویرمی کشد که با دلی سنگ ، مهرو پیوند ِمادرو فرزند را به دلیل رنگ وریایِ عشق مجازی گسیخته است.

درس یازدهم ( کیشِ مهر )

1- همواره می گویم وبارها گفته ام که آیینِ من عشق به معشوق ازلی و عاشقانِ اوست .

2- در مذهبِ عشق ، کمال پرستش با مستیِ عارفانه است و عاقلان از گروه عاشقانِ بیرونند وبه کمال پرستش نمی رسند .(تقابل عشق و عقل )

3- عاشقانِ بلاکشیده به لذت های ظاهری و زود گذر نمی پردازند.

4- در عالمِ عاشقی ،راهی برای رسیدن به آرزوهای دنیایی نیست .

5- چه بسیار عاشقانِ پاکبازکه برای پیمودنِ دشواریهای راهِ عشق جانِ خود را فدا کردند وچه بسیارعاشقانِ پاک بازی که همچون حلاج در راهِ عشق به دار کشیده شدند .

6- تنها حقایق با ارزش در جهان دلِ عاشق و عشقی است که در آن دلها جاری است و باقی همه غیر واقعی و خیالات است .

7- ولی آزاد گانِ بخشنده و رها شده از تعلقات ، هرگز به دنیا و لذت های بی ارزشِ آن توجهی ندارند.

8- بزرگترین عاشقان که آزاده هستند جانِ خود را از تارِتعلقاتِ دنیا پاک می کنند.

9- چه بسیار عاشقانی که در راه ِعشق به خونِ خود غلطیدند و جان فدا کردند.

10- در فصل بهار که آسمان قطراتِ درشت باران را به باغ و بوستان نثار می کند؛

11- سبزه برای زندگی ورویش به صحرا و دشت می آیدو گل ها در گلزار می شکفند؛

12- بوته های گل در کنار جویبار چهره ی خود را در آیینه ی آب می آراید و نشان می دهد ؛

13- گل نیلوفر شاخه ی گلِ سرخ را در برمی گیرد و گل های انار با نازو ادا به رقص در می آیند ؛

14- نسیم صبحگاهی غنچه هارا می شکوفاند وبلبل آوازی خوش و دلکش سر می دهد؛

15- درآن هنگام تو به یادِعاشقان و عارفانِ واصل، در مجلس عشق ،شرابِ عشق ِالهی را بنوش .

16-  فریب جهان را مخور ؛آگاه باش ؛زیرا خوشی ها ی دنیا ،اندوه و دشواری در پی دارد.

17- پیوسته شراب عشقِ الهی را بنوش واز مستی آن پرشورو با نشاط باش ؛اگر کسانی که بی بهره از عشق اند و اسیر عقل، بر تو خرده بگیرند ،آنها را رها کن و به حال خود بگذار .

خود آزمایی ،ص: 47

1- عشق و نهراسیدن از دشواری های آن 2- بیت سوم 3- قطرات درشتِ باران 4- بیت نهم

درس دوازدهم ( رباعی و دو بیتی )

خیام ،(بیان ناپایداری و بی وفایی دنیا ) :

1- هر سبزه که در کنار جویی می روید ،گویی از خاک وجود ِانسانی فرشته گونه روییده است.

2- زنهار ؛مبادا با بی توجهی پا بر روی سبزه ها بگذاری ، چراکه هر سبزه از خاکِ وجودِ زیبارویی روییده است.

مولانا، ( بی وفایی اهلِ دنیا ) :

1- آنکه سست پیمان و بی وفاست ،همواره غم های دنیایی او را اندوهگین سازد ونابود گردد.

2- دیدی که هیچکس از من یاد نکرد ، جز غم ِعشق که هزاران آفرین بر غمِ عشق باد .

باباطاهر ،(ترغیب به نیکی و پرهیز از خطا ) :

1- کاری نکن که دچار مشکل و گرفتاری شوی و جهان با این وسعت برای تو کوچک و غیر قابل تحمل باشد .

2- فردای قیامت هنگامی که بندگان نامه ی اعمال خود را می خوانند ؛تواز نامه ی عملت شرمنده باشی .

اقبال لاهوری ،(تسبیح و رازو نیاز با خداوند ) :

1- سحر گاه در باغ بر روی شاخساران بلبل چه زیبا نغمه سر می دادو می گفت :

2- آنچه در سینه داری با خدای خود بر زبا ن آور : سرودی بخوان یا ناله و آه و فریادی برآور.

قیصر امین پور، ( دل نبستن به دنیا و به دنبال محبوب واقعی بودن ) :

1- ای دل بیا ا ز این دنیا به جهانی دیگر سفر کنیم .

2- بیا تا سراغِ یارِ دیرینِ خود خداوند را از شهیدان بگیریم .

حسن حسینی ،( مقامِ والای شهید ) :

1- ای شهید کسی همچون تو از جان گذشتگی را پیشه نکرد و کسی چون تو زخم های پیکرش مدال و نشان ِ سربلندیِ او نبود .

2- ای دلاور! قبل از توکسی نبود که اینگونه از مرگ واهمه ای نداشته باشد و به این شگفتی مرگ را به بازی بگیرد و آن را بی اعتبار سازد.

خودآزمایی،ص:52

1- غم در مصرع اول :غمِ دنیایی و در مصرع دوم : غمی حاصل از عشق ِ الهی است که ارزشمند است .

2- تشبیهی که درآن زخم مانند مدال بر گردن ِشهید سببِ افتخار است .

 خودآزمایی ؛ ص : 58

1-می خواست غیر مستقیم به بو عبدا... بفهماند که جایگاه انسانهای مغرور
جهنم است و اورا متوجه رفتار خود سازد.

2-مستوجب آتش           3-خطی به وی فرو نتوان کشید              4-انسان راستین             5- غیرمستقیم وعملی        6- گمان بد بودن را درمورد خودم داشته باشم بهتر است.

خودآزمایی ، ص : 62

1- به دلیل توکل به آنچه پیش 
می آمد راضی بودند و هیچ واقعه ای آرامش آنها را بر هم نمی زد.

2- پر رنگ و نگار ، نرم ، پران            3- تشرع و عرفان   /عشق و زندگی عملی   /   
شویدگی و عقل

4- در زبان فارسی احدی نتوانسته است مانند او حرف بزند و در عین حال
نظیر حرف زدن اورا هر روز در هر کوچه و بازار می شنویم .

5- حالتی بین راه رفتن و دویدن 
، با شتاب و هیجان                      
6- با توجه به واژه های قبل و بعد و مفهوم کلی جمله   

7- نویسنده برای ضعف و کاستی ِ آغاز نویسندگی خود عذر می آورد.

درس پانزدهم ( پرورده گویی )

1- اگر مانند کوه گوشه نشینی اختیار کنی ،در مقام و منزلت ازآسمان ها فراتر خواهی رفت 
   
2- ای انسانِ دانا خاموش باش و سخن نگو ،چرا که فردای قیامت کسی برای سخنِ نگفته مؤاخذه نمی شود.

3- کسانی که ارزش گوهرِ سخن را می دانند ،جز برای گفتنِ سخنانِ باارزش دهان( ِ چون صدف )خود را باز نمی کنند.

4- کسی که زیاد سخن می گوید همچون ناشنوا ،گوشی برای شنیدن ندارد ؛نصیحت تنها برافرادی مؤثر است که ساکت اندو گوش می دهند.

5- اگر می خواهی پی در پی حرف بزنی ،قطعاً سخنِ دیگران را نخواهی شنید.  

6- نباید نسنجیده سخن گفته شود همچنانکه شایسته نیست پارچه بدون ِاندازه گرفتن بریده شود.

7- اندیشه در درستی ونادرستیِ سخن قبل از گفتنِ آن بهترازحاضرجوابی است که بیهوده وبی پایه واساس سخن می گوید.

8- کمال انسان در سخن است ،توخودرا با سخن گفتنِ بیهوده و بسیاربی ارزش نکن .

9- آنکه کم سخن می گوید هرگز شرمنده نمی شود همچنانکه مقدارِاندکی مُشک از توده ای گِل باارزش تراست

10- از نادانی که به ندازه یِ ده نفر سخن می گوید دوری کن ؛مانند دانا یک سخن بگوی اما سنجیده و ارزشمند.

11- سخنانِ  بسیاری گفتی همه نادرست و بیهوده ،اگر عاقلی یک سخن بگو اما درست و ارزشمند.

12- چرا انسان پنهانیسخنی بگوید که اگرسخنش آشکار شود شرمنده گردد.

13- اینقدرکنارِدیوار از دیگران بدگویی نکن ؛شاید پشتِ دیوار کسی گوش ایستاده باشد.

14- راز در دل تو مانند یک زندانی است ،مراقب باش که آن را بازگو نکنی.

15- دانا به این دلیل سخن نمی گوید که می بیند زبانِ شمع سبب سوختنِ او شده .

خودآزمایی ، ص : 68

1- کم گو: دانا /سنجیده گو / پند پذیر       پُر گو : ژاژخا / نصیحت نمی پذیرد

2- کوه – مشک          3- بیت 6             4- بیت           5-                   

6- انسان پرحرف گوش شنوا ندارد.               7- اخلاقی           8- مضمون های تعلیمی گذشته :اخلاقی، مذهبی ،عرفانی بوده که به مضامین ِ سیاسی ،اجتماعی و روان شناسی تبدیل شده  است.

 خودآزمایی ؛ص : 72

   1) حوادث عجیبی که فقط برای او پیش می آمد.      2)فتوای جنید لازم است.

       3) اعتراض / سخن چینی کردند.                            

2- غیرمستقیم گفته ست که او به حقیقت رسیده است و نظرِمردم در موردِ او ملاک نیست .

3- با پوشیدنِ لباسِ عالمانِ دین برای ِ صدور فتوایِ به دار آویختنِ حلاج.

4- صدور فتوا،به دو دلیل :1- اهل تصوف اجازه ی فتوا نداشتند . 2- بیانِ این که از نظر تصوف حق با حلاج  است .

5- چون در ایمان و  اعتقادشان به خداوند استوار بودند.

7- خون ،زینت بخشِ  چهره ی مردانِ حق است / شهادت مایه ی ِ افتخار است.

***************************************************

درس هفدهم ( مست و هوشیار )

1- محتسب مستی را در راه دید و یقه یِ پیراهنِ اورا گرفت ،مست گفت این که می کشی پیراهن است ،افسار نیست .

2- مأمور گفت : تو مستی به همین دلیل در راه رفتن تعادل نداری . مست گفت : اشکال از راه رفتنِ من نیست ، مسیر ناهموار است.(جامعه ناسالم است )

3- گفت :باید تورا نزدِ قاضی برم .مست گفت : برو صبح بیا زیرا نیم شب قاضی خواب است (از اوضاع  نابسامانِ جامعه غافل است / در پیِ عدل و داد نیست ) .

4- گفت: خانه یِ حاکم  نزدیک است ،نزدِ او می رویم ؛ گفت : شاید حاکم در میخانه باشد (حاکم خود در فساد جامعه شریک است ) .

5- گفت : تا به رئیس نگهبانان اطلاع می دهم در مسجد بخواب . گفت : مست اجازه ی ورود به مسجد را ندارد
(مأمور نظارت بر احکام شرع خود از احکام شرع بی اطلاع است ) .

6- گفت :پنهانی پولی بده و خود را نجات بده . گفت : امور شرع با رشوه ارتباط ندارد و اصلاح نمی شود .   (رواج رشوه خواری )

7- گفت : به جبران این گناه لباست را می گیرم .گفت : لباسم پوسیده است و تنها تارو پود آن مانده است  .(فقر حاکم بر جامعه )

8- گفت : هشیار نیستی   و نمی دانی که کلاهت افتاده است .مست گفت : سر به عقل نیاز دارد ،بی کلاه بودن عیب   نیست. (غفلت جامعه از اصول و پرداختن به ظواهر و امور بی اساس )

9- گفت : تو شرابِ  بسیاری خورده ای به همین دلیل از خود بی خود هستی (هذیان می گویی ) . مست گفت : ای  بیهوده گو ، کم و زیاد در حرمت ِ احکام شرع تأثیر ندارد .
 
10- گفت :باید هشیاری بر تو که مست هستی حد را جاری کند . مست گفت :
در این جامعه هشیاری پیدا نمی شود (همه یا غافلند یا مست )  . 
(شیوع فساد )

 ****************************************     خودآزمایی ، ص: 75

1- فسادِحاکم بر  جامعه         2- رشوه خواری      3- اقدام به گناه ،حرام است و کم و
زیادِگناه تأثیری در حرمتِ آن ندارد .

aaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaa

درس هجدهم  (گویی بط سفید... )

1- قمری با پرهای خاکستری و سنجابی رنگِ خود برای آواز خواندن آماده شده ، سیاهی گوش کبک مثل این است که مشک در سوراخ گوش خود ریخته .

2- بلبل ها با نشاطند و قمریها آواز می خوانند ، لاله شکفته است و سیاهی درون آن مانند مشک است در دهان او و زنبور عسل دهانی پر از عسل دارد.

3- سوسن همچون کافور معطر شده ،بوته های گل سرخ شکفته اند و زمین با آمدن اردیبهشت مانند بهشت برین زیبا شده است.

4- مرغ حق خود را از شاخه ی درخت آویخته است وسیاهی پرهای زاغ مانند آن است که غالیه برروی آنها ریخته است.

5- ابر بهاری همچون سوار کاری از دور اسب خود را به حرکت درآورده است واز سم اسبِ او قطرات باران
همچون مروارید های درشت و درخشان بر زمین می ریزد .

6- سیاهی درون ِلاله و قطراتِ باران مانند آن است که باد مشکِ سیاه درون آن بیخته و مروارید درشت و
گرانبها در آن ریخته است.

7- سپیدی پرهای مرغابی مانند آن است که آنها را با صابون شسته است و سرخی پای کبکِ دری مانند آن است که ساق ِ پای خود را در کاسه ای از خون فرو برده.

8- بلبل برروی شاخه ی گل ِسرخ نغمه سرایی می کند وسبزه ها همچون لشکرچین درباغ وصحرا خیمه برپاکرده اند.

9- لاله در اطراف جویبار همچون فرمانده ، خیمه ی بزرگ خود را برپا کرده است ؛خیمه ی لشکریان سبز رنگ و سراپرده ی فرمانده سرخ رنگ است .

*****************************************خودآزمایی ، ص : 87

1- اسبِ سیاه : ابر بهاری /    لؤلؤ تر :   دانه ها ی باران

2- تشبیه ِ ابر بهاری به اسب سواری که از زیرِسمِ اسبش مروارید به زمین می ریزد.

3- مشکِ سیاه :سیاهیِ درونِ لاله     /     درّ ِثمین  :  قطرات باران

4- خیمه ی فرمانده بزرگتر بوده است و خیمه ی سربازان کوچکتر درست مانند گل لاله در برابر سبزه ها.      5- مسمط                           6- بطِ سفید : تخیلی   /      مست و هوشیار  : نمادین  /   کویر : تخیلی - نمادین   /   سپیده ی آشنا : تخیلی - واقعی

gggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggggدرس نوزدهم (دماوندیه) 

1- ای دماوند که همچون دیوِ سپیدی گرفتار هستی و ای دماوند که
بلندترین نقطه ی زمینی .

2- برف ها همچون کلاه خودی نقره ای برسر توست و سنگها ی دامنه ی تو
همچون کمربندی آهنین بر کمر توست .

3- برای آنکه انسانهایی که تو از آنها ناخشنود هستی چهره ی تو را
نبینند چهره ی دل بند خود را پشت ِ ابر ها پنهان کرده ای .

4- برای آنکه از هم صحبتی با حیوان صفتان و مردمِ شوم ِ شیطان صفت رها
شوی ؛

5- با خورشید پیمان دوستی بسته ای و با مشتری ارتباط برقرار کرده ای .

6- به این دلیل که زمین از ستم روزگار اینگونه بی حرکت و سرگردان
مانده ؛

7- تو آن مشتی هستی که از شدت خشم بر آسمان نواخته ؛ای دماوند .

8- تو مشت ِ گره کرده ی روزگار هستی که (به نشانه ی اعتراض زمین )
نسبت به قرنها ستم برجای مانده است .

9- ای مشتِ زمین به سمت آسمان روانه شو و چند ضربه به او بزن .

10- نه تو همچون مشتِ روزگار نیستی و من از این تعبیرِ خود راضی نیستم
.

11- تو مانندِ قلبِ یخ زده و افسرده ی زمین هستی که از شدت درد مدتی
است ورم کرده ای .(آتشفشانِ خاموش )

12- برای آنکه درد و ورم تو برطرف شود برف ها را همچون کافوربه عنوان
مرهم  بر روی آن  قرارداده اند.

13- ای دماوند که همچون قلبِ روزگار هستی منفجر شو و مپسند که آتشِ
خشم نسبت به ستم در درونِ تو پنهان بماند.

14- ساکت و خاموش مباش ؛ حقایق را بیان کن ، افسرده و غمگین مباش و
امید داشته با ش.

15- آتش ِ شوق نسبت به آزادی و خشم نسبت به ستم را در درون خود پنهان
مکن وازمنِ ستمدیده (ملک الشعرای بهار ) پندی بشنو .

16- اگر آتش شوق نسبت به آزادی را درونِ خود پنهان کنی ، به جانِ تو
سوگند می خورم که هستی تو را خواهد سوزاند.

17- ای مادرِ پیر وبا تجربه ی من ، دماوند ، پندِ فرزندِ تیره بخت خودرا بشنو .

18- آن پوششِ سپید (برف ) را از سر خود بردار و از انزوا بیرون بیا و
بر تختِ کبودِ شکوه و عظمتِ دیرین ِ خود تکیه کن.

 19- همچون ماری بزرگ حمله کن  و همچون شیری خشمگین به پاخیز .

20- پایه و اساس ریا وحیله را از بیخ و بن برافکن ورشته ی ارتباط با
بیگانه را ازاساس پاره کن .

21- بنای ظلم را از ریشه قطع کن زیرا ظلم وستم بنایی است که باید از
ریشه قطع شود.

22- دادِ دلِ خردمندان را از ستمگرانِ فرومایه وپست بگیر.

**********************************************خودآزمایی ، ص : 84
1-برف  /  تخته سنگ های دامنه ی کوه               
2-  عظمت و سکوت           3- مشت بیان اعتراض است در حالیکه دماوند ،خاموش و سرد است.                 4-  نمی خواهد مردمی را که در برابر
ظلم سکوت کرده اند ببیند .          5-  برآمدگی وقله ی کوه  / برف       6- خودِ شاعر (ملک الشعرای بهار )       7- نماد خود شاعر وآزادیخواهان

MMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMMM  خودآزمایی ؛ص :89

1- بی باک ، صبور ،قهرمان ، بی هراس ...               2-بید      3- خیال       4- نخلستان خاموش ، میعادگاه انسان های خوب ، سرزمین آزادی ...                 
5- حضرت علی (ع ) ، سر در چاه بردن و گریستن       6- مصابیح اسمان ، گل
خیال ، مرغان الماس پر ، انگشت های تشریح ...         

7-  مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو       یادم از کشته ی خویش  آمدو هنگام درو

 ساکنان حرم سترو عفاف ملکوت    با من راه نشین باده ی مستانه زدند  " حافظ "

8- مهتاب ِکویر       9-  تعابیری که هریک برای "کهکشان " و " شهاب سنگ " به کار
می برند ؛ تفاوت دیدگاه و اعتقادات آنها را نشان می دهد.        10 در عبارت :شب ها به مهتاب روشن است ویا ...  .    مصابیح را بعنوان استعاره برای ستاره  آورده است.

^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^        خودآزمایی ؛ ص :96

1- اتحاد دشمن درناحق   و تفرقه ی مدعیان اسلام در حق               2- در زمستان و تابستان ،سرماو گرما را مانعی برای شرکت در جهاد می یافتند.                3- کارها را خراب می کنید /کارشکنی می کنید.        4-  آن را که فرمان نبرند (منظور حضرت علی (ع)  ).                5- مفعول          6- نبیند،ننشیند   /   نهان ، گردان 

7- آنکه از غم این
حادثه بمیرد که : به خانه و کاشانه ی مسلمانان حمله شود و آنها را غارت کنند ولی
کسی دفاع نکند.                    8- بی غیرتی ف ترس از جهاد ، سرپیچی از رهبر (حضرت علی ع )

9- با مردمی در آستانه ی خانه شان نکوشیدند....

>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>    خودآزمایی ؛ ص : 99

1- گرت هواست که با خضر هم نشین باشی / نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش

   آبی که خِضِر حیات ازو یافت                 در میکده جو که جام دارد

2- از گفته ی شورانگیز تو چنان آتشی بر دلم...             3- هیچیک را نمی توان پنهان ساخت  .    4-د رقطعه ی تقلید

<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<<< 

درس بیست و سوم (می تراود مهتاب )

1- نور مهتاب همچون قطرات آب از دیواره ی کوزه ی ماه تراوش می کند.

2- افرادِآگاهِ معدودی در این جامعه ی شب زده و تیره از ستم همچون شب
تاب می درخشند .

3- حتی یک لحظه هم مردم ِ این اجتماع از خوابِ غفلت برنمی خیزند
،اما ؛

4- غمِ حاصل از بی خبری این مردمِ غافل ؛               5 – خواب و آرامش را از چشمانِ
اشک آلود من گرفته است .

6- سپیده دم همچون من نگران و منتظر ایستاده است (تا شبِ غفلت به پایان رسد )
 
8/7- صبح از من می خواهد ،که از نفس مسیحایی و جان بخش ِ او ،برای این
قوم غفلت زده ،خبری بیاورم و آنها را از زندگی حقیقی آگاه سازم .

10/9 – اما در راهِ رسیدن به این آرزو (بیداری مرد م ) تنها رنج و اندوه بسیار نصیبم می شود .

 11- ساقه ی نازک ِ گلِ آرزوهایم (بیداری مردم )  ،   12- که باجان آن را پروردم؛     13- وبا همه ی وجود آن را آبیاری و    مراقبت کردم ؛                     
14-  افسوس که در کنارم ، درهم شکسته و پژمرده  می شود (امیدی به بیداری
مردم ندارم ).

15 - در این تاریکزارِ اجتماع سعی و تلاش می کنم .            16- تا دری در مقابل ِاندیشه و بینش ِ مردمِ غافل باز کنم.     17-  بیهوده انتظار میکشم؛                                           
18- که کسی دری به رویم بگشاید .  19  -   20- با این تلاش  من در و دیوارِ این اجتماعِ  فرسوده همچون آوار بر سرم فرو می ریزد.   

21- نور مهتاب همچون قطرات آب از دیواره ی کوزه ی ماه به بیرون تراوش می کند.

22- افرادِآگاهِ معدودی در این جامعه ی تاریک همچون شب تاب می درخشند .

24/23- مردی تنها (نیما ) بر درِ دهکده ی ِ اجتماع  ایستاده است 
/  با پایی که از پیمودنِ راهِ  درازِ رسیدن به آرزوها  آزرده شده ،

25- کوله باری از غم و اندوه بر دوش دارد .           26- در حالیکه با نا امیدی  دست بر
چارچوب ِ در  دارد ،با خود می گوید :

28/27- غمِ حاصل از بی خبری این مردمِ غافل ؛  خواب را از چشمانِ اشک آلود من گرفته است .

***************************************   خودآزمایی ،ص : 106

1- شب تاب ، مهتاب ، سحر ،صبح ،خارو گل          2- آبله ی پا  (خستگی ِ روح )     

3- نابسامانی اجتماع حاصل از غفلت ی مردم       4 – دلسوز ،خسته،تنها و ناامید

5- پای آبله از راهِ دراز ، درو دیوارِ به هم ریخته               6- صبح می خواهد از من

7- سعی و تلاش   /     خسته و مجروح ( از راهِ طولانی  )

dbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbdbd

درس بیست و چهارم  ( خوان هشتم)

3/2/1- بله ،یادم آمد ،داشتم خاطره ی آن شبی را می گفتم که ( مثلِ دیگر شبها ) تندی و شدتِ سرمای ِ زمستان ( ِ ظلم و ستم ) بیداد می کرد .          4- چه سرمایِ سختی بود.                     5- کوران و سوز و سرمای وحشتناکی بود.    

6- اما ،خوش بختانه ،بالاخره سرپناهی یافتم .

7- اگر چه بیرون از آنجا (قهوه خانه ) سردو تاریک بود به سردی وتیرگیِ ترس حاکم بر اجتماع .            
8- ولی قهوه خانه گرم و روشن و امید دهنده بود به گرماو روشنی شرم حاکم بر
مردم آنجا .        9- هم نوعان خون گرم وصمیمی بودند .    

10 – قهوه خانه گرم و آگاهی دهنده بود و مرد نقال سخنانی مؤثر و گیراداشت .       11- به راستی کانونی گرم وصمیمی بود. 

15...12- مرد نقال  -  آنکه صداو سخنی گرم و مؤثر داشت /و سکوتی طنین
انداز و مؤثر  / و سخنانش همچون داستانهای
آشنایی که از شاهنامه می گفت گرم و گیرا بود – راه می رفت و سخن می گفت .               16 - چوب دستی همچون عصای گره دار درویشان در دستش؛      17- با شور و شوق داستان را نقل می کرد .                 
19- 18 – صحنه ی میدانِ کوچک قهوه خانه را گاه تند و گاه آرام طی می کرد.                    21-20 –همنوعان اطرافش مانند صدف اطرافِ مروارید  ،         
 
22- با همه ی وجود گوش فرا میدادند.                23- (نقال می گفت : ) حکایت هفت
خوان را فردوسی از زبان " آزاد سرو " از اهالی مرو بیان کرده                                   25-24- یا به قولی از زبان ِ "  ماخ سالار "
،آن مردِ گرامی ، آن هراتیِ خوب و پاکدین روایت کرده ؛                  28...26 – اما خوانِ هشتم را من روایت می کنم ، که نامم "ماث "  (مهدیِ اخوانِ ثالث ) است.       30– 29 -  ...    .                                 31- خوانِ هشتم
که نقل می کنم داستانِ غم و درد است .       32- شعر( تنها با ظاهری زیبا)  و کلامی به هم بافته شده نیست . 

33- این داستان،معیارِ سنجش ِ دوستی و دشمنی ِ مردان و ناجوان مردان است .

34- شعری بی ارزش که تنها ظاهری خوب داشته ولی بی محتوی باشد نیست .

35- سخنی بی ارزش با ظاهری خوب – که پوچ و بی محتوی باشد – نیست. 

36 - بیان کننده ی بدبختی های ِ اجتماع است .        37- و هنوز اثرِ خونِ پهلوانانی که
مظلومانه کشته شده اند را در خود دارد .

38- خوانِ هشتم داستانِ مرگ مظلومانه و ناجوانمردانه ی ِ پهلوانانی
همچون تختی را در خود پنهان نموده است .

39- ...   .        40 – پس هم صدا با فریادِ خشم ( باصدایی خشمگین )             43...41-
با صدایی لرزان و لحنی حماسی و رجز گونه و درد آلود ، اینگونه خواند : آه،                      44- اکنون دیگر آن تکیه گاه و امیدِ مردم ِسرزمینِ ایران

45- آن شیر مرد ِ شجاعِ میدانِ جنگ های هراس انگیز ،            46- پسرِ زال و
پهلوانِ جهان    47- آن صاحب و سوارِ رخشِ بی همتا ،            

49- 48  - آن که هرگز -  همانندِ کلیدی که گنجی از مروارید را می گشاید - 
لبخند از لبهای او دور نمی شد .              

51- 50- چه در روز صلح که با مهر (خورشید / محبت ) عهد و پیمان بسته
بود و چه در روز جنگ که برای کینه و انتقام از دشمن سوگند خورده بود .

52- آری اکنون آن شیرمردِ شجاعِ سرزمینِ ایران               53- آن نیرومندِ پهلوانِ
سیستانی              

 54- آنکه در استواری بلندترین کوه بود و در دلاوری برترینِ مردان                   55-  رستم پسرِ دستا ن  (زال )               

56- در عمقِ چاهِ پهناورِ عمیق ِتاریک قرار داشت.        57- که هر طرف بر کف و دیوارهایِ آن نیزه  وخنجر قرار داده شده بود.           58- چاهِ حیله و نیرنگِ
ناجوانمردان                    59- چاهِ  انسانهای پست و بی درد

61-60- چاهی که بی شرمی آن (بدلیل آنکه رستم را در خود جای می دهد )
(یا بی شرمی ِ حفر کننده ی چاه ) مانند عمق و پهنای ِ آن غیر قابل باور وغم انگیز
و شگفت انگیز بود .                       
62- آری ،اکنون آن پهلوانِ تنومند با رخش ِ غیرتمند ،

63- در عمقِ این چاه که زهرِ شمشیرو نیزه مانند آب درآن جاری بود ،گم
شده بود. .....

64...67-  ...  .        
68- بس که این مکرو فریب بی شرمانه و پست است .        69- چشم خود را باید ببندد تا حقیقت رانبیند.            71-70- بعد مدتی که چشمِ خود را گشود ؛رخش خود را دید.         

 73-72- بس که خون از تنِ رخش رفته بود و بس که زهرِ نشسته در زخم هایِ او اثر گذار  بود؛                                           74- گویی رخش رمق و هوشیاریش از بین رفته بود و داشت به خواب ابدی می رفت. 

77...75- رستم /     از تنِ  خود که -  بسیار بدتر از رخش بود – بی خبر بود و اعتنایی به خود نداشت.

78- رخش را می دید و زیر نظر داشت.       80- 79- رخش آن یکتای گرامی و آن یکتای بی  همتا / رخش باآن رنگِ درخشان ؛

81- با هزاران خاطراتِ خوب و روشنی که از او داشت....             83-82-  ....   .    

85-84- شاید این نخستین بار بود که لبخند از لب رستم دور شده بود و
نمی خندید .        88...86- ...     90-89- آن سایه ،شغاد ،آن نابرادر (برادر ناتنی / ناجوانمرد ) بود  ... 
.        91- که صدای شوم و ناجوانمردانه اش در چاهِ گوش ِ رستم می پیچیدو تکرار می شد.          95...92- ...  .        96-   با هزاران خاطره ی ِ خوبی که از او داشت به خوابِ ابدی رفته است .                    
98- 97- آن چنان که به راستی گویی ،آن هزاران خاطره ی ِ خوبی که با رخش
داشت ،همه خواب و رؤیا بوده است و حقیقت نداشته .                  102...99- ...  .               
103- نقال صدایی همراه با ناله و شیون داشت  ،                104-  ونگاهی نافذ و اثر گذار و حاکی از نفرت و خشم (حکایت را اینگونه ادامه داد ) ،     

106-105- رستم آرام نشست ،  یال ِ رخش در دستش بود و آخرین افکار را در ذهن مرور می کرد : 

108-107- این واقعه جنگ بود یا شکار ، میهمانی بود یا مکرو حیله؟           

  112- 109-  داستان اینگونه به ما نشان میدهد که اگر رستم
می خواست ،می توانست ،شغادِ نابرادر را با کمان و تیر به درختی که در زیر آن قرار
داشت بدوزد (اورا مورد هدف قرار دهد )  -  همچنان که اورا مورد هدف قرارداد و با تیر به درخت دوخت  -             

114- 113-  درختی که برآن تکیه داده بود واز آنجا رستم را درون چاه می نگریست .

116- 115- قصه به ما نشان می دهد که ، این  کار برای رستم بسیار آسان و ساده بود (این کارِ
سخت (کشتن نابرادری ) برای رستم بسیار ساده بود ) .             118 - 117 -  هم چنان که رستم اگر می خواست می توانست ، آن کمند بلند خود را  بگشاید .

120 - 119 - وبه طرف بالا پرتاب کند وبه درختی یا گیره ای یاسنگی متصلو درگیر کند و خود را بالا بکشد .

121- و اگر حقیقت را بپرسی ،من حقیقت را می گویم .          122- قصه بدون شک واقعیت را بیان می کند .

124- 123- رستم اگر می خواست می توانست خود را بالا بکشد و نجات دهد
.اما...   .

******************************************************************  خود آزمایی ، ص:118

1- کلامِ دلنشین ِنقال با بیان داستان های شاهنامه که همواره برای مردم نقل می کرد.

2- دیگر سروده ها تنها ظاهری زیبا دارند اما اخوان برای شعر خود علاوه بر ظاهرِ زیبا ،محتوایی ارزشمند و هدفدار قائل است.

3- چاه را ،علاوه بر اینکه مرجع ضمیرِ " ش " در بی شرمیش ،هم به چاه اشاره می کند و هم به
کَنَنده ی چاه : بی شرمی چاه از آن جهت که رستم را در خود جای داده و بی شرمیِ
کننده ی چاه به این دلیل که چاه را برای شخصیتی چون رستم کنده است .

4- عمیق ،پهن ، تاریک ، با کف و دیوارهایی پر از شمشیر و نیزه  ، و بی شرم  .

5- گنج ِ مروارید: دندان های سپید و کلید ِآن : لبخند است که سبب پیداییِ دندان ها می شود.

6- تای ِ بی همتا ، چاهسارِ گوش ،رخشِ رخشان ... .            

  7- هفت خوانی که رستم برای نجاتِ کاووس شاه با پیروزی پشتِ سر گذاشت :

1- کشتن ِ شیر ِ درنده      2- تشنگی که به هدایتِ میش به آب راه یافت        3-اژدها               4- زنِ جادوگر      5- دیوی به نام اولاد و لشکرش    6-ارژنگ دیو      7- دیو سپید

,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,,  

درس بیست  و پنجم  (صدای پای آب )

- اهلِ کاشانم (زادگاه )       
2- ...   .      3- درآمدی مختصر دارم ، کمی هوش و اندکی ذوق .           4- مادری دارم  باروحی سبز و لطیف و باطراوت .            5- دوستانی پاک و بی آلایش چون آبِ روان  .                  6- وخدایی که بسیار به من نزدیک است ،                               
7- و در کنارِ همه ی پدیده های کوچک و بزرگ حضور اورا احساس می کنم .

8- من مسلمانم ( بانگاهی نو )           9- تمامی جلوه های زیبای هستی قبله گاهِ من است .             

 10- چشمه همچون جانمازی است که مرا به سمت ِ پاکی و طراوت فرا می
خواند  . نور ،مهرِ نمازِ من است و جلوه ای است از پرتوهای ایزدی .

11- دشت و همه ی گستره ی زمین چون سجاده ای در برابرم گشوده شده و مرا
به سجده می خواند .     :

(همه ی پدیده ها مرا به سوی خدا می خوانند.)
12- من با هر تابش نور برای رازو نیاز با خالق آماده می شوم .     

 13- نمازم همچون ماه و طیفِ نور سرشار از روشنایی و معرفت است .         14- نمازم زلال و خالص است.                   15- نمازم سرشار از لطافت است .

16-  هنگامیکه نسیم بر بلندایِ سرشاخه های سرو اذان می گوید وآنها را به حرکت درمی آورد به نماز می ایستم .

17- با هر رویش سبزه و علف مشغولِ نماز می شوم.                  18 - با هر خیزش ِ موج برای نماز قیام می کنم .   

  :(همواره با دیدن ِ پدیده های خلقت مشغول تسبیح و تدبر هستم .)

19- اهلِ کاشانم (کاشانی به وسعتِ همه یِ جهان ) ،               20- پیشه ی من  نقاشی است .             22-21- هراز گاهی تابلو هایی چون قفس با رنگ می سازم وبه شما می فروشم  ، تابلوهایی که ( همچون قفس )  نغمه های عاشقانه ی ِ دلِ من در آن ها زندانی شده .

 24-23- (این قفسها ی ساخته از رنگ (تابلو ) را به شما می فروشم ) تا با نگاه کردن به آن ها دلتان ( که تنهاست ) تازه شود /( با نگاه کردن به آنها حسِ تنهایی دوباره در دلِ شما زنده و تازه شود)  .

25- چه خیال های بیهوده ای ، ... می دانم ؛             26- تابلوها ی نقاشی ِ من بی
روح اند .                   27-  به خوبی می دانم تابلوهای نقاشیِ من مثل ِ حوضِ بی ماهی ، حس و حرکت وپویایی ندارد.      

29- 28- نمی دانم که چرا مردم نجابت را تنها به اسب و و زیبایی راتنها به کبوتر نسبت می دهند ؛

30 – چرا هیچکس به کرکس به عنوان پدیده یِ زیبا و شگفت ِ خلقت نمی نگرد.

31- آیا گل های ِ کوچکِ شبدر در عظمت و شکوهِ خلقت از لاله هایِ قرمزکم ترند ؟

32-  باید نوع ِ نگاهمان رانسبت به پدیده هاو جهان هستی تغییر دهیم و عادت ها را کنار بگذاریم .

33- ما نمی توانیم به حقیقتِ اسرارِ هستی دست پیدا کنیم .

36-34- اما شاید رسالت و وظیفه ی ما این باشد که ، میانِ آموزه های عرفانی و هیاهوومظاهرِ تکنولوژی عصر حاضر ،

گوش به آوازِ حـقیـقت بســپاریم.

*******************************************************************  خودآزمایی ،ص : 124

1- خداوند همه جا هست ، بسیار نزدیک و صمیمی .           2- چشم ها را باید شست ،جور دیگرباید دید .

3- آب ، نور ، نیلوفر ،شقایق ، گل سرخ                       4- خیالی –نمادین

5- گاه گاهی قفسی ..... تازه شود.                 6-سرسوزن ذوقی ،خرده هوشی ،دلتان تازه شود .

7- نماد کوتاهی و بلندی پدیده ها و در عین ِ حال سپهــری حضور خداوند
را در کنار هر دو یکسان احساس می کند .

8- من نمازم را وقتی ....    قدقامت موج .

………...,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,..,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,.,………...

 (پیش از تو )

1- پیش از تو نیرو وتوانی در مردم برای اتحاد و حرکت نبود ؛ شبِ ستم بر همه جا حکم فرما بود وجرأتی برای رسیدن به روشنایی و آزادی وجودنداشت .            

2- درآن خفقان و حیرت ِ قبل از انقلاب ، جریان های کوچکی از مردم
بیدار بود اما افسوس که جرأت اتحاد و یکپارچگی در آنها نبود.           3- در آن جامعه ای که امید به زندگی و حیات در آن نبود حتی کوچکترین اندیشه  امکان ِ رشد و تعالی نداشت  .

4- شوقِ رویش و زندگی در عمقِ جامعه پنهان بود اما بدونِ تو ای رهبرزمینه ای برای حضور نمی یافت .

5- اگر چه دلها همچون آیینه روشن و نورانی بود اما از ترس استبدادِ حاکم رغبتی به  بروز خصلت های نیک نداشتند .

6- عشق و اعتقادات ِ ملت چون عقده ای پنهان در بغض ِ فرو خورده ی آنها
بود ،گره و عقده ای که اگر تو نبودی هرگز آشکار و باز نمی شد .
 
*********************************************** خودآزمایی ، ص : 126

1- خفقان و استبداد حاکم بر جامعه مانع بروز نیکی ها و شایستگی ها بود
. (نهان راستی ،آشکارا گزند   یا    زنیکی نبودی سخن جز به راز )        2- آب ، دریا ، شب ، کویر ، علف ...
.   3- سرگردانی حاصل از دوران خفقان         4- نمادین – تخیلی

,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.,؛،.خودآزمایی ،ص :  137

1- تعلیمی ، عینک ، کراوات          2- نویسنده   ، دوران دبیرستان ،شیراز

3- ... .              4- هنگامی که معلم از دیدن او که عینک زده بود حیرت زده می شود.

5- اصطلاحات عامیانه ، کنایات ، طنز                  6- سن و سال  / سکوی نمایش 
/ آفت گندم

qpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqpqp

 خود آزمایی ، درس بیست و هفتم ( آخرین درس )  ص: 143

1- یک کودک دبستانی               2- زبان ملی آنها      3- زبان ملی (سرودملی )         4- وطن دوستی     5- ... .               6-  وقتی از آن محروم شوند .                     
7- حس مشترک در از دست دادن مشترکات ملی    8- نقشه بد برای کسی کشیدن

,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛,؛

پــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــایان



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 22:47 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

پارادوکس‌های ادبیات فارسی دوم:

• نخست آن سیه روز برگشته بخت           برافراخت بازو چو شاخ درخت

(ترکیب سیه روز بودن)

• اگر چشمم احیاناً تو چشمش می‌افتاد با همان زبان بی زبانی نگاه، حقش را کف دستش می‌گذاشتم.

(ترکیب زبان بی زبانی)

• غرش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود

(ترکیب آوازهای خاموش)

• ترس و وحشت به او جرئت و جسارت بخشید

(عبارت ترس و وحشت جرئت و جسارت بخشیدن)

• ناتانائیل، آرزو مکن خدا را در جایی جز همه جا بیابی

(عبارت‌ جایی جز همه جا)

• سرانجام این طور نیز می‌گوییم که او در همه جا هست، هر جا و نایافتنی است

(عبارت در هر جا بودن و نایافتنی بودن)

• هنگام تنگ‌دستی در عیش و کوش و مستی       کان کیمیای هستی قارون کند گدا را

(عبارت فقیر و تنگ‌دست بودن و در عین حال به عیش و خوشی پرداختن)

• خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند       ساقی بده بشارت رندان پارسا را

(ترکیب رند پارسا)

• ور امروز اندرین منزل تو را جانی زیان آمد          زهی سرمایه و سودا که فردا زآن زیان بینی

(عبارت از زیان سود دیدن)

• پیدای پنهان) (ترکیب پیدای پنهان)

• جهانی شبیه به بهشت که در آن کوشیده شده است تا «ناپیدا کران» در «محدود» جای گیرد)

(عبارت جای گرفتن ناپیدا کران در محدود)

• از چهرة تکیده‌اش بدبختی و سیه روزی می‌بارید(

(ترکیب سیه روز)

• بر بساطی که بساطی نیست

(عبارت بساط بی بساطی)

• باغ بی برگی / روز و شب تنهاست / با سکوت پاک نمناکش

(ترکیب باغ بی برگی)

• جامه‌اش شولای عریانی است

(ترکیب شولای عریانی)

• باغ بی برگی که می‌گوید که زیبا نیست

(ترکیب باغ بی برگی)

• باغ بی برگی خنده‌اش خونی است اشک آمیز)

(ترکیب باغ بی برگی)

• جیب‌هایم پر از خالی است)

(عبارت پر از خالی بودن)

• از تهی سرشار / جویبار لحظه‌ها جاری است

(عبارت تهی از سرشار بودن)

• از خلاف آمد عادت بطلب کام که من          کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم

(عبارت از پریشانی کسب جمعیت و آسودگی کردن)

• دولت فقر خدایا به من ارزانی دار              کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است

(ترکیب دولت فقر)

• ای سرو پای بسته به آزادگی مناز               آزاده من که از همه عالم بریده‌ام

(عبارت پای بست بودن سرو و در عین حال به آزادگی نازیدن)



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 22:42 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

ادبیات 2 - سوالات مفهومی ادبیات فارسی 2

1- در عبارت « به نام آن خدای که مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است.» «مشبه » کدام است ؟

1- کشتی                     2- نام                          3- مهر *                       4- بلا نشینان

2- معنی بیت « چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان    که زجان ما بگردان ره آفت قضا را » چیست؟

1- چون تو به خاطر تقاضای بیچارگان حوادث ناگوار را تغییر می دهی ، از جان ما بلا ها را دور کن .

2- چون تو تغییر دهنده ی پیشامدهای ناگوار هستی، به حق دعای بیچارگان، پیشامدهای بد را از مادور کن. *

3- چون که تو می توانی قضا و قدر را از بیچارگان دور کنی، پس از تو می خواهیم که تقدیر بد را از ما نیز دور کنی .

4- وقتی که تو می توانی مصیبت هارا تغییر دهی تورا سوگند می دهیم که به خاطر دعای ما بلاهارا از بیچارگان دور کنی .

3- شاعر در مصراع « مگر ای سحاب رحمت تو بباری ار نه دوزخ » به کدام ویژگی امام علی (ع) اشاره کرده است؟

1- محبّت                     2- مردانگی                 3- عزّت مندی                4- شفاعت *

4- کدام بخش از بیت « چو تویی قضای گردان به دعای مستمندان    که زجان ما بگردان ره آفت قضارا » در بر دارنده ی معنای سوگند است ؟

1- ره آفت قضارا    2- که زجان ما بگردان     3-به دعای مستمندان*   4- چو تویی قضای گردان

5- « را » از نظر معنی در کدام گزینه با بقیه تفاوت دارد؟

1- چو علی که می تواند که به سر برد وفا را .

2- که زکوی او غباری به من آر توتیا را . *

3- که به ماسوا فکندی همه سایه هما را .

4- که زجان ما بگردان ره آفت قضا را .

6- کدام گزینه صحیح است ؟

1-    مهابهاراتا حماسه ای طبیعی است که آن را رامایانای هندی سروده است .

2-   حمله ی حیدری حماسه ای طبیعی است که آن را باذل مشهدی سرو ده است.

3-   ایلیاد و ادیسه حماسه ای مصنوع است که آن را هومر یونانی سروده است .

4-   خاوران نامه حماسه ای مصنوع است که آن را ابن حسام خوسفی سروده است . *

7-  در مصراع « کمان به زه را به بازو فکند» « به زه » یعنی چه ؟

1-    کمانی که زه آن باز شده بود .                      2- کمانی که زه آن پاره شده بود .

3- کمانی که آماده ی تیر اندازی بود .  *          4- کمانی که زه آن مناسب بود .

8-  معنی کلمه ی «سوفار» در مصراع « چو سوفارش آمد به پهنای گوش» چیست؟

1- زه کمان              2- دهانه ی تیر*              3- قبضه ی شمشیر            4- دسته ی گرز

9-   کدام واژه ممال نیست؟

1- مزیح                       2- سلیح                     3- مطیع*                   4- رکیب

10- مصراع « برانگیخت ابرش برافشاند گرد » یعنی چه؟

1- گرد و غبار مانند ابر آسمان را فرا گرفت .        2- اسبش را به حرکت در آورد و گرد و غبار ایجاد شد *

3- اسب با عصبانیّت گرد و غبار عجیبی ایجاد کرد.     4- باران بارید و گردو غبار را فرو نشاند.

11- علّت ادامه ی جنگ با توّجه به بیت « چو ننمود رخ شاهد آرزو       به هم حمله کردند باز از دو سو » چیست؟

1- دست نیافتن به هدف*                    2- نشناختن یکدیگر

3- علاقه به جنگ و مبارزه                  4- آرزوی غلبه بر یکدیگر

12- نویسنده ی فیلم نامه ی « بچّه های آسمان» کیست؟

1- مجید مجیدی*      2- مهدی فخیم زاده           3- ابراهیم حاتمی کیا              4- علی حاتمی

13- «غمی شد زپیکار دست سران» یعنی چه؟

1- سرداران از ادامه ی جنگ نا امید شدند.                2- پهلوانان ادامه ی جنگ را غیر ممکن دیدند.

3- دست پهلوانان از ادامه ی نبرد خسته شده بود*      4- سرداران به خاطر ادامه ی جنگ از دست هم ناراحت شدند

 14- املای کدام کلمه با توجه به معنی آن غلط است؟

1- مضغ: جویدن      2- محضور: تنگنا*    3- استشاره: مشورت کردن    4- متفرّعات: وابسته ها

15- «نماز دیگر» در عبارت « چون نماز دیگر شد فرّاشی که از آن عمرولیث بود، در لشکر گاه می گشت.» یعنی چه ؟

1- نماز صبح                2- نماز ظهر                 3- نماز عصر*             4- نماز مغرب

16- کدام اثر تحت تأثیر گیله مرد بزرگ علوی نگارش یافته است؟

1-  از رنجی که می بریم*        2- مدیر مدرسه          3- تلخ و شیرین         4- آتش خاموش

17- در عبارت زیر چند غلط املایی وجود دارد؟

« یکی از حضّار چنان محظوظ گردیده که جلو رفته، جبهه ی شاعر را بوسید. در آن اثنا که وی در شوخی و بزله و لطیفه نوک جمع را چیده و مجلس آرای بلا معارض شده بود، صدای زنگ تلفن از سرسرای امارت بلند شد.»

1- یک                         2- دو   *                      3- سه                         4- چهار

18- کدام مورد اضافه ی تشبیهی نیست؟

1-  خلوت خانه ی مکاشفات       2- کنگره ی کبریا*        3- آتش عشق          4- شربت وصال

19- املای کدام واژه با توجه به معنی غلط است؟

1- مخذول : خوار     2- طمأنینه: آرامش   3- ارتجالاً: بی درنگ         4- معلوف: انس گرفته *

 20- کدام بیت به آیه ی « انّا لله و انّا الیه راجعون» اشاره ندارد؟

1- ما به فلک بوده ایم یار ملک بوده ایم          باز همان جا رویم جمله که آن شهر ماست

2- خلق چو مرغابیان زاده ز دریای جان          کی کند این جا مقام مرغ کز آن بحر خاست

3- آمد موج الست کشتی قالب ببست                       باز چو کشتی شکست نوبت وصل و لقاست

4- بخت جوان یار ما دادن جان کارما              قافله سالار ما فخر جهان مصطفاست *

21- عبارت «راه بیابان را به رویمان باز گذاشته اند» کنایه از چیست؟

1- گمراهی                   2- آزادگی                   3- اسیر دشمن شدن              4- آوارگی *

22- در مصراع « به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی» « درفش کاویان» نماد چیست؟

1- صلح و دوستی             2- ظلم ستیزی        3- قدرت نمایی                       4- پیروزی*

23- تأثیر گذار ترین شاعردر حوزه های مختلف شعر فارسی کیست؟

1- حافظ                       2- مولانا                      3- سنایی*                 4- سعدی

24- پیام کلّی این بیت چیست؟

« ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون   نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا»

1- بیهودگی دنیا          2- کوتاهی عمر            3- کمک به دیگران        4- اغتنام فرصت *

25- معنی درست واژه های « ادبار – استیصال- بادی» به ترتیب در کدام گزینه آمده است؟

1- بدبختی – در ماندگی- آغاز *                      2- پشت کردن- پی گیری – بی بنیان

2-   زشتی -  ناچاری- ناگزیر                            4- زبان درازی – استواری- شروع کننده

26- کدام آرایه دربیت زیر به کار نرفته است؟

«‌به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم             به خواب عافیت آن گه به بوی موی تو باشم»

1- تشبیه                     2- جناس                     3- تضاد *                   4- ایهام

27- در عبارت « ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری» از «آندره ژید» نویسنده چه امری را مهم تر می داند؟

1- زیبایی آفریده ها        2- عظمت انسان           3- اهمّیّت محبّت        4- نحوه ی نگرش *

28-  با توجّه به بیت:

« سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد                        دلبر که در کف او موم است سنگ خارا» «ت» در «غیرتت» چه نقش دستوری دارد؟

1- متمّمی                    2- مفعولی *                3- مضاف الیهی                      4- بدلی

29- در عبارت زیر چند غلط املایی وجود دارد؟

« در عالم پندار خود اشباهی را می دید . چند دسته از بوته های خوار در نقاط بی درخت سوت می زدند. شاخه های عظیم به وضعی موهش سیخ ایستاده بودند.»

1- دو                           2- سه  *                      3- چهار                      4- یک

30- عبارت« به خود » در مصراع «حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود» یعنی چه ؟

1- به اختیار خود*                   2- به تن خود              3- خلاف میل خود       4- به نفع خود

31- کتاب «الایّام» اثر .................... بهترین نمونه ی ................. است.

1- دکتر طه حسین- زندگی نامه نویسی*       2- محمد حسن خان صنیع الدّوله- خاطره نویسی

3- ابن بطوطه – سفرنامه نویسی                     4- دکتر طه حسین – خاطره نویسی

32- با توجّه به معنی املای کدام کلمه غلط است؟

1- صلا زدن: صدا زدن      2- حاذم: هوشیار*      3- صولت: شکوه      4- هرّا: صدا و غوغا

33- کدام آرایه در بیت زیر به کار نرفته است؟

« چون خاک در هوای تو از پا فتاده ام             چون اشک در قفای تو با سر دویده ام»

1- ایهام                       2- کنایه                      3- تشبیه                    4- استعاره *

34- «از غزل سرایان نامی معاصر که بیشتر به پیروی از سعدی غزل گفته و شیوایی و روانی سخن سعدی در سروده هایش محسوس است.»

1- رهی معیّری *             2- هوشنگ ابتهاج            3- موسوی گرمارودی      4- شهریار

35- در کدام گزینه غلط املایی آمده است؟

1- زورق های غوّاصان         2- نغمه های مهیّج      3- خادم سمات *        4- مسیل های مهیب

36- مفهوم کنایی کدام گزینه نادرست است؟

1- سپر بینداخت: تسلیم شد              2- کمیتش لنگ بود: ناتوان بود

3- باب دندان: مطابق میل                   4- بسمل کردن: آغاز نمودن *

37- عبارت زیر را با کدام گزینه می توان کامل کرد؟

« ...................... از چهره های مهم ادب پایداری آمریکای لاتین و .................. از مشهور ترین نویسندگان ادب پایداری سیاهان است.»

1- پابلو نرودا- هریت بیچر استو *                  2- هریت بیچر استو- اثل مانین

3- هریت بیچر استو- پابلو نرودا                     4- پابلو نرودا- اثل مانین

38- کدام گزینه از عبارت « سرزمین ما زمرّد است» دریافت نمی شود؟

1- سرسبزی و آبادانی    2- موجب کوری دشمنان    3- بردباری و شکیبایی*         4- ارزشمندی

39- پیام اصلی حافظ دربیت زیر چیست؟

« ای صاحب کرامت، شکرانه ی سلامت                       روزی تفقدّی کن درویش بینوا را »

1- شکر گزاری       2- دلسوزی برای ستم دیدگان   3- بخشش به دیگران     4- درویش نوازی*

40- در کدام گزینه از پیام های بیت زیر نیامده است؟

 

« من آنم که در پای خوکان نریزیم                   مر این قیمتی درّ لفظ دری را »

1- ارزشمندی زبان فارسی                  2- نکوهش مدح پادشاهان    

3- دوری از دستگاه درباری                 4- ستایش بزرگان شعر فارسی *

41- مفهوم کلی رباعی زیر را بنویسید.

« آنان که محیط فضل و آداب شدند                 در جمع کمال شمع اصحاب شدند

ره زین شب تاریک نبردند برون                       گفتند فسانه ای و در خواب شدند»

ج : ناشناخته ماندن اسرار هستی

42- نثرخواجه عبدالله انصاری چه نوع نثری است ؟

ج : مسجّع و فنّی

43- دربیت « دلیری کجا نام او اشکبوس        همی بر خروشید بر سان کوس» واژه ی « کجا » به چه معنی است؟

ج : که

44- مفهوم عبارت « غرّش باد آوازهای خاموشی را افسار گسیخته کرده بود.» چیست؟

ج : وزش باد سکوت همه جا را نشان می داد .

45- در عبارت « ماری از دیشب روی قلبش چنبره زده بود. » کدام واژه استعاره است؟

ج: مار استعاره از غم و غصّه .

46- بیت زیر را کامل کنید :

« در طبع جهان اگر وفایی بودی                       ................................................. »

ج: نوبت به تو خود نیامدی از دگران.

47- در مصراع « ماه ایارش آوازه ماست.» «ایار» معادل کدام ماه بهار است؟

ج : خرداد

48- مفهوم کلی بیت زیر چیست؟

« خورده قسم اختران به پاداشم                      بسته کمر آسمان به پیکارم »

ج: سرنوشت با من دشمن شده است.( سرنوشت با من موافق نیست.)

49- به حاضر جوابی در بیت زیر چه می گویند؟

« از قضا آیینه ی چینی شکست                      خوب شد اسباب خود بینی شکست »

ج: بدیهه گویی .

50- دربیت زیر چهار آرایه ی ادبی تعیین کنید.

« برو طواف دلی کن که کعبه ی مخفی است                 که آن خلیل بنا کرد و این خدا خود ساخت»

ج : تشبیه – واج آرایی- تلمیح – ایهام

51- مفهوم کلی عبارت زیر چیست؟

« خداوندا، از زندان، موی بالیده و جامه ی شوخگن توان آورد.»

ج: بی ارزشی امور دنیایی

52- با توجه به بیت : « کجا می روی؟ ای مسافر، درنگی        ببر با خودت پاره ی دیگرت را »

الف) منظور از مسافر چیست؟             ج : شهید       

ب) کدام قسمت ایهام دارد؟ معانی آن را ذکر کنید. ج: پاره دیگر1- همسنگرشهید(شاعر) 2- سرشهید

53- بیت زیر را کامل کنید.

« .............. را بر دیده ی خود .............. داد                  منتّی بر ................ شیدا نهاد »

ج: حسن – جلوه – عاشق

54- عبارت « تخفیف خواسته بودند.» یعنی چه؟

ج: در مالیات آنها تخفیف داده شود .

55- مفهوم مصراع زیر را بنویسید.

« یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند.»

ج: در حکومت ستم شاهی کسی به فکر آزادی نیست .

56- در مصراع زیر به دو آرایی ادبی شاخص اشاره کنید.

« ای سرو پای بسته به آزادگی مناز»

ج: تشخیص – متناقض نما یا پارادوکس

57- با توجه به بیت : « دری که به باغ بینش ما گشوده ای / هزار بار خیبری تر است.»

الف) منظور از « در » چیست؟             ج: آگاهی (نهج البلاغه)

ب) « خیبری تر» یعنی چه؟     ج: محکم تر

58- بیت « عطا از خلق چون جویی، گر او را مال ده گویی /  به سوی عیب چون پویی،‌گر او را غیب دان بینی» به کدام صفات الهی اشاره دارد؟

ج : رازق بودن – آگاه از تمام اسرار

59 – در مصراع زیر « داروگ» نماد چیست؟

« قاصد روزان ابری، داروگ، کی می رسد باران؟»

ج: پیام آور آزادی - انسان های آگاه

60- .................. که نه آهنگ دارد نه قافیه و نه وزن عروضی و فرق آن با نثر در ................ شعری است.

ج: موج نو – تخیّل

61- مصراع زیر به چه حدیثی اشاره دارد؟ متن عربی آن را همراه با ترجمه ذکر کنید.

« متحیّرم چه نامم شه ملک لافتی را؟ »

ج: لا فتی الّا علی لا سیف الّا ذوالفقار( جوانمردی چون علی و شمشیری چون ذوالفقار نیست.)

62- در بیت زیر چه نوع استفهامی به کار رفته است؟

« آیا از سرزمین تو بود که فرشتگان / سرود های صلح و شادی انسان را برای چوپانان خواندند؟»

ج: انکاری

63- دربیت زیر دلیل استفاده از « پر عقاب » در «تیر» چه بوده است؟

« یکی تیر الماس پیکان چو آب           نهاده براو چار پرّ عقاب»

ج: جلوگیری از انحراف تیر

64- هر گزینه مربوط به کدام نوع حماسه است؟

الف) باز آفرینی حماسه به جای آفرینش آن.                ج: مصنوع

ب) نقل حماسه از یک نسل به نسل دیگر.                    ج: طبیعی

65- منظور از « خصم » در بیت زیر کیست؟

« چو شیر خدا راند بر خصم،‌تیغ                      به سر کوفت شیطان دو دست دریغ»

ج : عمروبن عبدود

66- بیت زیر به کدام ویژگی مهم افراد جنگجو اشاره دارد؟

«چنین آن دو ماهر در آداب ضرب                   ز هم رد نمودند هفتاد حرب»

ج: مهارت در مبارزه و دفاع

67- مصراع اوّل بیت زیر به کدام شخصیّت بزرگ اسلام اشار دارد؟

« حبیب خدای جهان آفرین                نگه کرد بر روی مردان دین »

ج : پیامبر اسلام (ص)

68- در قافیه های بیت زیر چه قاعده ای اعمال شده است ؟

« کشانی بدو گفت : با تو سلیح                        نبینم همی جز فسوس و مزیح »

ج : ممال

69- معنی کنایه ای مصراع دوم را ذکر کنید .

« تهمتن بر آشفت و با توس گفت        که رهّام را جام باده ست جفت»

ج: رهّام مرد رزم نیست ، مرد بزم است .

70- در بیت زیر چهار آرایه مشخّص کنید.

« بیا که قصر امل سخت سست بنیاد است                   بیار باده که بنیاد عمر بر باد است»

ج: تشبیه – استعاره – متناقض نما – کنایه – واج آرایی - جناس

71- عبارت زیر از کدام شخصیّت بزرگ اسلام است؟ مخاطب او کیست ؟

« ریختن خون تو برای من از ملک روی زمین بهتر است. »

ج : امام علی (ع) – عمروبن عبدود

72 – بیت زیر چه چیزی را توصیه می کند؟

« سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد                        دلبر که در کف او موم است سنگ خارا»

ج : تسلیم در برابر معشوق و توانمندی معشوق در برابر عاشق

73- مفهوم کلّی بیت زیر به کدام یک از اصول دین اشاره دارد ؟

« حدیث روضه نگویم، گل بهشت نبویم                      جمال حور نجویم، دوان به سوی تو باشم»

ج : توحید

74- عبارت زیر به چه امر مهمّی اشاره دارد؟

«برای من خواندن اینکه شن ساحل ها نرم است کافی نیست: می خواهم پای برهنه ام این نرمی را حس کند.»

ج: احساس قبل از معرفت

75 – منظور از قسمت تعیین شده چیست؟

«‌از تمام بندرگاه هایش راندند / زیبای کوچکش را ربودند / و گفتند: تو آواره ای »

ج: سرزمین فلسطین

 

76- در کدام قسمت بیت زیر آرایه ی طنز به کار رفته است ؟

« حافظ به خود نپوشید این خرقه ی می آلود              ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را »

ج : شیخ پاکدامن

77- بیت زیراز کدام شاعر است ؟ پیام های آن را ذکر کنید .

« من آنم که در پای خوکان نریزم                    مر این قیمتی درّ لفظ دری را »

ج : ناصر خسرو  1- نکوهش مدح پادشاهان و قدرتمندان       2- ارزشمندی زبان فارسی

78- منظور از قسمت مشخّص شده در بیت زیر چیست؟

« دمی آب خوردن پس از بد سگال                  به از عمر هفتاد و هشتاد سال »

ج: زندگی

79- با توجه به : الها ! صد هزار مرتبه شکر که « شکر نعمت، نعمتت افزون کند. »

الف) نویسنده با ذکر قسمت تعیین شده از مولوی چه آرایه ای به کار برده است؟      ج : تضمین

ب) مصراع دوم این بیت را ذکر کنید .            ج : کفر نعمت، از کفت بیرون کند .

80- مفهوم عبارت زیر چیست؟

« اسب فصاحت در میدان بلاغت راندن و به جولان در آوردن بوده است. »

ج : روان و شیوا سخن گفتن

81 – با توجّه به شعر سهراب سپهری ، منظور از مصراع زیر چیست؟

« شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند . »

ج: ارزشمندی شعرا

82- در بیت : « موی سپید را فلکم رایگان نداد                     این رشته را به نقد جوانی خریده ام » منظور از قسمت های تعیین شده چیست؟

ج : فلک : روزگار( سرنوشت )  - این رشته : موهای سفید ( تجربه، سالخوردگی )

83 – عبارت « ای کریمی که بخشنده ی عطایی و ای حکیمی که پوشنده ی خطایی » به کدام صفات بارز خداوند اشاره دارد؟

ج: بخشنده بودن – ستّار العیوب بودن

84- منظور از « خون » در بیت زیر چیست ؟

 « در خون من غرور نیاکان نهفته است                        خشم و ستیز رستم دستان نهفته است»

ج : وجود شاعر

85 – در بیت زیر کدام واژه ایهام دارد ؟ معانی آن را ذکر کنید .

«‌دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر       گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست»

ج : عهد در مصراع دوم  1- پیمان   2- روزگار

86- در شعر « وقتی که مرگ در شکم درندگان ، دنده های بشر را دید/ و در قهقهه ی فشنگ ها / بر سر زنان گریان به دبکه پرداخت/ جز او کسی نخندید.»

الف) منظور از درندگان چیست؟         ج: اسرائیلی ها

ب) مرجع ضمیر « او » چیست؟                       ج : مرگ

87- منظور حافظ از قسمت های تعیین شده چه بوده است ؟

« همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی                         به پیام آشنایی بنوازد آشنا را‌ »

ج : پیام آشنا : پیام از جانب معشوق(خدا)   - آشنا : عاشق ( حافظ)

88- مفهوم کلّی بیت زیر چیست ؟

« نه بر اوج هوا او را عقابی دل شکر یابی          نه اندر قعر بحر او را نهنگی جان ستان بینی »

ج : امنیت در جهان آرمانی شاعر ( عالم عشق )

89- در بیت :

« ز یزدان دان نه از ارکان، که کوته دیدگی باشد         که خطّی کز خرد خیزد تو آن را از بنان بینی » مقصود از ارکان چیست؟

ج: اعضای بدن یا عناصر چهارگانه ( آب، باد،‌خاک و آتش)

90- در بیت زیر به کدام صفت حضرت علی (ع) اشاره شده است؟

« چو به دوست عهد بندد زمیان پاک بازان                  چو علی که می تواند که به سر برد وفا را»

ج : وفاداری به عهد و پیمان

91 – مفهوم کنایی هر مورد را ذکر کنید :

الف) پلک هایش داغ شده .     ج: آمادگی برای گریه کردن.

ب) چون تیری که از شست رفته باز نمی گردد .          ج: قابل جبران نیست .

92- در بیت زیر کدام احساس شاعر بیان گردیده است؟

« پنداشتی که ریشه ی پیوند من گسست      در سینه ام هزار خراسان نهفته است»

ج : عشق و علاقه به سرزمین ایران و زبان فارسی

93- در شعر « ما این را از گذشته به ارث می بریم / و امروز چهره ی شیلی بزرگ شده است/ پس از پشت سر نهادن آن همه رنج»

الف ) مرجع ضمیر «این» چیست ؟      ج: استقلال و مقاومت

ب) مفهوم کنایی «بزرگ شدن چهره» چیست؟                      ج: پیشرفت و شهرت جهانی

94- مفهوم عبارت زیر چیست؟ دو آرایه در آن ذکر کنید.

« به اندازه ی موهای سرت آدم کشته ام»

ج: زیاد آدم کشته ام - کنایه و اغراق

95- با توجّه به شعر زیر:

« ماه ایارش آواز ماست / که وقت ظهر در سایه ی آبی رنگ/ میا ن مزارع زیتون می خوانیم »

الف) منظور از « سایه ی آبی رنگ» چیست؟               ج : آسمان

ب) زیتون نماد و نشانه ی چیست؟                              ج: صلح و دوستی – کشور فلسطین

96- در شعر « کوفه همین تهران است / که بار اوّل می آیی / ذوالفقار را باز می کنی/ و ظلم را می بندی.»

الف) شاعر به چه موضوعی اشاره دارد؟                       ج: روایتی که هنگام ظهور امام زمان(عج) شمشیر حضرت علی(ع) در دست اوست .

ب) «ذوالفقار را باز می کنی» کنایه از چیست ؟                       ج: شروع جنگ و مبارزه

97- مفهوم عبارت زیر چیست؟ کدام آرایه ی ادبی در آن به کار رفته است؟

« بر بساطی که بساطی نیست.»                       ج: اوضاع نامناسب در جامعه- متناقض نما یا پارادوکس

98- با توجّه به بیت: « ترسیدم و پشت بر وطن کردم                         گفتم من و طالع نگونسارم»

الف ) این بیت از کدام شاعر است؟                  ج: مسعود سعد سلمان

ب) « واو» در مصراع دوم چه نوع واوی است؟ معنی آن را ذکر کنید.             ج: همراهی – به معنی با

99- زیب النّسا متخلّص به ................... از زنان شاعر هند است. وی در سرودن شعر بیشتر از ............... پیروی می کرد .

ج : مخفی – عرفی شیرازی

100- با توجّه به بیت زیر : « عشق چون آید برد هوش دل فرزانه را       دزد دانا می کشد اوّل چراغ خانه را »

الف) آرایه ی ادبی شاخص این بیت کدام است؟                      ج : اسلوب معادله

ب) مفهوم کلّی بیت چیست؟                                                  ج: ناتوانی عقل در برابر عشق

ج) «می کشد» در مصراع دوم به چه معنی است ؟                  ج: خاموش می کند



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 22:21 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

نمونه سؤالات متن درس به درس تاریخ ادبیات 2 . سوم انسانی

درس اول
درآمدي بر عصر حافظ

1- كدام عارف و متفكر اندلسي، براي نزدكي كردن عرفان و فلسفه كوشيد؟ ابن عربي
2- چرا در عصر حافظ، گروه‌ها توانستند مذهب و اعتقادات خود را آزادانه آشكار كنند؟ به دليل بي‌اعتقادي برخي از ايلخانان و بي‌تعصبي برخي ديگر
3- شيعيان، كدام حكومت‌هاي محلي را تشكيل دادند؟ سربداران و مرعشيان
4- تفاوت شورش‌هاي تيمور با چنگيز در چه بود؟ اول اين كه تيمور دعوي مسلماني داشت و ديگر اين كه او و لشگريانش به طور نسبي با تمدن آشنا بودند.
5- مهم‌ترين افراد نفوذي مذهب تشيع در دستگاه حكومتي مغولان چه كساني بودند؟ خواجه نصيرالدين توسي و مؤيدالدين علقمي
6- در عصر حافظ كدام قالب شعري رو به ضعف و كسادي گذاشت؟ قصيده
7- مضمون قصيده‌هاي سروده شده در عصر حافظ چه بود؟ حمد خدا، نعت رسول اكرم (ص) و مناقب امامان شيعه
8- ابتكارهاي صورت گرفته در شعر اين دوره كدام است؟ منقبت و مرثيه و طرح مسائل اجتماعي
9- در شعر عصر حافظ تقليد از شاعران پيشين به چه شكل‌هايي بروز مي‌كرد؟ تقليد از شيوه‌ و سبك استادان پيشين، جواب گويي شعرهاي مشهور بر همان وزن و قافيه‌ي پيشينيان
10- شيوه‌ي كدام شاعر عصر حافظ ابتكاري تازه قلمداد مي‌شود؟ عبيدزاكاني
11- «طنز و انتقاد اجتماعي» در شعر كدام شاعران اين دوره بيش‌تر ديده مي‌شود؟عبيدحافظ و بسحاق اطعمه
12- «زبان شعر» در اين دوره چگونه است؟ جز در سروده‌هاي حافظ و خواجو، رو به سقوط و تباهي است.
13- عراقي، كدام مثنوي را بر وزن «حديقه سنايي» سروده است؟ عشاق نامه (ده نامه)
14- كدام كتاب عراقي به «نظم و نثر» است؟ لمعات
15- موضوع كتاب «لمعات» چيست؟ عرفان و سير و سلوك عارفانه
16- چه كسي مشهورترين شرح را بر «لمعات» نوشته است؟ جامي
17- «ساقي نامه» چگونه شعري است؟ شعري است در وصف مجالس بزم و لوازم مربوط به آن به طوري كه شاعر در خلال آن مضامين غنايي و عرفاني و حكمت و وعظ را نيز درج كند.
18- «عراقي» در كجا متولد شد؟ در يكي از روستاهاي فراهان به نام كميجان
19- «عراقي» در قونيه با كدام عارفان مشهور آشنا شد؟ شيخ صدرالدين قونوي
20- كدام اثر حماسي در دوره‌ي حافظ مورد توجه و تقليد قرار گرفته است؟ شاهنامه فردوسي  

درس دوم
خواجوي كرماني
1- «خواجو» در غزل از چه كسي پيروي مي‌كرد؟ سعدي
2- «نخل بند شاعران» شهرت كدام شاعر معروف است؟ خواجوي كرماني
3- «رساله‌ي اللباديه» مناظره بين چيست؟ ني و بوريا
4- خواجو در «قصيده سرايي» از كدام شاعر تقليد كرده است؟ سنايي
5- كدام شاعر در ستايش سربداران، شعر سروده است؟ ابن يمين
6- ابن يمين به سرودن شعر در كدام قالب شعري نام بردار گشته است؟ قطعه
7- مذهب «ابن يمين» چه بود؟ شيعه
8- «سيف فرغاني» شاعر كدام قرن است؟ قرن هفتم
9- بيت «اسب همت سركشيد و بهرجو جايز نداشت / خوار همچون خر در اصطبل ثنا خواني مرا» از كدام شاعر است؟ سيف فرغاني
10- چرا لقب «زاكاني» به عبيد داده شد؟ او از خاندان زاكانيان، تيره‌اي از اعراب بني خفاجه بود.
11- شهرت «عبيد» به كدام قالب بياني است؟ طنز
12- «عبيد» در پرداختن به هزليات خود به كدام شاعران توجه داشته است؟ سعدي و سوزني سمرقندي
13- مثنوي «موش وگربه» درباره‌ي چيست؟ حكايتي است تمثيلي كه در آن وضع جامعه و دو طبقه‌ي حاكمان و قاضيان مورد انتقاد قرار گرفته است.
14- «عبيد» در كدام قرن زيسته است؟ قرن هشتم
15- دو بخش ديوان اشعار خواجو، چه نام دارد؟ صنايع الكمال، بدايع‌الجمال
16- كدام مثنوي از خواجو نيست؟ (سام‌نامه، صدپند، هماي و همايون) صد بند، از عبيد زاكاني است.
17- «سخن حافظ طرز غزل» كدام شاعر را دارد؟ خواجو
18- «اخلاق الاشرف» اثري است از ..... عبيد زاكاني
19- زبان طنز در آثار «عبيد» چگونه است؟ بي‌پروا و تند
20- سبك شعري «سيف فرغاني» به شيوه‌ي كدام شاعران است؟ سخنوران نامي خراسان

-------------------------------------------------------------
درس سوم
حافظ

1- «لسان الغيب» لقب كيست؟ خواجه شمس‌الدين محمد شيرازي (حافظ)
2- نياكان «حافظ» از كجا بودند؟ كوهپايه‌ي اصفهان‌
3- لقب «محتسب» را حافظ به كدام حاكم وقت شيراز داده بود؟ امير مبارزالدين محمد
4- كدام شاعر فارسي زبان، بيش‌ترين محبوبيت را تاكنون نزد فارسي زبانان داشته است؟ حافظ
5- «حافظ» از كدام دانش‌هاي زمان خود بهره داشت؟ همه‌ي علوم قراني ، از قرائت و تفسير گرفته تا كلام و فلسفه و عرفان
6- محتواي غزل‌هاي «حافظ» چگونه است؟ تلفيق و تركيب عشق و عرفان است.
7- كدام شهر خراسان در دوره‌ي جامي پايتخت هنر و ذوق و ادب ايران بود؟ هرات
8- چه كساني در آن زمان، حامي هنرمندان وصاحبان ذوق بودند؟ سلطان حسين بايقرا و امير عليشير نوايي
9- كدام اثر جامي «منظومه‌اي تمثيلي، حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني» است؟ سلامان و ابسال
10- «جامي» در مثنوي سرايي از كدام شاعر تقليد كرده است؟ نظامي
11- كدام كتاب را «جامي» در برابر خمسه‌ي نظامي سروده است؟ هفت اورنگ
12- كتاب «بهارستان» به تقليد از كدام اثر معروف است؟ گلستان سعدي
13- ديوان جامي، به چند بخش تقسيم شده است؟ سه بخش
14- «ذكر مراحل سلوك و رتبيت نفس» محتواي كدام كتاب «جامي» است؟ سحبة الابرار
15- حافظ در شعر «بلبلي خون دلي خورد و گلي حاصل كرد / باد غيرت به صدش خار، پريشان دل كرد» به كدام رويداد اشاره كرده است؟ درد مرگ فرزندش
16- كدام شاعر را برخي «خاتم شعراي ايران» مي‌دانند؟ حافظ
17- لحن و بيان «حافظ» در اشعارش، چگونه است؟ گزنده و تلخ با نيشخند و كنايه آميز است.
18- محتواي غزل شاعران پيش از حافظ، چه بود؟ يا عاشقانه يا عارفانه
19- تقليد «جامي» از شعرايي چون نظامي و سعدي، در چه حدي است؟ نتواسته است از حد مقلدي موفق يا فراتر بگذارد.

-------------------------------------------------------------
درس چهارم
درآمدي بر ....

1- دو دليل عمده‌ي تاريخ نويسي در عصر حاكميت مغول و تيمور چيست؟ مغولان و تيموريان به ثبت فتوحات و آوازه‌ي خود علاقه‌مند بودند و ديگر آن كه ايرانيان براي ضبط تاريخ و فرهنگ و مظلوميت خويش از اين اشتياق ايخانان براي ارضاي حسّ نام‌جويي خويش سود مي‌بردند.
2- شيوه‌ي نويسسندگي در عصر خواجه شمس‌الدين چگونه بود؟ مانند قبل، كاربرد لغات تركي و عربي فراوان بود.
3- «تاريخ جهانگشا» اثر كيست؟ عطاملك جويني
4- موضوع كتاب «تاريخ جهانگشا» چيست؟ ظهور چنگيز، فتوحات او، تاريخ خوارزمشاهيان و ....
5- نثر «تاريخ جهانگشا» چگونه نثري است؟ متكلف و مصنوع
6- چه كسي مجموعه‌ي علمي- فرهنگي «ربع رشيدي» را در بتريز تأسيس كرد؟ خواجه رشيدالدين فضل الله
7- اثر مهم خواجه رشيدالدين فضل الله، كدام كتاب است؟ جامع التواريخ
8- نثر كتاب « جامع التواريخ » چه نوع نثري است؟ پخته و عالمانه و شاده و با استحكام، پاره‌اي از لغات تركي و مغولي را نيز دارد.
9- «تجارب السلف» اثر كيست؟ هندوشاه نخجواني
10- هندوشاه نخجواني در دستگاه كدام سلسله‌ي حكومتي بود؟ اتابكان لرستان
11- موضوع كتاب «تجارب السلف» چيست؟ تاريخ خلفا و وزاري اسلام تا انقراض خلفاي عباسي
12- انشاي كتاب «تجارب السلف» چگونه است؟ روان و استوار است و آثار تكلف عربي مآبي در آن مشهود نيست.
13- «حمدالله مستوفي» در كدام قرن مي‌زيست؟ قرن هشتم
14- كدام كتاب «حمدالله مستوفي» تاريخ عمومي و تاريخ ايران و اسلام را تا عهد مؤلف شامل مي‌شود؟ تاريخ گزيده
15- «نزهه‌ي القلوب» درباره‌ي چه موضوعي است؟ جغرافيا
16- كدام اثر «حمدالله مستوفي» به شعر است؟ ظفرنامه
17- مهم‌ترين تأليف «ميرخواند» كدام كتاب است؟ روضة الصفا
18- كتاب «تاريخ عالم آراي عباسي» را چه كسي نوشته است؟ اسكندر بيك معروف به منشي
19- مهم‌ترين كتاب «خواند مير» كدام كتاب است؟ حبيب‌السير
20- موضوع كتاب «تاريخ عالم آراي عباسي» شامل كدام دوره است؟ تاريخ اختصاصي دوران حكومت شاه عباس كبير است.

-------------------------------------------------------------
درس پنجم
درآمدي بر عصر صائب


1- مذهب رسمي صفويان چه بود؟ تشيع
2- در زمان صفويه به جز كشور ايران، در كدام كشور زبان و ادب فارسي استقرار يافت؟ هند
3- در عصر صائب سلاطين كدام سلسله در هنر شاعران را تشويق مي‌كردند؟ سلاطين بابري
4- چرا شاعران در زمان صفويه مورد بي‌مهري قرار گرفتند؟ سلاطين صفوي عقيده داشتند شعر فقط بايد در وصف و منقبت پيامبر و امامان شيعه باشد.
5- زبان فارسي تا چه زماني در هند رواج داشت؟ تا عصر حاكميت استعماري انگليس بر هند
6- قالب عمده‌ي شعر از لحاظ كميت در اين دوره چه بود؟ غزل
7- «سخن شيرين» و «قيافه‌ي بانمك» مربو ط به كدام ويژگي شعري عصر صائب است؟ حس‌آميزي
8- در مصراع «نبض ره مي‌تپد و سينه‌ي صحرا گرم است» چه آرايه‌اي ديده مي‌شود؟ تشخيص‌
9- «وحشي بافقي» شاعر كدام قرن است؟ سده‌ي دهم
10- نام دو مثنوي «وحشي بافقي» كه بر طريق نظامي سروده، چيست؟ برين، ناظر و منظور
11- نام مثنوي ناتمام «وحشي بافقي» چيست؟ فرهاد و شيرين
12- بيت «بخيه‌ي كفشم اگر دندان نما شد عيب نيست / خنده مي‌آرد همي بر هرزه گردي‌هاي من» به كدام ويژگي شعر در عصر صائب اشاره دارد؟ استفاده از زبان و الفاظ محاوره
13- چه كسي مثنوي فرهاد و شيرين وحشي بافقي را كه ناتمام بود به پايان برد؟ وصال شيرازي
14- كدام شاعر نديحه‌اي براي شاه طهماسب سروده بود كه مورد قبول وي واقع نشد؟ محتشم كاشاني
15- مرثيه‌ي محتشم كاشاني، درباره‌ي واقع‌ي كربلا به چه نام معروف است؟ دوازده بند
16- مجموعه غزليات «محتشم كاشاني» چه نام دارد؟ جلاليه
17- زمينه‌ي اصلي غزليات «محتشم كاشاني» چيست؟ عشق
18- چرا تركيب‌بند «محتشم كاشاني» مورد استقبال و تقليد شاعران ديگر قرار گرفت؟ به دليل شهرت و آوازه‌ي بي‌ماند و تأثير و قبول كم‌نظير اين تركيب بند
19- طولاني‌ترين تركيب بند عاشورايي، از كيست؟ فدايي مازندراني
20- بيش‌ترين شهرت شاعري وحشي بافقي، مرهون چيست؟ غزليات او

-------------------------------------------------------------
درس ششم
خواجوي كرماني

1- كدام شاعر به «طالبا» معروف شد؟ ميرزا ابوطالب كليم همداني
2- «كليم» نزد كدام حاكم عنوان «ملك‌الشعرايي» يافت؟ شاه جهان
3- شهرت «كليم» بيش تر براي سرودن كدام نوع شعر است؟ غزل
4- چرا كليم را «خلاق‌المعاني ثاني» لقب داده‌اند؟ به سبب مضمون‌هاي ابداعي بي‌شماري كه در اشعار خويش به كار گرفته است.
5- كليم در اواخر عمر كدام مثنوي را به نظم كشيد؟ فتوحات شاه‌جهاني
6- «صائب» در كدام شهر ديده به جهان گشود؟ اصفهان
7- صائب از كدام پادشاه لقب «ملك‌الشعرايي» گرفت؟ شاه عباس دوم
8- صائب چه مثنوي‌هايي را سروده است؟ قندهارنامه، محمود و اياز
9- اشعار صائب در چه قالب‌هايي سروده شده است؟ عموماً مثنوي و غزل و قصيده
10- مجموع ابيات صائب چند بيت است/ تا دويست هزار بيت و بيش‌تر نوشته‌اند.
11- نام معروف‌تري آثار منثور «بيدل» چيست؟ نكات و مراسلات
12- بيش‌ترين شهرت «بيدل» مديون چيست؟ غزل‌هاي خيال‌انگيز و پرمضمون
13- ويژگي ‌عمده‌ي شعر «بيدل» چيست؟ استعمال مضمون‌هاي پيچيده و استعاره‌هاي رنگين و خيال‌انگيز و سرشار از ابهام و تخيل‌هاي رمزآميز شاعرانه
14- نام معروف‌ترين مثنوي‌هاي «بيدل» چيست؟ عرفات و محيط اعظم
15- زادگاه «غالب دهلوي» كجا بود؟ اگره
16- «غالب» به كدام دو زبان شعر مي‌گفت؟ فارسي، ارد
17- ابوطالب كليم، در كدام شهر متولد شد؟ همدان
18- محتواي غزل‌هاي صائب چيست؟ آميخته‌اي از عرفان و حكمت و معني‌آفريني
19- دشواري‌هاي شعر صائب مربوط به چه عاملي است؟ دشواري‌هاي مربوط به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه‌ي اوست.
20- كاربرد واژه‌هاي هندي، شعر و غزل كدام شاعر را از ساير شاعران متمايز كرده است؟ كليم همداني

-------------------------------------------------------------
درس هفتم
عصر قائم مقام

1- نخستين نشانه‌هاي علاقه به ساده‌نويسي و بيزاري از سبك مصنوع و متكلف دوران صفويه، در آثار چه كسي ظاهر شد؟ ابوالفضل علامي
2- نويسنده‌ي كتاب‌هاي «درّه‌ي نادري و جهان‌گشاي نادري» كيست؟ ميرزا مهدي خان استرآبادي
3- ابوالفضل علامي، چه كسي بود؟ مورخ و نويسنده‌ي عصر اكبرشاه
4- نثر و شيوه‌ي نگارش « ميرزا مهدي خان استرآبادي» چگونه بود؟ نثر پر تكّلف و ثقيل
5- از چه عهدي پايه‌ي نثر ساده در ايران نهاده شد؟ اواخر عهد خواجه رشيدالدين فضل الله
6- «نثر فني» تا چه دوره‌اي ادامه داشت؟ دوره‌ي قاجاريه
7- صاحب قلمي كه دردوره‌ي قاجاريه با قوه‌ي فصاحت و بلاغت خود، سبك تازه‌اي در نويسندگي فارسي پديد آورد، كه بود؟ قائم مقام فراهاني
8- مهمترين نوشته‌هاي «قائم مقام» در كدامكتاب گرد آمده است؟ منشآت
9- اختصاصات نثر «قائم مقام» چيست؟ سادگي، صراحت بيان، ايجاز و پختگي
10- چه كساني بعد از قائم مقام آگاهانه از شيوه‌ي نويسندگي پيشينيان انتقاد كرده و ساده نويسي غربي را پيشنهاد كردند؟ ميرزا فتحعلي آخوندزاده و ميرزا آقاخان كرماني
11- نويسنده‌ي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» كيست؟ جيمز موريه
12- محتواي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» چيست؟ انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمان
13- چه كسي كتاب «حاجي بابا اصفهاني» را به طبان فارسي ترجمه كرده است؟ ميرزا حبيب اصفهاني
14- نام مهم‌ترين اثر «عبدالرحيم تبريزي» معروف به «طالبوف» چيست؟ مسالك المحسنين
15- موضوع كتاب «مسالك المحسنين» چيست؟ سفر رؤيايي گروهي با تخصص‌هاي مختلف، به قله دماوند
16- «سياحت نامه‌ي ابراهيم بيك» اثر كيست؟ حاج زين العابدين مراغه‌اي
17- كتاب «شرح زندگاني من» اثر كيست؟ عبدالله مستوفي
18- هدف از نوشتن كتاب «شرح زندگاني من» چه بوده است؟ تشريح ااوضاع اجتماعي و روشن كردن جريان كارهاي دولتي و اداري زمان خود
19- نام ديگر «خاطره نويسي» چيست؟ حسب حال
20- «قائم مقام» در نثر بيش‌تر از چه كسي تقليد كرده است؟ سعدي

-------------------------------------------------------------
درس هشتم
عصر هاتف

1- نشانه‌هاي ضعف در حكومت صفويان از چه زماني آغاز شد؟ اندكي پس از دوره‌ي شاه عباس كبير
2- در دوران نادرشاه رميدگي شاعران از چه چيزي بود؟ از شيوه‌هاي افراطي مضمون پردازي و تخيلات دور و دراز شاعرانه
3- شيوه‌ي پيشنهادي اين شاعران چه بود؟ پيروي از شاعران گذشته و اسلوب قدما
4- كدام انجمن ادبي، به اسلوب قدما‌(در شعر) توجه كرد؟ انجمن ادبي مشتاق
5- پيشگامان انجمن ادبي مشتاق، چه كساني بودند؟ مير سيدعلي مشتاق، سيد محمد شعله و آذر بيگدلي
6- چرا كار انجمن ادبي مشتاق اهميت دارد؟ براي نخستين بار گروهي از شاعران صاحب ذوق به تغيير خط مشي در شعر فارسي اقدام كردند.
7- قالب‌هاي رايج فارسي در اين دوره، كدام‌اند؟ غزل و بعد قصيده
8- «غزل» در اين دوره‌ به شيوه‌ي كدام شاعران سروده شد؟ سعدي و حافظ و امير خسرو
9- مضمون «قصايد» اين دوره چيست؟ مدح و وصف، نكته‌هاي اخلاقي، مناقب و مرائي
10- در اين دوره چه تحولي در شعر پيش آمد؟ در قلمرو تخيل وموسيقي شعر حتي زبان چيز تازه‌اي به شعر افزوده نشد.
11- «مشتاق» در شيوه‌ي تازه (روي گرداني از سبك دوره‌ي صائب) طريقه‌ي كدام شاعر را بازآفريني كرد؟ طريقه‌ي محتشم را
12- «مشتاق» در شيوه‌ي قدما به طرز كدام گويندگان توجه داشت؟ گويندگانعراي و فارس
13- لقب «فيلسوف اعظم» از آن كيست؟ ميرزا نسير اصفهاني
14- «ميرزا نصير» علاوه‌ي بر شاعري، در كدام رشته‌هاي علمي فعاليت داشت؟ طب و نجوم و رياضي
15- «جام گيتي نما» اثر كيست؟ ميرزا نصير اصفهاني
16- موضوع كتاب «شفاء الاسقام» چيست؟ حكمت
17- «شفاء الاسقام» اثر كدام شاعر است؟ ميرزا نصير اصفهاني
18- كدام شاعر، شاگرد «ميرزا نصير اصفهاني» بود؟ سيد احمد هاتف اصفهاني
19- اصفهان در كدام دوره نصف جهان محسوب مي‌شد؟ دوره‌ي صفويان
20- موضوعغزل در دوره‌ي بازگشت چه بود؟ عشق و هجران و فراق

-------------------------------------------------------------
درس نهم
آذر بيگدلي

1- مثنوي «آذر بيگدلي» چه نام دارد؟ يوسف و زليخا
2- قصايد و غزليات «آذر بيگدلي» بيش‌تر بر شيوه‌ي كدام شاعران است؟ شاعران عصر سعدي و حافظ
3- مهم‌ترين اثر «آذر بيگدلي» چه نام دارد؟ تذكره‌ي آتشكده
4- محتواي كتاب «تذكره‌ي آتشكده» چيست؟ شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار 850 شاعر پارسي گوي
5- چرا «آذر بيگدلي» به ديرپسند معروف شده است؟ به سبب دقتي كه در شناخت و گزينش اشعار شاعران داشته است.
6- «آذر» اصول شعر را از كه آموخته است؟ بيش‌تر از مشتاق آموخته است.
7- شهرت «هاتف اصفهاني» به سرودن كدام نوع شعر است؟ ترجيع‌بند
8- پيشاهنگ سبك بازگشت به طريقه‌ي قدما كيست؟ مشتاق اصفهاني
9- شاخص‌ترين سخنور «دوره‌ي بازگشت» كيست؟ سيد احمد هاتف اصفهاني
10- هاتف در غزل تابع كيست؟ سعدي و حافظ
11- «هاتف» در سرودن ترجيع بند خود به كدام شاعران قبل از خود، نظر داشته است؟ تريجع بند سعدي و تركيب بند جمال الدين عبدالرزاق
12- ترجيع بند هاتف، مشتمل بر چند بند است؟ پنج
13- بيت «اي سرو بلند قامت دوست / وه وه كه شمايلت چه نيكوست» از كدام شاعر است و در چه قالبي سروده شده است؟ سعدي، ترجيع بند
14- در تمام بندهاي ترجيع بند هاتف از چه سحن مي‌رود؟ از اقليم عشق سخن مي‌رود؟ از اقليم عشق سخن مي‌رود.
15- «فروغي بسطامي» ابتدا چه تخلصي داشت؟ مسكين
16- چه كساني سرمشق «فروغي بسطامي» در غزل‌سرايي بوده‌اند؟ سعدي و حافظ
17- «فروغي» در خراسان، با كدام شاعر عصر قاجاز آشنا شد و به همراه او به ترهان آمد؟ قاآني
18- هنر «فروغي» در سرودن چه نوع شعري است؟ غزل
19- «فروغي» در كجا چشم به جهان گشود؟ عتبات
20- قصيده‌ي «طلوعيه‌ي هاتف» در مدح و ستايش كيست؟ علي بن ابي‌طالب

-------------------------------------------------------------
درس دهم
عصر صبا

1- اوج قدرت فقها و مجتهدان شيعه در دوره‌ي قاجاريه در كدام واقعه مشاهده شد؟ مسئله‌ي لغو انحصار تنباكو
2- فتواي تحريم تنباكو از كدام مجتهد معروف بود؟ ميرزا حسن شيرازي
3- كدام رسم شاعرانه در «دوره‌ي صبا» احيا شد؟ رسم مديحه‌سرايي
4- كتاب «براهين العجم» از كيست؟ ميرزا محمد تقي لسان‌الملك سپهر
5- محتواي كتاب «براهين العجم» چيست؟ موازين و اصول شعر
6- «ملا احمد نراقي» چه تخلصي داست؟ صفايي
7- مثنوي «طاقديس» را چه كسي سروده است؟ ملا احمد نراقي
8- تخلص «حاج ملاهادي سبزواري» چيست؟ اسرار
9- مهم‌ترين تغيير جغرافيايي در حوزه‌ي شعر و ادب در «عصر صبا» چه بود؟ انتقال مركزّيت ادبي از شيراز و اصفهان به تهران
10- كدام شاعر در دربار فتحعلي شاه عنوان ملك‌الشعرايي داشت؟ فتحعلي خان صبا
11- كتاب «ناسخ‌التواريخ» اثر كيست؟ لسان‌آلملك سپهر
12- پس از قاآني لقب «شمس‌الشعرايي» به كدام شاعر تعلق گرفت؟ سروش
13- قالب شعر در «دوره‌ي صبا» عموماً كدام قالب است؟ قصيده ودرمرحله‌ي بعد غزل
14- مضمون و محتواي شعر «دوره ي صبا» چيست؟ انديشه‌هايي است كه يك بار در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.
15- كدام مثنوي حماسي را «صبا» به تقليد از شاهنامه سروده است؟ شهنشاه نامه
16- مثنوي «عبرت نامه»‌ي صياي كاشاني به تقليد از كدام اثر نوشته شده است؟ تحفة العراقين خاقاني
17- كتاب «شهنشاه نامه» در كدام بحر سروده شده است؟ متقارب
18- كدام كتاب «صبا» تقليدي لز بوستان سعدي است؟ گلشن صبا
19- لقب شعري «مجمر اصفهاني» چه بود؟ مجتهد الشعرا
20- «مجمر اصفهاني» در غزل پيرو كيست؟ سعدي

-------------------------------------------------------------

درس يازدهم
نشاط اصفهاني

1- پس از شمتاق، كانون شعر اصفهان به قسمت چه كسي گرم ماند؟ ميرزا عبدالوهاب نشاط
2- «نشاط» از پيروان جدي كدام سبك بود؟ بازگشت ادبي
3- لقب نشاط در دربار فتحعلي شاه چه بود؟ معتمدالدوله
4- شيوه‌ي غزل سرايي «نشاط» تقليد از كدام شاعر است؟ حافظ
5- عنوان مجموعه‌ي آثار منظوم و منثور «نشاط» چيست؟ گنجينه‌ي نشاط
6- «نشاط» با چه زبان‌هايي آشنايي داشت؟ فارسي، عربي و تركي
7- تخلص «ميرزا شفيع شيرازي» چه بود؟ وصال
8- از «وصال شيرازي» چند مثنوي بر جاي مانده است؟ دو مثنوي به نام‌هاي بزم وصال و تكميل مثنوي فرهاد و شيرين وحشي بافقي
9- مثنوي «بزم وصال» به شيوه‌ي كدام كتاب سروده شده است؟ بوستان سعدي
10- علاوه بر شاعري «وصال» در كدام رشته‌هاي هنري فعاليت چشمگيري داشت؟ نوشتن انواع خط و خوش آواز بودن.
11- «يغماي جندقي» از اهالي كجاست؟ خور و بيابانك، از توابع جندق
12- شهرت «يغما» براي كدام نوع شعر است؟ هجوها، هزليات نيش‌دار و مرثيه‌هاي ساده و دردناك
13- تخلص شعري «ميرزا حبيب قاآني» در ابتداي كار چه بود؟ حبيب
14- «قاآني» با كدام زبان‌هاي اروپايي آشنا بود؟ انگليسي و فرانسه
15- كتاب منثور «قاآني» چه نام دارد و به شيوه‌ي كدام كتاب است؟ پريشان، گلستان سعدي
16- كدام لقب از جانب حاجي ميرزا آقاسي به «قااني» داده شد؟ حسان العجم
17- قدرت طبع «قاآني» در شاعري از كدام اشعار او فهميده مي‌شود؟ قصايد او
18- لقب «سروش اصفهاني» چه بود؟ شمس الشعرا
19- مجموعه «شمس المناقب» از سروش اصفهاني درباره‌ي چيست؟ ستايش ائمه‌ي اطهار
20- كدام مجموعه‌ي اشعار «سروش» در ذكر فاجعه‌ي كربلاست؟ روضة الانوار

-------------------------------------------------------------
درس دوازدهم
عصر بيداري

1- كدام فرمان دستاورد نهضتي سياسي- اجتماعي بود كه مظفرالدين شاه نيز رسيد؟ فرمان مشروطيت
2- دوران حكومت كدام پادشاه «استبداد صغير» ناميده شد؟ دوران حكومت محمد علي شاه (سيزده ماه و چند روز)
3- شعر «دوره‌ي بيداري» از نظر كاركرد و دايره‌ي شمول چگونه بود؟ شعر در اين دوره عموميت يافت و زبان برنده‌ي نهضت در روزنامه‌ها و مطبوعات شد.
4- زبان و موسيقي شعر «عصر بيداري» چند مسير را پيمود؟ دو مسير جداگانه
5- ملك الشعاري بهار و اديب الممالك به چه زباني پاي‌بند بودند؟ زبان فاخر و پر صلابت گذشته كه به عروض قديم تكيه داشت.
6- كدام گروه شاعران، زبان مردم كوچه و بازار را برگزيند؟ نسيم شمال ، عارف و عشقي
7- تخيل و قالب شعري در عصر «بيداري» چگونه بود؟ بيش و كم بدون تغيير باقي ماند.
8- «سه تابلوي مريم» اثر كيست؟ ميرزاده‌ي عشقي
9- جهان شناسي شاعران در دوره‌ي بيداري چه تغييري كرد؟ با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل گرفت و مجموعه‌ي حيات را واقعيتي ملموس و هدفمند در نظر گرفتند.
10- مفهوم «آزادي» در دوره‌ي بيداري به چه معناست؟ مردم علاوه بر حقوق فردي مختارند سرنوشت سياسي و اقتصادي خود را نيز معين كنند.
11- شعار «اتحاد اسلامي»از جانب چه كسي مطرح شد؟ سيد جمال الدين اسدآبادي
12- «وطن» به معناي سرزميني با مشتركات قومي، زباني و فرهنگي از كدام دوره وارد قلمرو ادبيات فارسي شده است؟ از عصر بيداري
13- كدام شاعران به «ادبيات كارگري» علاقه‌ي بيشتري نشان داده‌اند؟ فرخي يزدي و ابوالقاسم لاهوتي
14- پس از تهران، كدام شهر كشور بازار سياسي و مطوبوعاتي گرم‌تري داشت؟ تبريز
15- شعر ملي مشروطه، از چه طريقي در خدمت مردم قرار گرفت؟ از طريق مطبوعات و روزنامه‌ها
16- روزنامه‌ي معروف «نسيم شمال» را چه كسي منتشر كرد؟ سيد اشرف الدين گيلاني
17- جنگ‌هاي ايران و روس، چه ضرورتي را براي جامعه‌ي ايران به وجود آورد؟ ضرورت روي آوردن به دانش و فن جديد
18- مدرسه‌ي دارالفنون را چه كسي تأسيس كرد؟ ميرزا تقي خان اميركبير
19- شاعران كوچه و بازار، بيش‌تر به كدام قالب شعري علاقه داشتند؟ مستزاد، مخمس، دو بيتي‌هاي پيوسته، ترانه و تصنيف
20- در شعر قبل از مشروطه، «وطن» چه مفهومي داشت؟ زاد بوم و سرزميني بود كه شخص در آن پرورش يافته بود.

-------------------------------------------------------------
درس سيزدهم
چهره‌هاي شعر ....

1- در شعر عصر مشروطه، چند گروه عمده را مي‌توان تشخيص داد؟ سه
2- لقب «اديب الممالك» از جانب مظفرالدين شاه به چه كسي داده شد؟ ميرزا محمد صادق اميري
3- اديب الممالك سردبيري كدام روزنامه را به عهده داشت؟ روزنامه‌ي‌ مجلس
4- اديب الممالك در كدام قالب شعري، بيش‌تر از ديگر قالب‌هاي شعري درخشيد؟ قصيده
5- شيوه‌هاي « اديب الممالك» در قصيده‌سرايي، بيش‌تر بر تقليد از كدام يك از شاعران است؟ انوري
6- «بهار» كدام روزنامه را در دوران استبداد صغير منتشر مي‌كرد؟ روزنامه ي خراسان
7- معروف‌ترين اثر «بهار» درباره‌ي نثر فارسي چه نام دارد و چند جلد دارد؟ سبك شناسي در سه جلد
8- «مسمط» هاي بهار تقليد موفقي از كدام شاعر است؟ منوچهري
9- دو مرواريد گران‌بها از درياي معاني شعر بهار، كدام‌اند؟ آزادي و وطن
10- موفق‌ترين قالب شعري كه «بهار» در آن شعر سروده است، كدام قالب است؟ قصيده
11- «دهخدا» در انتشار كدام روزنامه با ميرزا جهانگيرخان همكاري مي‌كرد؟ صوراسرافيل
12- كدام روزنامه را «دهخدا» در استانبول منتشر مي‌كرد؟ روزنامه‌ي سروش
13- نوشته‌هاي طنزآميز «دهخدا» در كدام مجموعه است؟ چرند و پرند
14- مفصل‌ترين اثر «دهخدا» در باره‌ي واژه‌هاي زبان فارسي، چه نام دارد؟ لغت نامه
15- مجله‌اي كه «بهار» در تهران منتشر مي‌كرد و ارگان انجمني ادبي نيز به همين نام بود، چيست؟ مجله‌ي دانشكده
16- كتاب «تاريخ احزاب سياسي» اثر كيست؟ ملك الشعراي بهار
17- «حبسيات» بهار سوز و گداز و استحكام زباني كدام شاعران را دارد؟ حبسيات بهار سوز و گداز شعرهاي مسعود سعد و استحكام زبان ناصرخسرو را دارد.
18- كتاب «امثال و حكم» اثر كيست؟ علي اكبر دهخدا
19- «سوگ سرود» دهخدا در قتل ميرزاجهانگير خان صوراسرافيل در چه قالب شعري سروده شده است؟ مسمط
20- رهبري قيام تبريز در دوران استبداد بر عهده‌ي چه كساني بود؟ باقرخان و ستارخان

-------------------------------------------------------------
درس چهاردهم
چهره‌هاي شعري 2

1- كدام شاعر را مي‌توان «شاعر مردم در عصر بيداري» ناميد؟ سيد اشرف الدين گيلاني
2- ويژگي عمده‌ي شعر « سيد اشرف الدين گيلاني» چيست؟ سادگي و صميمت زبان و مضمون و محتواي آن كه در سال‌هاي عصر بيداري از عمق وجود مردم مايه مي‌گرفت.
3- سيد اشرف الدين گيلاني در اشعار «نسيم شمال» از مضامين كدام روزنامه الهام گرفت؟ ملانصرالدين
4- شاعر طنزپرداز و نويسنده‌ي روزنامه‌ي «ملانصرالدين» چه كسي بود؟ صابر
5- عرصه‌‌ي هنري مسلم «عارف» كدام نوع شعر بود؟ تصنيف سازي
6- «عارف قزويني» علاوه بر شعر، در كدام زمينه‌هاي هنري دست داشت؟ خط را خوب مي‌نوشت، موسيقي مي‌دانست و صداي خوبي داشت.
7- حال و هواي شعر «عراف قزويني» چگونه است؟ زبان را خوب نمي‌دانشت و انديشه‌ي ژرفي در شعرهايش نيست.
8- «ميرزاده ي عشقي» چه روزنامه‌اي را در همدان منتشر مي‌كرد؟ نامه‌ي عشقي
9- «عشقي» مخالف كدام قرارداد بود و چه كسي آن قرارداد را منعقد كرده بود؟ قراداد 1919 كه وثوق‌الدوله با انگليس منعقد كرده بود.
10- منظومه‌ي مهم «جمهوري نامه» را عشقي در ضديت با كدام مسئله ساخت؟ در مخالفت با انتقال سلطنت از قاجار به پهلوي
11- روزنامه‌ي «قرن بيستم» را چه كسي منتشر كرد؟ ميرزاده‌ي عشقي
12- شعر «عشقي» از نظر زبان و بيان چگونه است؟ از لحاظ زبان و پختگي لازم را نداشت.
13- «فرخي يزدي» كدام روزنامه را در تهران منتشر مي‌كرد؟ طوفان
14- قالب شعري «فرخي يزدي» چيست؟ بيش‌تر غزل‌سراست.
15- كدام دو شاعر، نماينده‌ي «ادبيات كارگري» هستند؟ فرخي يزدي و ابوالقاسم لاهوتي
16- محتواي اشعار «فرخي يزدي» چيست؟ سياست و مسائل حاد اجتماعي
17- نخستين اشعار «لاهوتي» در كدام روزنامه‌ها چاپ مي شد؟ حبل‌المتين و ايران نو
18- شعر «سنگر خونين» لاهوتي ترجمه‌ي شعر كدام شاعر خارجي است؟ ويكتورهوگو
19- شعر «لاهوتي» از نظر ساخت و قالب چگونه است؟ از نوآوري‌هاي شبه نيمايي خالي نيست و شعرهاي او حماسي و خشن فاقد تصويرهاي شعري است.
20- كدام شاعر معاصر، «عارف قزويني» را هجو كرده است؟ ايرج ميرزا

-------------------------------------------------------------

درس پانزدهم
درآمدي بر عصر نيما

1- شعر دوره‌ي بيداري از چه نظر توانست با جنبش مشروطيت همگام شود؟ از نظر محتوا
2- كدام عوامل جريان نوگرايي در شعر را شدت بخشيد؟ جنگ جهاني اول، كودتاي 1299 و فروپاشي قاجار
3- چرا قالب‌هاي سنتي شعر، قدرت بيان مسائل حيات اجتماعي معاصر را نداشتند؟ زيرا قالب‌هاي سنتي به قواعد و ضوابط سخت‌گيرانه در شعر پاي بندي استواري داشتند.
4- روزنامه‌ها با پيوند به حيات فكري و اجتماعي، از چه ابزاري براي سرعت بخشيدن به تحول و بيداري بهره گرفتند؟ ادبيات و شعر
5- كدام نوع شعر، به پسند و سليقه‌ي مردم نزديك شده و توفيق‌هايي به دست آورده است؟ فكاهيات سياسي
6- چرا بحث «كهنه و نو» در روزنامه ها مطرح شد؟ چون ضرورت تحولي بنيادين حس مي‌شد.
7- شاعران در «غزل» به جاي معشوق سنتي، چه چيزي را توصيف كردند؟ مام وطن
8- عنوان «سعدي‌نو» به كدام شاعر اختصاص يافته بود؟ ايرج ميرزا
9- اعضاي انجمن ادبي «دانشكده» چه كساني بودند؟ گروهي از جوانان اديب و با ذوق بودند كه هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي بود.
10- مقاله‌ي انتقادآميز «مكتب سعدي» در كدام روزنامه درج شد؟ زبان آزاد
11- كدام نويسنده مقاله‌ي دنباله‌دار «عصيان ادبي» را نوشت؟ تقي رفعت
12- روزنامه‌اي كه «تقي رفعت» در آن مقاله نوشت، چه نام داشت؟تجدد
13- كدام شاعر از لحاظ ادبي نخستين نظريه‌پرداز «شعر نيمايي» بود؟ تقي رفعت
14- سرانجام « تقي رفعت» چه شد؟ پس از شكست دموكرات‌ها، تقي رفعت خودكشي كرد.
15- شعر «قصه‌ي رنگ پريده» از كيست؟ نيما يوشيج
16- سرانجام مناقشات جناح‌هاي نوگرا و سنت‌گرا چه بود؟ پيروزي نسبي نوگرايان
17- « تقي رفعت » از نظر سياسي جانبدار چه كساني بود؟ جانبدار فرقه‌ي دموكرات و هم رزم خياباني بود.
18- «فكاهيات سياسي» كدام قالب‌هاي ادبي را براي بيان برگزيدند؟ ترانه، تصنيف، مستزاد و ترجيع بند
19- چرا «سنت‌گرايان» مي‌كوشيدند موضوع تازه را در قالب شعر سنتي بريزند؟ براي پيش‌گيري از يك انقلاب تهاجمي و ويران‌گر بر ضد سنت‌هاي ديرينه

-------------------------------------------------------------
درس شانزدهم
افسانه

1- منظومه‌‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» در چه قالبي سروده شده است؟ مثنوي
2- نيما در منظومه‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» جهان را چگونه مي بيند؟ به شكلي شاعرانه و از دريچه‌ي چشم خود
3- منظومه‌ي «قصه‌ي رنگ پريده» و «اي شب» در كدام نشريه منتشر شد؟ نوبهار
4- نام معلم دلسوز «نيما» كه او را به خط شاعري انداخت كه بود؟ نظام وفا
5- «نيما» در آغاز نوجواني به كدام سبك، شعر مي‌گفت؟ سبك خراساني
6- چه كسي با آوردن قسمت‌هايي از اشعار نيما در كتاب «منتخبات آثار» خود در محافل ادبي آن روز شگفتي برانگيخت؟ محمد ضياء هشترودي
7- پيامدهاي سياسي- اجتماعي كودتاي 1299 براي «نيما» چه بود؟ شاعر دل آزرده‌ي يوش را به كناره‌گيري از تهران و اجتماع واداشت.
8- مجموعه داستان «يكي بود يكي نبود» اثر كيست و در چه سالي منتشر شد؟ جمال‌زاده، 1301
9- رمان «تهران مخوف» اثر كيست؟ مشفق كاظمي
10- انتشار شعر«افسانه» چه اثري داشت؟ خشم اديبان و انتقاد و اعتراض آن‌ها را برانگيخت.
11- عنوان نخستين شعر نيما كه كاملاً ازاد از قيد تخيل و وزن‌آرايي و قافيه بندي گذشتگان بود، چه نام داشت؟ ققنوس
12- «نيما» در تهران همكاري قلمي خود را با كدام مجله آغاز كرد؟ مجله‌ي موسيقي
13- عنوان مقاله‌ها و نوشته‌هاي نيما در آن سال‌ها چه بود؟ ارزش احساسات
14- شعر «ققنوس» چگونه شعري است؟ شعري است تمثيلي كه مي‌توان آن را كنايه‌اي از سرگذشت خود شاعر دانست.
15- دگرگوني محتوايي، از نظر نيما چيست؟ نيما شعر را نوعي زيستن و شاعر را فرزند راستين زمان خود مي‌دانست.
16- كار «هنر» از نظر «نيما» چيست؟ نشان دادن تصوير انفرادي و عيني و نه تصويهاي ذهني و قراردادي
17- سرودن شعر «تمثيلي» از چه دوره‌اي به طور مشخص در شعر فارسي رايج مي‌شود؟ عصر نيما
18- شكل و قالب شعر در دوره‌ي «نيما» چه تغييري مي‌كند؟ دگرگوني اوزان و روي‌گرداني از تساوي پاره‌ها، بي‌اعتنايي به ضرورت قافيه در مقاطع مشخص، از ويژگي‌هاي شكل و قالب است.
19- نيما، قطعه شعر «افسانه» را به چه كسي تقديم كرده است؟ نظام وفا

-------------------------------------------------------------
درس هفدهم
ادامه‌ي شعر سنتي

1- با ظهور شعر نيمايي، وضع شعر سنتي گونه شد؟ در ستون اصلي شعر سنتي تزلزلي پديد نيامد و به حيات خود ادامه داد.
2- شعر سنتي در ميان كدام گروه‌هاي اجتماعي گسترش يافت؟ گروه عوام كوچه و بازار و خواص دانشگاهي
3- شعر سنتي عصر نيما از نظر قالب و صورت و مضمون، چگونه است؟ تفاوت محسوسي با شعر گذشته‌ي فارسي ندارد.
4- شعر سنت گراي معاصر به چند جريان متفاوت تقسيم مي‌شود؟ دو جريان، يكي جريان كاملاً وفادار به گذشتگان و ديگري گروهي كه در عين وفاداري به گذشتگان از لحاظ محتوا و موسيقي و تخيل گام‌هاي جديدي برداشتند.
5- قصيده ي «حسرت‌ها و آرزوها» چه ويژگي‌اي دارد؟ لحن صميمانه در بيان و حال و شكايت از روزگار
6- قصيده‌ي«راه آهن» را چه كسي سروده است؟ بديع‌الزمان فروزانفر
7- تحول شعر سنت گرا نسبت به دوره‌ي پيش در چيست؟ در تنوع مايه‌ها به ويژه مايه‌هاي اجتماعي
8- نخستين شعرهاي «پروين اعتصامي» در كدام مجله چاپ شده است؟ بهار
9- قصايد «پروين» به پيروي از شيوه‌ي كدام شاعر است؟ ناصرخسرو
10- رواني و سادگي اسلوب كدام شاعر در شعرهاي «پروين» نمايان است؟ سعدي
11- بيش‌تر «قطعات» پروين به چه صورت بيان شده است؟ مناظره (گفت‌وگو)
12- توجه «پروين» در سرودن قطعات، به كدام شاعران است؟ سنايي و انوري
13- شعر «پروين» از نظر صور خيال و فكر و موسيقي، چگونه است؟ ادامه‌ي اشعار پيشين زبان فارسي
14- «شهريار» در خراسان، كدام هنرمند برجسته را ملاقات كرد؟ كمال‌الملك
15- نام منظومه‌ي معروف شهريار به زبان تركي، چيست؟ حيدربابا سلام
16- شهريار در كدام قالب شعر سنتي شعر سروده است؟ انواع شعر سنتي، قصيده، مثنوي، غزل، قطعه و رباعي
17- محتواي منظومه‌ي «حيدربابا سلام» چيست؟ اصالت و زيبايي‌هاي روستا و فرهنگ روستايي
18- «شهريار» به كدام شاعر فارسي زبان، علاقه بيشتري داشت؟ حافظ
19- «شهريار» در غزل‌سرايي از تجربيات كدام شاعران بهره‌مند شده است؟ مولوي، سعدي و حافظ
20- كدام قالب‌هاي شعري در عصر نيما نسبت به دوره‌ي قبل از آن، از رونق افتاد؟ مستزاد، بحر طويل و خمس

-------------------------------------------------------------
درس هجدهم
اميري فيروزكوهي

1- «اميري فيروزكوهي» از معتقدان و دوستداران شعر كدام شاعر بود؟ صائب
2- قصايد « اميري فيروزكوهي» به كدام سبك است؟ سبك خراساني
3- منظومه‌ي «اي خواب» از اميري فيروزكوهي به كدام قالب شعري است؟ دوبيتي پيوسته
4- اميري سبك صائب را چه سبكي ناميد؟ سبك اصفهاني
5- شهرت «رهي معيري» به سرودن چه نوع شعري است؟ غزل
6- تمايز «رهي معيري» از ساير غزل‌سرايان در چيست؟ در حسن تركيب و انسجام ترانه‌ها و تصنيف‌ها
7- فكاهيات «رهي» با چه نام‌هاي در مطبوعات منتشر شده است؟ زاغچه، شاه پريون
8- كتاب «اشك معشوق» اثر كيست؟ مهدي حميدي شيرازي
9- «حميدي شيرازي» در مجموعه‌هاي خود، به كدام سبك تمايل نشان داده است؟ سبك خراساني
10- محتواي كتاب «درياي گوهر» حاوي بهترين آثار نويسندگان، مترجمان و شاعران معاصر است.
11- سبك شعر «حميدي» به كدام شاعر متمايل است؟ ناصرخسرو
12- «حميدي» كدام منظومه را با الهام از داستان حضرت ابراهيم سروده است؟ بت شكن بابل
13- سبك شعري «مهرداد اوستا» را در قصيده سرايي، چه نام داده‌اند؟ سبك خراساني نو.
14- كدام اثر از «مهرداد اوستا» نيست؟ (شراب خانگي، شاعر در آسمان پاليزبان) شاعر در آسمان (حميد شيرازي)
15- «حميدي» به شيوه‌ي كدام شاعر علاقه‌اي نداشت و مخالف آن بود؟ شيوه‌ي نيما
16- قطعه ي «در امواج سند» درباره‌ي چه كسي سروده شده است؟ توصيف دلاوري‌هاي جلال الدين خوارزمشاه در برابر سپاهيان ويرانگر مغول
17- نام اصلي «مهرداد اوستا» چيست؟ محمدرضا رحماني
18- كدام شاعر به مجامع ادبي پاكستان و افغانستان رفت و آمد داشت و در آن جا شهرت بسيار به هم رسانيد؟ رهي معيري
19- كتاب‌هاي «فنون شعر و كالبدهاي پولادين» از حميدي شيرازي، آشنايي وي را با كدام مباحث آشكار مي‌سازد؟ مباحث فني ادبي
20- چه رنگي بر شعرهاي «حميد شيرازي» غلبه دارد؟ رنگ غنايي و پس از آن مضمون‌هاي اجتماعي و وطني

-------------------------------------------------------------
درس نوزدهم
ادبيات اروپا

1- اگر در زمينه‌ي ادبيات قرن بيستم به دنبال كلمه‌اي كليدي بگرديم، كدام كلمه را خواهيم يافت؟ مدرن
2- مخالفان، نقاشي‌هاي كدام مكتب را «رنگ مالي‌هاي كريه و بلهوسي‌هاي وحشيانه» لقب داده‌اند؟ مكتب فوويسم
3- نام ديگر مكتب «حجم گرايي» چيست؟ كوبيسم
4- با نمايش كدام تابلوي نقاشي «سبك حجم گرايي» پايه‌گذاري شد؟ دوشيزگان آوينيون
5- كدام مكتب معتقد است كه «انسان و اشياء را مي‌توان با برش‌هاي هندسي براي شكافتن و عرضه داشتن حيات» ترسيم كرد؟ كوبيسم
6- كدام مكتب با بيانيه‌ي مارتيني ظهور كرد؟ فوتوريسم (آينده گرايي)
7- كدام شاعر بزرگ روس به «آينده گرايان» پيوست؟ ماياكوفسكي
8- پيروان كدام مكتب از «افلاس عقل» دم مي زدند؟ مكتب دادائيسم
9- نام ديگر مكتب «وهم گرايي» چيست؟ سور رئاليسم
10- كدام اثر نقاشي از «سالوادور دالي» چهارچوب مكتب وهم گرايي را به نمايش مي‌گذارد؟ زرافه‌ي شعله‌ور
11- ريشه‌هاي مكتب «اكسپرسيونيسم» را در آثر كدام نقاش برجسته‌ي هلندي مي‌توان يافت؟ وان گوگ نقاش هلندي
12- عبارت «شعر بيان كتمان است» از كدام نقاد معاصر است؟ رولان بارت
13- كدام فيلسوف بدبين آلماني، جهان را سراسر رنج مي‌بيند و به بهبود وضع آدمي اعتقاد ندارد؟ شو پهناور
14- كدام مكتب روشي ضد هنري داشت و واكنشي عصيان گرايانه در برابر هر بنياد و نهاد و سنت بود؟ دادائيسم
15- بناي مكتب «سوررئاليسم» بر چيست؟ اصالت و وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت‌هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه
16- «سوررئاليست‌ها» از نظرات چه كسي در روان‌كاوي بهره مي‌گرفتند؟ فرويد
17- «وان گوگ» اهل كدام كشور بود؟ هلند

-------------------------------------------------------------
درس بيستم
دادائيسم

1- عبارت داده شده درباره‌ي كدام جنبش ادبي و هنري است؟ «جنبشي ادبي و هنري بود با دامنه‌ي جنگ جهاني و خصلت هيچ‌گرايانه» دادائيسم
2- نام «دادا» از كجا انتخاب شده است؟ از بريده ي كلمات كتاب لغت لاروس انتخاب شده و هيچ معنايي ندارد.
3- «آندره برتون» از مؤسسان كدام مكتب است؟ سور رئاليسم
4- از نظر كدام مكتب «بهترين نظام بي نظامي است.»؟ دادائيسم
5- كدام نويسنده گفته است «مرام نامه‌ي دادا مانند دروازه‌اي است كه به دالاني حلقوي باز مي‌شود» ؟ آندره برتون
6- طرح ريزي مكتب «دادا» از جانب چه كساني بود؟ جواني به نام (تريستان تزارا و دوستانش)
7- كدام مكتب است كه «با هيچ يك از قوانين طبقه‌بندي هنر و زيبايي شناسي هم‌خواني ندارد و پيروان آن به پوچي امور جهان معتقدند»؟ دادائيسم
8- نخستين بار واژه‌ي «سور رئاليسم» را چه كسي به كار برد؟ گيوم آپولينر
9- نخستين كتاب «سور رئاليستي» چه نام داشت؟ ميدان‌هاي مغناطيسي
10- بنيان‌گذاران مكتب «سور رئاليسم» چه هدفي داشتند؟ هدف آن‌ها انديشه‌ي انساني از هر نوع اسارت و پاشيدن آبي بر آتش جنگ بود.
11- بزرگ‌ترين شاعر «سور رئاليست» اسپانيا چه نام داشت؟ فدريكو گارسيالوركا
12- كتاب «ميدان‌هاي مغناطيسي» اثر كيست؟ آندره برتون
13- اساس شعر «لوركا» بر چه مبنايي قرار داشت؟ ترانه‌هاي عاميانه كه در قالبي شاعرانه و خلاق ريخته شده است.
14- «لويي آراگون» اهل كدام كشور بود؟ فرانسه
15- «آراگون» شيفته‌ي كدام شاعر ايراني بود؟ عبدالرحمان جامي
16- كدام منظومه را «آراگون» به تقليد از جامي سروده است؟ مجنون السا
17- كتاب «شاعر در نيويورك» از كيست؟ فدريكو گارسيالوركا
18- كدام مكتب به «كشف و شهود عرفاني معتقد بود»؟ سمبوليست‌ها
19- «پل الوار» از بنيان‌گذاران كدام مكتب هنري است؟ سور رئاليسم
20- كدام شاعر در ميدان جنگ، «شعر مقاومت فرانسه» را گردآوري كرد؟ لويي آراگون

-------------------------------------------------------------
درس بيست و يكم
مكتب اصالت وجود

1- رمان «تهوع» اثر كيست؟ ژان پل سارتر
2- با انتشار كدام كتاب منتقدان دريافتند كه «تفكر جديدي در نگرش به انسان و سرنوشت او شكل گرفته است؟» رمان تهوع
3- نام ديگر «اگزيستانسياليسم» چيست؟ اصالت وجود يا هستي‌گرايي
4- «اصالت وجود» به صورت امروزي خود، نخستين بار از طرف چه كساني ساختهو پرداخته شد؟ كارل يا سپرس، مارتين هايدگر
5- به اعتقاد كدام مكتب «در انسان وجود بر ماهيت مقدم است و در اشياء برعكس.»؟ اگزيستانسياليسم
6- كتاب «انحطاط غرب» اثر كيست؟ اسوالد اشپنگلر
7- مفهوم «پست مدرنيسم» را اولين بار چه كسي به كار برد؟ فدريكودي اونيس
8- مفهوم «پست مدرنيسم» به چه معناست؟ ادعاي برگشتن از مدرنيسم
9- «مدرنيسم» چه شيوه‌اي بود؟ شيوه اي بود كه از سنت فراتر مي‌رفت .
10- عناصر سازنده‌ي دوران «ماقبل پست مدرنيسم» چه چيزهايي بودند؟ خرد، اخلاق، حقيقت ، اخلاق و تاريخ
11- نمايش نامه‌ي «در انتظار گودو» اثر كيست؟ ساموئل بكت
12- شاهكار «ويليام فاكنر» كدام كتاب است؟ خشم و هياهو
13- نقادان كدام اثر «همينگوي» را از همه مهم‌تر دانسته‌اند؟ پيرمرد و دريا
14- رمان «خشم و هياهو» به چه شيوه اي بيان مي‌شود؟ جريان سيال ذهن
15- كدام رمان «آلبر كامو» اعتراض عليه غير انساني و فاسد محسوب مي‌شود؟ بيگانه
16- قهرمان كدام كتاب «كارمند ساده‌اي است كه در اتاقش ناگهان به حشره‌اي بزرگ تبديل مي‌شود»؟ مسخ كافكا
17- اثر مشهور «تي. اس. اليوت» چه نام دارد؟ سرزمين بي حاصل
18- پيام همينگوي در كتاب «پيرمرد و دريا» چيست؟ انسان براي شكست آفريده نشده است، او ممكن است نابود شود اما شكست نمي‌خورد .
19- اولين داستان بلند «امير تواكو» چيست؟ گل سرخ

-------------------------------------------------------------
درس بيست و دوم
انساني تراژدي فلسطين و ...

1- چرا «اعراب» مجالي براي پرداختن به انواع هنرها نداشتند؟ چون تمامي عمر خود را در كوچ و گذار سپري مي‌كردند.
2- تنها هنر «عرب» چيست؟ شعر دوره‌ي پيش از اسلام
3- دوره ي «شعر جاهلي» در شعر و ادب به كدام دوره اطلاق مي‌شود؟ شعر
4- در كدام بازار مكه، علاوه بر داد و ستد، نقد شعر نيز رواج داشت؟ بازار عكاظ
5- «نابغه‌ي ذبياني» كه بود؟ شخصي كه در عكاظ به نقد اشعار مي‌پرداخت.
6- قصايدي را كه به اب زر نوشته و در خانه ي كعبه آويخته مي‌شد، اصطلاحاً چه ناميدند؟ معلقات
7- «صعاليك» كدام گروه از شاعران دوره‌ي جاهلي بودند؟ گروهي به دليل عدم صلاحيت اخلاقي، از قبيله رانده شده بودند و به صورت منفرد مي‌زيستند.
8- شاعران «مخضرم» چه شاعراني بودند؟ شاعراني كه نيمي از زندگي آن‌ها در دوران جاهلي و نيمي از زندگيشان در دوره‌ي اسلامي بود.
9- سرآمد شاعران «مخضرم» كيست؟ حسان بن ثابت انصاري
10- «مفاخره و مباهات» نسبت به مارم اجداد، از ويژگي‌هيا شعر كدام دوره است؟ دوره‌ي جاهلي
11- چرا ادب دوره‌ي عباسي را «ادب محدث يا مؤكد» مي‌نامند؟ چون بيش‌تر شاعران و اديبان اين دوره، دورگه بودند.
12- كدام دوره «دوره‌ي طلايي اسلامي» است؟ دوره‌ي عباسي
13- «كلاسيك‌هاي نو يا مقلدان» كدام گروه از شاعران بودند؟ گروهي كه در شعر به دوره‌هاي اموي و عباسي بازگشت كردند.
14- كدام شاعر شعر «رمانتيك» عرب را اقوام بخشيد؟ احمد زكي ابوشادي
15- مسئله‌ي «تعهد» در ادبيات و هنر، ابتدا در ادب كدام كشور مطرح شد؟ مصر
16- مقالات انتقادي و بحث انگيز خانم «نازك الملائكه» در كدام كتاب آمده است؟ قضاياي شعرمعاصر
17- «احمد زكي نيشابوري» كدام مجله را منتشر مي‌كرد؟ مجله‌ي آپولو
18- «سور رئاليسم» در شعر عرب به معناي واقعي، در شعر كدام شاعر متجلي گرديده است؟ ارخان ميسر
19- شاعران «بلاد مهجر» چه كساني بودند؟ شاعراني كه از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كردند.

-------------------------------------------------------------
درس بيست و سوم
تراژدي فلسطين

1- آغاز تاريخ جديد يهوديان، از چه زماني است؟ از اولين گنگره‌ي صهونيست‌ها در شهر «بال» سوئيس
2- رهبري كنگره ي اول يهوديان با چه كسي بود؟ تئودور هرتزل، نمايش‌نامه نويس و روزنامه‌نگار يهودي
3- كدام دو روزنامه، بعد از تشكيل كنگره ي يهوديان، خطر صهونيسم را مورد بحث قرار دادند؟ المقتطف و منار
4- روزنامه‌ي «منار» را چه كسي چاپ كرد؟ محمد رشيد رضا
5- كتاب «دولت يهود» را چه كسي نوشته است؟ تئودور هرتزل
6- كدام مسئله مهم در كتاب «دولت يهود» مطرح و به آن پاسخ داده شده است؟ مردمي هستند بدون زمين و سرزمين وجود دارد بدون سكنه .
7- كتاب «بيداري ملت عرب» اثر كيست؟ نجيب عازوري
8- دو پديده‌ي مهمي كه در كتاب «بيداري ملت عرب» به بحث گذاشته‌شده است، چيست؟ بيداري ملت عرب و كوشش يهوديان براي تشكيل دولت
9- مهم‌ترين رويدادي كه بر آينده‌ي فلسطين اثر گذاشت، كدام است؟ اعلاميه‌ي بالفور
10- دولت اسرائيل در چه سالي به رسميت شناخته شد؟ سال 1948
11- شعر «آوارگان عرب» اثر كيست؟ عبدالوهاب البياتي شاعر عراقي
12- «جمال عبدالناصر» در جهان عرب نماد چه بود؟ وحدت، يگانگي و مليت عرب
13- كنفرانس «خاطوم» چه چيزي را مورد تأكيد قرار داد؟ نه صلح، نه شناسايي و نه مذاكره با اسرائيل
14- علت نگرش يك‌سان شاعران عرب درباره‌ي چيست؟ مشكل فلسطين و رويارويي با اسرائيل، نگرش واحدي ر در آنان ايجاد كرده است.
15- واكنش كدام گروه از هنرمندان درباره‌ي‌ فلسطين‌ بيش‌تر از ديگر گروه‌ها بود؟ شاعران
16- ادامه‌ي مبارزه اصيل ملت فلسطين در كدام جنبش جريان دارد؟ انتفاضه
17- اشعار شعراي فلسطين چند ويژگي دارد؟ سه شكل
18- شعر «اللاجئه آواره» اثر كيست؟ كامل سليمان
19- روزنامه‌ي «كرمل» را چه كسي منتشر مي‌كرد؟ نجيب انصار
20- جنگ ژوئن 1967 چه نتيجه‌اي براي اعراب داشت؟ اشغال نوار غزه، شبه جزيره يسينا و بلندي‌هاي جولان از جانب اسرائيل

-------------------------------------------------------------
درس بيست و چهارم
ادبيات داستاني

1- دو گرايش عمده در ادبيات داستاني معاصر عرب كدام‌اند؟ گرايش تارخي، گرايش اجتماعي
2- كدام نويسنده مي‌كوشد تا «تاريخ اسلام و مسائل آن را به شيوه‌اي داستاني به مخاطبان القا كند»؟ جرجي زيدان
3- تا قبل از اعراب و اسرائيل، نويسندگان با ه عواملي مبارزه مي‌كردند؟ سنت‌هاي و جامعه‌ي سنتي عرب
4- كدام نويسنده لبناني معتقد بود كه «در همه‌ي جهان بايد تحولي بنيادين عليه ظلم و ديكتاتوري به وجود آيد» ؟ جبران خليل جبران
5- چه كسي از نخستين كساني است كه «داستان كوتاه» ر در مصر تجربه كرده است؟ منفلوطي
6- «ابومسلم خراساني» نوشته‌ي كيست؟ جرجي زيدان
7- دو ضعف عمده ي «منفلوطي» چيست؟ در ابزار بيان ضعيف است و ديگر ضعف فرهنگي و ناآگاهي از علوم مشرق زمين
8- انجمن «رابطه‌ي قلمي» را چه كسي به وجود آورد؟ جبران خليل جبران
9- مشهورترين اثر «جبران خليل جبران» به زبان انگليسي كدام كتاب است؟ كتاب النبي
10- انقلاب مصر به رهبري جمال عبدالناصر
11- نخستين قدم‌هاي داستان نويسي به سبك نوين عراق را چه كسي برداشته است؟ محمود احمد السيد
12- آثار كدام نويسنده آيينه‌ي‌جامعه‌ي مصر است؟ نجيب محفوظ
13- كدام نويسنده عرب را برخي از نقادان هم‌سنگ چخوف و موپاسان دانسته‌اند؟ يوسف ادريس
14- كتاب «كابوس‌هاي بيروت» اثر كيست؟ غاده السمان
15- آثار قلمي «جبران خليل جبران» را به چند دوره تقسيم كرده‌اند؟ سه دوره
16- عامل توفيق و شهرت «منفلوطي» در نويسندگي، چيست؟ نثر ادبي او
17- كتاب «العبرات» اثر كيست؟ منفلوطي
18- نوشته هاي «جرجي زيدان» تابع كدام گرايش در ادبيات داستاني عرب است؟ گرايش تاريخي
19- «جبران خليل جبران» از محضر كدام استاد فرانسوي در نقاشي بهره برد؟ رودن
20- كدام شاعر شكست اعراب از اسرائيل را در سال 1967 «رسوايي بزرگ» مي‌داند؟ نزار قباني



تاريخ : جمعه چهارم مهر 1393 | 11:34 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
پاسخ خودآزمایی تاریخ ادبیات ایران و جهان (2) سال سوم انسانی

 درس اول :

1)آثار حمله ي مغول را در قلمرو ادبيات بيان كنيد.

رواج پاره اي واژه هاي مغولي در زبان و ادب فارسي، دل مردگي و بي سرانجامي و بلاتكليفي با انديشه ي ادبي فارسي قرين گشت، ذوق ها پژمرده شد و عواطف شاعران و نويسندگان از خلاقيت باز ماند.

2) شاهرخ ميرزا در عرصه ي هنر و فرهنگ اسلامي چه نقشي داشته است؟توضيح دهيد.

شاهرخ ميرزا توانست بخش وسيعي از ممالك تيموري را از آسيب و پريشاني نجات دهد.او شهر هرات را مركز فرمانروايي خود قرار داد و با علاقه اي كه به هنر و فرهنگ اسلامي داشت،نظر هنرمندان و صاحبان ذوق از جمله خوش نويسان و نقاشان و شاعران را جلب كرد و حامي نهضت بزرگ هنري عصر خويش شد.

3) وضع زبان و فرهنگ را در عصر حافظ شرح دهيد.

در عصر حافظ پهنه ی وسیعی زیستگاه و قلمرو بالندگی زبان وفرهنگ فارسی بود.شبه قاره ی هندو آسیای صغیر همچنان میزبان زبان فارسی بودوآذربایجان واصفهان وفلات مرکزی ایران هم دانشوران وهنرمندان خاص خود راداشت.اقلیم پارس به رغم کشمکش های تاریخی فراوانی که دراثرروی کارآمدن خاندان تیموری جریان داشت مانندگذشته کانون جوشنده ی زبان وشعر فارسی بودوشیراز همچنان پایتخت شعر وادب این عصربه شمارمی رفت.وجود فرهنگ شهرهای بزرگی مثل نیشابورسبزوارتوس مرووبه خصوص هرات موجب شدخراسان از لحاظ شعروادب موقعیت پیشین خودراحفظ کند.

4) چرا در عصر حافظ، قالب قصيده از رواج افتاد؟

چون آثار خرابي هاي مغولان تاتار به حدّي بود كه ديگر شاعران از قالب قصيده كه مهمترين قالب براي ستايش بزرگان است استفاده نمي كردند يعني شاعران انگيزه اي براي ستايش شاهان نداشتند و اگر قصيده اي هم مي گفتند در مدح اهل بيت پيامبر(ص)بود.

5) عمده ترين موضوع ها و مضامين قصيده در عصر حافظ را بيان كنيد.

مضامینی ازقبیل حمدخدا؛نعت رسول اکرم(ص)؛منقبت امامان؛عرفان؛حکمت؛شکوه وشکایت؛موعظه ومسایل اجتماعی؛هجووهزل ومقداری هم مدح شاهان وصاحب منصبان.

6) زبان شعر در عصر حافظ چه كيفيّتي داشت؟

زبان شعر اين دوره ، جز در سروده هاي برخي از شاعران مانند حافظ ، خواجو ، رو به سقوط و تباهی گذاشت. اين تباهي و كم مايگي هم در لفظ پيدابودو هم در ساخت و بافت كلام . گسترش و عموميت يافتن شعر و ادب در كوچه و بازار و در ميان افراد نافرهيخته ، به اين ناپختگي دامن مي زد.

7) نام ديگر كتاب عشاق نامه چيست و اين كتاب در چه زمينه اي است؟

نام دیگرعشاق نامه«ده نامه»و موضوع آن مباحث عرفانی است که شاعرسخن خود راهمراه باچندتمثیل وحکایت به پایان رسانیده است.

8) شعر شراب بي خودي را با شور عشق از ادبيات سال اول مقايسه كنيد.

قالب هردو ؛ غزل است.ازنظرمحتوا هردو بیانگر شور وعشق عرفانی است.هر دو گرم و دلپذیر وساده اند ولی وزنی متفاوت دارند.        

درس دوم: 

1) قصايد«خواجوي كرماني»چه موضوعات و مسائلي را در بر دارد؟

بخشي در توحيد و نعت و منقبت معصومين وبخشي در زهد و پند و پاره اي هم به انظمام بيش تر قطعاتش در بر گيرنده ي مطالب و مسائل اجتماعي و انتقادي است.

2) غزل هاي«ابن يمين»چه مضموني دارد؟ به شيوه ي معمول شاعران،عشق و دل دادگي است.

3) در دو بيت زيراز«ابن يمين» كدام ويژگي ستوده شده است؟

دوقرص نان اگر از گندم است اگر از جو     دوتاي جامه اگر كهنه است اگر از نو

هزار بار نكوتر به نزد ابت يمين                   ز فرّ مملكت كي قباد و كي خسرو

قناعت پيشگي _ بي اعتباري دنيا .

4) «سيف فرغاني»از قالب قصيده به چه منظور بهره برده است؟

براي بيان انتقاد هاي كوبنده و طرح ديدگاههاي اجتماعي و اخلاقي خويش سود برده است.

5) ذوق و هنر عبيد زاكاني در چيست و چگونه جلوه گر ميشود؟

ذوق وهنرعبیددرنکته یابی وانتقادهای ظریف اجتماعی جلوه می کندودر اغلب آثارش درغالب طنزولطیفه های دل نشین آشکار می شود.

6) منظومه ي«موش وگربه»ي عبيد ازنظرزبان وبيان چگونه اثري است؟

این منظومه حکایتی تمثیلی است که عبید در آن وضع جامعه و دو طبقه ی حاکمان و قاضیان را مورد انتقاد قرار می دهد .

7) علت تندي و گزندگي زبان طنز عبيد را بيان كنيد؟

این تندی و پر رنگی،واکنشی در برابر شدت فساد و تباهی روزگار شاعر است ،در حقیقت میزان فساد اخلاقی در ان زمان به حدی بالا بود که جز با همین زبان تلخ و گزنده و عریان نمیشد ان را بیان کرد و در رفع ان چاره جویی نمود.

8) بيت زير به كدام ويژگي«موش و گربه»عبيد اشاره دارد؟

غرض از موش و گربه برخواندن                    مدّعا فهم كن پسرجانا

 به نمادین و تمثیلی بودن این حکایت اشاره دارد و سياسي بودن اثر را نشان مي دهد .

 درس سوم :

1) درباره ي تأثيرقرآن و معارف آن برذهن و زبان حافظ توضيح دهيد؟

اوازهمه ي علوم قرآني،ازقرائت وتفسيرگرفته تا كلام وفلسفه وعرفان،بهره داشت.حتّي شگرد شاعري وسبك ويژه ي بيان خود را از قرآن كريم آموخته بود و در آگاهي از زير و بم الفاظ و معاني و مفاهيم از آن الهام مي گرفت.

2) درديوان حافظ مقصود از محتسب كيست وچرا حافظ وي رابه اين نام خوانده است؟

امير مبارز الدين محمّد _ به خواطر رياكاري ها و عوام فريبي هاي او با كنايه و تمسخر او را محتسب مي خواند.

3) در مورد لحن حافظ وشيوه ي مبارزه ي اوبا نابه ساماني هاي جامعه توضيح دهيد.

لحن حافظ گزنده و تلخ و توأم با نيشخند و كنايه آميز است و در آن مايه اي از خيرخواهي و اصلاح طلبي هم ديده مي شود.گويي حافظ پس از سيف فرغاني و عبيد و ابن يمين،با رندي و هوشياري و فرزانگي خويش شيوه ي تازه اي براي مبارزه با نابه ساماني ها و بداخلاقي هاي جامعه برگزيده است كه به مانند بيان شاعرانه ي او تازگي دارد.

4) درباره ي نحوه ي نگاه ونگرش حافظ به زندگي توضيح دهيد.

جوان شيرازي وقتي به علم و ادب روي آورد،هرگز دانش خود را دست مايه ي مال اندوزي قرار نداد.حتّي پس از آن كه در پرتو موقعيّت خود مورد توجه حاكمان وفرمانروايان فارس شد و به دربار ابواسحاق اينجو و شاه شجاع مظفّري راه يافت و از عنايت ويژه ي حاجي قوام الدّين،كلانتر شيراز،برخوردار گرديد،باز ناداري و نيازمندي ازسر او دست بر نداشت.

5) غزل هاي اجتماعي حافظ چه ويژگي هايي دارد؟

درغزل اجتماعي حافظ،فرهنگ گذشته ي ايران با همه ي كمال ايراني اسلامي خود رخ مي نمايد. گويي حافظ در تلفيق دو فرهنگ ايران و اسلام به مانند استاد و حكيم فرزانه ي توس،ابوالقاسم فردوسي،به توفيق بيش تري دست يافته است.

6)يك غزل از حافظ و سعدي را با هم مقايسه كنيد و درباره ي سبك،  زبان و درون مايه ي آن دو گفت و گو كنيد.

تکلیف دانش آموز .

7) اشعةاللّمعات از كيست و موضوع آن چيست؟ جامي _ شرح و توضيح لمعات فخرالدين عراقي.

8)كدام اثر جامي به پيروي از گلستان سعدي نوشته شده است؟ بهارستان

خودآزمايي هاي نمونه ي بخش اوّل                              

1) سبب تشتت و پراكندگي فرهنگي در زمان حكومت ايلخانان چه بود؟

سبب عمده ي آن حكومت قوم بيگانه ي تاتار و خون ريزي هاي ناشي از آن بود.

2)پيامدهاي فتنه ي مغول را در فكر وانديشه و زندگي اجتماعي بنويسيد؟

پريشاني انديشه، سستي گرفتن بنيان هاي فلسفي،رواج خرافات و بي مسئوليتي،  دل سپاري به قضا و قدر وگسترش روح تسليم و بي توجّهي به دنيا را تا حد زيادي مي توان از پيامد هاي فتنه ي مغول دانست.

3) علت آزادي مذاهب در عصر حافظ چه بود؟

به دلبل بي عقيدگي برخي از ايلخانان و بي تعصّبي بعضي ديگر، گروه ها توانستند مذهب و اعتقاد خود را آزادانه آشكار كنند.

4) تقليد در شعر حافظ چگونه جلوه گر شده است؟

نخست تقليد از شيوه و سبك استادان پيشين و ديگر،جواب گويي شعرهاي مشهور پيشينيان غالباً بر همان وزن و قافيه.

5) دو شاعرتوانا درزمينه ي طنز و انتقاد اجتماعي ازعصر حافظ را نام ببريد؟ عبيد زاكاني _ بُسحاق اطعمه

6) حديقه ي سنايي با كدام اثر فخرالدّين عراقي هم وزن است؟ عشاق نامه

7) موضوع كتاب لمعات عراقي چيست؟عرفان و سيروسلوك عارفانه است.

8) اشعةاللّمعات از كيست و در چه زمينه اي است؟ جامي _ شرح اللمعات عراقي

9)درباره ي تأثير خواجوي كرماني بر سبك حافظ توضيح دهيد؟

خواجو با حافظ دوستي و ارتباط نزديك يافت و چون به سال وتجربه ي شعري بر حافظ پيشي داشت،بر شعر و انديشه ي وي پرتو تعليم افكند.به همين سبب در ديوان خواجه بسياري از ابيات و غزل ها را مي بينيم كه به تقليد يا استقبال از خواجو سروده شده است.

10) مناظره هاي خواجوي كرماني را نام ببريد؟

رسالة اللباديه : در مناظره ي ني و بوريا -  سبع المثاني : در مناظره ي شمشير و قلم -  مناظره ي شمس و سحاب

11) موضوع قصيده هاي ابن يمين چيست؟ مدح و منقبت امامان شيعه.

12) اين توضيح درباره ي كيست؟«شاعر و نويسنده ي طنز پرداز و شوخ طبع سده ي هشتم كه در قزوين زاده شد».

عبيد زاكاني

13) طنزهاي عبيد زاكاني چه ويژگي هايي دارد؟ اغلب خنده آور و گاهي ركيك است.

14) پيام دو بيت زيراز سيف فرغاني را بيان كنيد.

من ني ام شاعركه مدح كس كنم هر شاه را

از براي  حق  نعمت  پند  دادم  اين  قَدَر

خير و شرّ كس نگفتم از هواي طبع و نفس

مدح و ذمّ كس نكردم از براي سيم و زر

او اثير دنيا نيست و به خواطر دنيا كسي را ستايش نميكند(دوري از هواي نفس)

15) مثنوي هاي هفت اورنگ جامي را با ذكر موضوع هر يك نام ببريد.

سلسلة الذهب : در ذكر حقايق عرفاني‌‌ ؛

سلامان و ابسال : منظومه اي تمثيلي حاوي اشارات اخلاقي و عرفاني؛

تحفة الاحرار: در پند و نصيحت همراه با حكايت ها و تمثيل هاي زياد؛

سبحة الابرار: در ذكر مراحل سلوك و تربيت نفس؛

يوسف و زليخا : نظم داستان مشهور يوسف و زليخا كه مختصر آن در قرآن هم آمده است.

ليلي و مجنون : داستان معروف ليلي و مجنون كه نظامي هم آن را به نظم در آورده است.

خردنامه ي اسكندري : در ذكر موعظه و نصيحت از زبان فيلسوفان يونان.

16) دو نمونه از بهترين نسخه هاي ديوان حافظ و شرح هاي نوشته شده بر آن را نام ببريد.

قاسم بني _ شرح غلامحسين يوسفي _ شرح خليل خطيب رهبر

 درس چهارم :

1) دلايل رونق تاريخ نويسي را در دوران حاكميت مغول و تيمور بنويسيد.

نخست مغولان و تيموريان به ويژه شخص تيمور به تثبيت و ضبط وقايع و كشور گشايي ها و باقي نگه داشتن نام و آوازه ي خويش از اين راه بسيار علاقه مند بودند و به همين دليل ، مورّخان را حمايت و تشويق مي كردند . ديگر آن كه برخي از فرزانگان ايراني ، از بيم آن كه مبادا ارزش هاي فرهنگي و تاريخي ايرانيان دست خوش حوادث شود و از ميان برود و هم براي آن كه مظلومييت اين ملت در اوراق تاريخ به ثبت رسد ، به نگارش جريان وقايع گذشته و حال اقدام مي كردند و از شوق و رغبت ايلخانان براي ارضاي حسّ نام جويي خويش سود مي بردند .

2) شيوه ي نويسندگي در عصر خواجه رشيدالدّين چگونه بود؟

به شيوه هاي نويسندگي دوره هاي قبل ادامه پيدا كرد.نويسندگان متكلّف از بكاربردن واژه هاي تركي كه در اثر حضور و حكومت بيگانگان در فضاي فرهنگ وتاريخ ايران رو به فزوني بود ، روي گردان نبودند. بنابراين ميزان استفاده از واژه هاي بيگانه ي تركي كه از دوره ي پيش آغاز شده بود ، افزايش  يافت البته وجود  پاره اي از واژه هاي تركي در زبان فارسي نمي توانست فارسي زبانان را با مشكل عمده اي روبرو سازد : به خصوص كه بيشتر اين واژه ها بعدها فراموش شد و از قلمرو زبان فارسي رخت بربست.

3) درباره ي ويژگي نثر تاريخ جهان گشا توضيح دهيد.

نثر جهان گشا مصنوع و دشوار و در همان مسير كلّي نثر فارسي در سده ي هفتم هجري است و در آن لغات عربي و واژه هاي مغولي زيادي به كار نرفته است.

4) جامع التواريخ از نظر نوع نثر چه ويژگي هايي دارد؟

اين كتاب با نثري پخته وعالمانه نوشته شده  و اگر از پاره اي لغات تركي و مغولي كه در روزگار او و در دستگاه اداري مغولان رايج بوده است بگذريم ، نثر خواجه به سبب سادگي و استحكام آن قابل توجه و از نمونه هاي سالم نويسندگي در سده ي هشتم هجري است.

5) تاريخ جهان گشا را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با تاريخ بيهقي مقايسه كنيد.

تاريخ جهان گشا نثر فني و مصنوع دارد اما تاريخ بيهقي نثري بينابين حد فاصل نثر مرسل يا ساده دارد.

6) موضوع تاريخ جهان گشا چيست؟

شرح ظهور چنگيزخان و احوال فتوحات او و تاريخ خوارزمشاهيان و فتح قلعه هاي اسماعيليه و حكومت جانشينان حسن صبّاح.

 درس پنجم :

1)چه عواملي سبب مهاجرت شاعران ايراني به هند شد؟

شاعر نوازي و ادب گرايي سلاطين بابري هند با بي مهري شاهان صفوي به شعر و شاعري هم زمان شده بود .

2) در عصرصائب،قالب عمده ي شعر و موضوع آن چه بود و چه تفاوتي با گذشته داشت؟

در اين دوره، قالب عمده ي شعر از لحاظ  كميّت هم  چنان غزل است و موضوع آن سخن دل و بر خلاف عصر مولانا و حاحظ ، بار ديگر خود شاعر و تمنيّات او در مركز توجّه قرار گرفته است.

3) ويژگي هاي سبك شعر را در عصر صائب بيان كنيد.

حس آميزي – جان بخشي – استفاده از ضرب المثل و تشبيه تمثيل – استفاده از زبان و الفاظ محاوره – توجّه به تجربيات ساده روزمره ي زندگي – رواج نوعي حكمت و استدلال عاميانه – خيال پردازي هاي غريب و بي سابقه.

4) پدر مرثيه سرايي در ادب فارسي كيست و علت شهرت او چيست؟

محتشم كاشاني –– به علت تركيب بند مشهور او در ذكر واقعه ي كربلا.

5) در بيت زير، كدام يك از ويژگي هاي شعري عصر صائب ديده مي شود؟ توضيح دهيد.

اظهار عجز در بر ظالم روا مدار                                         اشك كباب موجب طغيان آتش است

تجربيات  ساده ي  روزمره ي  زندگي  يعني همان طور كه اشك  كباب«چربي» باعث افزايش شعله ي آتش مي شود گريه ي انسان هاي مظلوم در برابر ظالمان هم باعث افزايش ظلم ظالم مي شود .

6) مثنوي ناتمام فرهاد و شيرين را چه كسي سرود؟ اين مثنوي را چه كسي كامل كرد؟وحشي بافقي ،  وصال شيرازي .

 درس ششم :

1) چه عواملي سبب برجستگي غزل هاي كليم كاشاني و شهرت وي شده است؟ابداع معاني و خيال هاي رنگين .

2) دشواري شعر صائب به چه سبب است؟ به تازگي مضمون و تصاوير شاعرانه ي او مربوط مي شود .

3) ويژگي غزل ها و ساير شعرهاي بيدل را بنويسيد.

خيال بندي و نازك  انديشه هاي  شاعرانه و به كار بردن مضمون هاي  بديع و گاهي دور از ذهن – غزل ها و مثنوي هايش رنگ عرفاني تندي دارد كه در پاره اي  موارد كمي رنگ فلسفي به خود مي گيرد .

4) شاهكار شاعري صائب چه نوع شعري است و چه محتوايي دارد؟

شاهكار شاعري صائب غزل هاي فارسي اوست كه آميخته اي از عرفان و حكمت و معني آفريني اند .

5) با توجه به ويژگي هاي شعري عصر صائب، بيت زير را بررسي كنيد.

جان مي رسد به لب ، منِ شيرين كلام را                               تا حرف تلخي از دهنِ يار مي كشم

استفاده از الفاظ و زبان محاوره .

7) دو مثنوي از آثار بيدل را نام ببريد.عرفات – محيط اعظم .

 درس هفتم :

1) چه عواملي سبب بيماري و فساد سبك نويسندگي پارسي در عصر قائم مقام شد؟

عاميانه شدن نثر و درآميختن آن با الفاظ و تعبيرات تازي.

2) ويژگي هاي نثر قائم مقام را ذكر كنيد. سادگي – صراحت بيان – ايجاز و پختگي.

3) عواملي را كه سبب تحوّل نثر فارسي و رواج ساده نويسي پس از قائم مقام شد، بنويسيد.

رواج صنعت چاپ و تأسيس و گسترش روزنامه نويسي.– گسترش سواد خواندن و نوشتن در بين مردم.–رواج سفرنامه نويسي.– رواج و گسترش ترجمه از زبان هاي اروپايي.

4)چند اثر عصر قائم مقام را كه سرمشق ساده نويسي بوده اند،نام ببريد.

حاجي بابا اصفهاني، مسالك المحسنين ، سياحت نامه ي ابراهيم بيك.

5) مسالك المحسنين چه نوع اثري است و موضوع آن چيست؟

يك نوع سفر نامه ي تخيّلي است.سفر رويايي گروهي است با تخصّص هاي گوناگون كه مأمور مي شوند به قلّه ي دماوند صعود كنند.

6) نويسنده ي كتاب حاجي بابا اصفهاني كيست و هدف او از نوشتن اين اثر چه بوده است؟جيمز موريه ، نويسنده ي انگليسي .

او اين كتاب را به قصد انتقاد از ايرانيان عصر قاجاري و برخي از آداب و رسوم آن زمانه نوشته است.

7) دو درس حاكم و فرّاشان و سفر به بصره از ادبيّات سال اول (1)را از نظر نوع نثر و سبك نويسندگي با هم مقايسه كنيد.

 درس هشتم :

1)پيشگامان انجمن ادبي مشتاق چه كساني بودند و در چه راهي تلاش مي كردند؟

پيشگامان اين انجمن ميرسيّد علي مشتاق، سيد محمّد شعله و آذر بيگدلي بودند و بعد ها گروهي  ديگر از قبيل طبيب اصفهاني، ميرزا نصيراصفهاني، سيداحمد هاتف اصفهاني و عاشق اصفهاني هم  به  آنها  پيوستند . اينان كه اغلب تا اين  زمان به راه شاعران  دوره ي صائب مي رفتند، به تدريج، از اين راه روي برتافتند و احياي سنّت هاي پيشين را كه درعصرحافظ ،سعدي و مولوي معمول بود، وجهه ي همّت خود قرار دادند.

2)  چرا در عصر هاتف، تحوّل شگرفي در فضاي شعر فارسي پديد نيامد؟

چون در اين دوره كار شاعران بيشتر تقليدي بود. يعني توجه به شيوه ي شاعران پيش از خود و تقليد در اين دوره عموميّت پيدا كرده بود و راه را بر هر نوع ابتكاري بسته بود.

3) درباره ي موضوع غزل در عصر هاتف و تفاوت آن با غزل عصر حافظ و مولانا توضيح دهيد.

موضوع غزل هم چنان عشق و هجران و فراق بود امّا به جاي آن كه مانند شاعران عصر حافظ و مولانا بر يك تجربه ي مستقيم و اصيل عارفانه و بيان عواطف اصيل متّكي باشد، بر بازگويي و تكرار و تقليد مضامين عاطفي تكيه داشت.

4) چرا مضمون قصايد در اين دوره، بيش تر مناقب و مراثي اهل بيت است؟

زيرا با وجود آن كه نادر براي ترك مخاصمه ميان مذاهب شيعه و سنّي بسيار كوشيد و ديگر اصراري بررسميّت بي چون و چراي تشيّع در سراسر ايران نداشت، مردم و از آن ميان شاعران و صاحب دلان، عموماً بر مذهب شيعه بودند و از ابراز عواطف ديني خود در شعر لذّت مي بردند.

5) سيد محمّد علي مشتاق كه بود؟ شيوه ي شاعري او را توضيح دهيد.

از طبقه ي سادات اصفهان بود و در اين شيوه ي تازه، به يك معني طريقه ي محتشم را كه در آغاز عهد صفويان تا حدي با شيوه ي پيشينيان هم مربوط مي شد باز آفريني كرد. مشتاق با بازگشت به شيوه ي قدما تا حدّ معتدلي علاقه به صنايع بديعي را هم كه در عصر صائب از ياد رفته بود، از نو برانگيخت. او در شيوه ي قدما به طرز گويندگان عراق و فارس توجّه داشت.

روي گرداني از سبك هندي و بازگشت به شيوه ي شاعران عراقي و خراساني.

 درس نهم :

1)آتشكده از كيست و موضوع آن چيست؟

از آذر بيگدلي – كه شرح حال مختصر و گلچيني از اشعار850 شاعر پارسي گوي در آن گرد آمده است.

2) اخوانيات به چه نوع شعري گفته مي شود؟ در اين باره تحقيق كنيد.

به اشعاري كه در مورد دوستان سروده شده باشد مي گويند.

3) در مورد مضمون و لحن ترجيع بند هاتف اصفهاني توضيح دهيد.

ترجيع بند هاتف كه شاهكار سخنوري اوست، شعر ممتازي است كه شاعر در سرودن آن به نمونه هاي پيشين و از آن جمله ترجيع بند سعدي و تركيب بند جمال الدّين عبدالرّزاق نظر داشته است. و مضمون آن عشق عارفانه و دعوت به انصاف وسعه ي صدر است.

4) هنر فروغي در چه نوع شعري جلوه گر شده است؟سرمشق وي در اين كار چه كساني بوده اند؟

هنر فروغي در غزل سرايي است و سرمشق كار او هم غزل هاي شيخ و خواجه ي شيراز است

 درس دهم :

1) چرا در عصر صبا،توجّه علما و خواص به شعر فزوني گرفت و گرايش طبقات پايين و پيشه وران نسبت به آن كاهش يافت؟

زيرا ديگر صرف داشتن قريحه براي شعر و شاعري كافي نبود و بدون آشنايي لازم با بعضي اصول و قواعد،هيچ شاعري نمي توانست شعري بسرايد كه نزد ادب شناسان زمانه مقبول افتد.

2) مقصود جمله ي«شعر اين دوره(عصر صبا)شعري آفاقي وعينيت گراست» را توضيح دهيد.

يعني شعر دراين دوره بيشتر محصوصات و عشق مجازي را بيان ميكرد و كمتر چاشني عرفاني داشت.

3) شعر عصر صبا از نظر مضمون و محتوا،چگونه بود؟

از نظرمحتوا و مضمون،هنر شعر اين دوره بازآفريني مضامين و انديشه هايي است كه يك بار ديگر در عصر شكوه مكتب خراساني در ادب فارسي تجربه شده است.

4) وضع تصوّف و شعر صوفيانه در عصر صبا چگونه بود؟

در اين دوره در كنار شعر و شاعري،تصوّف هم نسبت به دوره هاي گذشته تا حدّي رواج پيدا كرد و شعر وسيله ي نشر عقايد و تعاليم عرفا نيز قرار گرفت.

5) سبك شعر و ويژگي شاعري«فتحعلي خان صبا»را توضيح دهيد.

طرز مديحه،شعر او گاهي سبك مسعود سعد را به خاطر مي آورد امّا لطف كلا م و روان سخن مسعود در كلام صبا ديده نمي شد.طرز صبا به ويژه در قصيده سرايي،سرمشق اكثر سخن سنجان عصر وي بوده است؛در شعراو برخي مسامحه ها و     ناپختگي هاي انشايي و دستوري و پاره اي سهل انگاري ها در استعمال الفاظ و تركيبات به چشم مي خورد.

6) موضوع كتاب عبرت نامه چيست؟اين كتاب به تقليد ازكدام اثر نوشته شده است؟

مدح فتحعلي شاه و آميخته به اندرز و هجو،  به تقليد از تحفةالعراقين خاقاني

7) درباره ي ادبيات حماسي در عصر صبا توضيح دهيد.

شاهان قاجاري گويي از اين لحاظ هم مي خواستند چيزي از سلاطين غزنوي كم نداشته باشند. بنابراين،زمينه طوري فراهم شد كه برخي شاعران _ مانند صبا _ به حماسه روي آوردند و آثاري هم در اين مسير پديد آمد.

منظومه ي خداوند نامه ي صبا حماسه اي مذهبي و شهنشاه نامه ي او كه به وقايع عصر فتحعلي شاه و آقامحمّد خان و جنگ هاي عبّاس ميرزا با سپاه روسيه ي تزاري مي پردازد، حماسه اي تاريخي است كه به تقليد از شاهنامه و بر همان وزن در چهل هزاربيت سروده شده است . علاقه مندي به داستان ها ي  كهن و روح حماسه ي ملّي ايران در شعر قاآني در قالب واژه ها و صحنه هاي پر آب و تاب و تلميح به حوادث عصر حماسه ها بروز كرده است.

 درس يازدهم:

1)درباره ي ويژگي غزليات وقصايدنشاط اصفهاني توضيح دهيد .

غزل هاي اورنگ فلسفي وعرفاني دارد تقليدي استادانه از شيوه ي غزل سرايي حافظ است قصايداو كه دربعضي ازآن ها تركيب هاي ناماُنوس وصنعت پردازي هاي متكلفانه به چشم   مي خوردغالباً ًازسادگي بيان ولطف انديشه برخوردارند.

2) شيوه ي زندگي وصال شيرازي چگونه بود؟

او درسايه ي استعداد ادبي وخط شيرين وآوازخوشي كه داشت به محافل انس راه يافت وبه كارشاعري روي آورد . وصال شاعري راهيچ گاه وسيله ي معيشت ونردبان ترقّي در دستگاه ديواني قرارنداد.چون انواع خط را نيكو مي نوشت، از راه كتابت قرآن روزگارمي گذراند و به رونويسي از ديوان هاي شعر و كتب ارزنده توجّهي خاص داشت.

3)آثار يغماي جندقي به چه سبب داراي اهميّت و ارزش است؟

يغما درآثار خود_چه نظم و چه نثر_مظالم و فجايع عصر خويش را ضمن هجو و هزل هاي تند و بي پروا  بر ملا مي كند و فساد اجتماعي آن روزگار را به خوبي نشان مي دهد.

4) در مورد شيوه ي نويسندگي و ويژگي نثر يغما ي جندقي توضيح دهيد.

وي عربي نمي دانست و از اين زبان بيزار بود. درنوشته هاي خود نيزاز بكار بردن واژه هاي تازي پرهيز مي كرد و به سره نويسي_ كه در آن زمان مطرح بود_دل بستگي نشان مي داد.

5) درباره ي سبك شاعري و مضامين شعري ميرزا حبيب قاآني توضيح دهيد.

همواره لفظ بر معنا پيشي مي گيرد امّا او درانتخاب الفاظ استوار و سرشار و آوردن تشبيهات خيال انگيز و تعبيرات خوش آهنگ چنان قدرتي از خود نشان مي دهد كه خواننده را مجذوب ميكند و از توجّه به معنا باز ميدارد.او برخلاف پيشينيان از معاني فلسفي و عرفاني كم تر بهره برده و در شعر،سرو كارش بيشتر با طبيعت و امورحسّي است.قاآني در استفاده از قصص و روايات ملّي و استوره هاي ايراني علاقه ي ويژه اي نشان داده است.

6) مثنوي بزم وصال از كيست و به پيروي از كدام اثر پديد آمده است؟

از وصال شيرازي _ او مثنوي بزم وصال را به شيوه ي بوستان پرداخت.

درس دوازدهم :

1) در آستانه ي مشروطه چه عواملي سبب دگرگوني چهره ي فرهنگي جامعه ي ايران شد؟

رواج صنعت چاپ – رواج و گسترش روزنامه نويسي و مطرح شدن روزنامه به عنوان مهمترين رسانه اي كه اخبار و اطّلاعات را در كوتاه ترين زمان در همه جا منتشر مي كرد – تأسيس مدرسه ي دارالفنون در اثر كوشش هاي ترقي خواهانه ي امير كبير و گسترش دانش هاي نوين – ضرورت روي آوردن به دانش و فنون جديد كه تا حدودي پيامد جنگ هاي ايران و روس به فرماندهي عبّاس ميرزا در عهد فتحعلي شاه قاجار بود.

2) چگونه انديشه ي غرب گرايي در جامعه ي ايراني زمينه ي رشد و پرورش پيدا كرد؟

بيزاري ازعوامل بازدارنده ي سنّتي كه به معناي روي گرداني ازارزش هاي اصيل وباورهاي مردمي بود.

3) وجه مشخصه ي شعر و ادب عصر بيداري را نسبت به ادبيات كهن توضيح دهيد.

از نظر كاركرد و دايره ي شمول، شعر در اين دوره عموميّت يافت و به عنوان زبان بُرنده ي نهضت در اختيار روزنامه ها و مطبوعات قرلر گرفت.جهان شناسي شاعران دوره ي بيداري با الهام از حوادث و مقتضيات زمان شكل مي گرفت.از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – شعر عصر بيداري دو مسير مجزا و نسبتاً متفاوت را در پيش گرفتند.تخيّل و قالب شعري در عصر بيداري بيش و كم بي تغيير باقي مانده است.تغيير و تحوّل شعر عصر بيداري تنها به قالب و تخيّل محدود نماند بلكه از نظر محتوا و درون مايه هم پا به پاي زمان پيش رفت.

4) شعر عصر بيداري از نظر ساخت فنّي – يعني زبان و موسيقي – چه خصوصيتي دارد؟ توضيح دهيد.

گروهي مانند اديب الممالك فراهاني و محمّد تقي بهاربا آگاهي لازم كه با سنّتهاي ادبي ايران داشتند از زبان فاخر و پرصلابت گذشته كه به عروض و سنن موسيقايي شعر فارسي تكيه داشت،استفاده مي كردند و بدان سخت پاي بند بودند.گروهي ديگرمانند سيّد اشرف الدّين گيلاني ،ميرزاده ي عشقي  و عارف قزويني كه با موازين ادب گذشته انس چنداني نداشتند، زبان كوچه و بازار را بر گزيدند و با صميميّتي كه در اين طريق از خود نشان دادند، از قبول عام برخوردار شدند

5) برجسته ترين درون مايه هاي شعر عصر بيداري را نام ببريد.

آزادي – قانون – وطن – تعليم و تربيت نوين – توجّه به علوم و فنون جديد – توجه به مردم .

6) درباره ي مفهوم وطن در ادبيّات عصر بيداري توضيح دهيد.

 وطن به معناي سرزميني كه مردماني داراي مشتركات قومي،زباني و فرهنگي در آن زندگي مي كنند ، مفهوم ديگري است كه از عصر بيداري وارد قلمرو ادبيّات فارسي شده است. در اشعار بهار و اديب الممالك كه از تاريخ و فرهنگ گزشته ي ايران آگاهي نسبتاً وسيعي داشتند، مايه هاي وطني فراواني ديده مي شود.

7) درمورد مهم ترين حوزه هاي جغرافيايي شعرو ادب عصربيداري توضيح دهيد.

بعد از تهران، بازار سياسي و مطبوعاتي تبريز از شهرهاي ديگر گرم تر بود. به دليل اينكه تبريز بر سر راه اروپا قرار داشت و تازه ترين اختار و اطلاعات كه از استانبول و كشورهاي غربي مي رسيد،ابتدا در تبريز و بعد در تهران منتشر مي شد –– تبريز به دليل مجاورت با دو كشور بزرگ عثماني و روسيه ي تزاري حسّاس بود –– تبريز مقرّ وليعهد و پايتخت دوم كشور بود و همين امر موجب مي شد كه در اين شهر جنب و جوش فكري و سياسي بيشتري پديد آيد.

 درس چهاردهم:

1)ويژگي عمده ي شعر و سبك شاعري نسيم شمال چيست؟ توضيح دهيد.

گذشته از سادگي و صميميت زباني ، مضمون و محتواي آن است.

2)درباره ي تصنيف سازي عارف و امتياز بزرگ تصنيف هاي او توضيح دهيد.

تصنيف سازي فارسي را عارف قزويني ابداع نكرده است و پيش از او هم كساني در اين قالب شعري طبع آزمايي كرده اند اما تصنيف سازي عرصه ي هنري مسلم عارف است.  از اين جهت كه وي به اين نوع ادبي خاص جاني تازه بخشيد. او كه خود شاعر و موسيقي دان بود و صداي خوشي هم داشت، تصنيف را با مهارت و امتيازي بارز براي بيان مقاصد و مضامين ملّي به كار گرفت.

3)در مورد ويژگي زبان و بيان و موضوع سروده هاي ميرزاده عشقي توضيح دهيد.

شعر عشقي از لحاظ زبان و بيان، پختگي لازم را نداشت و بيش تر به سبك روزنامه اي پسند آن روزگار بود.

4)چرا در عصر بيداري، نيازهاي عامّه ي مردم بيشتر در شعر جلوه گر شد؟

بريدن شعر و ادب از خواص و طبقات مرفّه و دربار و روي آوردن آن به مردم كوچه و بازار سبب شد كه در اين عصر بيش تر از هميشه نيازها و تمايلات عامه ي مردم و طبقات محروم جامعه در شعر منعكس گردد.

5)چگونگي زندگي و مرگ فرّخي يزدي را شرح دهيد.

فرّخي به سبب شعري كه سروده بود، از مدرسه اخراج شد . ديوان سعدي و مسعود سعد سلمان همدم جواني فرّخي بودند. فرّخي در جواني سر از حزب دموكرات يزد درآورد و حاكم يزد به سبب شعري كه در ستايش آزادي سروده بود ، لب هايش را دوخت و او را  به زندان انداخت.  سه سال پس از امضاي مشروطه به تهران رفت و روزنامه ي طوفان را منتشر كرد و با نوشتن مقالاتي آتشين و انتقادآميز در اين روزنامه به جنگ با استبداد و بي قانوني رفت. در دوره ي هفتم مجلس مردم يزد او را به وكالت برگزيدند و فرّخي جزو جناح اقليّت مجلس با هيئت حاكمه به مبارزه پرداخت. و روزنامه ي طوفان را كه تعطيل شده بود، بار ديگر منتشر كرد اما به حكم دولت توقيف شد . فرّخي به دليل تحت فشار بودن ناگزير ايران را ترك كرد و به برلين رفت. فرّخي در سال1312به تهران بازگشت و در كنار آزادي خواهان با قرارداد 1919وثوق الدوله به مخالفت بر خواست . سرانجام فرّخي در سال1318 ش با تزريق آمپول هوا در زندان به قتل رسيد.

6)محتوا و مايه ي اصلي غزل هاي فرّخي يزدي را بنويسيد.

محتواي غزل او نه عشق و عواطف شخصي بلكه سياست و مسائل حادّ اجتماعي است.

 درس پانزدهم :

1)در جريان بحث  ميان كهنه و نو در دوره ي  نوگرايي ، سنّت گرايان براي پيش گيري از يك انقلاب تهاجمي برضدسنّت ها چگونه عمل مي كردند؟

مي كوشيدند موضوع هاي تازه را در قالب شعر سنّتي بريزند. بدين سان، مثلاً در غزل به جاي معشوق سنّتي از مام وطن و در قصيده به جاي توصيف اسب و قاطر در وصف هواپيما و قطار سخن گفتند.

2)عنوان سعدي نو به كدام شاعر اختصاص يافت؟ چرا؟

ايرج ميرزا – به سبب سبك جديد و مردم پسندي كه به وجود آورد، عنوان سعدي نو را به خود اختصاص داد.

3)نخستين نظريه پرداز شعر نو نيمايي كه بوده و در جريان پيكار كهنه و نو در دوره ي نو گرايي چه نقشي داشت؟

تقي رفعت – او مقاله ي دنباله دار عصيان ادبي را نوشت و در چند شماره ي پياپي تجدّد منتشر كرد. سپس، بحث هاي تازه اي را در روزنامه ي تجدّد و آزاديستان، تبريز پيش كشيد و رسماً اعلام كرد كه ادبيّات گذشته ي ايران در ذهن محافظه كارا ن، همچون سدّي استوار بر سر راه تجدّد واقعي ايستاده است و ما برآنيم كه در بنيان اين سدّ رخنه كنيم.

تقي رفعت قطعه شعري سرود كه هم از لحاظ قالب و هم از نظر ديد و محتوا با شيوه ي معمول در نزد قدما تفاوت داشت و در آن قافيه بندي و تساوي مصرع ها نيز مراعات نشده بود.

4)در دوره ي نو گرايي چه كسي نخست بار اشعاري در قالب چهارپاره سرود؟اين نوع سروده چه ويژگي هايي داشت؟

خامنه اي نخستين بار اشعاري در قالب چهار پاره سرود كه از نظر زبان و ديد شاعرانه با اسلوب پيشينيان تفاوت داشت. قطعه ي كوتاه به وطن سروده ي خامنه اي از نظر قافيه بندي و شيوه ي بيان شايان توجّه است.

5)سه تن از پيشگامان  شعر نو نيمايي را نام ببريد.تقي رفعت – جعفر خامنه اي – بانو شمس كسمايي.

6)انجمن ادبي دانشكده در چه زماني و در كجا شكل گرفت و اساس فعاليّت آن چه بود؟

در نيمه ي دوم سال1294ش در تهران شكل گرفت.هدف آنها ترويج معاني جديد در لباس شعر و نثر قديم و تعيين حدود انقلاب ادبي و لزوم احترام به آثار برجسته ي پيشينيان بود.

درس شانزدهم :

1)نخستين منظومه ي نيما چه نام داشت و در چه قالبي سروده شد؟ قصّه ي رنگ پريده – مثنوي.

2)نيما در آغاز نوجواني به چه شيوه اي شعر مي سرود؟

نيما در آغاز به سبك شاعران گذشته به ويژه سبك خراساني شعر مي سرود.

3)در سال 1301شمسي درچند زمينه ي ادبيات معاصر(شعر، داستان كوتاه، رمان و نمايش نامه) آثار مهمّي به وجود آمد. آن ها را ذكر كنيد.

- شعر«افسانه»سروده نيما.- مجموعه ي داستان هاي كوتاه فارسي«يكي بود،يكي نبود»اثر جمال زاده.- رمان«تهران مخوف»اثر مشفق كاظمي.- نمايش نامه ي«جعفرخان از فرنگ برگشته»اثر حسن مقدّم.

4)در مورد قالب و محتواي افسانه ي نيما توضيح دهيد.

افسانه، منظومه اي بلند و موزون است كه پس از هر چهار مصراع،يك مصراع با قافيه ي آزاد آمده است. در اين شعر،دردها و تنهايي هاي شاعر كه درد و تنهايي جامعه ي او نيز هست، بازگو شده است.

5)ويژگي هاي افسانه ي نيما را بيان كنيد.

«افسانه»:نوعي تغزّل آزاد است كه درآن،سرگذشت بي دلي ها و ناكامي ها ي خود شاعر با سرنوشت جامعه و روزگار وي پيوند خورده است / در آن به واقعيّت هاي  ملموس توجّه شده است /سیر آزاد تخیل شاعر در آن / نزدیکی آن به ادبیات نمایشی در پرتو شکل بیان محاوره ای / تفاوت نگاه شاعر با شاعران گذشته و تازگی و دور بودن آن از تقلید .

6)شعر ققنوس از نظر شكل و بيان و درون مايه چه خصوصيتي دارد؟

همان شكل و بيان كاملا تازه ي شعر فارسي است كه هم از قيد تساوي و قافيه ي سنّتي آزاد است و هم تخيّل و شكل ارائه ي آن با آنچه در شعر گزشته ي فارسي بود ، به كلّي تفاوت دارد.ققنوس شعري تمثيلي است كه مي توان آن را كنايه اي از سرگزشت خود شاعر دانست.

7)مقصود از اين سخن كه«نيما شعر را نوعي زيستن مي دانست»چيست؟

به اعتقاد او شاعر كسي است كه چكيده ي زمان خود باشد و بتواند ارزش ها و ملاكهاي زمان را در شعر خود منعكس سازد و به اصطلاح فرزند زمان خويشتن باشد . بر اين اساس ، نيما براي شعر زمانه ي خود نوعي محتواي اجتماعي پيشنهاد مي كند .

8)عقيده ي نيما را درباره ي وزن و قافيه در شعر بنويسيد.

شعر نيمايي دارا ي وزن است يعني او معتقد به ون است ولي از نظر قافيه او خود را ملزم به آوردن قافيه در مصراع هاي مشخص ندارد و بستگي به مطلب دارد و هر جا كه مطلب عوض شود قافيه هم عوض مي شود به همين دليل جاي قافيه مشخص نيست.

 درس هفدهم  :

1)آيا ظهور شعر نو نيمايي تزلزلي در ستون اصلي شعر سنّتي فارسي پديد آورد؟

2)دو جريان اصلي شعر سنّت گراي معاصر را از نظر محتوا، بيان كنيد.

3)تحول شعر سنّت گراي عصر نيما نسبت به عصر بيداري چگونه بود؟ علت اين تحوّل را توضيح دهيد.

4)شيوه ي تلفيقي و سبك قصايد پروين اعتصامي را شرح دهيد.

5)مضامين سروده هاي پروين اعتصامي ابتكاري است يا تقليدي؟ توضيح دهيد.

6)قطعه ي سپيدار و تبر(شاخ بي بر)را مورد بررسي قرار دهيد و درباره ي زبان و بيان و محتواي آن گفت و گو كنيد.

7)اشعار نيمايي شهريار از نظر مضمون چه ويژگي هايي دارند؟

8)چرا شهريار را شاعر شكوه روستا يا شاعر حيدربابا خوانده اند؟

 درس هجدهم :

1)در مورد تأثيرپذيري اميري فيروز كوهي از صائب توضيح دهيد.

2)شيوه ي شاعري و سبك شعري رهي معيري را شرح دهيد.

3)شعر متاع جواني پروين از كتاب ادبيّات سال اول را با غزل نقد جواني مقايسه كنيد.

4)مراحل شعر و شاعري حميدي شيرازي را بيان كنيد.

5)سبك شعر حميدي شيرازي را توضيح دهيد.

6)درباره ي زبان و لحن و محتواي شعر قوي زيبا  حميدي توضيح دهيد.

7)غزل از درد سخن گفتن را از كتاب ادبيّات(3)مورد بررسي قرار دهيد و در مورد خصوصيات ادبي و سبكي آن گفت و گو كنيد.

درس نوزدهم  :

1)پنداشت انديشه وران قرن نوزدهم نسبت به قرن آينده چه بود و چرا محقّق نشد .

قرن آينده را قرن سعادت بشر مي پنداشتند و بسيار به آن دل بسته بودند . زيرا پس از اولين دهه ي قرن بيستم،جنگ جهاني اوّل درگرفت و ثابت كرد كه انسان با سعادت حقيقي قرن ها فاصله دارد.

2)واژه ي كليدي ادبيات قرن بيستم چيست؟كلمه ي مدرن،جوهره و ستون فقرات هنر و ادبيّات قرن بيستم را تشكيل مي دهد.

3)بناي مكتب سوررئاليسم بر چه چيزي استوار است؟

بر اصالت وهم و رؤيا و تداعي آزاد و صورت هاي پنهان در ضمير ناخودآگاه است.

4)«شعر،بيان كتمان است».اين سخن«رولان بارت»،منتقد فرانسوي را شرح دهيد.

در تمامي مكتب هاي جديدهنري نوعي گريز از بيرون به درون مي توان يافت.آثار خود را به شيوه ي غيربازنمايي يا غير شيئي ارائه مي دادند.هنرمند نمي خواهد چيزي را بيان كند بلكه مي خواهد آن را پنهان كند.

5)علت نااميدي و يأس فلسفي انسان معاصر چيست؟

انسان له شده در زير چرخ دنده هاي فنّاوري و جنگ ، مي خواهد براي ذات خويشتن  معنايي بيابد و چون نااميد مي شود، به يأس فلسفي مي رسد و دست بسته ،منتظر مرگ مي ماند.

 درس بيستم:

1)توصيه ي دادائيست ها به نويسندگان چه بود؟

به نويسندگان توصيه مي كردند كه روزنامه و قيچي بردارند و كلمات را از هم جدا كنند و در كيسه بريزند و تكان دهند و بعد آنها را كنار هم بگذارند.

2)واژه ي سوررئاليسم را نخست بار چه كسي و با چه هدفي به كار گرفت؟

نخستين بار گيوم آپولينر (1918 – 1880) براي ناميدن يكي از نمايش نامه هايش به كار برد. هدف آپولينر اين بود كه اثر خود را نوعي شعر خيالي و تفنني بي سابقه معرّفي كند.

3)مواد مرام نامه ي سوررئاليسم را درباره ي ادبيّات به اختصار بيان كنيد.

سوررئاليسم بيان شفاهي يا كتبي عملكرد حقيقي انديشه است.ما با ادبيات كاري نداريم.سوررئاليسم وسيله اي است براي آزاد سازي مطلق ذهن.ما مصمم به ايجاد يك انقلاب هستيم.ما واژه ي  سوررئاليسم را با واژه ي  انقلاب در يك رديف قرار داده ايم تا  خصلت عيني و بي غرض انقلاب را نشان دهيم.

4)تفاوت دادائيسم و سوررئاليسم را بنويسيد.

دادائيست ها با هر نظامي مخالف بودند و بهترين نظام را بي نظامي مي دانستند اما سوررئاليست ها به نوعي كشف و شعود عرفاني معتقد بودند.

5)نمادگرايان(سمبوليست ها)را در فرهنگ و ادب ايراني با چه گروهي مي توان مقايسه كرد؟

با شاعران عارف : چون نماد گرايان هم مثل عارفان براي بيان اعتقادات خود از نماد و سمبل استفاده مي كردند.

6)در شعر« فانوس خيس »عناصر سوررئاليستي را نشان دهيد.

تخيل ستاره بودن انسان – ديوار تشنه ي روح – روييدن زمزمه هاي شب در رگ انسان .

 درس بيست و يكم  :

1)عناصر سازنده ي دوران مدرن يا ماقبل پست مدرن را بيان كنيد. خرد – حقيقت – سنّت – اخلاق – تاريخ .

2)ويژگي عمده ي آثار كامو را بنويسيد.آثار كامو بيان كننده ي توانايي شگرف او در همدردي با انسان از خود بيگانه است.

3)اصول پست مدرنيسم را بيان كنيد.

1 – انكار حقيقت و بي اعتباري سنّت و مدرنيسم.2 – انكار واقعيّت؛ بر اساس اين مكتب،هيچ واقعيت نهاني وجود ندارد.3 – زندگي انسان،يك وانمودگر به جاي واقعيت است؛ از اين رو غير واقعي است. 4 – پست مدرنيسم بر بي معنايي استوار است.

4)داستان پيرمرد و دريا اثر كيست و علّت توجّه نقّادان به آن چيست؟

ارنست همينگوي  –  زيرا در اين كتاب،پيام همينگوي اين بود كه«انسان براي شكست آفريده نشده است. او ممكن است نابود شود اما شكست نمي خورد».

درس بيست و دوم :

1)چرا در ميان اعراب جاهلي هنرهايي مانند معماري،مسجد سازي و نقاشي جايگاهي نداشت؟

چون عرب زندگي كوچ نشيني داشت و با مدنيّت و شهر نشيني انس نگرفته بود.

2)ويژگي هاي شعر جاهلي را بيان كنيد. حسّي بودن محتوا و برخورد با طبيعت .آزادي ، رهايي و بي قيد و بند بودن .

غرور و عزّت نفس . مفاخره و مباهات نسبت به مكارم اجداد .

3)مُخضرم به چه گروهي گفته مي شد؟

يعني شاعراني كه نيمي از زندگي هنري آنان در عصر جاهلي و نيمه ي ديگر در دوره ي اسلامي سپري شده است.

4)چرا ادب دوره ي عباسي را ادب مولّد يا محدَث مي نامند؟

زيرا بيشتر شاعران و اديبان اين عصر دورگه بودند؛ يعني ، از پدر و مادري زاده شده بودند كه يكي عرب و ديگري غير عرب بود و ادبيّات زاييده ي  انديشه ي آنان آميخته اي از ادب عرب و غير عرب بود. بدين ترتيب ادب عرب در عصر عبّاسي با فنون و هدف هايي مواجه شد كه پيش از آن در ميان اعراب سابقه نداشت؛ مانند : خمريّات ، زياده روي در اوصاف شهر نشيني ، رها كردن عصبيّت عربي و جز آن .

5)فضاي كلي حاكم بر شعر گذشته ي عرب چگونه بود؟

شاعر عرب هنوز بر خرابه ها زاري مي كرد و در چارچوب قالب هاي آهنين شعر مي سرود.

6)چه عواملي سبب بروز نهضت علمي و فرهنگي جديد و نوعي بازگشت ادبي در ادبيات عرب شد؟

اشغال مصر توسط ناپلئون و به دنبال آن باز شدن پاي اروپاييان به اين سرزمين و به استعمار كشيده شدن آن از سوي انگليس .

7)كلاسيك هاي نو يا مقلدان چه كساني بودند؟

شاعران عرب كه به روش قدماي خود توجه كردند و ضمن پرداختن به انسجام شعري، خويش را از بند شعر منحط عصر عثماني آزاد ساختند.

8)درباره ي شاعران بلاد مَهجَر و درون مايه ي شعري آنان توضيح دهيد.

شاعران بلاد مَهجَر از لبنان به آمريكاي شمالي و جنوبي مهاجرت كرده بودند. و درون مايه ي آن مسائلي چون دوري از وطن ، دردها و رنج هاي عميق زندگي و نوعي گرايش صوفيانه در شعر اينان ديده مي شود.

9)چه عاملي سبب شد تا مسئله ي تعهد براي نخستين باردرادبيات وهنرعرب مطرح  شد.

دسته بندي هاي سياسي در مصر پس از انقلاب و مطرح كردن توده ها به عنوان قهرمانان سرنوشت ساز كشورها مسئله ي«تعهد» در ادبيات و هنر را براي اولين بار در ادب عرب مطرح ساخت .

10)ويژگي هاي شعر امروز عرب را بنويسيد.

شعري است كه صراحت دارد، خشمگين است و مدت هاست پوسته هاي سخت محافظه كاري را تركانده و از اعماق حنجره با تمام توان فرياد ميزند : «من وجدان بيدار ملت عربم».

11)در شعر عرب چه كسي را مي توان با نيما يوشيج مقايسه كرد؟ خانم نازك الملائكه.

درس بيست و سوم :

1)نخستين شعري كه در آن چهره ي ستم ديده ي آوارگان فلسطين به تصوير كشيده شده است، از كيست؟ كامل سليمان .

2)شعر فلسطين از1917 تا 1948 چه ويژگي هايي داشت؟

بيانگر عواطف و واكنش اعراب فلسطيني است كه در معرض ساطه جويي اسرائيل قرار گرفته اند.موضوع اين اشعار مسائل روز است . مثل فروش زمين به يهوديان و ماهيت رهبران فلسطيني . اين اشعار بر گسترش مبارزه عليه حكومت صهيونيست تأكيد

مي ورزد.

3)چند تن از شاعران پيشگام را كه در ايجاد شعر مقاومت نقش داشته اند، نام ببريد.

عبدالوهاب البياتي، محمد درويش، توفيق زياد .

4)مسائل مهم شعر فلسطين را به اختصار بيان كنيد. رويدادها وسختي ها و رنج هاي مردم فلسطين است.

5)چرا سال 1967 را در ادبيات عرب بايد نقطه ي عطفي به شمار آورد؟

زيرا بعد از اين زمان بود كه مشكل فلسطين به شكل گسترده در آثار ادبي منعکس شد.

6)در اشعار پس از 1948 فلسطين چه موضوع هايي  در سطح گسترده مطرح مي شود؟

ملّي گرايي و انسان دوستي به همراه مذهب.

 

 درس بيست و چهارم :

1)دو جريان اصلي دوران جديد ادبيات داستاني عرب را نام ببريد.1 – گرايش تاريخي .  2 – گرايش اجتماعی .

2)جرجي زيدان را معرفي كنيد و چند اثر او را نام ببريد.

از نويسندگان روشن فكر عرب است كه مي كوشد با طرح مباحث تاريخي و اجتماعي عرب الگوهاي اخلاقي را ارائه دهد و مردم را به مبارزه با فساد دعوت نمايد . او تاريخ اسلام را به شكل داستان بيان مي كند.

از آثار او :  1 – ابومسلم خراساني 2 – دوشيزه ي قريش    3 – فاجعه ي رمضان   4 – سلاح الدين عيوبي  5 – زيباي كربلا .

3)در مورد درون مايه ي قصه هاي عرب توضيح دهيد.

بازگشت به خويشتن ،ارائه ي واقعي جهان عرب ،رويارويي با سنت ها ، طرح مسائل آشقانه و عرفان سطحي ، انعكاس زندگي مردم عادي .

4)يكي ازنخستين نويسندگان داستان كوتاه درمصر را نام ببريد ودوضعف عمده ي آثار او را بنويسيد.

مصطفي لطفي المنفلوطي – دو نكته ي ضعف آثار او : 1 – ضعف در طرح بيان و بكارگيري زبان .2 – ضعف فرهنگي به دليل ناآگاهي از علوم مشرق زمين .

5)درون مايه ي بيشتر قصّه هاي منفلوطي را بيان كنيد. غم و مشكلات مردم پايين دست جامعه.

6)جبران خليل جبران در آثارش،چه دوره هايي  را از جهت انديشه از سر گذرانده است؟

سه دوره : الف) چهره ي لبناني كه عليه بي عدالتي قيام مي كند .  ب)دوره ي چنين گفت : زرتشت كه با تمام توان در برابر هستي مي ايستم . ج) مرحله ي مصطفي كه فلسفه را رها مي كند و به آرامش مي رسد .

7)كدام رمان نويس عرب جايزه ي نوبل ادبي را دريافت كرد؟آن چه درباره ي او مي دانيد،بنويسيد.

نجيب محفوظ – او به جاي شكل توصيفي داستان ها تلاش مي كند مشكلات فكري را حل كند و جدال ميان علم – دين – واقعيت و شعار را روشن كند . آثار او منعكس كننده ي جامعه ي مصر از زمان شكوه و قدرت تا شكست اعراب است.

8)مهم ترين تفاوت شيوه ي داستاني نجيب محفوظ و يوسف ادريس را بيان كنيد.

يوسف ادريس ذوق و انديشه ي خود را با استفاده از افكار فلسفي به كار مي برد و در برابر تنهايي و دلتنگي انسان به پا مي خيزد او سعي مي كند مفاسد اجتماعي و انساني را با خنده – اشك – اميد و آرزو بيان كند در حالي كه نجيب محفوظ به شكل توصيفي در داستان ها  مي خواهد جدال بين علم – دين و واقعيت و شعار را نمايان كند و خشونت به خرج نمي دهد.



تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | 23:3 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

خودآزمايی زبان و ادبیات فارسی عمومیپيش دانشگاهی (قسمت دوم)

صفحه 80

1- مقصود از « اسب سياه » و « لؤلؤ تر » به ترتيب « ابربهاري » و « باران » است .

2- ابر بهاري را به اسبي سركش تشبيه كرده است كه از ضربه هاي سم اش بر صفحه ي  آسمان ، باران همچون مرواريد مي بارد .

3- « مشك سياه » در شعر منوچهري استعاره از « سياهي گوش كبك » و سياهي داخل گلبرگ لاله ، « داغ لاله » است . در « ثمين » نيز استعاره از « قطرات باران و شبنم » است كه بر گلبرگ هاي لاله مي نشيند .

4- « خرگه » خيمه ي باشكوه و منفرد شاه و « خيمه » محل اسكان سربازان است ، چون لاله بلندتر از سبزه ها است و شكوه و جلوه ي آن بيشتر و تعداد آن كمتر است و سبزه ها به تعداد بي شمار لاله ها را احاطه كرده اند . لاله را شاهي در ميان خيل سربازان انگاشته است .

5- مسمّط        

  6- گويي بطّ سفيد : تخيّلي / مست و هشيار : نمادين – تخيّلي / راه بي نهايت : نمادين – تخيّلي / شب كوير : نمادين – تخيّلي – واقعي / سپيده ي آشنا : واقعي – تخيّلي

صفحه84

1-« سيم » : برف و « كمربند آهنين » : سياهي دامنه و بخش مياني كوه مي باسند كه هر دو استعاره مي باشند .

2- بلندي و رفعت دماوند كه به صورت حسن تعليلي شاعرانه بيان شده است

              ( حسن تعليل : ارئه ي بياني شاعرانه براي امور واقعي )

3- زيرا « مشت » صفت انسان بر پا خواسته و معترض است . حال آنكه دماوند خاموش است و قلبي منجمد دارد .

4- زيرا مي خواهد « از دم ستوران و اين مردم نحس ديو مانند وارهد » و از مصاحبت و همنشيني با مردم ديو سيرت بيزار است .

5- « ورم » استعاره از « برآمدگي كوه دماوند » است كه شاعر آن را نتيجه ي آماس دل منجمد و دردمند زمين مي داند . « كافور » استعاره از « برف » براي التيام و كاهش ورم مي باشد .      6- لب دوختن آزاديخواهان در دوره ي قاجاري و اختناق و استبداد حاكم بر جامعه .

7- شاعر يا هر انسان آزاديخواه ديگر كه جانش در آتش مبارزه سوخته است .              

   صفحه 89

1-« صفات مثبت » : بي باك ، صبور ، قهرمان ، فروتن ، بي چشم داشت نوزش ، بي نياز از آب و . . .       

     « صفات منفي » : بي برگ و بار ، بي بهره از شوق و شور جوانه زدن و شكفتن ،   بي ثمر ، بي گل و . . .

2- بيد          

3- خيال     

4- كشور سبز آرزوها ، چشمه ي موّاج و زلال نوازش ها ، اميدها و انتظار ، سرزمين نجات . . . ( پراگراف اوّل صفحه ي 97 )

5- حضرت علي (ع) – سر در چاه فرو بردن و گريستن ايشان و نيز ناله هايشان در نخلستان هاي كوفه .

6- حصار عبوس غربت – پراونه ي شوق – كاسه ي فهم هاي پليد – لبخند نوازش – مشت خونين بي تاب قلب – باران غيبي سكوت – دامن حرير الهه ي عشق .

7-« مزرع سبزفلك ديدم و داس مه نو // يادم از كِشته ي خويش آمد وهنگام درو »    ( حافظ )            8-مهتاب

9- زندگي شهري را زشت و پلشت و پريشان كه نظمي عاقلانه آن را از عواطف و احساسات تهي كرده است . رندگي روستايي كه شاعرانه و پاك و معصومانه است . و ادراك مصلحت بين عقلي در آن راه ندارد .

10- شب ها به مهتاب روشن است و يا به قطره هاي درشت باران ، ستاره ، مصابيح آسمان .

     صفحه  96

1- وحدت دشمنان در باطل خود و تفرقه ي مسلمين در حق خود .

2- سرپيچي از جهاد به بهانه ي سردي يا گرمي هوا ( صفحه 171 – پراگراف دوم : اگر در تابستان شما را بخوانم ، مي گوييد هوا سخت گرم است . . . )

3- با طرح مسائل فرعي اوضاع را پيچيده و دشوارتر مي كنيد .  

 4- مرجع ضمير « ش »در جمله ي قبل آمده است : « آن را كه فرمان نبرند » « فرمانده = امام علي (ع) »

5- مفعول است ( كشته و خسته اي برجاي ننهاده . . . )  

  6-  ( اي نه مردان به صورت مرد ، اي كم خردان ناز پرورد ) / ( چه جاي ملامت است كه در ديده ي من شايسته ي كرامت است )

7-  آنكه از غم چنين شكست خفّت باري بميرد .  

8-  تفرقه و خوارمايگي و شانه خالي كردن از زير بار مسؤليّت جهاد .

9-  به خدا سوگند با مردمي در آستانه ي خانه اشان نكوشيدند ، جز آنكه جامه ي خواري بر آنان پوشيدند .

  صفحه99

1-حجاب ظلمت از آن بست آب خِضر كه گشت           ز شعر حافظ و آن طبع همچمن آب ، خجل

    آبي كه خِضر حيات از او يافت // در ميكده جو كه جام دارد

                         ( ر.ك صفحه 263 حافظ نامه خرّمشاهي )

2-همچنان كه جرقّه اي براي آتش زدن و سوختن شهر امپراطوران كافي است ، گفته شور انگيز تو نيز اين شاعر آلماني را در تب و تاب افكنده است .

3- هيچكدام را نمي توان پوشيده و پنهان نگاه داشت .      

 4-  سطر پنجم صفحه ي 175 ( بخش تقليد ) حافظ خويش را با تو برابر نهادن جز نشان ديوانگي نيست . . .

5-  دلارام در بر دلارام جوي // لب از تشنگي خشك برطرف جوي     ---      آتش است اين بانگ ناي نيست باد // هر كه اين آتش ندارد نيست باد

  صفحه   106

1- مهتاب – شب تاب – سحر – صبح – خار – گل – آب

2- آرزوهاي بر باد رفته – غم حاصل از غفلت مردم – پاي مجروح و آبله گون

3- نه تنها دري به روي او گشوده نمي شود بلكه ويراني خانه ها نيز در نظر او آشكارتر مي شود . رنج حاصل از غفلت مردم و نابساماني جامعه او را نا اميدتر    مي كند . / ( اوضاع نابسامان اجتماعي) مي تواند منظور نويسنده باشد .

4- مردي كه با خستگي روحي و جسمي با كوله باري بر دوش مردم دهكده ايستاده و روايت اندوهناكش را تكرار مي كند .

5-  نازك آراي تن / پاي آبله / قوم به جان باخته / مبارك دم / خفته ي چند      6- نگران با من ، استاده سحر / صبح مي خواهد از من

7- « دست ساييدن » كنايه از جستجو براي چيزي ( جستجوي كورمال كورمال ) /  « پاي آبله ماندن » كنايه از رنجور شدن و ناتوان شدن .

  صفحه    118

1- خوان هشتم یا داستان هاي شاهنامه  

2- شاهنامه ( وشعر خود را ) را وسيله ي سنجشن مهر و كينه و روايت درد مي داند و نوشته هاي ديگران را بي عيار و بي ارزش و خالي و بدون درون مايه مي داند .

3- بي شرمي لازم براي كندن چنان چاهي را بيان مي كند . بي شرمي كندن چاه مثل عمقش بي انتها و ناباورانه است . 

4- عميق و پهناور و با نيزه هايي كه بر ديواره و كف آن تعبيه شده بود .      5- « كليد » استعاره از لبخند رستم / « مرواريد » استعاره از دندان هاي او

6-  آتشين پيغام / سكوت ساكت و گيرا / پاك آيين / خيس خون داغ / خروش چشم / چاهسار گوش / ناي بي همتا . . .

7- جنگ با شير بيشه / تشنگي / جنگ با اژدها / رويارويي با جادوگر / گرفتار كردن « اولاد » ديو / رويارويي با « ارژنگ » ديو / نبرد با « ديو سپيد »

   صفحه   124

1-در هر دو شعر سرتاسر طبيعت جلوه و آييه ي وجود خداست ( در شعير آب را گِل نكنيم : پس از توصيف روستايي آرماني مي گويد : « بي گمان پاي چپرهاشان جا پاي خداست » و خدايي كه در اين نزديكي است لاي اين شب بو ها  . . . )

2- از مصراع « من نمي دانم » تا مصراع « چشم ها را بايد شست ، جور ديگر بايد ديد» .

3- آب ، گِل ، روشني كه ساير عناصر شعر به نوعي با آنها در ارتباط اند ( آب و گِل: درخت ، سرو ، علف ، چشمه ، موج ) ( روشني : آسمان ، نور ، خورشيد ) ساير كلمات و عناصر مهم اين شعر عبارتند از : شقايق ، گل سرخ ، دانايي ، نيلوفر… 

4- واقعي ( اهل كاشانم ) / خيالي ( هيجان ها را پرواز دهيم ) / نمادي ( ميان گل نيلوفر و قرن پي آواز حقيقت بدويم )

5- « گاه گاهي قفسي مي سازم . . . »تا « خوب مي دانم ، حوض نقّاشي من بي ماهي»   

   6- ( تكّه نان ) ، ( سر سوزن )      

7- همه ي آنها را جلوه اي از وجود خدا و مرتبط با انسان مي داند / شب بو نماد كوتاهي ، كاج نماد بلندي

8- از مصراع « من نمازم را وقتي مي خوانم » تا مصراع « پي قد قامت موج »

   صفحه  126

1-شرايط نا مساعد اجتمايي و سياسي مانع بروز خصلت هاي نيك مردم بود . مردم نمي توانستند عشق خود را به ايشان ابراز كنند .

2- آب – دريا / شب – فردا / بهار – علف      

3- مي تواند استعاره از وطن استبداد زده ي قبل از انقلاب اسلامي باشد .   

   4- نمادي

   صفحه 137

1-داشتن عينك / كراوات ، تعليمي . . .

2- داستان به روايت اوّل شخص مفرد نوشته شده و راوي آن دانش آموزي كلاس پنجم ابتدايي و در واقع رسول پرويزي است / زمان حدود سالهاي 1311 ( پرويزي متولد سال 1300 و متوفّي به سال 1356 است .) مكان شيراز- محل تولد نويسنده بوشهر است .

3- باد دقّت عينك را از جعبه بيرون آورد و آن را به چشمش گذاشت ، دسته ي سيمي را به پشت گوش راست گذاشت و نخ قند . . .

4- لحظه اي كه نخستين بار ، راوي ، عينك بر چشم مي گذارد و چيزهايي را مي بيند كه پيش از آن نديده بوده است .

5-به كار بردن جملات بلند / توصيف دقيق جزئيّات / استفاده از گويش عاميانه / نثر ساده و شكسته

6- الف: ( سن و سال ) // ب: ( صحنه ي تئاتر ) // ج: ( نوعي حشره ي آفت زاي گياهي)  

7- مي خواستي زودتر بگي ( بگويي ) / مگه ( مگر ) اينجا دسته ي هفت صندوقي آوردن ( آورده اند )

     صفحه 143

1-از زبان اوّل شخص مفرد ( كودك دبستاني / احتمالا خود نويسنده )

2- حفظ زبان ملّي

3- اهمّيّت حفظ زبان ملّي و حكم دشمن را كه از اين پس هيچ كس نبايد به زبان ملّي خود شخن بگويد .و بنويسد ( اجبار مردم به سخن گفتن به زبان بيگانه ) .

4- وطن پرستي / مبارزه با دشمن   

  5- نوشتن جمله ي « زنده باد ميهن » به وسيله ي معلّم . 

   6- هنگامي كه وسيله ي وحدت ملّي در برابر تهاجم بيگانگان باشد .

7- آگاهي از اينكه معلّم ،فردا آنها را ترك خواهد و ديگر كسي نيست كه زبان ملّي و ميهني آنها راتدريس كند .

8-  هنگامي كه بدون اطّلاع كسي ، قصد انجام كاري درباره ي او داشته باشند ( در غياب كسي براي او نقشه اي طرّاحي كرده باشند ) .

  



تاريخ : پنجشنبه سوم مهر 1393 | 22:56 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

پاسخ خودآزمايي هاي زبان و ادبيات فارسي عمومی پيش دانشگاهي (قسمت اوّل)

  درس اول ني نامه ص 5

1-   جدايي : دوري از مقام وصل ، جدايي روح ما از روح كل

ني : انسان عاشق دورافتاده از محبوب ازل ، انسان عارف يا كامل ، مولوي

نيستان : عالم معنا ، ذات حق و مكان وصل

2-   بيت چهارم

3-   تاثير مثبت و منفي ني برافراد ، هم در شادي نواخته مي شود و هم در غم

4-   نابودي

5-   پرده ي اول : نغمه و آهنگ و موسيقي / پرده ي دوم : حجاب و مانع

پرده دريدن كنايه از آشكار كردن اسرار دل ، رسوا كردن

6-   عشق ، معشوق (خداوند)

درس دوم مناجات نامه  و نیایش ص 8

1- الف – نروم جز به همان ره كه توام راه ، نمايي = تنها آن راهي را خواهم پيمود كه تو آن را به من نشان مي دهي در اين صورت راه مفعول و م متمم است .

ب- نروم جز به همان ره كه توام راهنمايي = تنها راهي را خواهم پيمود كه تو راهنماي من هستي  م مضاف اليه براي راهنما مي باشد.

2- بيت 6 همه بيشي تو بكاهي همه كمي تو فزايي .

3- مضامين اخلاقي ، عرفاني و تربيتي يا حاوي نيايش هاي لطيف و زيبا ، لبريز از معارف و آموزش هاي اخلاقي و اجتماعي است .

4- رحيم ، عظيم ، كريم ، حكيم ، بخشنده ، ستارالعيوب ، علام الغيوب .

درس سوم كاوه آهنگر ص 21

1-   ستايش داد پيشگي و تاكيد بر دادگري

2-   هردو انقلاب مردمي و ضد شاهان ستمگر بوده است

3-   چون به خدا ناسپاس و دچار غرور شد و گفت من خدا هستم .

4-   خوهاي اهريمني و بيداد و منش خبيث .

5- نفوذ به خورشخانه و دربار و نجات دادن يكي از دونفري كه قرار بود هر روز كشته شوند.

6-   حضرت ابراهيم (ع)

7-   ضحاك

8-   ضرب المثل جاي سوزن انداختن نبود

9- شاهنامه ، سرگذشت ملتي است در طول اعصار و نشان دهنده ي مردمي است كه براي آزادگي و شرافت و فضيلت جنگيدند و نشان دهنده ي فرهنگ و انديشه و آرزوي آن هاست .

 

درس چهارم درياي كرانه ناپديد ص 25

1- چون در همه زمان ها انسان ها عواطف و احساسات دارند و آن ها را در قالب شعر غنايي بيان مي كنند.

2-   با بيت سوم و چهارم

3- سركشي عاشق از عشق ، او را به معشوق نزديك تر مي كند و فرار از دام عشق ممكن نيست.

4-   عشق او باز مرا به بند آورد (گرفتاركرد)      كوشش بسيار سودمند نشد.

5-   كز كشيدن تنگ تر گردد كمند

6-   بيت چهارم

خودآزمایی، من اين همه نيستم ص 27

1-   فروتني و تواضع

2- خواست عملاٌ ثابت كند كه القاب ، نشان دهنده ي چيزي نيست ، بلكه القاب خوب و بد همه لفظ است و بيانگر حقيقت وجودي انسان نمي باشد.

3-   هيچ كدام

4-   هيچ يك از اين لقب ها ، حقيقت مرا نشان نمي دهد.

5- بازرفتند : بازگشتند /بشوريدند : اعتراض كردند / بيرون گرفت : بيرون آورد / آواز داد: صدا زد ، گفت

6-   اقامت : ماندن ، جاي گزيدن

اقامه : برپاداشتن ، به جا آوردن

مصاحبت : هم نشين شدن

مصاحبه : گفت وگو با رجل سياسي ، علمي و ادبي ، گفت وگو با مردم

ارادت : ميل قلبي به كسي يا چيزي داشتن ، اخلاص و اظهار كوچكي در دوستي

اراده : خواستن ، ميل ، قصد و آهنگ

 

درس پنجم مناظره خسرو با فرهاد ص 31

1-   شناخت شخصيت و هدف فرهاد و منصرف كردن او از عشق شيرين

2- عاشقي سرسخت و پاكباخته و فروتن كه با تمام وجود به معشوق عشق مي ورزيد و در عشق صادق بود.

3-   بيت 12 بگفت آشفته از مه دور بهتر

4- بگفتا گر خرامي در سرايش (چه مي كني ؟) بگفت (اگر در سرايش بخرامم ) اندازم اين سر زير پايش ، بيت 6 جمله دارد.

5-   محكم ، قاطع ، صادقانه و در ظاهر آشفته و در باطن منطق عشق بر آن حاكم بود.

6-   ياد نكردن از او

7-   نثار كردن سر در راه معشوق

درس ششم اكسير عشق ص 33

1-   از خود بيخود شدم ، خودم را فراموش كردم

2-   آرام ، ساكت (ساكن شود : تسكين يابد )

3-   بيت 6

 درس هفتم خود آزمایی بهار عمر ص 35:

 1- کلمه « بهار » را در بیت نخست توضیح دهید .

    بهار در این بیت با توجه به فعل ریخت فقط معنی شکوفه می دهد  و هم چنین می تواند کنایه از دوران جوانی و خوشی عمر باشد.

2- دو تشبیه در این غزل پیدا کنید و ارکان آن را بنویسید.

لاله زار عمر ( عمر مشبه – لاله زار مشبه به ) گل روی ( روی مشبه – گل مشبه به)

3- پیام بیت چهارم چیست ؟

توصیه به هوشیاری و مذمت غفلت و تأکید بر اغتنام فرصت

4- در باره ی ارتباط وازگانی کلمه ی « خیل » با دیگر واژه ها در بیت ششم توضیح دهید.

   خیل با عنان و سوار تناسب دارد.

درس هشتم مجنون و عيب جو ص 37

1- چون مجنون عاشق ليلي بودوهمه چيز او راحسن وكمال مي ديداما عيب جو ، چون ظاهر نگر بود فقط عيب ها را مي ديد .

2- همان طور كه آندره ژيد در كتاب مائده هاي آسماني گفته است : بكوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه درآن چيزي كه به آن مي نگري . يعني بايد ديدمان عوض شود زيرا اگر چشم با هنر و خوبي ها همراه باشد خوبي را مي بيند و اگر با بدي همراه باشد همه چيز را بد مي بيند .

3- مولانا ليلي را زيبا مي داند ولي نه زيباي زيبا رويان و او را به زشتي نكوهش نمي كند. وحشي بافقي ليلي را كاملاً زشت مي داند.

4- علامت نكره ، چون ي در قصوري علامت نكره مي باشد بهتر است ي در حوري را هم نكره بگيريم .

درس نهم سپيده آشنا ص 41

1-   چندشناك ، وهمناك ، شدايد  استخوان سوز ، نگاه وحشتناك غارها

2-   توصيف ماه و حركت آن در شب بر فراز سرزمين ماتم زده ي كربلا در بند چهارم .

3-   ديشب ، شب عاشورا / امشب : شب شام غريبان

4-   اگر دين نداريد (لااقل ) در دنيايتان آزاده باشيد .

5- زيرا نويسنده به كمك احساس و تخيل شاعرانه ي خود به توصيف ابعاد مختلف ، قيام كربلا و انديشه هاي جاري در آن پرداخته است ودر آن توصيفات زيبايي وجود دارد كه بيانگر عواطف انساني است .

درس دهم قلب مادر ص 44

1-   بيت آخر

2-   عشق لطيف مادري و بيان احساسات او درباره فرزندش

3- چون خالي ازهرنوع عاطفه اي است وبه مادر بي احترامي كرده وبه خاطر هوس دست به قتل او مي زند.

4-   تكليف كلاس 

درس یازدهم كيش مهر ص 47

1- سرمستي و از خود بيخود شدن يا نيل به الله و فناي في الله . زيرا در مسلك عاشقان و عارفان پرستش حقيقي وقتي رخ مي دهد كه صوفي كاملاً از خود بي خود شده و مجذوب حق شده باشد .

2-   بيت سوم

3-   قطرات باران

4-   زيرا آينده نيز همانند گذشته گذرا و ناپايدار است .

5- بيت : به خون خود آغشته و رفته اند               چه گل هاي رنگين به جوبارها

6-   حلاج

 خودآزمایی سرود عشق ص 49

1- بیت دوم به کدام مفاهیم عرفانی اشاره دارد ؟

   تمام پدیده های جهان ازجمله پرندگان آواز عشق سرداده اند و خداوند را ستایش می کنند و تمام پدیده های جهان ازجمله گلبرگ های سبز درختان پرتویی از جمال و زیبایی خداوند  هستند.( اصل وحدت وجود در عرفان )

 

2- در باره ی آرایه­های بیت پایانی توضیح دهید .

قلب به ابر تشبیه  شده است   -    مپرس : تکرار  - دلدار : استعاره از خداوند – قلب : مجاز از وجود

قلب : ایهام (دل – دگرگونی)

درس دوازدهم ص 52

1- غم اول عادي و دنيايي است / غم دوم ، غم عشق است كه شاعر خواهان آن مي باشد و جنبه آفرين و تحسين و سازندگي دارد.

2- شاعر ، زخم وارد شده بر سينه ي مبارز را مثل مدال افتخار مي داند كه بر سينه ي فردي زده باشند.( رابطه ی شباهت و همانندی )

درس سیزدهم چند حکایت از اسرارالتوحید ص58 

1- تا به طور غیر مستقیم به شیخ بوعبدالله باکو بفهماند جایگاه افراد متکبّر و خودبین ، دوزخ است .

2- تمام حکایت های اسرارالتّوحید بطور عام مصداق چنین شیوه ای هستند ، امّا بطور خاص در حکایت های « غرور شکنی » ( سطر سوم حکایت ) و « پاکبازی »     ( عکس العمل شیخ در مقابل جمله ی امیر مقامران ) به این موضوع اشاره دارد .

3-هر چه نگاه کردم ، هیچ کس را بدتر از خود ندیدم ( در حکایت انسان راستین ) .

4-- « به قول مردمان خطّی به وی فرو نتوان کشید .»

5-- « انسان راستین »

6--  با بیانی غیر مستقیم و تمثیلی از طریق جملاتی کوتاه و موثّر آنان را تربیت    می کردند .

7--  بهتراست خود را گناهکار بدانم .

8-  فرود آمد – فرو می راند – باز کنیم – برخیزد – درآمد – فرو نتوان کشید

9--  شیخ بوعبدالله بشکست / با خویش رسید / او را تصدیق کرد / گفت : به راست باختن و پاک باختن / . . .

 درس چهاردهم بارقه های شعر فارسی 62

 1- منظور نویسنده پذیرش بی چون و چرای مشیّت الهی است و پذیرفتن این نکته که « هر چه پروردگار برای بنده بخواهد بهترین است .» این حالت توکّل و تسلیم موجب آرامش روحی و کاهش دل نگرانی ها می شود و به شخص مقاومت و استحکام روحی می بخشد .

2- نویسنده عالم افسانه ها را پررنگ و نگار و پرّان و نرم می داند .

3- تشرّع و عرفان / عشق و زندگی عملی / شوریدگی و عقل / همدم کودک و دستگیر پیر .

4- سخن سعدی به همه شبیه است و به هیچ کس شبیه نیست ، در زبان فارسی احدی تنوانسته است مانند او حرف بزند و در عین حال نظیر حرف زدن او را هر روز در کوچه و بازار می شنویم .

5- ر.ک به حکایت دهم ار باب چهارم بوستان ، مفهوم کلّی حکایت آن است که نباید با فرومایگان مقابله به مثل کرد . اگر جاهلان همچون سگ ، با دندان         بی خردی خود وجود خردمندان را آزرده کنند ، خردمند چاره ای جز سکوت ندارد ، همانگونه که سنگی بی ارزش می تواند گوهر گرانبها را بشکند .

6-  نوعی حرکت میان یورتمه و قدم زدن ( حرکتی است که با خم کردن پشت همراه است و به راه رفتن شتر می ماند ) .

7-  زیرا دامنه ی کلام سعدی به قدر کافی وسعت دارد و ناآگاهی از مفهوم یک لغت یا نفهمیدن معنای یک بیت مجموعه ی اثر را نا مفهوم نمی کند . همیشه قرائن و نشانه هایی برای درک مفاهیم دشوار در سایر ابیات وجود دارد .

8- نویسنده با فروتنی اعتراف می کند که قدم در میدانی نهاده که سعدی یکّه تاز آن است . خود را همچون بیماری می پندارد که که به مرض استسقا ( سیری ناپذیری از آب ) دچار است و کلام سعدی همچون آبی عطش او را فرو می نشاند و می گوید که میدان برای فعّالیّت نوشتن باز بود . من هم بسیار مایل به نوشتن بودم پس چون همه ی امکانات فراهم بود به این کار دست زدم .

درس پانزدهم پرورده گویی ص 68

 1- پرگو (آكنده گوش ، ژاژخاي ) كم گوي (سرافراز ، كم آواز ، تامل كننده در جواب ، داراي سخنان مرواريد مانند )

2-   صدف ، مشك ، كوه

3-   بيت ششم : نشايد بريدن نينداخته

4- بيت دهم : حذر كن ز نادان ده مرده گوي              چو دانا يكي گوي و پرورده گوي

با بيت يازدهم نيز ارتباط دارد

5- آكنده گوش در لغت به معني كر است و كنايه از نصيحت ناپذير . كسي كه زياد سخن مي گويد چون فرصت شنيدن ندارد سخن در گوش او فرو نمي رود و مثل فردي است كه گوشش كر است و طبيعتاٌ به اندرز و حرف ديگران گوش نمي دهد.

6-   اخلاقي

7- شعرهاي تعليمي در قديم غالباً مشتمل بر سرودهاي اخلاقي ، ديني و عارفانه بود ولي از انقلاب مشروطه به بعد مسائل سياسي اجتماعي و روانشناسي نيز به حوزه ي شعر تعليمي وارد شد.

درس شانزدهم ذكر حسين بن منصور ص 72

1- الف- وقايع عجيبي كه مخصوص او بود             ب- حكم و فتواي جنيد لازم است         ج- اعتراض كردند

2 – مردم قشري وعادي حقايق را درك نمي كنندنه تاييد شان به دردمي خوردونه تكذيبشان بنابراين ، اصل ، قبول الهي است . او اظهار نظرهاي مردم را در اين زمينه بي تاثير مي داند و كار حلاج را يكسره به خدا وا مي گذارد.

3- جنيد به هنگام صدور فتوا، جامه ي زاهدان و مشايخ را پوشيد.

4- براي اين كه بتواند فتوا بدهد چون او مي خواست خود را در مقام صوفي تبرئه كند و بر اساس شخصيت فقاهت و شيخي خود فتوا بدهد به همين دليل لباس صوفيان را از تن بيرون آورد و لباس مشايخ را پوشيد.

5-  چون شبلي هم درد حلاج بود و معناي اناالحق را مي فهميد اما در موافقت با مردم از روي آگاهي به سوي او گل مي اندازد به همين دليل حلاج از او گله مي كند.

6- زيرا منكران حلاج به علت استواري در دين و بر اساس توحيد با او مخالفت مي كردند و چون او را مشرك  مي دانستند مي خواستند با كشتن او ، اصل شرك را از بين ببرند در حالي كه مريدان فقط به حلاج خوش گمان بودند.

7- زيور و زينت بخش مردان خدا ، خون و شهادت آنان است .

8- واقعات غرايب / كارهاي عجايب

درس هفدهم (مست و هشيار ) ص 75

1-   فسادهاي اجتماعي

2-   رشوه گيري و فساد حاكم بر قوه ي قضائيه

3- فساد و گناه ، كمش هم زياد است و در اينجا بحث بر سر كم يا زياد بودن گناه نيست بلكه نفس عمل مهم است يعني شراب خوردن حرام است چه كم باشد و چه زياد .



تاريخ : شنبه بیست و چهارم خرداد 1393 | 17:30 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

 
    الف ››  بيان معني و مفهوم شعر و نثر:
1 ـ به نام آن خدايي كه نام او راحت روح است و پيغام او مفتاح فتوح است.
جواب): به نام آن خدايي سخن آغاز مي كنم كه ياد و نام او مايه ي آرامش روح است و پيروي از قرآن و عمل به دستورهاي آن، برطرف كننده ي مشكلات و موجب رستگاري است.
2 ـ چشم ما را ضياي خود دِه و ما را آن دِه كه آن بِه و مگذار ما را به كِه و مِه
 جواب): به چشم دل ما، بصيرت و روشنايي ببخش و در زندگي هر آنچه را كه خير و صلاح ما در آن است، نصيب ما كن و ما را جز به خودت، به كس ديگر وا مگذار.
3ـ اي قادري كه خدايي را سزايي.   
جواب): جواب): اي توانايي كه سزاوار و شايسته ي خدايي هستي.
4 ـ دل ما را هواي خود دِه   جواب): به دل هاي ما عشق و محبت خود را عطا بفرما
5ـ چه زنم چو ناي هردم زنواي شوق او دم                كه لسان غيب خوش تر بنوازد اين نوا را
« همه شب در اين اميدم كه نسيم صبحگاهي             به پيام آشنايي بنوازد آشنا را »
جواب) معني بيت اول: ديگر بيش از اين، مانند ني از شوق او ناله سر نمي دهم زيرا اين شوق را حافظ بهتر بازگو كرده است.
معني بيت دوم با توجه به فضاي كلي شعر شهريار: « تمام شب ها را با اين آرزو به سر مي برم كه شايد نسيم سحرگاهي عشق و احساس قلبي مرا به حضرت علي (ع) برساند.»
6ـ چو تويي قضاي گردان، به دعاي مستمندان           كه زجـان مــا بگـردان ره آفـت قضـــا را
جواب): اي علي! اي كه به احترام تو، خداوند، پيشامدهاي ناگوار را تغيير مي دهد؛ تو را قسم مي دهم كه از خداوند بخواهي حوادث بد را از ما بيچارگان و مستمندان دور كند.
7ـ مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ           به شرار قهر سـوزد همـه جـان مـا ســوا را
جواب): اي علي! اميدواريم كه با شفاعت خود، همچون بارش ابر، شعله هاي برافروخته شده در دوزخ را فرو نشاني كه اگر شفاعت تو نباشد، دوزخ همه را در شعله هاي خشم و انتقام خواهد سوزاند.
8 ـ چو رهّام گشت از كشاني ستوه            بپيچيد زو روي و شد سوي كوه
جواب) چون رهام از شكست دادن اشكبوس نا اميد شد و نتوانست در برابر او ايستادگي كند، از او روي برگرداند و به طرف كوهستان گريخت.
9 ـ كشاني بدو گفت بي بارگي               به كشتن دهي سر به يك بارگي
جواب) اشكبوي به رستم گفت: بدون اسب، در اولين رويارويي با من، خودت را به كشتن خواهي داد.
10 ـ كمان را به زه كرد زود اشكبوس           تني لرز لرزان و رخ سندروس
جواب): اشكبوس در حالي كه از ترس، بدنش مي لرزيد و چهره اش زرد شده بود، بند كمان را بست و آن را براي تيراندازي آماده كرد.
11 ـ چو بوسيد پيكان سر انگشت اوي               گذر كرد بر مهره ي پشت اوي
جواب): همين كه تير تا آخرين حد كشيده شد و نوك آن به سرانگشت رستم رسيد، از مهره ي پشت اشكبوس خارج شد.
12 ـ به سوي هژبر ژيان كرد روي                   به پيشش برآمد شه جنگجوي
عمرو به طرف حضرت علي (ع) ، آن شير پرشور ميدان نبرد رفت. حضرت علي نيز به سوي او حركت كرد و در مقابلش قرار گرفت.
13 ـ چنان ديد بر روي دشمن زخشم              كه شد ساخته كارش از زهر چشم
جواب): حضرت علي (ع) آن گونه به عمرو نگاه كرد كه عمرو از آن نگاه خشم آلود هلاك شد
14 ـ پريد از رخ كفر در هند رنگ           تپيدند بتخانه ها در فرنگ
جواب) در آن لحظه كه شمشير حضرت علي (ع) فرود مي آمد، كفر و بت پرستي در جهان به وحشت افتاد.
15 ـ چو غلتيد در خاك آن ژنده فيل           بزد بوسه بر دست او جبرئيل
جواب): هنگامي كه آن عمرو بزرگ و تنومند كشته شد، جبرئيل فرشته ي وحي، حضرت علي (ع) را تحسين كرد.
16ـ هركس اول ترفيع رتبه يافت به عنوان وليمه كباب غاز صحيحي بدهد.
جواب): هر كس اول درجه ي حقوقي اش بالا برود، دعوتي درست كند و در آن كباب غاز مفصّلي بدهد.
17ـ محتاج به تذكار نيست كه در خوراك هم سر سوزني قصور را جايز نمي شمردند.
جواب): لازم به يادآوري نيست كه در كار خوردن غذا ذرّه اي كوتاهي نمي كردند.
18ـ توطئه ي ما دارد مي ماسد. 
 جواب): نقشه ي ما دارد به نتيجه مي رسد.
19ـ به قدر يك وجب خورد رفته بود.
  جواب): به اندازه ي يك وجب ساييده شده و از بين رفته بود.
20ـ ما بقي را نقداً خط بكش و بگذار سماق بمكند.
جواب): بقيه را فعلاً ناديده بگير و بگذار در حسرت دعوت شدن بمانند و انتظار بكشند.
21ـ مهمان ها سخت در محظور گير كرده بودند..... و در مقابل تظاهرات شخص شخيصي چون آقاي استادي دو دل مانده بودند.
جواب): مهمانان به شدت تو رو رودربايستي قرار گرفتند... و در برابر اظهار نظرهاي شخص محترمي مثل آقاي استادي مردّد و بلاتكليف بودند.
22ـ گيله مرد گوشش به اين حرفها بدهكار نبود.
  جواب): گيله مرد به حرف هاي محمد ولي توجهي نمي كرد.
23 ـ باران هنگامه كرده بود.     جواب): باران غوغا كرده بود.
24 ـ آن لاورتون را خودم به درک می فرستادم:  
  جواب): آن رهبر شما را خودم می کشتم.(لاور=رهبر)
25 ـ وکيل باشی مثل جرز خيس خورده وارفت.
جواب)  وکيل باشی مانند ديوار آب خورده، فرو ريخت (از پا درآمد)
26ـ خود تو منو تلکه کردی.    جواب ): خود تو با مکر و فريب از من پول گرفتی.
27‌ـ فكري است. چه طور يك تنه با آن همه دشمن لعين جر بكند.
جواب): در انديشه بود كه چگونه به تنهايي با اين دشمن لعنت شده بجنگد.
28 ـ اسبش را پی مي کنند:  جواب): « ش»: سياوش؛  اسبش را رم مي دهند.
29 ـ سر و پکالش خينی می شود.       جواب):  سر وصورتش خونی می شود (پکال: صورت)
30ـ ماری که از ديشب روی قلبش (زري همسر يوسف) چنبره زده بود سر بلند کرد به نيش زدن.
جواب): غم و اندوه و بُغضي كه ديشب در قلب زري حلقه زده بود، اكنون بيرون جهيد و جلوي گلويش را گرفت.
31 ـ لگري مبهوت و متحير شد اما سرانجام از جا در رفت.
جواب) لگري بهت زده و متحير شد اما سرانجام به شدّت عصباني شد.
32 ـ لگري دندان قروچه اي كرد. و به تُم گفت: عفريت! چه كسي به ياري تو خواهد آمد؟
         جواب) لگري خشم خود را ابراز كرد و گفت اي شيطان چه كسي به كمك تو خواهد آمد؟
33ـ من برآنم كه با دستان تو و من  / با دشمن روياروي توانيم شد
جواب): من بر اين عقيده و باور هستم كه با اتحاد مي توانيم با دشمن بجنگيم و پيروز شويم.
34ـ بر دهانش زنجير بستند / دستهايش را به سنگ مردگان آويختند
جواب): صهيونيست ها آزادي فلسطيني ها را گرفتند و فرياد اعتراضشان را خفه كردند و دست هايش را در سنگ مخصوص شكنجه ي مرگ بار بستند.
35 ـ براستي كه شب رفتني است / نه اتاق توقيف ماندني است / و نه حلقه هاي زنجير
جواب): به يقين دوران ظلم و خفقان نابود مي شود نه بازداشتگاه مي ماند و نه زنجير اسارت
36 ـ ماه نيسانش دشت ها را با شکو فه ها و گل عروس می شکوفاند
جواب) ماه دوم بهار دشت های فلسطين را با شکوفه های رنگارنگ و گل های سفيد شکوفا می کند.
37ـ با عشق خود چه کنيم در حالی که چشم ها و دهانمان پر از خاک و شبنم يخ زده است؟
جواب): با عشق خود به سرزمين فلسطين چه کنيم در حالی که اشک حسرت در چشمانمان ماند و دهانمان پر از خاک است.        
38ـ شب بي كران در مقابل اين مخلوق كوچك، قدعلم مي كرد.
جواب): شب تاريك و بلند در برابر اين دختر(كوزت) كوچك ايستاده و قدرت نمايي مي كرد.
39ـ شاخه هاي عظيم به وضعي موحش، سيخ ايستاده بودند.
جواب) شاخه هاي بزرگ به گونه اي هراس انگيز راست ايستاده بودند.
40ـ همان دم كه مخلوقي نظر ما را به خويشتن منحصر كند، ما را از خدا بر مي گرداند.
جواب): در لحظه اي كه يك پديده توجه ما را به خودش جلب مي كند، در حقيقت همان لحظه ما را از ياد خدا غافل مي سازد.
41ـ هر مخلوقي نشاني از خداست و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد. 
جواب) هر موجودي كه خداوند خلق كرده است نشانه اي از وجود خداوند است ولي هيچ مخلوقي به
تنهاي خداوند را آشكارا نشان نمي دهد . هيچ مخلوقي به تنهايي آيينه ي خداوند نيست.
42ـ ناتانائيل اي كاش « عظمت » در نگاه تو باشد نه در چيزي كه به آن مي نگري .
جواب ) ناتانائيل، اي كاش بلند نظر و حقيقت بين باشي  
43ـ درآن نفس كه بميرم،در آرزوي تو باشم/ بدان اميد دهم جان كه خاك كوي تو باشم
جواب): اي خداي مهربان! در لحظه ي مرگ به هيچ چيز و هيچ كس، جز به نزديك تر شدن به تو، نمي انديشم.
44 ـ به وقت صبح قيامت كه سر زخاك برآرم              به گفتگوي تو خيزم به جستجوي تو باشم
جواب): پروردگارا! من به ياد تو مي ميرم و در لحظه ي رستاخيز نيز تنها، ياد تو و آرزوي وصل و تقرب به تو را در سر دارم.
45ـ ده روز مهر گردون افسانه است و افسون              نيكي به جاي ياران فرصت شمار يارا
جواب): دل بستن به اين دنياي فاني و ناپايدار، خطاست؛ زيرا مايه ي فريب و گمراهي است. آن چه به اين زندگي كوتاه ارزش و زيبايي مي بخشد، نيكي نسبت به هم نوع است.
46ـ خوبان پارسي گو، بخشندگان عمراند                   ساقي بده بشارت رندان پارسا را
جواب): شاعران و گويندگان پرهيزكار و نيك كردار فارسي زبان، با كلام و پيام خود به ديگران زندگي مي بخشند. اي ساقي! به عاشقان خدا مژده بده كه شاد و مسرور باشند زيرا تنها همين عشق به پروردگار است نجات بخش آن ها خواهد شد.
47ـ حافظ به خود نپوشيد اين خرقه ي مي آلود           اي شيخ پاك دامن، معذور دار ما را
جواب): حافظ، جامه ي پرهيز و يك رنگي را به اختيار خود بر تن نكرد. اي شيخ رياكار ! ما را به حال خود بگذار تا در سايه ي لطف خدا و عشق به او بمانيم.
48ـ چـه بايـد نـازش و نالش بر اقبالي و ادباري         كه تا برهم زني ديده، نه اين بيني نه آن بيني
جواب): در هنگام خوش بختي و شادكامي نبايد به زندگي خود مغرور بود و به آن باليد. در هنگام سختي و بدبختي نيز نبايد ناله و شكايت داشت زيرا در مدتي كوتاه، هر دو به پايان مي رسد.
49ـ عطا از خلق چون جويي،گر او را مال ده گويي     به سوي عيب چون پويي،گر او را غيب دان بيني
جواب): اگر خدا را روزي رسان مي داني، پس هرگز از خلق خدا نخواه كه نياز تو را برطرف و حاجت تو را برآورده كند. اگر خدا را غيب دان مي داني، هيچ گاه گناه نكن.
50 ـ دلا ! تا كي در اين زندان فريب اين و آن بيني        يكي زين چاه ظلماني برون شو تا جهان بيني
جواب): اي انسان تا كي مي خواهي در بند دل بستگي هاي مادي كه چون زندان و چاه تاريك تو را گرفتار كرده اند بماني. از سارت ماديات و دل بستگي هاي بي ارزش رها شو تا جهان زيباي معنويات را ببيني و لذّت آن را تجربه كني.
51 ـ زيزدان دان نه از ارکان، که کوته ديدگی باشد       که خطی کز  خِرَد خيزد، تو آن را از بنان بينی
جواب): آفرينش هستی را از خداوند بدان نه از عناصر چهارگانه ( آب، باد، خاک و آتش) و نه از اعضای بدن. مثل آن که آفرينش نقش و نوشته ی زيبايی را از انگشت بدانی و قدرت عقل و خرد را ناديده بگيری.
52ـ در زمانِ مصطفی (ص) کافری را غلامی مسلمان ، صاحبِ گوهر.
جواب): در زمان پيامبر(ص) كافري يك غلام مسلماني داشت كه اصيل و نژاده بود.
53 ـ نبيند مرا زنده با بند، كس       كه روشن روانم براين است  و بس
جواب): هرگز تا زنده ام، كسي مرا دست بسته و اسير نخواهد ديد زيرا دل روشن وآگاه من بر اين باور است كه ارزش انسان به آزادگي اوست.
54 ـ به ديدارت آرايش جان کنم          زمن هر چه خواهی تو فرمان کنم
جواب) من با ملاقات تو جان خودم را صفا و آرايش می بخشم و با رضايت خاطر می پذيرم هر آنچه را که تو فرمان مي دهي، انجام مي دهم.
55 ـ دانش و آزادگی و دين و مروت           اين همه را بنده ی درم نتوان کرد.
جواب):  هرگز خصلت های خوب را نمی توان با پول خريداری کرد و شايسته نيست که انسان دانش و آزادگی و جوانمردی را در خدمت مال و ثروت قرار دهد.
56 ـ  کهتری که مهتری يابد              هم به آن چشم کهتری منگر
جواب):  به شخص کوچکی که به سروری و قدرت رسيده باشد با چشم حقارت نگاه نکن
57 ـ در كاشي كاري ها همه چيز به نقش ترجمه شده است.
جواب): در كاشي كاري ها، همه ي احساسات و انديشه ها به صورت طرح و نقش، نشان داده شده است.
58 ـ نقش هاي كاشي ها ي بنا گويي كالبد بنا، مينايي است كه روح ايران را در آن حبس كرده اند.»
جواب) بناهاي مذهبيِ كاشي كاري شده ي اصفهان، همچون شيشه ي شفاف و ظريفي است كه روح هنرپسند و فرهنگ مردم ايران را تماماً در خود جاي داده است. به بيان ديگر، هنر و فرهنگ و ذوق ايرانيان، يك جا در بناهاي مذهبي اصفهان تجلّي كرده است.
59 ـ نماند از معاصي منكري كه نكرد و مُسكري كه نخورد.
جواب): هر عمل ناپسندي را مرتكب مي شد و شرابخوار شد.
60 ـ‌ آيا تره اي براي اين حرفها خرد خواهد شد.
    جواب): آيا كسي براي اين حرف ها ارزشي قائل است؟
61ـ حسودان تنگ نظر و عنودان بد گهر، وي را به لهو ولعب كشيدند.
جواب): حسودان پست و لئيم و دشمنان بد ذات، او را (خسرو) به بازي و سرگرمي كشاندند.
62ـ در ميان آشنايان انگشت نما بود.        جواب): در ميان آشانايان مشهور بود.
63ـ يك روز خسرو بر خلاف عادت مالوف، يك كيف حلبي... به مدرسه آورد.
جواب) يك روز خسرو برخلاف عادت هميشگي، يك كيف حلبي به مدرسه آورد.
64ـ خطيب بر مركب چموشِ سخن سوار شده و سالها تمرين كرده تا مركبِ چموش را به مركبِ خموش تبديل كند.
جواب): سخنران در سخن گفتن، تسلّط و مهارت دارد البته مدت هاي فراواني مطالعه و تمرين نموده تا توانسته است در گفتن سخنان پر مغز تسلط پيدا كند.
65ـ بر بساطي كه بساطي نيست.    جواب): اوضاع، بسيار نامساعد و نامناسب است.
66 ـ  روز در آغوشِ آسمان بدرود حيات مي گويد. جواب): روز سپري مي شود و شب فرا مي رسد.
67 ـ ساز او باران، سرودش باد / جامه اش شولاي عرياني است
جواب): اكنون در اين باغ خزان زده، تنها صداي ساز باران و سرود باد شنيده مي شود. درختان ديگر لباس برگ سبز بر تن ندارند و اين عرياني، خود لباسي زيبا بر تن درخت است.
68 ـ خشک آمد کشتگاه من در جوارکشت همسايه
جواب) سرزمين من در همسايگی کشور روسيه ی آباد و  پيشرفته, مانند کشتگاهی خشک و از فقر و استبداد در حال نابودی است.
69 ـ در درون کومه ی تاريک من که ذره ای با آن نشاطی نيست و جدار دنده ها ی نی به ديوار اتاقم دارد از خشکيش می ترکد چون دل ياران که در هجران ياران.
جواب): جامعه ي روزگار من، مانند كلبه ام، تاريك و خفقان گرفته است. ذره اي شادي در آن نيست و مانند ني هاي ديوار اتاقم كه از شدت خشكي در حال تركيدن است، كشورم در حال ويراني و نابودي است.
70ـ هميشه منتظرت هستم/ بی آن که در رکود نشستن باشم/ هميشه منتظرت هستم /چونان که من/ هميشه در راهم/ هميشه در حرکت هستم / هميشه در مقابله
معني): هميشه منتظرت هستم، بدون آنکه لحظه ای ساکن شوم، بايستم و توقف کنم، پيوسته با شور و اشتياق در انتظارت هستم و حرکت می کنم و همواره با راه رسيدن به تو به مقابله مي پردازم.
71ـ براي تو با چشم همه ي محرومان مي گريم / با چشماني، يتيمِ نديدنت
جواب): براي تو به اندازه ي همه ي ستمديدگان و با چشماني كه از ديدار تو محروم بوده اند، گريه مي كنم.
72ـ دري كه به باغ بينش ما گشوده اي  / هزاربار خيبري تر است
جواب) اي علي! دري را كه به روي انديشه ي ما گشوده اي و آگاهي و معرفتي كه به ما بخشيده اي، هزاران بار از درِ خيبر، بزرگ تر و عظيم تر است.
73ـ از تو در شگفت هم نمي توانم بود / كه ديدن بزرگي ات را، چشم كوچك من بسنده نيست
جواب): اي علي! عظمت شخصيت تو فراتر از ادراك ماست، پس حتي در برابر تو شگفت زده هم نمي توان شد؛ پس چشم كوچك من چگونه مي تواند بزرگي و عظمت تو را ببيند!
74ـ مــوي سپيـد را فلكـــم رايگــان نــداد        اين رشتــه را به نقـد جـوانـي خـريـده ام
جواب): روزگار، اي موي سفيد را رايگان به من نداد. من جواني ام را به خاطر آن داده ام.
75ـ اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز              آزاده من كه از همه عالم بريده ام
جواب): اي سرو! به آزاد بودن مناز؛ زيرا تو با ريشه هايت به خاك وابسته اي؛ آزاده ي واقعي منم زيرا به هيچ چيز و هيچ كس وابستگي ندارم.
76ـ اشکم ولی به پای عزيزان چکيده ام           خارم ولی به سايه ی گل آراميده ام
جواب): من همچون اشکی هستم که خود را نثارعزيزانم می کنم وآن خار بی ارزشی هستم که درپناه وحمايت گل(يار، معشوق) به آرامش رسيده ام.                                                          
77ـ درين سرای بی کسی کسی به در نمی زند          به دشت پرملال ماپرنده پرنمی زند
جواب): دراين خانه ی تنهايی (ايران استبداد زده) کسی سراغی از کس ديگرنمی گيرد و ستم و خفقان آن چنان شديد است که همگان خاموش و بی حرکتند، انگار که هيچ کس حضور ندارد
78ـ. يکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند               کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند
جواب): در اين ظلمت اختناق (دوران حکومت سياه ستم شاهی ) کسی به فکر آزادی و رهايی نيست
79ـ نشسته ام در انتظار اين غبار بي سوار             دريغ كه از شبي چنين سپيده سر نمي زند
جواب): مأيوس و نااميد گشته ام؛ كسي براي عدالت و آزادي و رهايي ملت  از خفقان و بيداد حكومت شاه قيام نمي كند.
80 ـ جامعِ بين مراتب دين و دانش بود.          جواب): هم ديندار بود و هم دانشمند.
81 ـ شيخ خطبه را در نهايت سكون ادا مي كرد. 
 جواب): شيخ خطبه را با وقار و به شكلي زيبا ايراد مي كرد.
82 ـ سه روز در ضيافت او به سر برديم.       جواب) سه روز مهمان او بوديم.  
 83 ـ رعاياي كرمان به عرض آمده بودند.         
     جواب): مردم كرمان براي شكايت آمده بودند.
84 ـ امين السلطان خيلي شكايت از تغيّرات شاه داشت.
 جواب): امين السلطان از برخوردهاي تند شاه بسيار گله مند بود.
85 ـ امروز آش پزان است. به رسم معموله ي همه ساله، اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمين حاضر بودند.
جواب): امروز مراسم آشپزي است طبق رسم معمول هر ساله، بزرگان و همراهان شاه حضور داشتند.
86 ـ محبوس چرا شدم، نمي دانم             دانم كه نه دزدم و نه عيارم
جواب): زنداني شده ام. مي دانم كه دزدي و راهزني نكرده ام.
87 ـ محبوسم و طالع است منحوسم                  غم خوارم و اختر است خون خوارم
جواب): زنداني هستم و بخت با من يار نيست. اندوهگينم و ستاره ي بختم با من دشمن است.
88 ـ امروز به غم فزون ترم از دي                        و امسال به نقد كم تر از پارم
امروز نسبت به ديروز، غم و غصه ام بيشتر و امسال نسبت به سال گذشته، از سرمايه ام كاسته شده است.( روز به روز غم هايم بيشتر و سال به سال سرمايه و دارايي ام كمتر مي شود.)
89 ـ ياران گزيده داشتم روزي      جواب) پيش از زنداني شدن، ياران خوب و عزيزي داشتم
90ـ به نظر آن هايي كه به روزمرّگي خو كرده اند و با خود ماندگارند، مرگ، فاجعه اي هولناك و شوم و زوال است.     جواب): مرگ در ديدگاه كساني كه روزهاي عمر خود را يك نواخت و عادي سپري مي كنند و به دلبستگي هاي حقير عادت كرده اند، يك مصيبت وحشتناك و زشت و نابودي تلقي مي شود.
91ـ از قضا آيينه ي چيني شكست              خوب شد اسباب خودبيني شكست
جواب): برحسب اتفاق آيينه ي چيني افتاد و شكست؛ چه خوب شد كه وسيله ي غرور شكست.
92ـ آن چه ما كرديم با خود هيچ نابينا نكرد          در ميان خانه گم كرديم صاحب خانه را
جواب): كاري كه ما با خود كرديم هيچ ناداني مرتكب نشده است زيرا مادر داخل خانه ي وجود خود خدا را كه صاحب خانه است گم كرده ايم و ناآگاهانه به دنبال او مي گرديم .
93ـ شمعيم و خوانده ايم خط سرنوشت خويش      ما را براي سوز و گداز آفريده اند
جواب): : ما هم چون شمع هستيم و از سرنوشت و عاقبت خود آگاهيم هدف از آفرينش ما سوز و گداز است . مفهوم : هدف از خلقت انسان = رنج و سختي كشيدن
94ـ بلبل از گل بگذرد چون در چمن بيند مرا        بت پرستي كي كند گر برهمن بيند مرا
جواب): بلبل با ديدن من عشق گل را از ياد مي برد همانطور كه برهمنِ بت پرست با ديدن من و زيبايي هايم بي قرار مي گردد و مذهبش را از ياد مي برد .
مفهوم : شاعر خود را از تمام زيبا رويان برتر مي داند.
95ـ همان دستمالی که پو لک نشان شد             و  پوشيد اسرار چشمِ ترت را
معنی: همان دستمالی که هنگام گريستن جلوی چشمانت می گرفتی تا بدين وسيله کسی ازگريه ی تو با خبر نگردد.       مفهوم : بيانگرِ « گريستن پنهانی شهيد »
96ـ کجا می روی؟ ای مسافر، درنگی                   ببر با خودت پاره ی ديگرت را      
معنی:  ای مسافر دنيای آخرت، با اين عجله به کجا می روی؟ لحظه ای توقّف کن و مرا که هم چون پاره ای از پيکر تو هستم با خودت ببر .
97 ـ در تنگنـاي سينـه ي حسـرت كشيـده ام       گهـواره ي بصيــرت مــردان نهفتــ‌ه اسـت
جواب): سينه ي من، گهواره ي بصيرت مردان است = سينه ي من سرشار از بصيرت است.
98ـ پنداشتي كه ريشه ي پيوند من گسست / درسينه ام هزاران خراسان نهفته است
جواب): گمان كرديد كه ارتباط و پيوند من با وطن ادبي ام ايران گسسته خواهد شد در حالي كه من با ايران و ادبيات و فرهنگ آن پيوندي ديرينه دارم و عاشق فرهنگ و ادب ايران زمينم.


 ب ـ  معني لغت:

ــ  معني واژه هاي مشخص را بنويسيد
1ـ كه زكوي او غباري به من آر توتيا را   
  جواب): اكسيد طبيعي و ناخالص روي كه براي چشم داروي شفا بخش است.
2ـ چو رهّام گشت از كشاني ستوه          
   جواب ): درمانده و ملول
3ـ زهم رد نمودند هفتاد حرب                
   جواب): آلت حرب و نزاع مانند شمشير، خنجر، نيزه و ......
4ـ پس از مدتي انديشه و استشاره چاره  را ديدم  
  جواب): رأي زدن ، مشورت كردن
5ـ درزي ازل به قامت زيباي ايشان دوخته است.      جواب): خياط       
6ـ با كليه ي متفرّعات به انضمام مايحتوي    
    جواب): توابع، وابسته ها  == آن چه درون چيزي است
7 ـ ايوان، طارمي چوبي داشت  
    جواب): نرده ي چوبي يا آهني كه اطراف محوطه يا باغي نصب كنند
8ـ وسط ميدان هيمه گذاشته اند.       جواب): هيزم
9ـ عفريت! چه كسي به ياري تو مي آيد؟    
    جواب): اهريمن، شيطان
10ـ ماه ايارش ، آواز ماست       
  جواب): از ماه هاي رومي كه برابر خرداد ماه است
11ـ جانوران و اشباح در جنگل وجو دارند.   
جواب): كالبدها، سايه ها، سياهي كه از دور ديده مي شود
12ـ هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد        جواب): آشكار
14ـ كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز      جواب):  باد موافق
15 ـ كيست كه تو را نمي هِلد كه بيرون آيي؟   
  جواب):  اجازه نمي دهد ، نمي گذارد
16ـ حسّ شرافتمندي و مناعت در سراسر شاهنامه ي فردوسي ديده مي شود.
      جواب): بلند نظري
17ـ تملّق گفتن، خدعه و تزوير در آداب برخي افراد ديده مي شود.  
    جواب): چاپلوسي  == نيرنگ و فريب  ==  رياكاري
18ـ غرفه ها و گوشواره ها و زاويه ها و مقرنس ها و رواق ها ي بنا هاي اصفهان، يادآور تصويري هستند كه از بهشت در ذهن ها بوده است.    
  جواب): غرفه: بالا خانه ـ گوشواره: ستون هاي دو طرف درِ ورودي بنا ـ زاويه: اتاقي كه به خلوت سالكان و سكونت فقرا اختصاص دارد ـ مقرنس: گچ بري برجسته اي كه بر سقف ايوان و درگاه به صورت آويخته مي سازند ـ رواق: پيشگاهِ خانه
19 ـ خسرو ارتجالاً انشايي مي ساخت
 جواب): بدون انديشه سخن گفتن يا شعر سرودن ، بي درنگ
20ـ  قاصد روزان ابري، داروگ ، كي مي رسد باران 
    جواب): قورباقه ي درختي
21 ـ به كجا چنين شتابان؟ / گَوَن از نسيم پرسيد 
جواب): گياهي است از تيره ي سبزي آساها
22 ـ صولت حيدري را دست مايه ي شادي كودكانه شان كردي   
 جواب):  هيبت و شكوه
23 ـ من جلوه ي شباب نديدم به عمر خويش         جواب): جواني
24 ـ خادم سِماط و مأمور تنظيم برنامه ي غذا       جواب): سفره
25ـ امين السلطان خيلي شكايت از تغيّرات شاه داشت    
  جواب): برآشفتن ، خشمگين شدن
26ـ به زاغه ي گوسفندها رفته بود          جواب): آغل
27 ـ اوراد و اذكاري است كه پدر بزرگ در صبح و شان مي خواند.
  جواب):  وردها ، دعا ها
28ـ امروز به غم فزون ترم از دي           جواب): روز گذشته ، ديروز
29- گویی که کالبد بنا مینایی است که روح ایران را در آن حبس کرده اند . جواب : آبگینه ، شیشه 
30- اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمین حاضر بودند . جواب : بزرگان ، بزرگ تران
31- چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباری . جواب : خوشبختی 
32- عجز و لابه ی مامور التهاب گیله مرد را خاموش کرد .  جواب : تضرع ، التماس ، اظهار نیاز
33- عنودان بد گُهر او را به لهو و لعب کشیدند . جواب : ستیزه کار
34- خداوندگارش فرمود تاس ها برگیر که به حمّام رویم . جواب : کاسه ی مسی که با خود به حمام می بردند .
35- امسال به نقد کمتر از پارم . جواب : سال گذشته 
36- شاخه های عظیم به وضعی موحش سیخ ایستاده بودند . جواب : وحشت آور ، ترسناک
 
   ج ) درك مطلب :
 
بيت هاي شعر و عبارات زير را بخوانيد و به پرسش هاي آمده پاسخ دهيد.
 
1ـ نويسنده در عبارت زير چه صفتي به پاهاي علي داده است؟
 
 ‹‹ ماهي هاي قرمز به دور پاهاي علي طواف مي كنند. ماهي ها، پاهاي علي را بوسه باران مي كنند.››
 
جواب): ارزشمند
 
2ـ جمله ي ‹‹ سرزمين ما زمرد است›› فلسطين را چگونه سرزميني نشان مي دهد؟ 
 
جواب): سرسبز و خرم
 
3ـ با توجه به بيت زير:
 
‹‹ يكي ز شب گرفتگان چراغ بر نمي كند           كسي به كوچه سار شب در سحر نمي زند
 
الف ـ كدام تركيب در مفهوم دوران حكومت ستم شاهي به كار رفته است؟
 
ب ـ منظور از ‹‹ سحر›› چيست؟
 
جواب): الف ـ كوچه سار شب             ب ـ آزادي و رهايي
 
4ـ در بيت: ‹‹ محبوسم و طالع است منحوسم         غم خوارم و اختر است خون خوارم ››
 
 شاعر چه چيز را دشمن خود مي داند؟    جواب): سر نوشت، ستاره بخت
 
5 ـ با توجه به بيت زير عشق براي تسلط بر انسان چه عملي را انجام مي دهد؟
 
      ‹‹ عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را               دزد دانا مي كشد اول چراغ خانه را››
 
جواب): عقل و هوش او را از بين مي برد يا بر عقل و هوش او مسلط مي شود.
 
6ـ شاعردربيت زير، نتيجه ي سركشي در مقابل خداوند را چه مي داند؟
 
‹‹ سر كش مشو كه چون شمع از غيرتت بسوزد       دلبر كه در كف او موم است سنگ خارا››
 
جواب): سوخته شدن در آتش غيرت خداوند
 
7ـ در ‹‹ خشك آمد كشتگاه من / در جوار كشت همسايه ››  كشتگاه نماد چيست؟ 
 
جواب): سرزمين، كشور
 
8ـ در بيت زير واژه ي ‹‹ بينداخت›› در چه معنايي به كار رفته است؟
 
      ‹‹ به نام خداي جهان آفرين            بينداخت شمشير را شاه دين ››    جواب): بزد
 
9ـ با توجه به بند زير شاعر چه عاملي را براي مقابله با دشمن ضروري مي داند؟
 
     ‹‹ من برآنم كه با دستان تو و من /  با دشمن روياروي توانيم شد ››
 
جواب): اتحاد يا متحد شدن همه نيروها 
 
10ـ با توجه به بيت :
 
‹‹ هزار باديه سهل است با وجود تو رفتن          اگر خلاف كنم سعديا به سوي توباشم››
 
الف ـ ‹‹ تو ››  در مصراع دوم چه كسي است؟
 
ب ـ چه چيز تحمل سختي ها را براي سعدي آسان مي گرداند؟
 
جواب): الف ـ سعدي                 ب ـ لطف و محبت يار ( خدا)
 
11ـ در بيت: ‹‹ در سخن مخفي شدم مانند بو در برگ گل      هركه خواهد ديدنم گو در سخن بيند مرا
 
راه شناخت شاعر چيست؟     جواب): مطالعه اشعار و سخنان شاعر
 
12ـ عبارت ‹‹ اگر ممكن بود چهار دندان مرا بكشند و دندان شاه خوب شود ! حاضر بودم !›› كدام ويژگي درباريان را نشان مي دهد؟      جواب): تملق و چاپلوسي
 
13ـ با توجه به بيت زير شاعر برتري خود را نسبت به سرو در چه مي داند؟
 
     ‹‹ اي سرو پاي بسته به آزادگي مناز         آزاده من كه از همه عالم بريده ام››
 
جواب): بريدن از دنيا يا نداشتن هيچگونه دلبستگي
 
14ـ در جمله ي زير واعظ براي مؤثر واقع شدن سخن خود چه كاري انجام مي داد؟
 
     ‹‹ شيخ خطبه را در نهايت سكون و وقار ادا مي كرد و سخن خود را با اشاراتي از فنون مختلف تفسير و حديث و غيره چاشني مي داد.››
 
جواب): استفاده از فنون علم تفسير و حديث و غيره
 
15ـ با توجه به بيت هاي شعر زير :
 
كشتي شكستگانيم اي باد شرطه برخيز             باشد كه باز بينيم ديدار آشنا را
 
اي صاحب كرامت، شكرانه سلامت                روزي تفقدي كن درويش بينوا را
 
آسايش دو گيتي تفسير اين دو حرف است        با دوستان مروت با دشمنان مدارا
 
الف ـ در بيت اول شاعر خود را چگونه توصيف مي كند؟
 
ب ـ پيام بيت دوم چيست؟ج ـ شاعر شيوه ارتباط با دوستان و دشمنان را چگونه بيان مي كند؟
 
جواب): الف ـ كشتي شكسته اي كه در فراق يار به سر مي برد.    
 
            ب ـ درويش نوازي              ج ـ مروت با دوستان و مدارا با دشمنان
 
16ـ با توجه به بيت هاي شعر زير :دليران ميدان گشوده نظر              كه بر كين اول كه بندد كمر
 
كه ناگاه عمرو آن سپهر نبرد          برانگيخت ابرش برافشاند گرد
 
حبيب خداي جهان آفرين             نگه كرد بر روي مردان دين
 
همه برده سر در گريبان فرو           نشد هيچ كس را هوس رزم او
 
به جز بازوي دين و شير خدا           كه شد طالب رزم آن اژدها
 
الف ـ ‹‹ كمر بندد ›› در بيت اول كنايه از چيست؟
 
ب ـ مقصود از ‹‹ حبيب خداي ›› چه شخصيتي است؟
 
ج ـ امام علي (ع) با چه القابي نام برده شده است؟
 
د ـ ‹‹ سر در گريبان فرو بردن›› در بيت چهارم يعني چه؟
 
هـ ـ مرجع ضمير « او» در مصرع دوم بيت چهارم كيست؟
 
و ـ چرا شاعر، حريف حضرت علي(ع) را اژدها ناميده است؟
 
زـ قالب اين شعر چيست؟
 
جواب):  الف ـ آماده شود   ب ـ پيامبر اكرم (ص)      ج ـ بازوي دين، شير خدا    دـ سر را پايين بردن، سر افكنده بودن، شرمنده شدن      هـ ـ عمرو عبدود      و ـ چون شجاع و غول پيكر بود    زـ مثنوي
 
 د) خودآزمايي  :
 
1- در عبارت ‹‹ در دل هاي ما جز تخم محبت خود مكار و بر كشته هاي ما جز باران رحمت خود مبار››
 
كدام واژه به مفهوم ‹‹ اعمال›› به كار رفته است؟        جواب): كشته
 
در جمله ‹‹ سلام او در وقت صباح، مؤمنان را صبوح است›› منظور از صبوح چيست؟
 
جواب): سرمستي و نشاط
 
2 ـ بيت زير:
 
« به جز از علی كه گويد  به پسر که قاتل من       چو اسير توست اكنون با اسير كن مدارا»
 
  به چه موضوعی اشاره دارد؟
 
جواب ) تلميح است به ماجرای ضربت خوردن حضرت علی از جانب ابن ملجم و سفارش آن حضرت به فرزندان گرامی اش که با قاتل به لطف و مدارا رفتار کنند.
 
3ـ کدام ويژگی های حماسی را در درس « رستم و اشكبوس» می يابيد؟  
 
جواب): عناصر ملی ـ پهلوانی ـ  داستانی
 
4ـ دو كلمه ممال مانند اسليمي بنويسيد.
 
جواب): مزيح ( مزاح)، جهيز (جهاز)، ركيب ( ركاب)، سليح (سلاح)
 
5 ـ به چه دليل شعر « حمله ي حيدري» حماسه ي مصنوعي است؟
 
      جواب): به علت نداشتن ريشه ي ملي وميهني .
 
6ـ چراعلي مي كوشد دراين مسابقه نفرسوم شود؟
 
   جواب):  زيرا جايزه ي نفرسوم مسابقه يك جفت كفش است وعلي درصدد تهيه ي كفش براي خواهرش(زهرا) مي باشد.
 
7ـ عبارت هاي زير را معني كنيد.
 
جلو كسي در آمدن ـ سماق مكيدن ـ شكم را صابون زدن ـ  چند مرده حلاج بودن ـ دامن گير شدن ـآب از سرگذشتن ـ   برباد رفته          
 
جواب):
 
جلوي كسي در آمدن: كنايه از شايستگي و قابليت خود را به ديگري نشان دادن، عرض اندام كردن.
 
سماق مكيدن: انتظار بيهوده كشيدن، انتظار بي حاصل
 
شكم را صابون زدن: مدتها گرسنه مانده و وعده غذايي مفصّل به خود دادن
 
چند مرده حلاج بودن: كنايه از اين است كه تا چه حد توانايي و قابليت داري
 
دامن گير شدن: گرفتار شدن
 
آب از سرگذشتن:  نهايت خرابي و آشفتگي وضع   
 
  برباد رفته: نابود شده    
 
 8 ـ چه عاملی مانع از آن شد که گيله مرد، محمد ولی را از پای درآورد؟
 
جواب):  التماس محمدولی و اين که پنج فرزند دارد که او را به ياد بچه ی خودش می انداخت. اين ها باعث شد که التماس مامور، مانند آبی که روی آتش بريزند، التهاب گيله مرد را خاموش سازد.             
 
9ـ نويسنده غم زری را در سوگ يوسف به چه چيز تشبيه کرده است؟
 
   جواب): ماری که از ديشب روی قلبش چنبره زده و خوابيده بود و سر بلند کرد به نيش زدن
 
10ـ عبارت ‹‹ شلخته درو كنيد تا چيزي گير خوشه چين ها بيايد›› يعني چه؟
 
 جواب): پراكنده درو كنيد تا كساني كه بعداً مي آيند ( نيازمندان) چيزي نصيبشان بشود.
 
11ـ عموتم ضعف ارباب را چگونه به رخش کشيد؟
 
جواب): با گفتن اين عبارت: ارباب می دانم که شما می توانيد کارهای وحشتناکی انجام دهيد اما هنگامی که جسم را کشتيد ديگر کاری از دستتان بر نمی آيد وپس از آن ابديت در کار است.
 
12ـ زيتون نماد چيست و نشانه ي كدام كشور است؟
 
جواب) زيتون نماد صلح و بركت است و نشانه ي كشور فلسطين.
 
13ـ مقصود از نرون مرد اما رم نمرده است و با چشم هايش می جنگد چيست ؟
 
جواب):  ستمگر می ميرد اما مظلوم می ماند و آگاهانه می جنگد.
 
14ـ نويسنده، طينت بدِ زنِ تنارديه را چگونه توصيف مي كند ؟
 
 جواب):‌ زن تنارديه در نظرش مجسّم شده بود ؛ همان زن نفرت انگيز با دهاني همچون دهان كفتار و چشماني برافروخته از غضب .
 
15ـ كوزت براي غلبه بر ترس خود، چه تدبيري انديشيد؟
 
      جواب) دسته ي سطل خالي را تكان مي داد تا صداي آن، برايش مثل رفيق راه باشد و سكوت هراس انگيز جنگل را بشكند. در بازگشت از چشمه نيز، چند بار با صداي بلند، از يك تا ده مي شمرد.
 
16ـ آيه ي « لا تدركه الأ بصار و هو يدرك الأ بصار »  با كدام قسمت درس مائده هاي زميني ارتباط دارد؟        جواب): هرمخلوقي نشاني از خداست و هيچ مخلوقي او را هويدا نمي سازد .
 
17ـ ا ز عرش به فرش آمدن "کنايه از چيست ؟
 
جواب): پست و خوار شدن ، از عزّت به ذلّت رسيدن
 
18ـ در بيت زير منظور از چاه ظلماني چيست؟
 
‹‹ دلا ! تا كي در اين زندان، فريب اين و آن بيني؟        يكي زين چاه ظلماني برون شو، تاجهان بيني››
 
جواب): دنيا، جهان مادي
 
19ـ در بيت زير:
 
 ‹‹ ز يزدان دان، نه از اركان، كه كوته ديدگي باشد       كه خطي كز خرد خيزد، تو آن را از بنان بيني››   منظور از ‹‹ اركان ››چيست؟        جواب): اعضاي بدن يا عناصر چهارگانه
 
20ـ در خلال مبارزات اسلامی مردم کشور ما که به سرنگونی حکومت پهلوی انجاميد چه خصلت های پسنديده ای در مردم تجلّی يافت؟
 
جواب) همدلی و تعاون، ايثار و گذشت، شهادت طلبی، مبارزه طلبی و خردورزی
 
21ـ عبارت ‹‹ خورشيد به تدريج پايين مي رود و سايه هاي ستون ها و هيكل هاي پاسبانان، روي خاك اين زمين و ايوان سلطنتي دراز تر مي شود.›› چه زماني از شبانه روز را نشان مي دهد؟
 
جواب): غروب
 
22ـ در عبارت‹‹ در قعر ضمير  سازندگان بنا مي بايست به نحود ناآگاه آسمان به زمين پيوند بخورد››
 
‹‹ آسمان و زمين›› نماد چه چيزهايي هستند؟
 
جواب): آسمان ( عالم معنوي، جهان غير مادي ) زمين ( عالم مادي، ماديات) 
 
23ـ منظور از قسمت مشخص شده در عبارت زير چيست؟
 
‹‹ بيد مجنون، معشوقه اي كه زلف هاي خود را بر او افشانده است››
 
 جواب): برگ يا شاخ و برگ درخت
 
24ـ در عبارت ‹‹ سخنراني موجي›› چه ايهامي وجود دارد؟
 
جواب): 1- سخنراني فردي كه در سيستم مغزش اختلال است.  2- سخنراني از طريق موج راديو
 
25ـ مقصود از اصطلاحات زير را بنويسيد:
 
كميتش لنگ بود ـ مثل شاخ شمشاد ـ سپر انداختن و باب دندان
 
جواب): كميتش لنگ بود: مشكل داشت
 
 مثل شاخ شمشاد: سربلند
 
 سپر انداختن: تسليم شدن
 
 باب دندان: دلخواه
 
26ـ در شعر ‹‹ باغ من›› شاعر ابر را چگونه توصيف مي كند؟
 
جواب): ابر را با پوستين سرد نمناك توصيف كرده است.
 
27ـ ‹‹ نسيم›› در شعر ‹‹ سفر به خير›› نماد چه كساني مي باشند؟
 
جواب): نماد انسان هاي آزاد و رها
 
28ـ مصراع ‹‹ بافته بس شعله ي زر تار پودش باد›› توصيف چه چيزي است؟
 
جواب): برگ زرد درختان
 
29ـ با توجه به شعر«انتظار »،چه شباهتی ميان جنگ بدر و قيام مهدی وجوددارد ؟
 تعداد مبارزان هر دو جنگ که 313 نفر ذکر شده و هر دو برای حفظ دين قيام کردند .
 
30ـ كلمه ي ‹‹ خدا›› در ‹‹ آه اي خداي نيمه شب هاي كوفه ي تنگ›› به چه معناست؟
 
جواب): حاكم
 
31ـ « در انتظار غبار بی سوار نشستن» کنايه از چيست؟
 
جواب):  انتظار بيهوده و بی حاصل
 
32ـ ابن بطوطه به چه رسمي در نماز جماعت شوشتر اشاره كرده است؟
 
جواب): فرستادن نامه براي امام جماعت بعد از نماز و پاسخ دادن او به نامه ها
 
33ـ در جمله ي ‹‹ مردم اين جزيره از اشراف فارس هستند›› واژه فارس به چه معني است؟
 
جواب): ايران
 
34ـ علت تغيير رفتار طه حسين چه بود؟
 
 جواب) تمسخر افراد خانواده وترس او از اين که کاری خلاف عادت را انجام دهد.(مانند غذا خوردن با دو دست)
 
35ـ مقصود از بيت: « خورده قسم اختران به پاداشم          بسته كمر آسمان به پيكارم» چيست؟
 
   جواب): سرنوشت بدي داشتن، بدبخت بودن
 
36ـ در مصراع « برو طواف دلي كن كه كعبه ي مخفي است» چه آرايه هايي ديده ميشود؟
 
 مراعات نظير (طواف ـ كعبه ) تشبيه ـ ايهام ( مخفي : 1ـ تخلص شاعر  2ـ پنهان شدن) در طواف كردن هم ايهام وجود دارد : 1ـ دور زدن 2 ـ ارادت ورزيدن
 
37ـ منظور از قسمت مشخص شده در شعر زير چيست؟
 
      ‹‹ همان دستمالي كه پولك نشان شد            و پوشيد اسرار چشم ترت را ››
 
جواب): اشك آلود شدن
 
38ـ در بيت: ‹‹ و پيدا نكردم در آن كنج غربت          به جز آخرين صفحه ي دفترت را››
 
   كدام واژه معادل با ‹‹ سنگر›› به كار رفته است؟      جواب): كنج غربت
 
  هـ ) دانش هاي ادبي:
 
1ـ شعر معاصر پس از نيما به سه شيوه ادامه يافت، آن سه شيوه را فقط نام ببريد.
 
جواب) :  الف ـ آزاد نيمايي       ب ـ  شعر سپيد          ج ـ موج نو
 
2ـ نام نويسندگان آثار زير را بنويسيد. 
 
 الف ـ صفير سيمرغ               ب ـ رساله ي دل و جان
 
جواب) : الف ـ محمد علي اسلامي ندوشن                      ب ـ خواجه عبدالله انصاري
 
3ـ چرا محمود درويش را شاعر مقاومت فلسطين ناميده اند؟
 
جواب) :  براي اينكه جز براي فلسطين شعر نگفته است.
 
4ـ مسايلي همچون: دعوت به مبارزه، ستايش آزادي و .... در حوزه ي كدام نوع ادبيات قرار مي گيرد؟
 
جواب) :  ادبيات پايداري
 
5 ـ  دو آرايه هاي ادبي در مثال هاي زير بيابيد.
 
الف) ـ دي مي شد و گفتم صنما عهد به جاي آر          گفتا غلطي خواجه در اين عهد وفا نيست
 
ب ) ـ از خلاف آمد عادت بطلب كام كه مــن           كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم
 
جواب) :  الف ـ ايهام در واژه ي عهد در مصراع دوم بيت اول       
 
               ب ـ متناقض نما (پارادوكس) بين كلمات « جمعيت و پريشان » در مصراع دوم بيت دوم
 
6ـ بيت: ‹‹ بيستون بر سر راه است، مباد از شيرين        خبري گفته و غمگين دل فرهاد كنيد››
 
اشاره به چه داستاني دارد؟ و به اين آرايه ي ادبي چه مي گويند؟
 
جواب) : داستان شيرين و فرهاد ( دو دل داده ي افسانه اي در ادبيات ايران) و به اين آرايه تلميح گويند.
 
7ـ منظومه ي ‹‹ حمله ي حيدري›› به شيوه ي چه كتابي سروده شده است؟
 
جواب) : شاهنامه ي فردوسي
 
8ـ روي آوردن به ادبيات داستاني معاصر از چه دوره اي آغاز شد؟ دو نمونه از اين كتاب ها را نام ببريد.
 
جواب) : اوايل دوره ي مشروطه؛ سياحت نامه ابراهيم بيگ از زين العابدين مراغه اي و مسالك المحسنين از عبدالرحيم طالبوف
 
9ـ نخستين كسي كه افكار و اصطلاحات عرفاني را با مضامين عاشقانه در هم آميخته است، كيست؟
 
جواب) : سنايي
 
10ـ اخوان ثالث در شعر خود به انعكاس چه مسايلي مي پردازد؟ يكي از آثارش را نام ببريد.
 
جواب) :حوادث زندگي مردم ايران. از آثار او: ارغنون، زمستان، آخرشاهنامه، از اين روستا، در حياط كوچك و پاييز در زندان
 
11ـ دو جريان ادبي دري خارج از ايران در عصر حاضر كدام ها هستند؟
 
جواب) : 1) فارسي رايج در افغانستان     2) تاجيكي(فارسي رايج در ماوراءالنهر)
 
12ـ فرق شعر موج نو  با نثـر  در چيست؟      
 
جواب) :  در تخيل شعري
 
13ـ در مصراع دوم بيت زير يك آرايه پيدا كنيد:
 
   از خلاف آمد عادت بطلب كام كه من          كسب جمعيت از آن زلف پريشان كردم
 
جواب) : متناقض نما در واژه هاي جمعيت و پريشان
 
14ـ با توجه به ارتباط معنايي دو مصراع، آرايه ي بيت را مشخص كنيد.
 
    آدمي پير چو شد حرص جوان مي گردد             خواب در وقت سحرگاه گران مي گردد
 
جواب) : اسلوب معادله
 
15ـ ‹‹ حبسيه›› به چه نوع شعري گفته مي شود و از موضوعات كدام نوع ادبي است؟
 
جواب) : اشعاري كه در زندان سروده مي شود و در بر دارنده ي اعتراض شاعر به مخالفان و تلاش براي اثبات بي گناهي خود.  و از موضوعات ادبيات غنايي است.
 
16ـ نخستين مجموعه ي داستان سيمين دانشور چه نام دارد؟
 
جواب) : آتش خاموش
 
17ـ كدام نوع ادبيات، چهره ي انساني عامي دارد و در هيچ قالب ملي خاص نمي گنجد؟
 
جواب) :  ادبيات پايداري
 
18ـ زيب النّسا در سرودن شعر، از كدام شاعر پيروي مي كرد؟
 
جواب) : از عرفي شيرازي
 
19ـ صاحبان اين آثار را نام ببريد. 
 
 الف ـ در بهشت شداد         ب ـ آزادي و تربيت
 
جواب) :  الف ـ جلال رفيع            ب ـ دكتر محمود صناعي
 
20ـ دو ويژگي شعر نو نيمايي را از نظر قالب بنويسيد.
 
جواب) :  كوتاه و بلند شدن مصراع ها  ـ  جا به جايي قافيه
 
21ـ زبان فارسي از چه دوره اي زبان اداري و درباري هند و پاكستان بود؟
 
جواب) :  غزنوي
 
22ـ در كدام يك از دو بيت زير، اسلوب معادله ديده مي شود؟ به چه دليل؟
 
الف ـ عيب پاكان زود بر مردم هويدا مي شود       موي اندر شير خالص زود پيدا مي شود
 
ب ـ پنداشتي كه ريشه ي پيوند من گسست         در سينه ام هزار خراسان نهفته اسـت
 
جواب) :  در بيت الف. زيرا با جابجايي دو مصراع، معني و مفهوم بيت و نيز نظم آن به هم نمي خورد.
 
23ـ مقدمه ي قصيده چه نام دارد؟ مضامين آن چيست؟
 
جواب) : تغزل يا تشبيب نام دارد و از مضامين آن عشق يا توصيف طبيعت را مي توان نام برد.
 
24ـ واژه ي مشخص شده در بيت زير چه آرايه اي دارد؟
 
    اميد هست كه روي ملال در نكشد              از اين سخن كه گلستان نه جاي دلتنگي است
 
جواب) :  ايهام
 
25ـ صاحبان اين آثار را نام ببريد. 
 
 الف ـ الهي نامه           ب ـ هفت كشور
 
         جواب) الف ـ خواجه عبدالله انصاري             ب ـ محمدعلي جمال زاده
 
26ـ جمله ي « پس چه خاكي به سر بريزم» داراي دو معني نزديك و دور است كه معني دور آن مورد نظر است، به اين كاربرد چه مي گويند؟   
 
جواب) كنايه
 
 و ) ـ شعر حفظي :
 
بيت هاي شعر زير را كامل كنيد.
 
1 ـ ما به .....بوده ايم، يار ......بوده ايم/باز همان جا رويم جمله،كه آن شهر ماست
 
جواب) فلك  ــ ملك   
 
2 ـ آمد موج الست، كشتي قالب ببست              .................................. 
 
جواب): باز چو كشتي شكست نوبت وصل و لقاست
 
3ـ  .................................              ماه چنان بخت يافت، او كه كمينه گداست
 
جواب): از مه او مه شكافت، ديدن او برنتافت
 
4 ـ خود زفلك برتريم، .....................              ..................؟ منزل ما كبرياست
 
جواب): وزملك افزون تريم      ـ   زين دو چرا نگذريم؟
 
5 ـ آنان كه محيطِ فضل و آداب شدند                   .....................
 
جواب): در جمعِ كمال شمعِ اصحاب شدند            
 
6 ـ برخيز و مخور .....................              .................. به شادماني گذران
 
جواب): غمِ جهان گذران       ـ    بنشين و دمي
 
7ـ ................................              آهو بچه كرد و روبه آرام گرفت
 
جواب): آن قصر كه جمشيد در او جام گرفت
 
8 ـ  پشت درياها ........ است   /  كه در آن پنجره ها رو به ........... باز است.
 
جواب): شهري  ــ تجلي
 
9ـ  مردم شهر به يك ...... چنان مي نگرند      كه به يك ........ ، به يك خواب لطيف
 
جواب): چينه   ــ  شعله 
 
10ـ شاعران وارث ............. و .......... و روشني اند.
 
جواب): آب ـ خرد 
 
11ـ خاك موسيقي ..............تو را مي شنود              و صداي پر مرغان ............ مي آيد در باد
 
جواب): احساس  ــ اساطير          
 
12 ـ ..........................                 نــور خــود در ديــده ي بينــا نهـــاد
 
جواب): تا تماشاي وصال خود كند       
 
13ـ يك كرشمه كرد با خـود، آن چنانـك             ....................
 
جواب): فتنه اي در پير و در برنا نهاد
 
14 ـ ......... شوري در نهاد ما نهاد                     .......... در بوته ي سودا نهاد
 
جواب): عشق    ـ   جان ما


                              با تشکر از وبلاگ :pursaeidy.blogfa.com



تاريخ : چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393 | 13:34 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
یکی از دوستان در پیامی خواسته بودند که در مورد سجع و جناس بیشتر توضیح داده شود کهحقیر نیز سعی خواهم نمود در این پست به ساده ترین روش این آرایه ها را توضیح بدهمامیدوارم مورد استفاده ی دوستان عزیز قرار بگیرد . لطفا اگر خواستید که جواب سؤالاتتون روشخصی بپرسید و پاسخ را نیاز داشتید حتما یا ایمیل و یا آدرس وبلاگ و یا شماره ی تماس بگذارید تا در اسرع وقت پاسخ بدهم . هر چند که در پست های قبلی نیز در قسمت آرایه های ادبی توضیح داده بودم ولی اینبار با زبانی ساده تر بدان خواهم پرداخت .

سجع :
 
* یکسانی دو واژه در واج یا واج های پایانی ، وزن یا هر دوی آن ها را سجع می گویند .
 
* آرایه ی سجع بایدحداقل دو جمله باشد.زیرا سجع ها بایددر پایان دوجمله بیایند تاآرایه ی سجع
 
خلق شود.
 
مثال : برای یکسانی واج آخر ←  هر چه در دل فرو آید ، در دیده نکو نماید .
 
توضیح : واژگان « فرو آید » و « نماید » در واج های آخر مشترک اند . ( اید )
 
نکته :
 
1. سجع باعث آهنگین شدن نثر می شود و به نثری که در آن آرایه ی سجع به کار رفته باشد «
 
نثر مسجع » یا « آهنگین » می گویند .
 
2. آرایه ی سجع زمانی به وجود می آید که کلمات سجع در پایان دو جمله به کار روند و آهنگ دو
 
جمله را به هم نزدیک سازند .
 
مانند :  مرا در جزیره ی کیش به حجره ی خویش فرا خواند .
 
توضیح ←  در جمله ی فوق به دلیل اینکه هر دو واژه« کیش و خویش » در یک جمله بکار رفته
 
اند سجع شمرده نمی شود. و کلمات هم آهنگ به حساب می آیند .
 
3. سجع در نثر حکم قافیه در شعر را دارد .
 
4. اگر در پایان جملات کلمات تکراری وجود داشته باشد ( مانند ردیف در شعر ) سجع پیش از آن
 
می آید .
 
مانند : الهی اگر بهشت چون چشم و چراغ  است بی دیدار تو درد و داغ است .
 
چراغ و داغ ←  سجع هستند .   و   است / است ←  تکراری هستند و تقریبا همان ردیف در شعر
 
محسوب می شوند .
 
5. اگر سجع ها در یک جمله در کنار هم به کار روند « تضمین المزدوج » نامیده می شود .
 
مثال : به گوش هوش نیوش از من و به عشرت کوش  /  که این سخن ، سحر از هاتفم به گوش
 
آمد .
 
6. گاهی در جملات مسجع ممکن است افعال به قرینه ی لفظی یا معنوی حذف شود .
 
مثال : منّت خدای را عزّو جلّ که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت .
 
توضیح : فعل « است » به قرینه ی لفظی حذف شده است .
 
انواع سجع :
 
1. اگر کلمات سجع فقط در واج یا واج های پایانی یکسان باشند ← سجع مطرف
 
مثال : محبت را غایت نیست از بهر آن که محبوب را نهایت نیست .
 
توضیح : کلمه ه ی « غایت » دارای دو هجا و کلمه ی « نهایت » دارای سه هجا( بخش ) می
 
باشد. پس دو کلمه هم وزن نیستند بلکه فقط در حرف آخر مشترک اند.
 
2. اگر کلمات سجع فقط در وزن یکسان باشند←  سجع  متوازن
 
مثال : مُلک بی دین باطل است و دین بی مُلک ضایع .
 
توضیح : هر دو کلمه « باطل  و ضایع » دارای دو هجای بلند هستند لذا هم وزن اند .
 
3. اگر کلمات سجع هم در واج آخر و هم در وزن یکسان باشند ←  سجع متوازی
 
 مثال : همه کس را عقل خود به کمال نماید و فرزند خود را به جمال
 
 توضیح : واژگان « کمال « و جمال هم در واج آخر و هم در وزن یکسان اند .
 
نکات مهم :
 
1. ارزش موسیقایی سجع متوازی از همه بیش تر و سجع متوازن از همه کم تر است .
 
2. سجع بیش تر در نثر به کار می رود . امّا در شعر نیز نمونه هایی یافت می شود که باعث
 
آهنگین تر شدن آن می شود .
 
مثال : بازآ و بر چشمم نشین ، ای دلستان نازنین   /  کاشوب و فریاد از زمین بر آسمانم می رود .
 
3. سجع در شعر بر خلاف نثر همواره در پایان جمله نمی آید بلکه هر جا وزن به شاعر اجازه دهد
 
از سجع استفاده می کند .
 
4. امروزه سجع را در شعر قافیه ی میانی یا درونی می نامند و سجعی که به تکلّف خلق می
 
شود ارزش هنری ندارد .
 
حال با توجه به توضیحات داده شده به سؤالات زیر پاسخ بدهید .
 
1. انواع سجع را در هر یک از عبارت های زیر بیابید .
 
الف ) « که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت . »
 
ب ) « الحمدالله شهر تبریز است و حسن و جمال خیز
 
پ ) « گاه از دیدن خطّ مکتوب منعتش و گاه از ندیدن روی مطلوب مشتعل . »
 
2. در بیت زیر « سجع » را بیابید و نوع آن را بنویسید .
« من مانده ام مهجور از او ، دل خسته و رنجور از او / گویی که نیشی دور از او ، در اسخوانم می رود .»
 
3.  در عبارت و شعر زیر ، سجع ها را مشخص کنید و نوع آن ها را بنویسید .
 
الف ) « به نام آن خدای که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح . »
 
ب ) « دلبر که جان فرسود از او ، کام دلم نگشود از او . »
 
4. در هر یک از عبارات زیر چه نوع سجعی به کار رفته است ؟
 
الف ) « ما به او محتاج بودیم و او به ما مشتاق بود .
 
ب ) « هر که با بزرگان ستیزد، خون خود ریزد . »
 
پ ) « درویشی را شنیدم که به غاری در نشسته بود و در به روی از جهانیان بسته . »
 
ت ) «  ظالمی را حکایت کنند که هیزم درویشان خریدی به حیف و توانگری را دادی به طرح . »
 
ث ) « هنر چشمه ی زاینده است و دولت پاینده . »
 
ج ) « ای صاحب کرامت ، شکرانه ی سلامت  /  روزی تفقّدی کن درویش بی نوا را »
 
چ ) « طالب علم عزیر است و طالب مال ذلیل . »
 
5. آیا در جمله ی « مال و منال او زیاد است . » بین مال و منال سجع وجود دارد یا نه ؟ چرا ؟
 
*****************************
 
جناس:
 
یک‌سانی و هم‌سانی دو یا چند واژه در واج‌های سازنده را « جناس » گویند.
 
1. جناس تام : آن است که کلمات  جناس فقط از لحاظ معنی اختلاف دارند و در شکل و صورت
 
ظاهری کاملا برابرند .( یکسانی دو واژه در تعداد و ترکیب واج ها ) ارزش موسیقایی جناس تام در
 
سخن بسیار است .
 
2. جناس ناقص : آن است که کلمات جناس علاوه بر معنی در یک صامت یا مصوّت هم متفاوت
 
هستند .
 
انواع جناس ناقص :
 
نکته :: گفتیم اگر کلمات جناس در ظاهر کاملا شبیه هم باشند تام هستند در غیر این صورت
 
جناس ناقص به شسمار می آیند .
 
1. جناس ناقص حرکتی :  یکسانی دو یا چند واژه در صامت ها و اختلاف آن ها در مصوّت های
 
کوتاه  را می گویند .
 
نکته : تکرار صامت ها ، موسیقی درونی مصراع ها را پدید می آورد .
 
مثال : شکر کند چرخ فلک از مَلِک و مُلک و مَلَک / کز کرم و بخشش او ، روشن و بخشنده شدم .
 
توضیح : واژگان « مَلِک / مُک / مَلَک » در صامت ها مشترک اند فقط در مصوت های کوتاه اختلاف
 
دارند .
 
واژه ی « مُلک » با واژگان « مَلَک » و « مَلِک » طبق تعریف  کتاب جناس ندارد هر چند در متن
 
کتاب درسی جناس ناقص فرض شده اند .
 
نکته :
 
الف: جناس ناقص در افزایش موسیقی لفظی بیت یا مصراع مؤثر است .
 
ب : قدما این گونه جناس را « جناس ناقص » می نامیدند . 
 
2. جناس ناقص اختلافی ( حرفی ) : اختلاف دو کلمه در حرف اول ، وسط یا آخر است . کلماتی
 
که علاوه بر معنی در یک صامت متفاوت اند .
 
مثال : هر تیر که در کیش است گر بر دل ریش آید  /  ما نیز یکی باشیم از جمله ی قربان ها
 
توضیح : واژگان « کیش » و « ریش » جناس ناقص اختلافی حروفی دارند چون صامت « ک »  و
 
« ر » در دو واژه مختلف است .
 
نکته :
 
1. جناس ناقص حروفی نیز در آفرینش موسیقی لفظی مؤثر است .
 
2. جناس میان دو واژه را جناس ناقص می خوانیم که اختلاف آن ها بیش تر از یک حرف نباشد.
 
برای مثال « یار » و « یاران » جناس نیستند .
 
3. این گونه جناس را قدما ، مضارع ، لاحق ، مرف می نامیدند .
 
نکته : 
 
1. منظور از حرف همان صامت ها و مصوت های بلند است .
 
2. حرفی را که در اول و آخر نباشد وسط می گوئیم .
 
جناس ناقص افزایشی :
 
جناس ناقص افزایشی ؛ اختلاف در دو واژه است در معنی و تعداد حروف. که علاوه بر معنی در
 
تعداد حروف نیز متفاوت اند یعنی یکی از کلمات جناس یک حرف در اول یا وسط یا آخر نسبت به
 
دیگر کلمه ی جناس اضافه دارد .
 
مثال برای جناس ناقص افزایشی در حرف اول :
 
دلا رنج حسودان مرنج و واثق باش  /  که بد به خاطر امیدوار ما نرسد .
 
توضیح : واژه ی « مرنج » یک حرف صامت نسبت به « رنج » بیش تر دارد ← جناس نلقص
 
افزایشی در حرف اول
 
این نوع جناس را قدما « جناس زاید یا مذَیَّل » می گفتند .
 
مثال : برای جناس ناقص افزایشی در حرف وسط :
 
دستم نداد قوّت رفتن به پیش دوست   /   چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم .
 
توضیح : واژه ی « دوست » در تقابل با واژه ی « دست » یک حرف در وسط بیش تر دارد .
 
جناس ناقص افزایشی در حرف وسط
 
توجه : ضمیر پیوسته ی « م » در « دستم » یک واژه ی مستقل و در نقش مضاف الیه است لذا
 
جزء اصل کلمه نیست .
 
مثال : برای جناس ناقص افزایشی در حرف آخر :
 
« اشک من رنگ شفق یافت ز بی مهری یار   /   طالع بی شفقت بین که در این کار چه کرد .»
 
توضیح : واژه ی « شفقت » در مصراع دوم در تقابل با واژه ی « شفق » در مصراع اول یک حرف
 
در آخر بیش تر دارد .← جناس ناقص افزایشی
 
* جمع بندی کلی در موردانواع جناس :جناس در تقسیم بندی اولیه به دو نوع تقسیم می شود :
 
1.جناس تام 
 
2. جناس ناقص
 
* جناس ناقص در سه حالت می تواند در کلام به کار برود :
 
1 . اختلاف در مصوّت کوتاه ( حرکتی )
 
2. اختلاف در نوع حروف ( اختلافی )
 
3. اختلاف در تعداد حروف ( افزایشی )
 
* ارزش جناس ناقص به موسیقی لفظی است که در کلام می آفریند.
 
حال با توجه به  توضیحات مربوط به « جناس » به سؤالات زیر پاسخ دهید :
 
1. « جناس تامّ » به کار رفته در بیت زیر را ، مشخص کرده و دلیل خود را بنویسید .
 
« نه عجب که قلب دشمن شکنی به روز هیجا   /  تو که قلب دوستان را به مقاربت شکستی »
 
2.در بیت زیر بین کدام کلمات ، « جناس » به کار رفته است ؟ « نوع » هر جناس را بنویسید .
 
« کفر است در طریقت ما کینه داشتن   /   آیین ماست سینه چو آیینه داشتن  »
 
3. میان کدام واژه  در بیت زیر ،«جناس »به کار رفته است ؟«نوع »هر یک راجناس را بنویسید.
 
« گو شمع نیارید در این جمع که امشب   /   در مجلس ما ، ماه رخ دوست تمام است »
 
4. در بیت زیر بین کدام کلمات جناس به کار رفته است ؟ نوع هر یک را مشخص کنید .
 
« ساقی به نور باده بر افروز جام ما    /    مطرب بگو که کار جهان شد به کام ما »
 
5. آیا واژه ی « می کند » و « می کند » در بیت زیر ، جناس تام است ؟ چرا ؟
 
« بشنو این نی چون شکایت می کند   /   وز جدایی ها حکایت می کند . »
 
6. در بیت زیر بین کدام کلمات جناس وجود دارد ؟ نوع آن رامشخص کرده ودلیل خودرابنویسید .
 
« وانکه گیسوی تو را رسم تطاول آموخت   /    هم تواند کرمش داد من مسکین داد . »
 
7. کدام دو کلمه ، نمی توانند به عنوان جناس به کار بروند ؟
 
الف ) شرار ، سواد    ب ) جوی ، جود    ج ) روان ، روان     د ) رسید ، رشید 
 
8. کدام کلمه ها در بیت « عنان مپیچ که گر می زنی به شمشیرم /  سپر کنم سر و دستت ندارم
 
از فتراک .» جناس دارند ؟
 
الف ) سر ، سپر    ب ) سر ، دست      ج ) شمشیر ، سپر       د ) عنان ، فتراک
 
9. در بیت زیر ، جناس هاو نوع آن ها را مشخص کنید .
 
«  کار دلم به جان رسد ، کارد به اسخوان رسد  /   ناله کنم بگویدم دم مزن ئو بیان مکن »
 
 
حال دوستان عزیز با توجه به توضیحات داده شده در این پست « تفاوت های سجع با جناس » را بنویسید . می توانید در قسمت نظرات همین پست پاسخ بدهید . 
 
 
        برایتان از ایزد منان بهترین ها را آرزومندم .
 
      خادم اهل قلم و اندیشه : بهزاد چهارتنگی
 
 
 
 


تاريخ : جمعه نهم خرداد 1393 | 15:5 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

معنی نظم و نثر:

الف ) ابیات و عبارتهاي زیر را به نثر روان برگردانید . 
1 چه باید نازش و نالش بر اقبالی و ادباري/ که تا بر هم زنی دیده ، نه این بینی ، نه آن بینی 
2 در کمرکش دوازده حلقوم و کتل و گردنه ي یک دوجین شکم و روده مراحل مضغ و بلع و هضم و تحلیل را پیمود .
 3.چو نازش به اسب گران مایه دید    /    کمان را به زه کرد و اندر کشید 
4. خورده قسم اختران به پاداشم   /    بسته کمر آسمان به پیکارم 
5. به رسم معموله ي همه ساله ، اعاظم اهل اردو و تمام ملتزمین حاضر بودند .
6. با یاد رنگ و بوي تو اي نوبهار عشق     /    هم چون بنفشه سر به گریبان کشیده ام 
7. بشوي اوراق اگر همدرس مایی    /   که علم عشق در دفتر نباشد 
8. آدم را کفري می کند . 
9.به دیدارت آرایش جان کنم . 
10. لاجرم سپر بینداخت . 
11. نالان استرحام می کرد . 

ب ) خودآزمایی :

 1. و پیدا نکردم در آن کنج غربت به جز آخرین صفحه ي دفترت را » منظور از کنج غربت چیست؟

2.« در میان خانه گم کردیم صاحب خانه را » منظور از صاحب خانه کیست ؟

3.« . مردم اين جزيره از اشراف فارس هستند » واژه ی فارس به چه معنا است ؟

4. در انتظار غبار بي سوار نشستن » کنایه از چیست؟

5. چگونه شمشيري زهرآگين / پيشاني بلند تو – اين كتاب خداوند را – از هم مي گشايد »چرا شاعر در عبارت پیشانی بلند امام علی (ع ) را کتاب خداوند می داند ؟

6. تربيت انساني و سنّت ملّي ما »  چرا نويسنده ي درس مثنوی معنوی را از کتاب های مقدس غربیان برتر می داند ؟

7. در داستان « گیله مرد » محمد ولی و مامور دوم به ترتیب نماد چه انسان هایی در عصر خود هستند ؟
8 مفهوم كنايي عبارت هاي زير را بنويسيد .
الف ) جلوی کسی در آمدن :

ب ) چند مرده حلاج بودن :

درک مطلب :

1. در بیت «هزار بادیه سهل است با وجود تو رفتن  /  اگر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم .»منظور شاعر از « تو » در مصرع اول و دوم چیست ؟

2.با توجه به بیت « عنان گیر تو گر روزی جمال درد دین باشد / عجب نبود که با ابدال خود را هم عنان بینی. » در چه صورتی انسان با ابدال ،هم سنگ می شود ؟
3.در عبارت « انشای ارتجالی خسرو را عرض می کردم دنباله اش این بود . منظور از انشای ارتجالی چیست ؟
4.در عبارت « خشک آمد کشتگاه من / در کنار کشت همسایه »منظور شاعر از « همسایه » چیست ؟
5.در بیت « یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی کند / کسی به کوچه سار شب در سحر نمی زند .» شاعر از چه چیزی آزرده است ؟
6.در بیت « زندان خدایگان که و من که  /  ناگه چه قضا نمود دیدارم »شاعر دلیل گرفتار بودن خود را چه می داند ؟
7 مفهوم مصراع دوم بیت زیر چیست ؟
« تهمتن چنين داد پاسخ كه نام/چه پرسي كزين پس نبيني تو كام »
8.در عبارت « یک دست از بهترین لباس های نو دوز خود را با کلّیّه ی متفرّعات به انضمام مایحتوی بیرون انداخته ام .« منظور از ما یحتوی » چیست ؟

معنی لغات و ترکیبات :

د ) لغات مشخص شده ي زیر را معنی کنید . ( 2 نمره )
1.مگر اي سحاب رحمت تو بباري ار نه دوزخ 
2.زمانه مرا پتک ترگ تو کرد . 
3.کشتی شکستگانیم اي باد شرطه برخیز .
4تاس ها بر گیر تا به حمام رویم .

5.حس شرافتمندي ، مناعت ، اعتماد به نفس به بهترین وجه دیده می شود . 
6.تصور نشود که آن ها را با جزمیت بازگو کرده ام . 
7.حسودان تنگ نظر و عنودان بدگهر وي را گمراه کردند . 
8.جامه اش شولاي عریانی است . 

ه ) دانش هاي ادبی :

 در هر کدام از ابیات زیر کدام آرایه از آرایه هاي ادبی که در سال دوم خوانده اید وجود دارد ؟ 
1 - دخل بی جا ندهد غیر خجالت اثري/تیر کج باعث رسوایی تیر انداز است
2 - دولت فقر خدایا به من ارزانی دار/کاین کرامت سبب حشمت و تمکین من است
3- ویژگی های شعر « موج نو » را بنویسید .
4-نام نویسندگان آثار زیر را بنویسید . 
کویر :                                                              زمستان :
در کوچه باغ هاي نشابور :                                     الایام :
5-اولین مجموعه ي داستان هاي کوتاه ایرانی چه نام دارد ؟ 
6-داستان خسرو در کدام اثر عبدالحسین وجدانی به چاپ رسیده است ؟ 

و ) حفظ شعر:

1.چون در آن غوغا عراقی را بدید ..............................................
2. قایق از تور تهی / .............................................................



  • سیب سفید
  • جاده ماز
  • سایت هنری