X
تبلیغات
آموزش زبان و ادب فارسی
تاريخ : شنبه بیست و پنجم آبان 1392 | 1:3 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
جواب سوالات شما عزیزان :از این پس به سؤالات شما دوستان عزیز در همین صفحه پاسخ داده خواهد شد لطفا سؤالات را کامل و روشن در قسمت نظرات قرار دهید در کمترین زمان ممکن پاسخ لازم را خواهم داد .
سؤال1.عبارت«افتخارایران به داشتن جوانانی باکفایتی است.»فاقد کدام قاعده زبانی است؟چرا؟

لطفا جواب بدید، خیلی اعصابم رو خورد کرده... ممنون. سوال از :( میلاد )

پاسخ: این عبارت فاقد قواعد نحوی زبان است . زیرا ازنظر دستور زبان فارسی  جوانانی با کفایتی مناسب نیست و باید اینگونه باشد " افتخار ایران به داشتن جوانانی با کفایت است " در چنین عبارت هایی  باید (( ی )) را به موصوف بیفزائیم و یا به صفت . و گاهی به ندرت نیز می شود هر دو (( ی )) را بپذیرند . مانند : " عکس رنگی مناسبی " اما در عبارت بالا اینگونه نیست و جمله را نمی توان با این شکل در زبان معمول بکار برد . ((...جوانانی با کفایتی ...))

*****************

سؤال2. ویژگی اسم " شعرا " چیست ؟ سؤال از ( عسل ) :

پاسخ :  واژه ی " شعرا " جمع مکسّر عربی و مفرد آن شاعر است .
*******************
سؤال3. چرا با وجود داشتن واجگاه مشترک دو واج «ب » و « پ» ، می توانیم واژه ی «بپرد»

را به کار ببریم ؟ ( سؤال از همایون )

پاسخ : زیرا دو واج «ب » و « پ » در واژه ی « بپرد » با فاصله در کنار هم قرار گرفته اند و مصوت کوتاه (اِ ) بعد از واج ( ب ) این فاصله را ایجاد کرده است . زمانی نمی توانیم چنین واج هایی را در کنار هم قرار بدهیم که بدون فاصله در کنار هم قرار بگیرند .

************************

جواب سؤالات دوستی عزیز به نام جهانگیر :
سلام ببخشید سوالام خیلی واجبه اگه جوابمو بدید خییییلی ممنون میشم.اگه برام میل هم کنید واقعااا ممنونم...

1)فاعل مصراع دوم بیت زیر چیست؟
شمع را باید ازین خانه برون بردن و کشتن.....تا به همسایه نگوید که تو در خانه مایی 1)شمع 2)همسایه 3)شاعر 4)تو

پاسخ :  در این سؤال : شمع فاعل است.

2)کدام کلمه درساخت دستوری با بقیه متفاوت است؟
1)رایگان 2)شایگان 3)همگان 4)مهرگان

پاسخ : در این سؤال گزینه ی 2 با بقیه فرق می کند زیرا" شایگان " ریشه ی فعلی دارد اما بقیه ی گزینه ها  از اسم + ان نسبت ساخته شده اند . و از مصدر شایستن ساخته شده که بن مضارع آن " شای " می باشد .


3)کدام کلمه مشتق نیست؟
1)ارده 2)زرده 3)نرده 4)پرده

پاسخ : جواب گزینه ی 4 . یعنی : پرده درست است .


4)ابوسعید ابوالخیر عارف و شاعر چه قرنیست؟
1)قرن چهار 2)قرن پنج 3)قرن شش 4)قرن هفت

پاسخ : ابو سعید ابوالخیر در سال 357 هجری متولد و در سال 440 نیز وفات یافته اند . ایشان عارف و شاعر اواخر قرن چهارم و اوایل قرن پنجم می باشند .5)در عبارت((علما را تماشا میکردم که میخواستند حرفشان را به کرسی بنشانند)) معنی (به) چیست؟
1)سوگند 2)به 3)با 4)برای

پاسخ : " به " در اینجا حرف است . و معنای جواب گزینه ی 2  می باشد اما به نظر می رسد که در اینجا باید بجای  " به " در گزینه ها " بر " را بکار می برد زیرا " به " معنای " بر " می دهد که زیاد هم تفاوت معنایی ندارند .

******************************

دوستی به نام " حسین بیگی در مورد جواب یکی از خود آزمایی های زبان فارسی 1 نظری داشتند که از توجه ایشان بی نهایت سپاسگزارم و باید بگویم که حق با این دوست عزیز است جواب اصلاح شد . سپاس از توجه شما بزرگوار .
 
در جمله ی " زبان فارسی را اسلام به هند برد . "
جواب خودازمایی درس چهارم ص 20-21 چهار جزیی صحیح است اسلام نهاد -زبان فارسی مفعول - به هند متمم فعل چون برد به معنای گسترش نه حمل کردن -علی ماشین را برد .3جزیی است ولی در جمله فوق برد تغییر معنا دارد

******************************

دوستی به نام مریم :

معنای قدیم و جدید چند کلمه را خواسته اند که به شرح زیر به ایشان پاسخ می دهم :
پاسخ : " خسته ، شوخ ، افسوس ، سوگند و صحبت " که در قدیم به ترتیب به معنای " مجروح ، چرک ، ریشخند ، آب گوگرد دار و همنشین " بوده   وامروزه به معنای " درمانده ، بذله گو ، دریغ وحسرت ، قسم و گفتگو " معمول است .

*****************************************
 سوال از محمد امین :

آیا گروه قیدی جزو نهاد به حساب میاد؟
مثل.
سالیانی دراز مشرکان بت ها را میپرستید. 


در جواب شما دوست عزیز باید بگویم که گروه قیدی نیز جزء گزاره محسوب می شود .و نمی توان آن را جزء نهاد به حساب آورد . جهت توضیح بیشتر مطلب زیر را بخوانید :

نهاد و گزاره:

هر جمله از دوقسمت نهاد و گزاره تشکیل می شود.

نهاد: قسمتی از جمله است که درباره ی آن خبری داده می شود.

گزاره: گزارش یا خبری است که درباره ی نهاد داده می شود.

نکته ی مهم: نهاد یا گزاره ممکن است شامل یک کلمه یا چندین کلمه باشد.

نحوه ی تشخیص نهاد و گزاره در جمله: برای تشخیص نهاد در جمله می توان از جمله ی سؤالی 

چه کسی؟ یا چه چیزی؟ استفاده کرد پس از تشخیص نهاد بقیّه ی جمله گزاره محسوب می شود.   

مثال۱:علی به مدرسه رفت.              نهاد:علی            گزاره:به مدرسه رفت

مثال۲: انقلاب اسلامی ایران، یک حادثه ی بزرگ تاریخ است.  

 نهاد:انقلاب اسلامی ایران                         گزاره:یک حادثه ی بزرگ تاریخ است

مثال۳:ما باید تاریخ گذشته و امروز خود را بشناسیم.

نهاد: ما                         گزاره:باید تاریخ گذشته و امروز خود را بشناسیم

اجزای گزاره: گزاره از اجزایی تشکیل می شود که مهم ترین جزء آن فعل است که معمولاً در پایان جمله

قرار می گیرد از اجزای دیگری که در قسمت گزاره قرار می گیرد می توان به مسند، مفعول، متمّم و...

اشاره کرد.

فعل: فعل کلمه ای است که انجام عملی یا داشتن یا پذیرفتن حالتی را در زمان معیّن بیان می کند.

ویژگی های فعل:با توجّه به تعریف فوق می توان برای هر فعلی چند ویژگی را در نظر گرفت:

۱- انجام عملی یا داشتن یا پذیرفتن حالتی    مثال:

علی به مدرسه رفت.( عمل رفتن)      

 انقلاب اسلامی ایران، یک حادثه ی بزرگ تاریخ است.

 (فعل" است" داشتن حالتی را به نهاد نسبت می دهد)

هوا سرد شد. (فعل"شد" پذیرفتن حالتی را به نهاد نسبت می دهد)           

۲-زمان (ماضی، مضارع، آینده)

۳-شخص (اوّل شخص، دوم شخص، سوم شخص)

۴- شمار (مفرد یا جمع)

ساختمان فعل: هر فعلی از دو قسمت ۱-بن(ماضی یا مضارع)  ۲-شناسه

حال با توجّه به مطالب فوق و مطالبی که در سال اوّل یاد گرفته اید ویژگی های  فعل زیر را بیان کنید.

فعل

زمان

شخص

شمار

بن

شناسه

رفتیم

---------

--------

--------

--------

---------




تاريخ : سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 | 19:51 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

فرا رسیدن سال ۱۳۹۳ را به همه ی شما دوستداران فرهنگ وادب پارسی تبریک عرض می نمایم.




تاريخ : سه شنبه بیستم اسفند 1392 | 21:59 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

1-  شناسه ها ،تکواژوابسته تصریفی اند ودر شمارش تکواژها یک تکواژ محسوب
می شوند . البته اگر شناسه به تنهايي به جاي فعل هم بيايد در اين صورت به
عنوان تكواژ آزاد به حساب مي آيد: من اهل ايرانم ؛ َم يعني هستم و يك
تكواژ آزاد است . به همين دليل است كه  « ی » اسنادی در فعل ربطی ، یک
واژه محسوب می شود . مثلاً « ی » در ، تویی ← دو تکواژ ( تو + ی )      «
ی » اوّلی در« تویی » حرف میانجی است و در شمارش تکواژ به حساب نمی آید .

2-  تکواژ صفر / تهی( Φ ) نمود آوایی نداردامّا در شمارش یک تکواژ به
حساب می آید ؛ مانند« است »  که ۲ تکواژ است . گفته بود Ø شنیده است + Ø
، دیده بود + Ø  ، می¬آمد + Ø  ، برو + Ø  ، نرو  Ø  .. ( فعل هاي دوم
شخص مفرد امر و نهي تكواژ تهي دارند )  ، در ماضي مستمر سوم شخص مفرد ،
دو تكواژ تهي داريم :  داشت Ø مي گفت Ø  ، در واقع ما فعل يك تكواژي
نداريم و هر فعل حداقل از دو تكواژ پديد آمده است .

3-  نقش نمای اضافه (-ِ )  یک واج ، یک تکواژ و یک واژه است . نقش نمای
اضافه ( -ِ ) وحروف پیوند مثل « و » به تنهایی یک واژه اند .

4-  « برایِ » یک واژه است و یک تکواژ ؛ زیرا ( -ِ ) زیر صامت « ی »
متعلّق به خود واژه است و نقش نماي اضافه نيست . برخي واژه هاي « مثل ِ »
و « مانند ِ » را نيز چنين مي دانند . « از برایِ » « بدون ِ» « بهرِ »

5-  گروه فعلی بر روی هم یک واژه به حساب می آیدو ممکن است چندین تکواژ
داشته باشد : « داشتند برمی گشتند ( 6 تكواژ ) ، خواهم رفت ( 3تكواژ ) ،
خوانده است ( 4 تكواژ ) ، می رفت ( 3 تكواژ ) و ... »

6-   « ان » تکواژ گذرا ساز است. این تکواژبه بن مضارع بعضی از فعل های
ناگذر افزوده می شود و آن را گذرا به مفعول می سازد ، همچنین به برخی فعل
های گذرا . تکواژ گذرا ساز « ان » جمله های دو جزیی را به سه و سه جزیی
را به چهار جزیی تبدیل می کند . برخی از مصدر ها مثل : شتافتن ، زیستن ،
آسودن ، این تکواژ را نمی پذیرند.

7-  افعالی مانند « دیده شده است و ... » با وجودداشتن فعل معین ( کمکی )
ساده اند ، چون بن مضارع آنها یک تکواژ است  ← « بین »  .  چنین فعل هایی
در شمارش واژه ها یک واژه به حساب می آیند ، چون  افعال كمكي به تنهایی
واژه نیستند .

8- واژه های « نیست ، باید ، شايد ، پهناور ، ادبیّات » به ترتیب : « ۳،
، 2 ، ۲، ۳،  ۳  » تکواژ اند . واژه ي شايد نيز مثل بايد داراي دو تكواژاست .

9 - ملاک تشخیص واژه های ساده از غیر ساده وضعیّت امروزی آن هاست و اهل
زبان پیشینه تاریخی زبان را در نظر نمی گیرند ، واژه های زیر ساده اند :
« تابستان ، زمستان ، دبستان ، ساربان ، خلبان ، شبان ، زنخدان ، ناودان
، خاندان ، سیاوش ، سهراب ، رستم ، تهمینه ، شیرین ، دستگاه ، استوار ،
بنگاه ، پگاه ، غنچه ، پارچه ، کلوچه ، کوچه ، مژه ، دیوار ، دیوانه ،رادار »

10-  تکواژ آزاد را« پایه » ووابسته را « وند » می گویند .

11-  اسم ها از نظر ساخت عبارتند از : ۱- ساده « کیف ، کتاب و... »                                   ۲-مرکب « کتاب خانه ، آبدارخانه ، و... » ۳- مشتق « گلزار ،دهکده ،ترشی،و ... »                 ۴ - مشتق مرکب « دانش سرا ، دادوبیداد ، دوچرخه و... »

12-  تكواژ ها بر دو نوع هستند 1 – آزاد 2 – وابسته ؛   *   تكواژ هاي
آزاد  خود بر دو نوع هستند :
  الف ) تكواژ آزاد قاموسي : كه معنا و كاربرد مستقل دارد مانند : مرد
، راه ، دست و ...
   نكته : بن فعل ها چه ماضي و چه مضارع ، تكواژ آزاد قاموسي هستند مثل
دان در « دانش »  يا خريد در « خريدار » .
     ب  )  تكواژ آزاد دستوري : كه كاربرد مستقل دارد ولي معناي مستقل
ندارد و در ساختار جمله معنا مي يابد .تكواژهاي آزاد دستوري شامل : ۱-
حروف پيوند ۲- حروف اضافه ۳- را مفعولي ۴- حروف ندا 5- ضمايرشخصي متصل و
منفصل ۶- مخفف زمان حال بودن « -َ م ، ي ، يم ، يد ، ند = هستم ، هستي و
...7 - ضماير اشاره (« همان و همين » يك تكواژ به حساب مي آيند) ، پرسشي
، مبهم و تعجبي ۸ -  نقش نمای اضافه (-ِ )  ۹- ب كه در آغاز اسم مي آيد و
قيد نشانه دار مي سازد جزء تكواژهاي آزاد ( دستوري ) است .  بخوبي

  * تكواژ هاي وابسته نيز كه معنا و كاربرد مستقل ندارند و به اولTوسط يا آخر واژگان اضافه مي شوند ، خود بر دو نوع هستند :

   الف ) تكواژ وابسته ي تصريفي كه واژه را براي نقش و جايگاه جديد در جمله و گروه آماده مي كند و معناي آن را عوض نمي كند و واژه ي
تازه اي نمي سازند ؛ تكواژهاي وابسته ي تصريفي عبارتند از : ۱- «ي» نكره
۲– نشانه هاي جمع ۳- «تر/ ترين » ۴- شناسه ها ۵- جزء پيشين فعل ها ( مي ،
همي ، مـ ، ﺑـ ، ﻧـ ← مي روم ، بروم ، نروم ) ۶- پسوند گذرا ساز ( ان )
۷- پسون هاي ماضي ساز ( اد ، يد ، ست ، ت ، د ← افتاد ، كشيد ، دانست ،
كُشت ، خورد )   ۸- تکواژ صفر / تهی (Ø )   ۹- نشانه هاي عدد ترتيبي هم
جزء تكواژ وابسته ي تصريفي است هشت    ُ مين  ،   ُ م  ۱۰-  شناسه هاي
ماضي نقلي ( ام – اي – Ø – ايم – ايد – اند ) تكواژ وابسته ي تصريفي
هستند ۱۱- الف در فعل دعايي « كناد » نيز تصريفي است .
  ب ) تكواژ هاي وابسته ي اشتقاقي : كه نقش اصلي آن ها واژه سازي
است و در پيوند با تكواژ آزاد ، واژه ي جديد مي سازند مانند : چه در «
بيلچه » ، ك در « اتاقك » ، مند در « كارمند » و .....
نكته : « ه » آخر ِ « آزاده » و « خسته » يك تكواژ  اشتقاقي است ولي در
كلمه اي مثل « ويژه » چنين نيست ؛ ويژه يك تكواژ است و ويژگي دو تكواژ
است .

13-  « همان و همين » يك تكواژ به حساب مي آيند ( تكواژ آزاد دستوري ؛
صفت اشاره ) . « هم چون و هم چنين و اين چنين » به خاطر داشتن يك تكيه يك
واژه و دو تكواژاند ؛ « چنين » صرف نظر از دستور تاريخي ، فقط يك واژه و
يك تكواژ است .

14 - « ان » در پلكان مجموعه ساز است و واژه ساده به حساب مي آيد .

15-  واج كوچكترين واحد صوتي زبان است كه خودش معنايي ندارد امّا تفاوت
معنايي ايجاد مي كند .

16-  در زبان فارسي هيچ هجايي با مصوت آغاز نمي شود و مصوت هميشه دومين
واج هجا است .

17-  « آ » دو واج به حساب مي آيد زيرا از همزه + مصوت بلند ، درست شده است .

18-  در كلماتي مثل « خواهر ، خويش ، چون ، خوان » در شمارش تعداد واج ها
به صورت ملفوظ آن ها توجّه كنيد نه صورت مكتوب .

19-  در بحث واج ها ، حروفي كه مشدد تلفظ مي شود بايد به صورت دو حرف نوشته شود .

20-  مصوت هميشه دومين واج هر هجا است ؛ لذا حروف  ا  ،  ي ، و   فقط
وقتي دومين واج هجا باشند مصوت به حساب مي آيند .

21-  بعضي از كلمات مثل: مهربان ، خواستگار، خداوندگار و پروردگار، دو
تلفظي هستند كه براي تعيين تعداد هجاها و واج ها بايد به نحوه ي تلفّظ
اين كلمه ها دقت كرد .

  22-  تفاوت تكواژ با واج : هرچند برخي از تكواژها نظير نقش نماي اضافه
( ِ ) يا « و » عطف تنها از يك واج تشكيل مي شوند ، تفاوت تكواژ با واج
در اين است كه واج واحد هاي آوايي بي معناي اما معناساز  زبان هستند در
حالي كه بسياري از تكواژها داراي استقلال معنايي هستند .

23-  تكواژ « ان » كه در برخي واژه ها بر جمع بودن دلالت نمي كند و معاني
ديگري نظير : مكان ، تشبيه ، زمان ، قيد حالت و اسم مصدر دلالت دارد ،
تكواژ اشتقاقي به شمار مي آيند نه تصريفي : سپاهان ، كوهان ، شادان ،
بامدادان ، يخبندان

24-  واج ميانجي تكواژ به حساب نمي آيد ؛ مثلا صامت ميانجي « ي » پس از
تكواژ منفي ساز در افعالي كه با مصوّت آغاز شود :
                افتاد ---- نيفتاد            آمد ------ نيامد
    « گ » در پرندگان ( پر – نده – ان )
    « ك » در نياكان ( نيا – ان )
    « ي » در  دانشجويان ( دان-   ِش- جو – ان )
   « الف » در نامه اي و خانه اي
   « ج » در سبزيجات
   « ي » در روستايي ، نامه يِ احمد
   « و » در آهوان ( آهو – ان يا وان )
   « ه » در بهِش ( بِ – ِش )
   « د » در بدان ( بـِ – ان )

25-   توجّه به تکواژ¬های ماضی ساز :
نحوه¬ی تشخیص تکواژ¬های ماضی¬ساز : باید به این نکته توجّه کرد که تمام
افعال از بن مضارع ساخته می¬شود امّا با گذشت زمان برخی از افعال از
ریشه¬ی خود دور شده¬اند ولی در تعدادی از آن¬ها هنوز بن¬های مضارع به شکل
اوّلیّه در درون تمامی افعال ، چه ماضی و چه مضارع باقی مانده¬است پس
می¬توان در افعال ماضی هم بن مضارع آن فعل را یافت .باید به این نکته
نیزتوجّه کرد که تنها بن¬های مضارعی را در افعال ماضی باید تجزیه کرد که
بدون تغییر در افعال مضارع کاربرد دارند .
انواع پسوند¬های ماضی ساز :
« ید » : خندید ، چرخـید ، گنجـید ، دوید ، پرید ، پاشـید ، جنبـید و ...
« د »  : خورد ، خوانـد ، مانـد ، گردانـد ، دوانـد ، خورانـد ، آورد ،
افشانـد ، افکنـد و  ...
« اد » : افتـاد ،  نهـاد ، ایستـاد ، فرستـاد ،
« ست » ( ـِست ) : زیـست ، مانـِست ، آراست ، توانـِست ، گریـست ،
«  ت » : بافـت ، شکافـت و ...
  هر چند برخي تكواژ هاي ماضي ساز را به حساب آورده اند و درست هم همين
است ولي  در كتاب هاي درسي زبان فارسي ، امتحانات نهايي و كنكور سراسري
دانشگاه ها جز در مورد فعل هايي كه با تكواژ « ان » گذرا شده اند ، به
عنوان يك تكواژ پذيرفته نشده اند بنابراين تكواژ ماضي ساز را فقط در اين
مورد به حساب بياوريم :
  خوابيد (فعل ناگذر) ← خواباند (گذرا) : خواب (بن مضارع ) + ان (علامت
گذرا كننده ) + د ( علامت ماضي ساز )+ Ø

26-  افعال چه یک تکواژ باشند و چه چند تکواژ با هم یک فعل را تشکیل
می¬دهند : گفت ، گفته¬است ، گفته بود ، گفته-شده¬بود ، گفته باشد ،
گفته¬¬¬¬ شده باشد و ... هر یک تنها یک واژه هستند .و یا افعال مرکّب با
تمامی اجزا یک واژه محسوب می¬شوند : آوردن = یک واژه ،  به دست آوردن (
به معنای کسب کردن) = یک واژه ،  به حساب آوردن = یک واژه ، کلاه¬برداری
کردن = یک واژه  ،  کلاه به سر کسی گذاشتن و امثالهم نیز یک واژه محسوب
می¬شوند .

27-  مواظب باشیم گروه کلمه را هرچند اجزای کوچکی داشته باشد یک واژه
محسوب نکنیم : دلش می¬خواست . ( دل =یک واژه و ـَش = یک واژه)       (
ازم پرسید . ( از = یک واژه  ـَم = یک واژه  پرسيد= يك واژه  )

28-  نیست = نی + ست ( است ) +  Ø (شناسه¬ی صفر ) /  بجود = ب + جو = ـَد
( شناسه )  /  ماست ( فعل )  = ما + ست ( است ) +  Ø (شناسه¬ی صفر )    /
 بر¬می¬آید = بر + می +آ ( آی ) + ـَد (شناسه ) /  ادبیّات = ادب + ی +
ات  /  ماندگار = مان + د ( پسوند ماضی ساز ) گار  / تکاپو = تک + ا + پو
 / زیبایی = زیب (بن مضارع ) + ا ( پسوند صفت ساز ) + ی ( یی ) ( پسوند
اسم ساز ) درصورتی که: ۴ تكواژ-  وقتی که : ۳ تكواژ - چنانچه : ۲ تكواژ
پروردگار : ۲ تكواژ- پرندگان : ۳ تكواژ

29-  « در شعر « باغ من » ، شاعر به توصیف پاییز می¬پردازد و پاییز را نه
فصل بی¬حاصلی و خشکی و نازیبایی که مظهر زیبایی و پادشاه فصل¬ها می¬داند
. »
تکواژ¬ها = ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ /
پاییز /می / پرداز / ـَد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی / حاصل /
ی / و / خشک / ی / و / نا/ زیب / ا / یی (ی) / و / پادشاه / ـِ / فصل /
ها / می / دان / ـَد /  )
واژه¬ها :  ( در /شعر / ـِ / باغ / ـِ / من / شاعر / به / توصیف / ـِ /
پاییز /می  پرداز َد / و / پاییز / را / نه / فصل / ـِ / بی  حاصلی / و /
خشکی / و / نا زیبایی / و / پادشاه / ـِ / فصل¬ها / می¬دانـَد /  )
- « نثر تاریخی در قرن پنجم در کتاب تاریخ بیهقی اوج و اعتبار خاصّی یافت . »
تکواژ¬ها : ( نثر / ـِ / تاریخ / ی /  در / قرن / ـِ / پنج / ـُم / در /
کتاب / ـِ / تاریخ / ـِ / بیهق / ی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّ / ی /
یافت / Ø /
واژه¬ها : ( نثر / ـِ / تاریخی /  در / قرن / ـِ / پنجـُم / در / کتاب /
ـِ / تاریخ / ـِ / بیهقی / اوج / و / اعتبار / ـِ / خاصّی / یافتØ /
-  « قلمرو خیال آن¬ قدر  وسیع و پهناور است که هر چیز غیرممکن می¬تواند
در آن جاشدنی و بودنی باشد . »
تکواژها : ( قلم / رو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهن / ا / ور /
است / Ø / که / هر / چیز / ـِ / غیر / ـِ / ممکن/ می / توان / ـَد / در /
آن / جا / شد / ـَن / ی / و / بو 1 / د 2 / ـَن / ی / باش / ـَد /   (1-
« بودن » دو بن مضارع دارد :  « بو   و  باش »        2- پسوند  ماضی ساز
است . )
واژه¬ها : ( قلمرو / ـِ / خیال / آن /قدر / وسیع / و / پهناور / استØ /
که / هر / چیز / ـِ / غیر ممکن/ می توانـَد / در / آن /    جا شدَنی / و
/ بو دَنی / باشـَد /
- « با گسترش شعر فارسی در عراق و توجّه نویسندگان و شاعران به علوم و
ادبیّات در شعر و نثر تحوّلی پیدا شد . »
تکواژ¬ها : ( با / گستر / ـِش / ـِ / شعر / ـِ / فارس / ی / در / عراق /
و / توجّه / ـِ / نویس / ـَنده / ان (گان) / و  / شاعر / ان / به / علوم
/ و / ادب / یّ / ات / در / شعر / و / نثر / تحوّل / ی / پیدا / شد / Ø /
واژ¬ه¬ها : ( با / گسترش / ـِ / شعر / ـِ / فارسی / در / عراق / و /
توجّه / ـِ / نویسـَندگان / و  / شاعران / به / علوم / و / ادبیّات / در
/ شعر / و / نثر / تحوّلی / پیدا / شدØ /
-  « ویژگی نثر عرفانی ،  سادگی و نزدیک بودن آن به زبان محاوره است . »
 تکواژ¬ها ¬¬ : ( /ویژه / ی (گی) / ـِ / نثر / ـِ / عرفان / ی / ساده / ی
(گی) / و  / نزدیک / بو / د / ـَن / ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره /
است /  Ø /
واژ¬ه¬ها : ( /ویژگی / ـِ / نثر / ـِ / عرفانی / سادگی / و  / نزدیک بودن
/ ـِ / آن / به / زبان / ـِ / محاوره / استØ /
- « با پيشرفت ِ صنعت و گسترش ِ فنون ِ ارتباطات ، اكنون رسانه هاي ِ
ديداري و شنيداري به كمك محققان آمده اند تا سرعت و دقّت پژوهش ها را
بيفزايند .
تكواژ : با / پيش / رفت /   ِ  / صنعت / و / گستر /  ِ ش /   ِ  / فنون /
  ِ / ارتباط / ات / اكنون / رس / انه / ها / ي ِ / ديد / ار / ي / و /
شنيد / ار / ي / به / كمك /   ِ / محقق / ان / آمد / ه / اند / تا / سرعت
/ و / دقّت /   ِ / پژوه /  ِ ش / ها / را / ب / افزاي / ند ( 45 تكواژ )
واژه : با / پيشرفت / ِ / صنعت / و / گسترش / ِ / فنون / ِ / ارتباطات /
اكنون / رسانه ها / ي ِ / ديداري / و / شنيداري / به / كمك / ِ / محققان
/آمده اند/ تا /سرعت /و / دقّت/ ِ/پژوهش ها / را /بيفزايند(29واژه)
-  « اين نوشته ها پر از نكاتِ و لطايفِ تاريخي، اجتماعي، ديني و ادبي است.»
تكواژ: / اين / نوشت / ـه / ها / پر / از / نكات / و / لطايف / ــِـ /
تاريخ / ي / اجتماع / ي / دين / ي / و / ادب / ي / است /   21 تكواژ
واژه: / اين / نوشته ها/ پر / از / نكات / و / لطايف / ــِـ /تاريخي /
اجتماعي / ديني / و / ادبي / است/ 14 واژه
-« وظيفه‌يِ مترجمِ ادبي آن نيست كه مطلب را بجود و در دهان خواننده بگذارد.»
تكواژ: / وظيفه / يِ / مترجم / ــِـ / ادب / ي / آن / ني/ است/    / كه /
مطلب / را / بـ / جو / د / و / در / دهان / ــِـ / خوان / نده / بـ /
گذار / د/  25 تكواژ
واژه: / وظيفه / يِ / مترجم / ــِـ / ادبي / آن / نيست / كه / مطلب / را
/ بجود / و / در / دهان / ــِـ / خواننده / بگذارد/  17 واژه

30- تنوين تكواژ اشتقاقي است . معمولاً ( معمول + اً ) 

31 – بايد به فرق هجا و تكواژ دقت كرد . هجا كوچكترين ساخت واجي ( آوايي
) است كه از تركيب چند واج حاصل مي شود و مي توان آن را در يك دم زدن
بدون قطع نفس و بي فاصله ادا كرد ( همان بخش كردن واژه در دوره ي ابتدايي
) امّا تكواژ كوچكترين واحد معني دار يا دستوري زبان است . ممكن است
تعداد تكواژ و هجاي يك واژه مساوي باشد امّا اين نبايد ما را به اشتباه
بيندازد كه فكر كنيم تعداد هجا و تكواژ هاي يك واژه عين هم هستند به دو
مثال دقّت كنيد : « گل » هم يك هجا و هم يك تكواژ است ؛   « ارديبهشت »
چهار هجايي است اما يك تكواژ به حساب مي آيد . پس تكواژ مربوط به معناي
زبان است و هجا مربوط به آوا و تلفّظ زبان .

32- در كلمات عربي « ه » تانيث و « ه » مصدر ها را تكواژ حساب نمي كنند .
ضاله ، مقدسه

33- حرف تعريف يا معرفه ساز «ال » را يك تكواژ به حساب بياوريم : كمال +
ال + ملك ( كمال الملك )

34 – كلمه ي روان اگر به معناي جاري باشد دو تكواژ ( رو + ان ) و اگر به
معناي روح باشد يك تكواژ است .

35- برخي از واژه هاي مشتق كه نياز به دقّت دارد  : نارس ، نشكن ، هم درس
، هفتگي ، وضعيّت ، افسرده ، گيره ، تابه ، ماله ، لبه ، پايه ، زمينه ،
سياهه ة دهه ، روش ، دانه ، پذيرا ، تركيه ، نامور

36- واژه ي « گلستان » : گل ( تكواژ آزاد ) ستان ( تكواژ وابسته اشتقاقي )
 واژه ي « هنرمند » : هنر ( تكواژ آزاد ) مند (تكواژ وابسته اشتقاقي)
 واژه ي « باسواد » : با ( تكواژ اشتقاقي ) سواد ( تكواژ آزاد )
واژه ي «نمي رفته» است : نـِ (تكواژ وابسته ) مي (وابسته ) رفت ( آزاد )
هـ (اشتقاقي ) است (آزاد ) Ø (وابسته)

37- واژه از يك يا چند تكواژ ساخته شده است و معناي مستقل ( قلم ، راه ،
دانشمند ) يا غير مستقلي ( از ، در ، كه ، با ) دارد .

38- كسره ي اضافه و مواردي مثل حروف پيوند ي مثل «و»  و  «ي»  اسنادي كه
جزء تكواژ هاي آزادند ، در ظاهر معني مستقلي ندارند ولي در ساختار جمله
مفهوم پيدا مي كنند .

39- اسم در كنار نشانه ي جمعش ، يك واژه محسوب مي شود : كتاب ها ( يك
واژه ) ؛ شهيدان ( يك واژه )

40- حرف ربط و حرف اضافه خود در حكم يك واژه اند :
     من  ديروز   يكي   از  دوستانــــم      را    در   خيابان   ديدم
( ده واژه )
41 - « رياضي » يك تكواژ آزاد است ( دستور زبان انوري )

42- فعل امر  نيز سه تكواژ دارد : برو    ( ب + رو + Ø ) به همين ترتيب
است :  نرو (3 تكواژ) ، هست ( دو تكواژ)

43- تكواژ هاي دو فعل مهم :
   الف : خندانيدن : خَند + ان+ يد (ماضي ساز ) + َن
   ب : رسانده باشد : رس + ان +  د +  ه  + باش +   َد

44- واژه ي « خداوند » را يك تكواژ آزاد مي گيرند ؛ البته از نظر دستور
تاريخي دو تكواژ  محسوب مي شود .

 45- « ه » مفعولي تكواژ وابسته ي اشتقاقي است .



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 23:8 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
نمونه سوال ادبیات فارسی (1)

         معنی شعر ونثر

1-    از آن پس بسازید سهراب را (5/0)

2-    زمانه بیامد نبودش توان (5/0)

3-    چو سهراب شیر اوژن اورا بدید    /  زباد جوانی دلش بر دمید (1)

4-    صد هزاران دام دانه است ای خدا   / ما چو مرغان حریصی بی نوا (1)

5-    چوده سال شد زان زمین کس نبود   / که یارست با وی نبرد آزمود (1)

به سوالات داده شده پاسخ صحیح وکامل بدهید

1-    با توجه به ابیات زیر :

 از  خدا    جوییم   توفیق   ادب                      بی ادب محروم ماند از لطف رب

بی ادب تنها نه خود را داشت بد                      بلکه  آتش   در   همه   آفاق   زد

1-    چه کسی ظرفیت پذیرش لطف خدا را ندارد؟ (25/0)

2-    کدام واژه در بیت دوم استعاره از ظلم وستم است؟ (25/0)

2-    «کوشیدن » دربیت « بکوشیم فرجام کار آن بود / که فرمان و رای جهانبان بود » به چه

         معنی است؟ (5/0)

   4-چرا سهراب از پدرش می خواهد که درمرگ او زاری وبی تابی نکند؟ (5/0)

   5- رستم از کجا دریافت سهراب پسر اوست ؟ (5/0)

6- ارکان تشبیه را در بیت زیر مشخّص کنید. (1)

    بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران            کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

    6-  با توجه به ابیات زیر به سوالات داده شده پاسخ دهید.(5/1)

           دلیر    جوان  سر  به  گفتار  پیر                 بداد و ببود این سخن دل پذیر

           رها کرد زو دست وآمد به دشت            چو شیری که بر پیش آهو گذشت

          همی کرد  نخجیر   و یادش نبود              ازآن کس که با وی نبرد آزمود

1-    مقصود از دلیر جوان وپیر چه کسانی هستند؟

2-    چه کسی مثل شیر از کنار آهو گذشت و بیانگر چه خصلتی است؟

3-    « نخجیر » در بیت سوم به چه معناست؟

7- با توجه به داستان رستم وسهراب ، مصراع « که کم باد نامش زگردن کشان » نفرین چه

    کسی است؟ (5/0)

           1- فردوسی در حق رستم                                 2 -  سهراب در حق پدر

          3- رستم درباره ی خودش                                4- تهمینه در حق رستم  

8  - کدام گزینه درباره ی بیت زیر درست نیست ؟    (5/0)

            خرامان بشد سوی آب روان          چنان چون شده باز جوید روان

         1-« شده »به معنی« رفته» است                2- « روان » دردو مصراع قافیه است

       3- « روان » دردو مصراع جناس است          4- « بشد » به معنای « رفت» است             

9-کدام عبارت از ویژگی های ادبیات حماسی نیست؟(5/0)

1-    ویژگی اصلی آن تخیّلی بودن وشکل داستانی بودن آن است

2-    روایتی از تاریخ  حقیقی یک ملّت است

3-    وجود انسان های آرمانی وبرتر

4-    در آن رویداد های خلاف عادت فراوان است



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 23:7 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

پایه اول- درس دوم رزم رستم و سهراب (1)

ابیات زیر را بخوانید وبه پرسش های خواسته شده پاسخ دهید.

ورایدون که آید زاختر پسر                 ببندش به بازو نشان پدر

مگر کان دلاور گو سال خورد             شود کشته بر دست این شیرمرد

ازآن پس بسازید سهراب را                ببندید یک شب براوخواب را

زکف بفکن این گرزوشمشیرکین           بزن جنگ و بیداد رابرزمین

1- دربیت اول با توجه به آوردن کلمه ی "اختر" به کدام عقیده ی پیشینیان اشاره دارد؟

2- دربیت دوم منظور از"گوسال خورد"و"شیرمرد"چه کسانی هستند؟

3-مفهوم کنایی"خواب را برکسی بستن"درمصراع "ببندید یک شب براوخواب را"چیست؟

4-درمصراع دوم بیت چهارم ،مفهوم"جنگ رابرزمین زدن"چیست؟

 پایه اول- درس سوم-رزم رستم وسهراب (2)

ابیات زیررابخوانیدو به پرسش های خواسته شده پاسخ دهید.

رهاکردزودست وآمدبه دشت              چوشیری که برپیش آهو گذشت

چوسهراب شیراوژن اورا بدید            ز باد جوانی دلش بردمید

بخواهد هم از تو پدر کین من              چوبیند که خاک است بالین من

چوبگشادخفتان وآن مهره دید              همه جامه بر خویشتن بردرید

 

1- باتوجه به داستان«  جنگ رستم و سهراب»  دربیت اول کدام یک ازدو پهلوان به

"شیر"وکدام به "آهو"تشبیه شده اند؟

2-منظور از "باد جوانی"در مصراع دوم بیت دوم چیست؟

3-منظور از "خاک است بالین من"دربیت سوم چیست؟

4-مفهوم کنایی"جامه برخویشتن دریدن"چیست؟



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 23:6 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
امتحان مستمر ادبیات (1) از درس 13 تا پایان درس 16

1ـ "سرخي آسمان بعد از غروب آفتاب" با چه واژه‌اي هم معني است؟

2ـ در بیت زیر آرایه ی تشبیه را پیدا کنید و مشبه و مشبه به آن را بنویسید .

"به رود سند می غلتید بر هم / ز امواج گران کوه از پی کوه "

3ـ معادل فارسی حواس زیر را بنویسید .

سمع :                      بصر :                    شمّ :                       ذوق :

4ـ "بزرگی خرد و دانش راست ، نه تخمه و گوهر " یعنی :

5ـ در بیت "جوانی نکو دار کاین مرغ زیبا / نماند در این خانه ی استخوانی " آرایه ی تشبیه و استعاره را نشان دهید .

6 ـ کتاب های زیر به طور ناقص نوشته شده است . آن ها را کامل کنید و بگویید از کیست .

با کاروان .............. 2 ـ ............. در کوزه 3ـ ........... اسلام

7 ـ کلمات زیر را معنی کنید .

الف ـ ملجأ :                    ب ـ غریو :                پ ـ متاع :              ت ـ سیماب :

8 ـ با توجه به بیت پاسخ دهید

الف ـ یک آرایه ی ادبی را بنویسید.

ب ـ " دریای بی پایاب " یعنی :  

"چو بگذشت از پس آن جنگ دشوار / از آن دریای بی پایاب آسان "

9 ـ ادبیات تعلیمی نوع دوم را توضیح دهید و یک کتاب با نام نویسنده برای مثال بنویسید .

10 ـ قابوس نامه کتابی است از عنصرالمعالی کیکاووس با نثری بسیار دشوار . درست □ نادرست □



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 23:4 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
نمونه سوال مستمر ادبیات (2) با پاسخ

1ـ واژگان  زیر را به فارسی روان بنویسید.

الف ـ  صفات مذموم : ناپسند  ـ ب ـ رهایی و عروج : بالا رفتن   پ ـ ارتجالاً انشایی ساخت :   یکباره ـ بدون فکرقبلی    ت ـ استرحام می کرد :  درخواست بخشش و رحم     

ث ـ خطیب سواره و مستمعان پیاده بودند : سخنران ـ شنوندگان  ج ـ گون از نسیم پرسید : درختچه ای کوتاه و خاردار   چ : چاه ضلالت :  گمراهی      

2 ـ گل ها و بوته ها حالت مجرّد دارند . یعنی :  حالت معنوی دارند

3 ـ دمی آب خوردن پس از بدسگال / به از عمر هفتاد هشتاد سال . یعنی : یک لحظه زیستن پس از مرگ انسان بدخواه ، از عمر هفتاد یا هشتاد ساله بهتر است .

4 ـ اصطلاح " کمیتش لنگ بود " یعنی :
ناتوان بود

5- با توجه به شعر زیر پاسخ دهید .

خشک آمد کشتگاه من / در جوار کشت همسایه / گرچه می گویند : می گریند روی ساحل نزدیک / سوگواران در میان سوگواران / قاصد روزان ابری ،داروگ ، کی می رسد باران ؟ / بربساطی که بساطی نیست / در درون کومه ی تاریک من که ذرّه ای باآن نشاطی نیست / و جدار دنده های نی به دیوار اتاقم دارد از خشکیش می ترکد .

الف- داروگ یعنی چه ؟  اعتقاد مردم را راجع به داروگ بیان کنید .
قورباغه ی درختی ـ اعتقاد عامّه بر آن است که هر گاه داروگ می خواند نشانه ی آمدن باران است .

ب- منظور از کشتگاه من و کشت همسایه چیت ؟ 
کشور من ـ  کشور همسایه ( شوروی سابق )

ج- شاعر در این شعر جامعه ی خود را چگونه تصویر می کند ؟ عصر سیاه حکومت استبداد در جامعه را به تصویر می کشد .

ه بر بساطی که بساطی نیست یعنی چه ؟ چه آرایه ای در آن به کار رفته است ؟ اوضاعی که بسیار نا به سامان است . ـــ پارادوکس یا متناقض نما

6 ـ در " شعر سفید من روسیاه ماند / که در فضای تو به بی وزنی افتاد " آرایه ها را بنویسید .

سپید  و سیاه = تضادّ       بی وزنی  : ایهام دارد .  معنی 1 : بی ارزشی   معنی 2 : بی وزن بودن شعر سپید که یکی از انواع شعر نو است . معنی 3 : اشیا در فضا بی وزن هستند !

7 ـ نام آثار زیر را کامل کنید و نویسندگان آن ها  را بنویسید .

الف ـ در کوجه باغ های نیشابور از :  شفیعی کدکنی            ب ـ در حیاط کوچک پاییز در زندان  ،  از : مهدی اخوان ثالث

8 ـ شعر موج نو ، نه آهنگ دارد ، نه قافیه و نه وزن عروضی . درست    نادرست

9 ـ  ابوالقاسم لاهوتی ، تقی رفعت از پیشگامان نوآوری در شعر عصر مشروطه هستند . درست    نادرست

10 ـ اولین منظومه ی نیما یوشیج ..افسانه........ نام دارد که آن را سر آغاز ..شعر نو.... دانسته اند .



تاريخ : یکشنبه چهارم اسفند 1392 | 22:59 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )
نمونه سوال آزمون مستمر زبان فارسی (3) با پاسخ

1ـ خنده ی حاصل از طنز ، خنده ای است .......... تلخ و دردناک .... که شخص یا مطلب مورد انتقاد را سرزنش می کند .

2ـ اساس همه ی شیوه های طنز .... بر هم زدن عادت ها .......  است .

3 ـ در متن زیر نویسنده از چه شیوه ای برای طنزپردازی استفاده  کرده است ؟

" دیدم  ـ ماشائالله ، چشم بد دور ـ آقا واترقیده اند . قدّش دراز تر و تک و پوزش کریه تر شده است . "

پاسخ : بزرگ نمایی در توصیف چهره و حالات و خصایص انسانی

4 ـ  از شیوه های ساخت طنز، نقیضه پردازی یا ..... تقلید از آثار ادبی ......  است .

5 ـ ساختمان واژه های زیر را بنویسید .

ساربان (     ساده     ) زمستان (    ساده    ) تهمینه ( ساده ) چادرنشین ( مرکب  )       اتاقک ( مشتق  )

گلاب (مرکب  ) بینش (مشتق   ) ناودان (ساده ) روان خوانی ( مشتق ـ مرکب    )

6 ـ نام اجزای تشکیل دهنده ی واژه های مرکب زیر را بنویسید.

الف ـ خوش بخت (  صفت + اسم = صفت  ) وطن خواه ( اسم + بن مضارع = صفت )

7 ـ از ترکیب " صفت + بن مضارع صفت " یک مثال بنویسید .

پاسخ : زود + گذر = صفت

8 ـ اشکال مختلف فرآیند های واجی را نام ببرید . پاسخ : کاهش ـ افزایش ـ ابدال ـ ادغام

9 ـ از کلمات دخیل زیر ،کدام  نشان دار و کدام بی نشان است . ( نشانه ی نشان دارها را بنویسید )

استنساخ : بی نشان     مع الوصف : حرف + اسم 

10 ـ املای درست واژه های زیر را بنویسید .

ـ مظیف و مهمان سرا (    مضیف و مهمان سرا ) ـ حبوط و صعود (     هبوط و صعود  )

ـ ثواب و مصلحت (صواب و مصلحت ) ـ بوی متبوع ( بوی مطبوع )



تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 22:6 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

« نکته های مهم درس املای فارسی در دوره متوسطه اول »

1ـ کلمات هم خانواده : واژه هایِ هم ریشه که با هم ارتباطِ معنایی دارند وعربی هستند،واژه هایِ هم خانواده می گویند. در هم خانواده سه حرفِ اصلی کلمه باید به ترتیب در کلماتِ دیگر تکرار شوند تا بتوانند با یکدیگر هم خانواده باشند.مثلاً کامل دارایِ سه حرفِ «ک م ل » استو می تواند با« تکمیل» هم خانواده باشد اما با « کلام » و« کلمه » هم خانوادهنیست چون سه حرفِ اصلی این کلمات « ک ل م» است و ترتیبِ این کلمات بایکدیگر متفاوت است.

کلماتِ زیر به همراهِ هم خانواده هایشان را ، به خاطر بسپارید:

عُلوم: عالِم، عِلم، مُعَلِّم،عُلَما،تَعلیم،تَعَلُّم ، معلوم و...  

قادِر : مَقدور، قدرت ، قَدَر ، قَدّار ، قَدر، قَدیر و...

مسلمان: اسلام، تسلیم،مُسلِم، سلام،سالم، سلیم ،سلامت و ...   

ظالِم : ظُلم ، مَظالِم ، مَظلوم ، ظُلُمات، ظُلمَت و ...  

مسائل : مسئله ، سؤال ، سائِل و...

شُغل : شاغِل ، مَشغول ، مَشاغِل ،اشتغال،مشغله، اشغال و ... 

شاهد : شهید ،شُهدا ، مشهد و ...       

حُضور : حاضِر ، مَحضَر ، حُضّار و...

طالِب : مطلوب، مَطلب ، طَلَب و...     

ظاهِر : تظاهُر، مُتَظاهر،مَظاهر، ظَواهِر، مَظهَر،ظُهور و... 

نَصر : نُصرَت ، ناصِر ، مَنصور، نصیر و ...

اَعمال: عَمَل،عامِل،عامِلان و...

جاهِل : جَهل ،مَجهول ، جِهالت و...  

مُتَعال : تَعالی ، مُتَعالی، عالی ، اعلا ،علیا و...       

مَخلوق : خَلق ،خالِق ، خِلقَت، خَلایِق و...     

جَماعَت : جُمعه،جامِع ،اجتماع،جمیع،مجتمع،جوامع و... 

مُناظِره : مَنظَر ،نِظاره ، مَنظور ، ناظِر و...    

نسخ : مَنسوخ ،ناسخ و ...

فهم : مفاهیم ،مفهوم ، فهیم و ... 

* در فعل ها ، بن فعل ،چه بن  ماضی و چه بن مضارع می تواند به عنوان هم خانواده به کار رود.مانند :

ـ روان : رفتار ، روش ، رفته ، رونده و...   

ـ دیدار : بینا ، بینش ، دیده ، دیده بان ، بیننده و ...                                             

2ـ مترادف (هم معنی ) : به کلماتی می گویند که از نظرِ نوشتن وخواندن با هم فرق دارند، امّا از نظرِ معنی با هم مشترک هستند؛ بعضی از کلمات دو یا چند مترادف دارند. مانند:

تاریکی = ظُلمت           جَمال = زیبایی، قشنگی           علم  = دانش 

پارسا = پرهیزگار           مُتَعالی =  بلند مرتبه         نور = روشنایی  

تلاش = کوشش، سَعی، جَهد            عُطوفَت = مهربانی ، دلسوزی

آوا = صِدا           مُراد = خواسته ، آرزو        خانه = سَرا        

 مَعاش =خرجِ زندگی ، کفافِ زندگی                            غوغا = هَیاهو   

عزَّت = بزرگی ، جَلال        جامِه = لباس        ناراحت = غمگین، اَفسُرده،دل تنگ

عِیب = عار                  غُرور = خودپَسَندی          غم = اندوه          

 مَعصیت =گناه ، سرکشی، عُصیان           بُزرگی = جَلال   

پنهان = نَهان، غِیب          تند = سریع       طَریقَت = شیوه ، رَوِش ، راه ،طَریق 

پیدا = آشکار                                  زندگی = حیات    عمل = کار      

غَرّه = مَغرور                                 نَصیحَت = پَند    ذوق = شوق      

رایگان = مُفت ، مَجانی                      شاد =خوش حال، سُرور              

مُصِر = اِصرار کننده ، پافشاری کننده ، سِماجَت کننده                

صَبر= بُردباری،شَکیبایی ،صَبور         مَشَقَّت = سختی ، دُشواری ، رنج ، تَعب     

سعادَت = خوشبختی ، نیک بختی     

3ـ کلمه های ِدو تَلَفُّظی:برخی از واژه ها در زبانِ فارسی به دو صورت تَلَفُّظ می شود که هردو تَلَفُّظ،صَحیح می باشدبه این گونه واژه ها، کلمه هایِ دو تَلَفُّظی می گویند. مانند : 

باغِبان و باغبان    /  استُوار و استوار   /   مهرَبان و مهربان /  مُستَمَندو مُستمند /  

آسِمان و آسمان /      پاسِبان و پاسبان /     آشِکار و آشکار/       روزِگار و روزگار/  

4 ـ معادل کلمات : در زبانِ فارسی برخی از کلمات از زبان های دیگر وارِدِ زبان فارسی شده است و در کشورِ ما  نَهادی وجود دارد به نامِ «فرهنگستانِ زبان وادبیّاتِ فارسی» که برایِ آن کلمات،مُعادِل هایی  را پیشنهاد می کند تا آن کلمات را به جای کلمات بیگانه استفاده کنیم. 

برخی از کلمات به همراهِ مُعادِلِ فارسی آن :

سایت : پایگاه                  اس ام اس(sms)  : پَیامَک     

اُتومُبیل : خودرو                        کوپِن : کالابرگ                  

 ایمِیل : رایانامه، نامه ی اِلِکترونیکی      فاکس : دورنگار، نَمابَر           

 کامپیوتِر : رایانه                          سوبسید : یارانه

 پاراگراف : بند                              کاما : ویرگول           آدرس : نشانی      

 سایت : پایگاهترمینال : پایانه          کاناپه : نیمکت    

 پیتزا : کش لقمه                   هلی کوپتر : بالگرد

5 ـ نشانه هایِ اختصاری : گاهی برایِ نوشتن برخی ازعبارت ها وجملات،از حروفی که مختصرِ آن کلمات است استفاده می شود که به آن حروف،نشانه های اختصاری می گویند. مانند:

 ـ « ص » صلوات الله عَلَیه : [ درود و صلواتِ خدا بر او  باد. ]      

ـ « رض» رضی الله عنه : [ خداوند از او راضی و خشنود باد ]         

ـ « س » سلام الله علیه ( یا علیها) : [ درودِ خداوند بر او (زن ) باد ] این نشانه برای معصوم (زن) به کار می رود.                                          

 ـ « ره » رحمه الله علیه : [ رحمتِ خداوند بر او باد ]           

ـ « ع » علیه السّلام : [ بر او درود باد]

« م » : میلادی                              « هـ . ش » سالِ هجری شمسی     

«ع » علیه السّلام                          « ق.م » قبل از میلاد

« ره » رحمه الله علیه             

 « س » سلام الله علیه ( یا علیها)« هـ . ق » سالِ هجری قمری     

« رض» رضی الله عنه                   

« عج » عجل الله تعالی فرجه 

6 ـ پسوندِ  « ـَ ک »و انواع آن:یکی از پسوند های معروفی که به اسم می چسبد و واژه ی غیرساده می سازد،پسوندِ« ـَ ک» است که مفهوم هایِ مختلفی را در کلمه به وجود می آورد. 

انواعِ  ـَ ک در زبان فارسی :                                                                                                                                             

1 ـ  نشانه ی تصغیر : مفهومِ کوچکی و خُردی را می رساند . 

مانند : بامَک ( بام +  ـَ ک ) به معنیِ (بامِ کوچک ) 

 2 ـ نشانه ی ترحّم و دلسوزی: مفهومِ دلسوزی را دربر دارد. 

مانند: طفلَک (طفل+ ـَ ک) به معنیِ(طفلِ ترحُّم انگیز)  

3 ـ نشانه ی شباهت :مفهومِ شباهت به چیزی را ،نشان می دهد.

مانند: پشمَک (پشم+ ـَ ک)به معنیِ (نوعی به شکلِ الیاف پشم ) 

4ـ نشانه ی حالت : مفهومِ حالت وچگونگی را، بیان می کند. 

مانند: نرمَک(نرم + ـَ ک)به معنیِ(به صورتِ نرم)    

 5 ـ نشانه ی تحقیر و توهین : مفهومِ توهین را با خود دارد.

مانند:مردَک (مرد+ ـَ ک)به معنیِ(مردپَست وفرومایه)

* مثال هایی برایِ  پسوندِ تصغیر ( کوچکی):

شاخَک (شاخ  + ـَ ک )    =   شاخه ی کوچک 

 اتاقَک ( اتاق + ـَ ک ) =    اتاقِ کوچک

بامَک  ( بام  +  ـَ ک )   =   بامِ کوچک     

داستانَک ( داستان + ـَ ک )     =  داستانِ کوچک

شهرَک ( شهر+ ـَ ک )       =      شهرِ کوچک       

 مُرغَک ( مرغ + ـَ ک )       =  مرغِ کوچک

پایَک ( پای + ـَ ک )          =      پایِ کوچک     

کمانَک  (کمان + ـَ ک )      =   کمانِ کوچک

زاغَک ( زاغ + ـَ ک )         =   زاغِ کوچک      

 پیامَک ( پیام + ـَ ک )           =   پیامِ کوچک 

7 ـ کلماتِ مُخَفَّف : شاعِر گاه کلمه ها را به شکلِ کوتاه شده یا « مُخَفَّف » درشعر می آورد، گاهی نیز به خاطِر وزنِ شعر مجبوراست که کلمه ها را مُخَفَّف کند.

 کلماتِ زیر به همراهِ مُخَفَّفِ  آن آمده است :

گر =  اگر                    ار  =  اگر            سَحرگَهان   =    سَحرگاهان

بُرون  =  بیرون             سِپَه  =  سِپاه                 زِ   = از

بِه    =  بهتر                 کِه   = کوچک تر                                                                                                                                                                                               

8ـ کلمات چند شکلی:در زبان فارسی کلمه هایی وجود داردکه چند شکل شبیه به هم دارندو از آن ها در موقعیّت های مختلف استفاده می شود:

هوشیار:  هشیار                        آینه : آیینه                    پرهیزکار : پرهیزگار  

اِفریقا : آفریقا                          پیامبر :  پیغامبر                    جارو : جاروب   

جاودان :جاودانه،جاویدان         سپید : سفید                           

 9ـ کلمات هم آوا  (مُتَشابه) : به کلماتی می گویند که به یک صورت تلفّظ و خوانده می شوند،امّا شکلِ نوشتاری آن ها  و در نتیجه معنایِ آن ها متفاوت است.(به طورِ خلاصه،کلمات هم آوا ، به کلماتی می گویندکه تلفّظ آن ها یکی است ولی املا و معنایِ آن ها با هم فرق دارد.) مانند :

خار : تیغه هایِ همراهِ گُل             خوار : ذِلَّت : پَستی ، ذلیل      

صَفَر : نامِ ماهِ دوّمِ قَمَری          سَفَر : از جایی به جایِ دیگر رفتن ، مُسافرت

اَساس : بنیاد ، پایه                         اَثاث : لوازمِ خانه

حَیات : زندگی                             حَیاط : مُحَوَّطه ی گوشه یِ خانه    

خاست : بلند شد                           خواست:طَلَب کردن،خواستن 

خان  : مرد بزرگ ، سرا                     خوان : سُفره      

خرد : کوچک                             خورد : میل کردن

خویش : خود ، فامیل                     خیش : گاو آهن  

رازی : اهلِ ری                      راضی : خشنود      

اَمَل : آرزو                                عَمَل : کار         

ثواب : پاداش ،اَجر                   صَواب : صَحیح ، دُرُست  

صَبا : نامِ بادی که از شرق می وَزَد.          

سَبا : نامِ سرزمینی در یَمَن در داستانِ حضرتسُلیمان (ع) 

خویش : خود                               خویش : فامیل

پرتقال : یک نوع میوه                 پرتغال :  نامِ کشوری در اروپا

اَرز  : واحدِ پولِ خارجی              اَرض : ز مین               عَرض : پهنا  

  10ـ تَضاد ( طِباق ،مُتَّضاد ، مُخالف ) : دو کلمه از نظر معنی،مُخالف همدیگر باشند.   

نادانی ≠ دانایی                  دُرُشت ≠ ریز                  استوار ≠ سُست      

آزادی ≠ اِسارَت                   کوچک≠ بزرگ                  فَقر ≠ ثِروَت   

 لذّت ≠ تَنَفُّر، ناخوشی           شادی≠ غم                    روز ≠ شب                      

خنده  ≠  گریه                      دانا ≠ نادان                   غَمناک ≠ خوشحال، شاد        

زِنده ≠  مُرده               خالص ≠ ناخالص                     جَهل ≠ عِلم ،دانش

نِفرَت ≠ عِشق                    زیبا ≠  زشت                     خار≠ گُل 

نَشیب ≠ فَراز               نافرمانی≠ اطاعت                   لَیل   ≠  نَهار     

در ≠  دیوار                     خُفتِه ≠ بیدار              کافر ≠ مسلمان، غیرمسلمان  

 11 ـ «معنای واژه با  تشدید و بدون تشدید» در زبان فارسی،برخی از واژه ها،شکل نوشتاری یکسانی دارند امّا درتلفّظ ومعنا با یکدیگر متفاوت اند.(در واقع برخی از کلمه ها تنها با گرفتن تشدید معنی و تلفّظ شان تغییر می کند.) آن چه باعث تشخیص تفاوت بین این کلمه هامی شود،کاربرد این واژه ها در جمله است.نشانه ی دیگری که در تشخیص درست آن ها به ما کمک می کند،وجود نشانه ی «تشدید» است.

مُقدّم : گرامی داشتن  ـ برتر بودن              مَقدَم : قدم گذاشتن

قوت :  وعده ی غذایی                         قُوَّت :  نیرو ـ توان  

مُسلِم :  مُسلمان                                مُسَلَّم : قطعاً ـ حتمی

مَسکَن :  خانه ـ منزل                         مُسَکِّن : آرام بخش 

مُعین : کمک ـ یاری ـ فریاد رَس            مُعَیَّن : مشخّص ـ تعیین شده  

مُبین : آشکار                                     مبیّن : بیان شده 

12 ـ کلمات هم نویسه : کلماتی که دارایِ  املایِ یکسانی هستند ولی از لحاظِ تلفّظ ومعنی هیچ ارتباطی با هم ندارند. مانند :

حُسن : خوبی                              حَسَن : نیکو

قَمَری : منظور ماهِ قمری               قُمری : نوعی پرنده 

شُکر: سپاس گذاری ، تشکّر          شِکَر : شکرِ خوراکی 

کِرم :  نوعی حیوان                    کَرَم : بخشش ، بزرگواری



تاريخ : جمعه دوم اسفند 1392 | 21:58 | نویسنده : بهزاد چهارتنگی ( خاموش )

 نحوه طراحی سوال درس نگارش و انشای فارسی دوره متوسطه اول (راهنمایی)

ساختار کلی سوالات : تشریحی،کوتاه پاسخ،چهارجوابی،صحیح و غلط و…

سیر سوالات :  از آسان به مشکل

جزئیات طراحی سوال :

1)طرح سؤال از کادرهای رنگی پایان دروس

2)طرح سؤال از نکات کتاب(به جز نکات دستوری)

3)ساخت جملات و متن ادبی(کاربرد زیبایی های ادبی)

ـ با کلمات

درخت : سال هاست که درخت در انتهای جاده در انتظار رسیدن توست.

ـ با چند کلمه:

 «غروب ـ آسمان ـ مادر ـ لانه»

دم غروب آن گاه که آسمان دلش می گیرد و خورشید تابان دامنه ی نور خود را از چهره ی دشت بر می چیند.جوجه ها در آغوش لانه بی صبرانه منتظرند تا مادر با دانه های مهربانی بازگردد.

ـ مرتّب کردن کلمات یک جمله ی به هم ریخته:     «نوشت ـ کتاب ـ بهار ـ طبیعت ـ پیام ـ محبّت ـ در»

ـ با توجّه به تصویر:

تصویری داده از دانش آموز می خواهیم،در مورد آن متنی بنویسد.(سه جمله،یک بند و…)

تصویری داده از آن ها می خواهیم در رابطه با آن یک جمله ی امری ، خبری و… بنویسید.

تصویری از اشکال هندسی داده و کلمات هم خانواده یا کلمات مترادف را در آن بگنجانیم و یک گزینه اشتباه و سه گزینه درست یا به عکس سه گزینه اشتباه یکی درست را در اضلاع قرار دهیم.

ـ تکمیل کردن متن ناقص تا دو ، سه جمله،یک بند و…(با به کارگیری یک یا چند زیبایی ادبی مورد نظر):در کوچه ی دانش…

ـ نوشتن یک متن در مورد یک عبارت(در یک بند):     بادهای سرد زمستان

ـ با کلمه ی مورد نظر جمله ی امری ، خبری و… بسازید. مثال: تابستان(پرسشی) 

4)نکات نگارشی:

الف ـ علایم نگارشی

ـ قراردادن علایم مناسب در متنِ بدون علامت:          او گفت: من آمدم ، هنوز اونیامده است .

ـ قراردادن علایم نادرست و پیدا کردن آن:                   او گفت. من آمدم ، هنوز اونیامده است .

ـ پرسش در مورد کاربرد علایم نگارشی:                      کاربرد«؛»را در متن با مثال بنویسید.

ب ـ اشتباهات نگارشی(به اندازه ای که در کلاس گفته شده است): سفارشات به جای سفارش ها

5)زیبایی های ادبی

ـ تعریف زیبایی های ادبی با مثال(تشریحی،کوتاه پاسخ،چهارجوابی،صحیح و غلط):                    

ـ تشخیص زیبایی ادبی در متن: از زبان کبوتر:     من این جا چون نگهبانم،تو چون گنج               تو را آسودگی باید مرا رنج

تشبیه: من به نگهبان/تو به گنج      تشخیص:سخن گفتن کبوتر           جناس: گنج و رنج

ـ کاربرد یک زیبایی ادبی در یک جمله یا یک متن از خود ایشان:      

مثال:جمله ای از خود بنویسید که در آن تشبیه به کار رفته باشد.

مثال:برای «درخت» یک شبکه ی معنایی بسازید.   

درخت:   «درخت در جنگل در کنار سبزه ها و گل ها از نور آفتاب بهره می برد.» یا   «درخت ، سبزه ، گل ، باران»

 6)تبدیل جمله یا متن ادبی به زبانی و بالعکس.

7)نثر روان

ـ این بیت را به نثر روان بنویسید یا بیت را بازگردانی کنید.(مرتب کردن کلمات در جمله از لحاظ دستوری )

رفت به بت خانه شبی کافری         تا که نماید بت او ساحری

شبی کافری به بت خانه رفت تا که بت او ساحری نماید.

ـ بیت را به نثر روان معنی کنید.(معنی کردن بیت با رعایت نکات دستوری و نگارشی)

8)تغییر جملات   مثال: من در باد پاییز رقصیدن برگ را می دیدم.

ـ اوّل شخص به سوّم شخص یا …

ـ جای گزین کردن ضمیر اوّل شخص به جای سوّم شخص و…

9)کاربرد صفت یا صفت نسبی مناسب برای کلمات:

دانش آموز ………… ………… کتاب…………

10) معادل کلمات را بنویسید. مثال:           پرینتر:            کامپیوتر:

11)نوشتن کلمات مترادف،متضاد،جناس،هم آوا،هم آهنگ یا چند کلمه داده شده،ارتباط آن ها خواسته شود.

12) …

تعداد موضوعات انشا:

یک موضوع: ممکن است اطّلاعات و دانش دانش آموز در مورد موضوع ارائه شده اندک یا محدود باشد.

سه موضوع: باعث سردرگمی در انتخاب می شود.

دو موضوع : عیوب بالا را ندارد.

زمان مناسب برای آزمون انشا و نگارش:َ

برای پاسخ به سؤالات،چرک نویس و پاک نویس انشا 70 تا 80 دقیقه دقت لازم دارد.

مشخّصات سربرگ:

نام منطقه،نام آموزشگاه،نام و نام خانوادگی،نام پدر،کلاس(پایه ی تحصیلی)،تاریخ امتحان،زمان آزمون،نام طرّاح،نام مصحّح  -  سؤالات نگارش10 + انشا 10 نمره



  • سیب سفید
  • جاده ماز
  • سایت هنری